پیامدهای مخرب جنگ برای مردم ایران و منطقه
جنگ و ادامه ی آن و تجاوز نظامی بیگانه به ایران موجب سکوت و عقببگرایی جنبشهای اجتماعی مردمی میشود، از یک سو ادامه ی آن باید از جانب نیروهای مستقل مردمی و مخالف جنگ محکوم شود،و حتی آن نیروهائیکه دل به بیگانه خوش کرده اند «ناسیونالیستهای» سر در گمی که از یک طرف تجاوز امپریالیستهاو بخصوص آمریکا و اسرائیل به دولت جمهوری تروریستی اسلامی و ایران ، دل خوش کرده اند،.
رژیم فاشیستی اسلامی و ارتجاعی جمهوری اسلامی در بحرانهای داخلی و بین المللی سخت گرفتار شده و از وحشت اینکه یک خیزش میلیونی مردمی شکل بگیرد دامن به ترور، اعدامهای مبارزین و معترضین که یک قتل عام دولتی است میزند، تا چند صباحی دیگر به زندگی ضد بشری خود ادامه دهد،نیروهای مردمی مخالف جنگ ارتجاعی و ویرانگر تنها بصورت اعتراض میلیونی با تجهیزات کامل امکان موفقیت دارند.
ورشکستگی ،فروپاشی ساختار اقتصادی در نظام استبدادی مذهبی جمهوری اسلامی شرایطی را رقم زده که باید مرز میان منافع طبقاتی نیروهای سیاسی از همیشه روشن تر از هم تشخیص داده شوند،البته وقوع جنگ همواره ماهیت واقعی نیروها و جریانات سیاسی و غیر سیاسی را عریان میکند ، جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیستی و ارتجاع تروریستی داخلی جنگ طلب ، از جانب مردم در سراسر ایران محکومند،و جنگ را ارتجاعی و علیه منافع مردم ارزیابی میکنند.
خطر ملموس قرار گرفتن مردم ایران در لبه ی پرتگاه و پیامدهای جنگ و بحرانهای ساختاری داخلی و جهت جلو گیری ازاین خطر واقعی ،راهی جز همبستگی فراگیر ملی برای نیروهای سیاسی و مردمی باقی نخواهد گذاشت که البته بسیار مشگل و غیر قابل فهم میباشد ، که همه متحد بتوانند به این نظر برسند که باید ازتمامیت نظام جمهوری اسلامی تروریست جنگ طلب بگذرند و متحد آنرا سرنگون کنند ،هر گونه دلخوشی و مماشات با بیگانه و با عوامل داخلی رژیم و یا با سپاه ،بی ثمر و نتیجه نخواهد داشت،اپوزیسیون جناحهای مختلف هنوز در سکوت و سر در گمی بسر میبرند،رسیدن به اتحاد و همبستگی کاری اساسی نمیکنند وهنوز در میانه راهند.
تورم در کشور امپریالیستی ترامپ زیر ۵ درصد است اما در طرف دیگر جنگ، دولت تروریستی اسلامی، بالای هشتاد درصد میباشد ،وضعیت معیشتی وضعیت بحرانی مطلق است مردم چگونه میتوانند از این بحران جان سالم بدر برند ،و با سیاست های مخرب دولت طالبانی در ایران برخورد کنند،تنها راه گذر از جمهوری اسلامی و تایید رای اکثریت مردم زحمتکش است.
با توجه به شرایط اسفبار جنگی حاکم بر سرنوشت مردم و ادامه ی جنگ در سطح کشور و بخصوص بخش جنوب ایران و خلیج فارس و جزایر ایرانی ،در دوران تجاوز بیگانه به کشور و ویران کردن زیر ساختها و با شعار حیدر حیدر عوامل امنیتی و بسیجی و پاسداران که آگاهانه در تدارک سرکوب داخلی بسر میبرند وبا ایجاد رعب و وحشت با اعدام در مله ی عام که معتقدند بقای حاکمیت اسلامی به بقای مردم الویت دارد،و میلیونها ایرانی که با بحران معیشت ،فقر و بیکاری با گرسنگی گرفتارند ،عوامل رژیم از ترس ترور، تروریست های موساد در پناهگاها بسر میبرند به خیال خود به امنیت عوامل رژیم در پناه گاههای ضد ترور را بر امنیت مردم ترجیح میدهند ،از درون پناهگاه به رهبران تروریستهای حماس پیام میدهند که به خلع صلاح تن در ندهند ،که مورد قبول تروریستهای حماس حتی قرار نگرفت ،روزی فرا خواهد رسید که رهبران تروریست سپاه همچون تروریستهای حماس بالجبار تسلیم خواهند شد البته اگر زنده بمانند.
