۱۴۰۵-۰۴-۲۹
امین بیات

سوسیالیسم دمکراتیک چیست؟

تک حزبی تفاوت آن با سوسیال دمکراسی و سوسیالیسم

 

«اتحاد فراگیر چپ انقلابی» بنظر من بر این نظر است که همه ی نیروهای اصیل چپ انقلابی که معتقدند حاکمیت موتلفه ی ارتجاع اسلامی و سرمایه داری داخلی باید سرنگون شوند،و نفوذ امپریالیسم متجاوز شرق و غرب باید بطور ریشه ای چه اقتصادی و چه نظامی از ایران قطع شوند،و هر چه سریعتر با توافق بر سر برنامه ی عملی مشخص به همکاری و مبارزه مشترک بپردازند ،تا در آینده به یک سیستم سوسیالیست دمکراتیک مشرکا دست یابند، و آن نیروهای چپی که به این عقیده نیستند یا وابسته به غربند یا به شرق امپریالیستی

ازسوسیالیسم دمکراتیک چه می فهمیم

-سوسیالیستهای« دمکرات و انقلابی» بر این نظرند که در آینده جامعه ی آزاد ایران ، حاکمیت باید از طریق انتخابات آزاد، و مشارکت جامعه ی مدنی مردم بدست بیایدند،و بر خلاف سوسیال دمکراتها که خواهان اصلاح سرمایه داری و افزایش حقوق کارگران و دولت رفاه در چهار چوب اقتصاد بازار هستند،و همچنین بر خلاف سوسیالیسم تک حزبی که کثرت گرایی سیاسی (پلورالیسم)را نفی میکند ،سوسالیسم دمکراتیک به دنبال عبور از ساختار سرمایه داری و جایگزینی آن با مالکیت اجتماعی است

سوسیالیسم دمکراتیک دارای ویژه گیهای کلیدی مخصوص بخود میباشد

- اقتصادی- گرچه دارای اشکال متفاوت هستند ،معمولا از ترکیب مالکیت عمومی حمایت و پشتیبانی میشوند، تا به عدالت اجتماعی و برابری دست بیابند، و بر اساس مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید با یک نظام سیاسی دمکراتیک و چند حزبی استوار است،دمکراسی اقتصادی را در کنار آزادیهای سیاسی محقق میکند،اقتصاد سوسیالیسم دمکراتیک ،هدفش انتقال مالکیت صنایع کلیدی،زیر ساختها و منابع طبیعی از دست مالکان خصوصی به جامعه،و شکل مالکیت بصورت تعاونیهای کارگری ،مالکیت عمومی دولتی ،جایگزینی بازار آزاد بجای تکیه ی مطلق بر بازار، برنامه ریزی دمکراتیک برای هدایت اقتصاد جامعه،با بر نامه ریزی مشارکتی ، تصمیم گیری در مورد تولید ،سرمایه گذاری و توزیع به طور آگاهانه هماهنگ و با مشارکت مستقیم مردم و کارگران صورت میگیرد،اقتصاد در سوسیالیسم دمکراتیک یک سیستم مشارکتی است که تلاش میورزد با استفاده از برنامه ریزی غیر متمرکز و مالکیت دمکراتیک،عدالت اجتماعی را بدون قربانی کردن آزادی های سیاسی محقق کند،ایدئولوژی سیاسی چپ گرا که خواهان بر قراری نظام اقتصادی سوسیالیستی یعنی مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید ،در چهار چوب یک نظام سیاسی و مردم سالار است، این دیدگاه عبور از سرمایه داری نه از طریق انقلاب خشونت آمیز ،بلکه از طریق فرایند های دمکراتیک ، دولت نقش فعالی در تنظیم اقتصاد و توزیع عادلانه ی ثروت دارد، اما نه به قیمت نابودی حقوق دمکراتیک،و خواهان عبور از مالکیت خصوصی بر ابزار های تولید اصلی است ،و معتقد به آزادی بیان وحقوق بشر است

- رفاه اجتماعی -جهت رساندن مردم به سطح رفاه اجتماعی وتاکید بر ادامه ی خدمات عمومی رایگان مانند آموزش و پرورش،ارائه ی بهداشت عمومی، بیمه های اجتماعی حمل و نقل،مسکن برای همه ی شهروندان ایرانی

- سوسیالیست دمکراتیک در برنامه اش بدنبال اصلاح نظام سرمایه داری نیست،بلکه در جهت گذر از سیستم سرمایه داری میباشد

