با سایه ات جامی بِزَن
با یادِ صادقِ هدایت:«من فقط برای سایۀ خودم می نویسم که جلو چراغ به دیوار افتاده است...».(1)
ای سایۀ افسُرده ام با من زِ تنهایی بگو
جامی به جامش میزنی با او زِ یکتایی بگو
تَرکِ تَکَبُّر می کُنَد آن کو تُرا افتاده دید
با سایه می گویم سخن با من زِ رُسوایی بگو
از لطفِ او مَست آمده با وعدۀ دیدارِ دل
احساسِ یاس اسرارِ او با چشمه از صحرا بگو
من با فَلَک چرخیده ام دورِ گُلم گردیده ام
آه ای سکوتِ آسمان از رقصِ سودایی بگو
شبهایِ تنهایی نگر آتش کِشَد در چشمِ غم
دنیا شکوفا می شود از عشقِ مینایی بگو
ای بی نشان از شادی ام صیدِ دلی؛ای بی صدا
ماها حریفی در طرب!از جانِ دریایی بگو
ای تشنۀ عطرِ تن اش لبهای باران را ببوس
غوغایِ بی تابِ نظر!با من زِ زیبایی بگو
خورشیدِ هُشیاری بِهِل از فکرِ خفته درگُذر
از عشقِ او نوشیده ای با او زِ شیدایی بگو
او با نفسْ هایش بهار آغوشِ مُشک افشان زِ او
با خود مرا او می بَرَد با من زِ والایی بگو
رؤیا چِکَد در جامِ جان آهویِ حسرت چشمِ شب
اعجازِ پروازم نگر با من زِ دانایی بگو...
چهارشنبه 24 تیرماهِ 1405/// 15 ماهِ ژوئیه 2026
ــــــــــــــــــــــــ
1-«بوف کور»صفحۀ 10.نوشتۀ:صادق هدایت چاپ اول:بمبئی 1315.چاپ جدید:بهار 2536.سازمان انتشارات جاویدان.