در شرایط اسفبار فاجعه بار جنگ و بعد از آن، مردم روز به روز بیشتردر می یابند که با چه جنگجویان آدم کشی مواجهند ،داخلی ،سپاه تروریستی و خارجی با تجاوز وحشتناک نظامی ،وباید بیش از هر زمان دیگر بدنبال همگرایی از اقشار مختلف و بخصوص طبقه ی زحمتکش جامعه علیه جنگ باشند،و در تدارک بیشتر همگرایی همکاری در جهت سازماندهی جنبشی فراگیر از پائین بصورت افقی علیه کلیت رژیم جنگ طلب پاسداران ،مردم دریافته اند که وعده های امپریالیستها یا جهان سرمایه داری دروغی بیش نیست ،مردم بدنبال برقراری صلح عادلانه که بیشتر از این مردم در اثر بمبارانها کشته و نابود نشوند و در منطقه نیز همین روش در حال شکل گیری است ،و می بینیم که جهان سرمایه داری دیگر رژیم تروریستی جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی شناسد و در دو جبهه یکی فشار و تحریمهای بیشتر و وعده و عید های صلح ،و از جانب دیگر، تهدید بمبارانهای شدیدتر و تهدید به تصرف جزایر ایرانی در خلیج فارس ،و جنوب ایران میکنند،و راهی جز تسلیم بلا شرط برای پاسداران باقی نگذاشته اند.
نیروهای اپوزیسیون و بخصوص نیروهای چپ مستقل در همین روابط بدنبال تشکیل و راه انداری عملی یک جنبش فراگیر که متکی به پشتیبانی مردمی باشند هستند،و عبور از رژیم و علیه جنگ و کلیه ی سیاستهای جنگی دو طرف ،وظیفه ی فعالان سیاسی و مدنی گرد آوری نیروهای مردمی در کنار هم جهت گذر از تمامیت جمهوری اسلامی باید باشد.
جمهوری اسلامی محکوم به نابودی است و به این مرحله بسیار نزدیک شده است.
زمان تسلیم بلاشرط یا مرگ در انتظارسران سپاه و دولت اسلامی رسیده ، می بینیم که اکثریت کشورهای سرمایه داری در جهان مجبورند در زیر مجموعه ی امپرالیست آمریکا قرار بگیرند و از لحاذ نظامی در کنار تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران باشند و با تهدید ناتو در کنار دولتهای وابسته بخود و در کشورهای عربی حاشیه ی خلیج فارس آنها را علیه پاسداران وارد فاز جنگی کنند.
اما اینکه نیروهای مخالف رژیم و مردم گذر کرده از اسلام و جمهوری اسلامی با روش مسالمت آمیز از رژیم شکنجه گر ، قاتل ، اعدامی و... بخواهند که اعدام را متوقف کنند بنظر من ساده لوهی بیش نیست ،باید مردم و نیروهای سیاسی متوسل به زور مزدوران قاتل جوانان وطن را مجبور به ترک قدرت کنند .
شعار« نه شرقی نه غربی »تبدیل به «هم شرقی و هم غربی» شده است.
«توازن قوا »:بین آمریکا و ایران بی معنی است زیرا آمریکا قدرت بزرگ نظامی جهان است، دور زدن تنگه ی هرمز و باز کردن کریدور جنوبی از آبهای کشور عمان در بخش جنوبی تنگه ی هرمز و توافق آمریکا و اسرائیل با لبنان که نوعی تلاش جهت کارشکنی و در جهت عادی سازی روابط با اسرائیل است، و در دید نهائی پاسداران را مجبور به باز کردن تنگه هرمز خواهند کرد، و در اثر فشار اقتصادی ،نظامی کشورهای عرب حامی جمهوری اسلامی نیابتی ها مجبور به ترک مخاصمه خواهند شد و جمهوری اسلامی با حمله به بعضی کشورهای عربی که آمریکا در آن کشور ها پایگاه نظامی دارد، تهدید بیشتر خواهند کرد.