ـ سوسیالیست دمکراتیک با اجرای عملی آزادی بیان و قلم ،آزادی احزاب ، با سیستم دیکتاتوری و تمامیت خواه از جمله استالینیسم خط کشی قاطع دارد

-بر قراری دمکراسی در محیط کار،کارگران در تصمیم گیریهای مربوط به محیط کار و ساختار تولید مشارکت فعال دارند که به معنای دمکراتیزه کردن فضای صنعتی جامعه است

- سوسیالیسم دمکراتیک در جهت ایجاد یک جامعه ی قانونمدار سوسیالیستی بعد از سرمایه داریست، ایجاد تعادل بین تولید و مصرف به گونه ای که رفاه عمومی و عدالت اجتماعی تضمین شود

نقش پول و کار در سوسیالیسم دمکراتیک،در این نظام کار و پول ماهیتی کاملا متفاوت با نظام سرمایه داری دارد،زیرا مالکیت خصوصی بر ابزار تولید از بین رفته و جای خود را به مالکیت اجتماعی داده است،و کارگر از استثمار شدن رهائی یافته و بعنوان یک وظیفه ی اجتماعی شناخته میشود،کار برای تامین نیازهای شخصی و خانوادگی و کار برای جامعه و تولید برای نیازهای جمعی،نقش پول بعنوان سرمایه ای که ارزش اضافی تولید کند از بین رفته وهدف اصلی تولید سوسیالیستی گذر از « توزیع بر اساس کار» به «توزیع بر اساس نیازها» است

- سوسیالیسم دمکراتیک با پیوند زدن آرمانهای عدالت خواهانه ی کارگری با اصول و ضوابط دمکراسی کلاسیک پیش میرود تا بتواند جایگزین مورد تایید اکثریت نود درصدی جهت بر طرف کردن مشکلات مردم از لحاظ اقتصادی،اجتماعی و سیاسی در مقابل برنامه های نئولیبرالیسم شود

چگونگی مدیریت و کنترل در سیستم سوسیالیسم دمکراتیک

در راس برنامه رد بوروکراسی استالینیستی،رد کنترل از بالا،نظارت دمکراتیک بر تولید،سوسیالیسم دمکراتیک تلاش میورزد «کنترل از بالا» اجتناب کرده و مدیریت را بشکل «کنترل دمکراتیک از پائین»یا مشارکتی تغییر دهد،در سوسیالیسم دمکراتیک دولت پاسخگو در مقابل مردم میباشد، ومسئول دمکراتیزه کردن مالکیت عمومی است،با مدیریت دولتی بین کار و سرمایه و مالکیت دولتی نظام اقتصادی مخصوص بر خوردار است،حتی در کشور های سوسیال دموکرات تنش زدایی میان سرمایه داران و دمکراسی ،وضعیتی ناپایدار دارد،و با ایجاد صندوقهای سرمایه گذاری مزدبگیران که بدنیوسیله بتوانند مالکیت شرکتهای سرمایه داری را به مردم منتقل کند. مطرح میشود در شکل «اتحاد فراگیر چپ انقلابی» که میخواهد به شیوه ی سوسالیسم دمکراتیک اداره شود اعضاء آن می توانند در تشکلهای دیگر که مرز بندی متفاوتی با اتحاد دارند مشارکت کنند؟ بنظر من جواب به این سئوال هم در عمل و هم در تئوری بستگی دارد به اساسنامه مورد قبول، که در هر جریانی میتواند متفاوت باشد، اما امروز گرایشات به آزادی عضویت افزایش چشمگیر داشته و امکان عضویت هم زمان مجاز ارزیابی شده،و از جانبی دیگر قرار نیست که «اتحاد فراگیر چپ انقلابی»تبدیل بیک سازمان دیگر در کنار دیگران پایه گذاری شود بلکه قرار است با فعالیت مشترک و همه گانی بگرد محور یک منشور سوسیالیستی ،عدالتخواهانه و دمکراسی خواه در خدمت بمردم گرد هم بیائیم

 

- سوسیالیسم دمکراتیک یک بدیل کار آمد در برابر سرمایه داری ایجاد خواهد کرد، و سوسیالیسم دمکراتیک پیش در آمد« جامعه کمونیستی» را بمردم ایران نوید خواهد داد

سوسیالیسم تک حزبی مانند مدل مارکسیست لنینیست، بنیادی است و عمدتا بر سر نحوه دستیابی به عدالت اجتماعی ،نوع ساختار سیاسی و مالکیت بر ابزار تولید،بر اساس قدرت گرفتن یک حزب (حزب کمونیست) شکل میگیرد ، در این نظام ،کثرت گرایی سیاسی (پلورالیسم) نفی میشود و حزب نماینده انحصاری طبقه کارگر تلقی میشود که اغلب به دیکتاتوری یا استبداد دولتی منجر میشود ، بدنبال بر قراری مالکیت دولتی یا عمومی بر ابزار تولید است،اقتصاد بازار را بطور کامل یا بسیار وسیع حذف میکند و به سمت برنامه ریزی متمرکز دولتی است، دولت بر تمام ابعاد زندگی اقتصادی، اجتماعی حضور مطلق دارد (دولت وحزب کمونیست). 

اگرروش سوسیالیسم دمکراتیک را انتخاب کنیم میتواند ساختار «اتحاد فراگیر چپ انقلابی» را به موفقیت برساند و مورد حمایت اکثریت مردم قرار میگیرد

 

در دوران استالین دهه ی ۱۹۲۰ سوسیالیستها در روسیه عمدتا با هم توافق نظر داشتند،که جمهوری دمکراتیک مناسب ترین شکل در جهت پیشبرد مبارزات کارگران در ساختن جامعه ای جدید است ،با داشتن حق رای مساوی-آزادی بیان-آزادی مطبوعات،و...و با هم برای انحلال سرمایه داری تضادی نداشتند،بدین منظور معتقد بودند که با گسترش آزادی های دمکراتیک ، کارگران امکان می یابند تا مبارزه ی طبقاتی را با موفقیت پیش برند

- اما در مقابل اینگونه نظریات در ایران بودند مارکسیستهای اقتدار گرا و دولت گرا، که عنوان دمکراسی برایشان مکانیزمی غیر قابل قبول بود و امروز هم هست، که در مرحله ی گذار به سوسیالیسم باید از آنها گذر کرد،و دست رد به سینه ی آنهائیکه اقتدار گراهای دولت گرا را مقابل دمکراسی پیش میکشند همانند استالینیستها، مائوئیستهاو لنینیستهای ایرانی، که خود را بدیل سرمایه داری هم بغلط معرفی میکنند،که عملکرد تا کنونی آنها ناموفق بوده و وابستگان به چین و روسیه اند،در مقطع انقلاب بدستور اربابان چینی و روسی خود با اتخاظ سیاستی غلط در کنار و حمایت از عقب مانده ترین و ارتجاعی تری قشر جامعه ، مذهبیها قرار گرفتند

اما اگر امروز مسئله را جدی نگیرند و نگیریم و اگر علیه سرمایه داری بعنوان پروژه ی زیست پذیر پذیرفته نشوند ،آیا مردم ایران آینده دارند ؟ 

در آثار گرانمایه مارکس ،موضوع دفاع از دمکراسی بسیار جدی بوده که با سانسور مطبوعات ،محدود کردن آزادی اندیشه و بیان – و دولت اقتدار گرا مخالف بوده ،مارکس بدنبال واقعیت پیدا کردن هستی اجتماعی انسان کارگر بوده ،هیچ انسانی نمیتواند علیه آزادی بجنگد،آزادی حقی همه گانی است

مارکس با نابرابریهای اجتماعی دولت،جامعه ی مدنی،مالکیت خصوصی و واقعیتهای اجتماعی بر ضد فرصت های بدست آمده ارزیابی داشت ،مارکس با دولتهایی مخالفت کرد که اصول عقلانی را رعایت نمیکردند، البته اگر بپذیریم که شرایط مادی پایه وجودی ما میباشد ،نتیجه میگیریم که اشکال مختلف سیاسی باید از امکانات ذاتی در درون آنها همخوانی داشته باشد

مارکس معتقد بود تا زمانیکه بخشی از بشریت در جهان محکوم به فقر میباشند ،جامعه ی دمکراتیک غیر ممکن است ، تا زمانیکه تضادهای جامعه ی مدنی دست نخورده ادامه یابند ،که مهمترین این تضاد میان دارندگان« حق مالکیت» با دیگرانی که از این «حق» برخوردار نیستند ،داستان فقر و نابرابری باقی خواهد ماند

اینگونه معضلات یعنی فقر و برابری را نمیتوان از بالا با اصلاحات سیاسی از میان بر داشت.مارکس معتقد بود که تنها با سقوط «دولت جامعه ی مدنی » است که سقوط دولت سرمایه داری بوقوع خواهد پیوست، ساختار اقتصادی جامعه ی مدنی بصورت رادیکال باید دگرگون شود ، تا در یک چهار چوب، «دمکراسی حقیقی»منحل نشود آزادی بمعنای واقعی و خود گردانی یا خود مختاری محقق نخواهد شد