ار آنجا که رقابت خطر اصلی در منطقه بین اسرائیل و جمهوری اسلامی میباشد، که به این سادگی نباید باور کرد که صلحی واقعی بر قرار میشود،و باید منتظر این باشند که توسط سرمایه داری جهانی تغییرات استراتژیک مهمی در کشورهای عربی بنفع سرمایداری جهانی و بخصوص آمریکا بوقوع به پیوندد.
توازن قوا با جنگ ۳۹ روزه و بعد شکست تفاهم نامه ، اوضاع سیاسی ژئوپولیتیک خاورمیانه را بهم زد ،و تاثیرات آن حتی اثر روی قدرت های جهانی داشته .
« محور مقاومتی» ها سعی میکنند که پس از جنگ اخیر، یعنی آخراز گرایش هویت ملی با نام «ایران» سیر صعودی کنند.،مردم را به انحراف بکشانند.
جنگ قدرت در جمهوری اسلامی بر سر تفاهم بشدت بالا گرفته و« رهبر »جوانتر جایگزین گردیده گرچه بصورت مخفی،شورشها ی در درون نظام مابین جناحهای مختلف در حال نوسان میباشد،و سعی میکنند که وجود رهبری را تبلیغ و به مردم تفهیم کنند. از جمله :
«جبهه ی پایداری» ، «حجتیه»- طرفداران پزشکیان،قالیباف،اژه ای که دیگران اینها را متهم به کودتا میکنند، این جنگ به سطح بالا نیز رسیده و حتی در میان «مجلس خبره گان» نیز نفاق افکنده،که البته در حفظ و تحکیم نظام با هم متحدندو تنها بر سر تقسیم قدرت و ثروت علیه همدیگر شعار میدهند.
اما میتوان بصورت زیر جناحها را بر شمرد:
۱-غرب معابها، غربگراها، غرب زدکیها:
بطور کلی این فرقه ظاله که در ایران موجب دگرگونیهای اجتماعی بوده و دامن به بیماری اثر گذار مذهب زده اند، ،سلامتی خود و هوادارانشانرا بزیر سئوال برده اند،از جمله اصلاح طلبان،سرمایه داران مذهبی،بخش طرفداران خصوصی که خواهان حل مشکلات با آمریکا بخاطر منافع خود هستند، با کنار گذاشتن برنامه هسته ای موافق و با باز کردن تنگه ی هرمز و برقراری روابط اقتصادی با غرب و کشورهای عربی هستتند،که تک تک انها باید مورد شناسائی و تعقیب قرار بگیرند.
۲-«امت گراها»: به گروههایی اطلاق میشود که دارای وجه مشترک دینی مذهبی هستند و معتقد به «پیامبر» از جانب خدایشان، و اکثرا مادی گرا و قدرت طلب ،خرافاتی و تروریست پرورند که یک جریان آخرالزمانی هستند، جبهه ی پایداری ،مصباحیون،حجتیه ای ها که عمدتا با غرب و آمریکا سر دشمنی دارند ، تفاهم نامه را خیانت ارزیابی کرده اند ،تاکید بر اصل انتقام قتل سید علی را تکرار میکنند ،جانبدار ساخت بمب اتم میباشند ، و همچنین عامل اصلی سرکوبهای داخلی هستند.
۳-طرفداران چین و روسیه شرق گراها ی طرفدار نو امپریالیتستها - که متشکل از نهادهای امنیتی ،اندیشکده ها ، جنگ را به قدرت های جهانی نسبت میدهند ،طرفدار چین و روسیه هستند،مسبب اعتراضات را «سیا» و «موساد » میدانند، در حالیکه ۴۷ سال است شعار مرگ بر آمریکا و نابودی اسرائیل را داده اند و امروز جوابگوی اعمال خود شده اند،چین و روسیه در ۴۷ سال گذشته ناظر بر جنایات جمهوری اسلامی علیه مردمان ایران بوده اند و امروز هم حامی آنها هستند.
۴- طرفداران وفاق حکومتی: سیاست گزاران این فرقه تحت نام وفاق ملی میان حکومت مذهبی و مردمان مذهبی عمل میکنند ،البته و بطور مسلم در هر کشوری که به شیوه دمکراتیک اداره میشود باید وفاق ملی وجود داشته باشد و در غیر اینصورت بدون وجود وفاق، جامعه روال عادی را طی نخواهد کرد و حتمن به سمت تضاد و در گیریها و تننشها پیش خواهد رفت ، وفاق معمولا بین دوستان و هم سویان دولت پیش میآید ،و معمولا موجب ایجاد همبستگی آگاهانه و ایجاد همبستگی بیشتر را در جامعه فراهم میکند اما در وفاقی که میان اصولگرایان طرفدار رئیس مجلس و ،رئیس جمهور فعلی ، روحانیون طرفدار رئیس قوه قضائیه ،و بخشی از سران سپاه و ارتش که قدرت را در اختیار دارند اینها دشمن اصلی را آمریکا میدانند و قرار است بعد از تسلیم شدن اجباریشان آنرا مدیریت کنند و با امریکا روابط تنظیم کنند و همچنین به روابط با چین و روسیه توسعه و گسترش بدهند و این جریان اختیارات جنگ را نیز داراست، بعد از تسلیم اجباری و همچنین اختیارات رئیس جمهور را سلب کرده و خود عهده دار همه ی روابط داخلی شده اند.
روزگاری بود که کلیت جمهوری اسلامی شعار میداد «نه شرقی ، نه غربی» امروز مجبور بد دادان شعار هم با شرق و هم با غرب شده اند، نه اینکه به این اعتقاد رسیده باشند بلکه مجبور به دادن این شعار شده اند.
بمبارانها علاوه بر اینکه مراکز نظامی سپاه تروریستی را هدف قرار داده اند و آنها را ویران کرده اند و ضربات شدیدی به آنها زده اند و آنها را نابود کرده اند، به مناطق مسکونی نیز صدمات مهلکی از لحاز مادی و جانی،زده اند.
با ایجاد بحرانها، معیشت برای زحمتکشان زندگی میلیونها کارگر را به زیر خط فقر کشانده اند . ،
در کنار اینهمه نابسامانیها ،موج دستگیری و بازداشت فعالان سیاسی و مدنی از زن و مرد و در اجرای حکم اعدام ها و بخصوص علنی و در میدانها ازجمله در اصفهان موج تنفر در مردم از دستگاههای امنیتی و قضات جنایتکار ،ایجاد کرده است. که از رژیم خواستن و طلب کردن که به این جنایات پایان دهد ، نتیجه بی حاصل خواهد بود باید موج اعتراضات میلیونی ،تروریستهای آدم کش رژیم را وادار به ترک شغل آدم کشیشان کنند.
نقش اقلیتهای قومی در کردستان ایران.
حمله ی سپاه جنایتکار به احزاب کرد در کردستان عراق نیز جزیی از سیاستهای خشونت بار تروریستی سپاه است، البته این احزاب نیر در کنار طرفداران سرمایه داری و با امید بستن به دخالت خارجی در توهم و ویران کردن کشور غیر سیاسی بسر میبرند، که اگر تغییرروش ندهند و سعی در ایجاد همکاری با سایر نیروهای مستقل نکنند و در پیشبرد تشکیل آلترناتیو پیشقدم نشوندضرر خواهند کرد ، این بخش از اپوزیسیون در طول زمان بارها با عاملین حکومت اسلامی وارد مذاکره شدند و رژیم با کشتار و ترور مذاکره کنندگان آنها مجبور به عقب نشینی شدند و به راه و سیاست اشتباه خود پی بردند اما بجای قرار گرفتن در کنار مردم و نیروهای مخالف رژیم که خواهان سرنگونی و رسیدن به دمکراسی هستند دل به بیگانه بسته اند که این بار نیز چیری جز شکست و پشیمانی نصیبشان نخواهد شد.
با تمام این رذالتهای سپاهیان ، سرکوب ،کشتار مردم بی دفاع ،مبارزات کارگران،بازنشستگان ، معلمان،دانشجویان و «جنبش زن -زندگی -آزادی» ، همچنان قاطعانه علیه کلیت نظام آدم کش اسلامی ادامه دارد ، و مردم آگاهانه اعلان میدارند که این جنایات عوامل رژیم را فراموش نخواهند کرد ،و در سراسر ایران در شهرهای بزرگ ایران و جهان نیروهای چپ و آزادیخواه و فیمنیست های ایرانی اقدام به بر گزاری تظاهرات ها علیه جنگ و علیه اعدام،علیه تمامیت جمهوری اسلامی میکنند و ما اعضاي «اتخاد فراگیر چپ انقلابی ایران» از آنها پشتیبانی کرده و در کلیه ی تظاهراتها حضور خواهیم داشت.
مردم با موج بیکاری،تورم،سقوط ارزش پول ، بی برقی و بی آبی نداشتن امنیت زندگی و شغلی شده اند، پیامدهای دیگر جنگ فاصله گرفتن اکثریت مردم از دین و ابراز تنفر ازرژیم اسلامی کرده اند،جمهوری اسلامی از روز اول بوی تعفن از سلطه ی تجاوز و خون و اعدام و ضد ایرانی بودن میداد، و وقتی طعم قدرت و ثروت را چشید آنرا با خون جوانان وطن آمیخت و با توحش تمام بر جان و مال مردم مسلط شد و ثروت جامعه را به یغما برد ،مردم را دچار و گرفتار بلای دین کرد که نتیجه اش بر عکس شد که خوشبختانه داروی رفع بلای دین را با نفع آن زنان و جوانان وطن پاسخ دادند، دولتی که در جهان امروز همه چیز را بر مبنی کنش و واکنش پیش میبرد ،تهدید برابر تهدید،با لفاظی ،فرصت طلبی آخرین نفسها را میکشد ،تنشها را انباشته میکند ،معلوم است قبل از هر اقدامی و مذاکره ای توسط آنها نتیجه اش شکست است، دنیای هوشمند امروز در مقابل لحن تهدید،ترور و راکد پراکنی مسلم است که عکس العملی حساب شده، بمباران را وقیحانه انجام میدهند،تا از راه کشتار مردم با ویران کردن ایران به خواستها و آمال خود برسند،از فرصتها استفاده میکنند تا به خواستهای ارتجاعی خود دست بیابند، پیامده های جنگ ارتجاعی راه تنفس اقتصادی را کور کرده،خطر آنچنان عمیق است که راه چاره ندارند،همه ی در ها ی سیاست ورزی را خواهند بست، ویک درب همیشه باز میگذارند که آن ادامه جنگ است که هردو طرف خواهان آن هستند،اگر درب بهمین پاشنه بچرخد که خواهند چرخانید،، ایران و ایرانی زمین گیر خواهند شد ،پل های ارتباطی به آتش کشیده خواهند شد ،ایدئولوژی اسلامی که پاسداران جنایتکار به آن متکی هستند بالجبار لغو و بی اعتبار خواهد شد، از یک پاسدار حیله گر و عقب مانده ی مذهبی تروریست چیزی باقی نخواهد ماند و بن بست ها با موانع هزار چهره و بزرگ جلوی پیشرفت ،زندگی و آرامش مردم را سد خواهند کرد ،تقابل جهان با مشتی تروریست به پایان خود میرسد و هیچ کشوری حاضر به مماشات وبرقراری تماس با مسئولین بحرا ن نیستند ، زیراآنها نمایندگان مردم نیستند و حرف دل خودشانرا میزنند، سرمایه داری جهانی دیگر به هیاهوی ارزان ایدئولوژیک ارزشی قائل نیستند و پاسخ آنها بمباران است و هنوز این دارو دسته و فرقه ی ارتجاعی مذهبی ضد ایرانی در نیافته اند که اگر قصدشان همانطور که بارها تکرار کرده اند ویرانی ایرا ن است فراموش کرده اند ، مرگ و نابودیشان در دست رس و قابل لمس شده،و اگر حتی سرمایه داری استثمار گر ،جنگ طلب و ویرانگر جهان از راه بمباران ضد مردمی خود نتوانند پاسداران را از مخفیگاهایشان بیرون بیاورند مردم از زنان و جوانان وطن این وظیفه را بعهده گرفته اند که به کلیه ی جنایات این مزدوران پاسخ دهند و بسبک خود و سلیقه مستقل خود این رژیم تبهکار را سلب قدرت کنندو بگورستان تاریخ بسپارند و عاملین قتل جوانان و اعدامها را بسزای جنایتشان برسانند، و در مقابل تجاوزات و جنایات بیگانه نیز متحد و استوار بایستند، خطر اول جمهوری اسلامی و دوم امپریالیسم و سرمایه داری جهانی است.
تاریخ گذشته نزدیک و دور ایران همیشه حکایت ازسرکوب مردم آزادیخواه حذف زنان و در نظر نگرفتن حقوق اولیه ی آنها،با دستگیری و اعدام مبارزین شاعران هنرمندان دگراندیشان مواجه بوده است،با وجود ترور و سرکوب مردم توانسته اند به زندگی خود ادامه دهند و در مقاطعی بر سرکوبگران غلبه کنند و دیوار زندانها را بشکنند و آزادی خود را تضمین کنند، و گزارشها هم در این روزها از ایران حکایت از تجمع های اعتراضی در خیابانها دارد،این اعتراضات مستقل و متشکل شده از اقشار مختلف اجتماعی که در وضعیت معیشت با حقوق و مستمری کم،با خدمات درمانی و کمبود دارو ،با مشکلات شغلی و مسکن و... در خیابانها شهرهای مختلف راهپیمائی کرده اند،معترضان تاکید بر افزایش هزینه های روزمره ی زندگی،کاهش روز افزون قدرت خرید ،حقوق نا کافی در مقایسه با افزایش حقوق و رشد قیمت مواد غذایی ،مسکن و هزینه ی درمان بسیار کمتر و اعتراض به پیامدهای زیست محیطی ،که بنظر من هیچکدام از این خواستهای بحق از جانب رژیم جدی گرفته نخواهند شد و دولت ورشکسته هم قادر به جوابگویی نیست،گره زدن منافع مردم ایران با هیچ کشور دیگری از جمله غزه درست نیست.
جنگ طلبان ایرانی که یک حاکمیت مذهبی -رانتی-مافیایی-ضد زن ، ضد آزادی ، ضد ایرانی هستند و طرف دیگر جنگ که امپریالیسم متجاوز گر است ،همانطور که سوریه را بعد از شکست به یک تروریست داعشی سپردند ،مطئن باشید که مسئله ایران را نیز شبیه سوریه بیک تروریست سپاهی مانند رئیس مجلس خواهد سپرد ، تاریخ را نباید تحریف کرد بلکه به زنده بودن آن باید واقعیتها را بر شمرد، دوران بعد از جنگ فرا خواهد رسید و بمراتب از امروز دشوارتر برای تروریستها و هم چنین برای مردم خواهد بود،سکوت نسبی جامعه یک روز تبدیل به مبارزه ی رویا روئی با نیروهای سرکوبگر و مزدوران رژیم خواهد رسید و پیروزی مردم زمانی ممکن است که متحد و یک پارچه باشند،هر بار وعده های داده شده سرکوبگران دولتی به معترضان نا دیده گرفته میشود مردم در می میابند که به معماران بقای قدرت پاسخ دندان شکن باید داده شود و قواعد بازی باید تغییرات اساسی کند،مردم دیگر به این رژیم هیچگونه اعتمادی ندارن و وارد فاز مذاکره و مصالحه با رژیم نخواهند شد بلکه بسرنگونی می اندیشند و خلاصی از این بختک ،حامیان جمهوری اسلامی در هر لباسی که باشند و به این دولت سرکوبگر صحه میگذارند شریک جرم و شریک قتل عامها هستند که اغلب نوکران بیگانه هم هستند و این مسئله به آن بخشی از اپوزیسیون که با رژیم هم مسیر است تفاوتی ندارند،نسل جدید با این حکومت همسوئی ندارد و همه چیز را با ضدیت علیه جمهوری اسلامی ارزیابی میکند،هر چیزی که بوی تعفن جمهوری اسلامی بدهد را نسبت به آن تنفر خود را نشان میدهند،نسل جدید با .جدیت تمام قطع پیوند با ایدئولوژی اسلامی کرده و در شکل دهی یک جنبش اجتماعی فراگیر در صدد بر چیدن نظام اسلامی هستند.
جنبش بزرگ روشنفکری ایران که در آن بیرون آوردن از نا بالغی فکری به تقصیر خویش و شهامت به کار گیری فهم سالم خود را می طلبد،در جامعه ی کم درهم تنیده ایران ،زبان را نه با معیاری یکنواخت و پیوسته بلکه بر اثر رویدادها می سنجندُ در پایان میتوانیم یک نتیجه مرکزی بگیریم و آن پیش بسوی آزادی در شرایط جو اقتدارگرایی، مرز بندی را باید آشکار کنیم.
راه رهایی سازمان یابی و همبستگی جنبش های مستقل و مترقی.
نه به جنگ نه به رنچ مردم نه به تمامیت جمهوری اسلامی و نه به مداخله ی نظامی امپریالیسم جهانی.
امین بیات
از « اتحاد فراگیر چپ انقلابی ایران»
06.08.2026