کارگران تنها نیروئی هستند که قادر به دگر گون کردن جامعه مدنی از درون و میباشند و در نتیجه حل تضاد میان دارندگان مالکیت و فاقدان آن میباشند

سوسیالیستها ی دولت گرای ایرانی امروز ،همانند سوسیال دمکراتها،استالینیستها،مارکسیست لننیستها و تروتسکیستها ، اهرم رسیدن بقدرت را پیش شرط ضروری ایجاد سوسیالیسم می دانند،در حالیکه آنارشسیتها انکار قدرت دولتی را پیش شرط ضروری تلقی میکنند، در نتیجه دگرگونی جامعه ی مدنی را محوری در دست دارد که دگرگونی اجتماعی بر پایه ی آن میچرخد،و با واقعیت بخشیدن به رابطه ی دیالکتیکی میان دمکراسی و سوسیالیسم بازیابی باید بشود و با دفاع از منافع عام طبقه ی کارگر در ارتباط مستقیم باید باشد

در گذشته طیف گسترده ای از کمونیستها ی طرفدار چین و روسیه ،مجموعه ی جنبش کمونیستی ایران را تشکیل میدادند،این مجموعه تا زمان افشای آشکار محتوای ضد انقلابی نظرات سالهای آخر زندگی مائو بود ، که بمثابه ی بخشی از جنبش انقلابی کمونیستی ایران محسوب میشدند،و علیه امپریالیسم و دیکتاتوری آن زمان شاه فعالیت میکردند ،ولی در آن دوران بود که سر سپرده گان به حزب کمونیست چین نیز به راهی رفتند که پدران توده ایشان سالها قبل از آن ، گذر کرده بودند،یعنی به راه مبارزه علیه طبقه ی کارگر ایران ،حزب رنجبران که جریان عمده ی درونی آن را سازمان باصطلاح انقلابی حزب توده ایران را تشکیل میداد و در راه بازیابی مناسبات سرمایه داری در کنار بورژوازی انحصاری قرار داشت ،بزرگترین خیانت را به طبقه ی کارگر ایران انجام دادند

در انقلاب ۵۷ و در شرایطی که جنبش مستقل کمونیستی زیر ضربات دیکتاتوری محمد رضا شاه وابسته بامپریالیسم با مشکلات زیادی مواجه بود ،در بهمن ماه ۴۹ بخشی از مبارزین انقلابی با تئوری شبه مارکسیسم ،نظرات مائو و تئوریهای چه گوارا و رژی دبره بمبارزه چریکی علیه ريم شاه روی آوردند

از همان آغاذ این مبارزات که تحت نام چپ و «مارکسیست لنینیسم » صورت گرفت ،با شکست روبرو شد ، و درمرحله ی قیام ۵۷ هیچکدام از سازمانهای چپ انقلابی از نفوذ چندانی بر خوردار نبودند و درست در چنین شرایطی بود که خرده بورژوازی سنتی – مذهبی تحت دست نشاندگی امپریالیست توانست از توهمات توده ها قدرت را بدست بگیرد و یا باو بسپارند و از حمایت سازمانهای مارکسیست لنینیستی ، استالینیستی -مائوئیستی نیز بهره جست ، و این طیف آلت دست نیروهای مذهبی که تحت عنوان مبارزه ضد امپریالیستی به توده های مردم القاءشده بودند شدند،نتیجه ای جز خیانت آشکار به منافع مردم و مصالح انقلاب زحمتکشان ایران نداشتند

اگر چه سرنگونی دیکتاتوری شاه و امروز مبارزات کلیه اقشار جامعه علیه سیستم مذهبی رژیم کنونی بدست توده های مردم موجبات رشد کمی و کیفی ،جنبش کارگری – کمونیستی را فراهم آورده ، اما از دیگر سو فقدان صف مستقل کارگران در عرصه ی عینی و ذهنی ،با کمبود سازمانهای مستقل سوسیالیستی و سوسیال دمکرات، خطر به کجراه رفتن ، این جنبش هنوز بر طرف نشده است

بین همه ی طبقاتی که در مقابل طبقه ی کارگر که یک طبقه ی انقلابی است،تمام طبقات دیگر،بر اثر تکامل صنایع بزرگ،راه انحطاط و زوال را خواهند پیمود،حال آنکه کارگران خود محصول صنایع بزرگ میباشند

 

پیروز باد انقلاب دمکراتیک کارگری

وحدت کمونیستهای انقلابی گامی در جهت ایجاد حزب طبقه ی کارگر ایران است

11.05.2026



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر