۱۴۰۵-۰۵-۱۷
آرام بختیاری

فرانس مهرینگ؛ تئوریسین ژورنالیست، ژورنالیست صاحبنظر

France Mehring (1846- 1919 )

مهرینگ؛ کوشش در راه روشنگری سوسیالیستی

 

فرانس مهرینگ (1919-1849 .م)، متفکر آلمانی، مهمترین مورخ مارکسیستی، صاحبنظر ادبی، و ژورنالیست سیاسی، نخست از سال 1869 میلادی در روزنامه های دمکرات در راه جنبش کارگری اقدام به روشنگری نمود. او را مورخ مارکسیست، منتقد و مورخ ادبیات، سیاستمدار مارکسیست، معام تاریخ سوسیالیسم، و پایه گذار سازمان چپگرای اسپارتاکوس نیز نامیده اند. وی مبارزی جدی علیه اپورتونیسم و رویزیونیسم، پایه گذار حزب کمونیست آلمان، نویسنده تاریخ سوسیال دمکراسی، و نخستین بیوگرافی نویس مهم مارکس بود. وی نویسنده دهها مقاله مهم پیرامون تاریخ دولت پرویس، تاریخ ادبیات، و خالق چند کتاب مهم است. از آغاز دهه 1880 به مخالفت با قانون ضد "سوسیالیستی" بیسمارک پرداخت، و از سال 1889 مدیر "روزنامه خلقی برلین" شد تا به نشر مقالات رادیکال دمکرات بپردازد

مهرینگ در سال 1891 عضو "حزب سوسیال دمکرات" و عضو "حنبش های آلمانی" شد تا مبارزه علیه سوسیال شونیسم و رویزیونیسم را ادامه دهد. او از آغاز به فعالیت ژورنالیستی در مجلات: اینده، ترازو، و عصر نو، نیز پرداخت. وی پایه گذار چند روزنامه و مجله "بورژوا دمکراتیک" مانند "روزنامه خلقی برلین" بود، و در اثر مطالعه آثار مارکس و انگلس از "دمکرات چپ بورژوایی" تبدیل به یک سوسیالیست مارکسیست گردید. وی در سال 1877 کتابی علیه "سوسیال دمکراسی رویزیونیستی آلمان" نوشت. در آنزمان کائوتسکی و ویلهلم لیبکنشت از او دعوت نمودند تا در رسانه های سوسیال دمکرات؛ مخصوصن در مجله علمی "عصر نو" قلم بزند. مهرینگ از سال 1891 حدود 30 سال بعنوان "مورخ مارکسیست" تعثیر درخشنده ای در زمینه های مختلف از جمله مورخ ادبیات و ژورنالیسم از خود نشان داد. وی در سال 1893 با نشر نخستین اثر ادبی-تاریخی اش با عنوان "اسطوره لسینگ"؛ روشنگر وادیب آلمانی، موجب تشویق و تحسین انگلس شد و او مهرینگ را در ردیف نخستین شاگردان مارکس قرار داد.

مهرینگ بین سالهای 1902-1907 مسئول نشر "روزنامه خلقی لایپزیک"؛ که مهمترین نشریه کارگری آلمان و مرکز مبارزه علیه اپورتونیسم بود، شد و مقالات علمی گوناگونی را در آنجا منتشر کرد. وی در سال 1908 با بعهده گرفتن بخش ادبی-فرهنگی روزنامه عصر نو غیر از نشر مقاله های سیاسی وارد حوزه فرهنگ شد، و از سال 1906 معام تاریخ در "مدرسه حزبی" سوسیال دمکراسی آلمان گردید. مهرینگ در جنبش کارگری آلمان و جهان از آغاز در موضع قاطع مارکسیستی و جزو نمایندگان برجسته چپ آلمان در مبارزه علیه اپورتونیسم نظری و عملی بود. او در پایان دهه 90 قرن 19 در ردیف مبارزان ضد برنشتاین و هواداران، مخصوصن در پرسشهای فلسفی-سیاسی-تاکتیکی بود.او بین سالهای 1912-1913 چندین شغل ژورنالیستی را بدلیل مشاجرات چپ با اپورتونیسم ، از دست داد.

مهرینگ همراه روزا لوکزمبورگ، و یولیان مارچلوسکی، به نشرمجله"ارتباطات سوسیال دمکراسی" پرداخت. او در سال 1914 همراه با لیبکنشت، کلارا زاتکین، و روزا لوکزمبورگ، علیه جنگ جهانی امپریالیستی اعلان موضع نمود و در سال 1915 همراه با خانم لوکزامبورگ به نشر مجله "انترناسیونال" پرداخت و در سال 1916 به سبب تشکیل سازمان کمونیستی "اسپارتاکوس" به حبس محکوم گردید. مهرینگ در سالهای جنگ جهانی اول اثر مهم "بیوگرافی مارکس" را منتشر نمود، و بعد از انقلاب اکتبر در روسیه به تحسین از آن در جنبش کارگری آلمان پرداخت. وی در تشکیل "حزب کمونیست آلمان" نیز شرکت کرد، و در سال 1919 بعد از ترور روزا لوکزمبورگ و لیبکنشت؛ توسط نظامیان راستگرا، بدلیل افسردگی ناشی از آن ترور، فوت نمود. مورخین چپ مهرینگ را بعد از مرگ انگلس، مهمترین ناشر و مورخ سوسیال دمکراسی آلمان بشمار می آورند

از جمله دست آوردهای مهم علمی و اجتماعی مهرینگ؛ بیش از همه در استفاده او از "بینش ماتریالیستی تاریخ" در نوشتن وقایع جنبش کارگری، تاریخ دولت پرویس آلمان، و تاریخ ادبیات مترقی اجتماعی انتقادی رئالیستی است. وی میان ناشرین و تئوریسین های مارکسیست سوسیال دمکراسی آلمان، خود را با تحقیقات فلسفی نیز مشغول نمود. او در مرحله پیشا مارکسیستی در پایان قرن 19 هنوز طرفدار کانت بود، ولی بعدها به لقب غول گمنام و ناشناخته مبارزه سوسیالیستی جنبش کارگری و جریان سوسیال دمکراسی مارکسیستی نائل آمد. مطالعه بنیادین مارکسیسم بعدها موجب شد مهرینگ در حوزه فلسفی یکی از قاطع ترین مدافعان "سوسیالیسم علمی" و یکی از منتقدین جریانات بورژوایی و رویزیونیسم سیاسی-فلسفی بشود. هنر بزرگ وی در حوزه فلسفی؛ از طریق عمومی نمودن ایدههای اساسی مارکسیسم،و استفاده از "ماتریالیسم تاریخی" در غالب آثارش است

مجموعه آثار مهرینگ را میتوان هدیه ای مهم به جنبش کارگری آلمان و جهان دانست. در زمینه فلسفی او دارای مقالاتی گوناگونی در باره: فلسفه یونانی، فلسفه بورژوایی کلاسیک، از جمله درباره کانت، فویرباخ، هگلی های جوان، نئوکانت ایسم، شوپنهاور، نیچه، و لامارک ایسم است. در این آثار او به دفاع از نظرات مهم فلسفه مارکسیستی در مقابل حملات رویزیونیستی بورژوایی و به دفاع از سوسیال دمکراسی مارکسیستی می پردازد. وی قاطعانه به مبارزه علیه جریان نئوکانت ایسم در جنبش رویزیونیستی سوسیال دمکراسی آلمان پرداخت و مانع شد تا سنتز و ترکیبی از نظرات کانت و مارکس وارد مقوله ماتریالیسم تاریخی گردد، یا بدیل "تئوری شناخت کانت" شود، و سوسیالیسم کارگری را با اخلاق کانتی تعویض نمایند

مهرینگ به دفاع از ماتریالیسم در مقابل سایر علوم غیرطبقاتی مانند نئولامارک ایسم نیز پرداخت. او خلاف مارکس و انگلس تصویه حساب شدیدی با فلسفه خردگریز و ارتجاعی نیچه نمود و صفات غیر دمکراتیک، غیرهومان، ضد سوسیالیستی، درنده گی امپریالیستی، و سلطه سرمایه کلان در افکار نیچه را نشان داد، و کوشید در کتاب " ورای خوب و بد " نیچه، اخلاق طبقاتی-کاپیتالیستی زمان خود را کشف و افشاء نماید. در بینش فلسفی مهرینگ مرزهای نقد ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیک در انترناسیونال دوم نیز مشاهده میشوند. مهرینگ هیچگاه فراموش نکرد که مارکس و انگلس نه فقط خالق یک متد علمی نو برای جامعه شناسی، بلکه یک جهانبینی نوین رهایی بخش هستند. او میگفت منظور انگلس از اعلان پایان فلسفه؛ پایان فلسفه ایده آلیستی است و نه پایان یک "فلسفه علمی انسان مدار" این جهانی . وی فلسفه هپروتی ایده آلیستی 2500 ساله گذشته شرق و غرب و 1000 ساله قرون وسطایی را "فلسفه تار عنکبوتی" نامید.

مهرینگ در "تئوری شناخت کانتی" دچار نوسان شد و بر این باور بود که رویزیونیسم نئوکانتی به مارکسیسم نزدیک است. او فراموش کرد که این فلسفه یک ایده آلیسم ذهنی است که امکانات شناخت حقیقت عینی را کاملن منکر است، و مدعی بود که مارکس و انگلس خالق یک تاریخ نوین هستند و نه یک جهانبینی نو، و طبیعت فقط یک ماتریالیسم مکانیکی فعال را بنمایش میگذارد. وی فراموش کرد که ماتریالیسم دیالکتیکی یعنی گذر از تفکر طبیعت غیرتاریخی؛ که شامل ماتریالیسم مکانیکی کهن و پیشین است. مهرینگ چون در طبیعت، ماتریالیسم مکانیکی و در جامعه ماتریالیسم تاریخی را معتبر میدانست، به این نتیجه رسید که جدایی مطلق متدهای تحقیق برای علوم طبیعی و علوم اجتماع یکی نیستند، ولی فراموش کرد که "قوانین حرکت دیالکتیک عمومی" در طبیعت،جامعه، و مغز بشر معتبر میباشند. وی در نوشته آثار تاریخی اش برای مبارزه طبقاتی زمان خود و زمان گذشته،و برای دیالکتیک ماتریالیستی، تفاهمی عمیق داشت . او مدافع متدهای دیالکتیکی ماتریالیستی در مقابل رویزیونیسم برنشتاین بود و میگفت کسیکه قوانین تفکر دیالکتیکی را بشناسد، در نتیجه گیری های دیالکتیکی واقعیت، بشکل دیگری قضاوت میکند تا کسیکه در میان واقعیات پیچیده اینقدر مغزش را مشغول کند که توان خود را برای شناخت روابط از دست بدهد.

لنین گویا گفته بود مهرینگ در "دیالکتیک واقعی بشکل علم فلسفی" کار عظیمی عرضه نمود. نظرات استتیک مهرینگ باید در رابطه با کل آثار ادبی-تاریخی-انتقادی وی قضاوت شوند. او نخستین شاگرد مارکس بود که در آلمان بینش ماتریالیسم تاریخی را وارد تحقیقات ادبی و شناخت شاعران و نویسندگان منفرد نمود تا ریشه های اجتماعی و روانی آثار ادبی در مبارزه طبقاتی-سیاسی- اجتماعی زمان خود را بشناسد. با اینهمه مهرینگ موفق نشد نظرات مارکس و انگلس پیرامون استتیک را بشکل فلسفی عمومیت، و یا سیستماتیک نماید؛ گرچه تئوری ادبی مارکسیستی و زیبا شناسی امروزه مدیون انگیزههای مهم وی هستند. مهم ترین معیار ادبیات متعهد برای مهرینگ محتوای حقیقت به معنی تاریخی است. او از ادبیات زمان خود میخواست که دارای عمق بوده و ارضا کننده نیاز زندگی باشند؛ که نه تنها به گذشته بلکه به خلاقیت های زمان حال نیز بپردازند و زحمتکشان مبارز و تولیدکننده را در مرکز توجه خود قرار دهند

لوکاچ سعی نمود با کمک دیدگاههای استتیک مهرینگ؛ منتشر شده در مجله عصر نو، از سال 1889 ،استتیک کانت و ماتریالیسم تاریخی مارکس را با هم ترکیب کند و ادعا نمود که مهرینگ متدهای رئالیستی را رد نموده؛ گرچه مجموعه آثار ادبی-انتقادی- تاریخی مهرینگ خلاف این ادعای لوکاچ میباشند. از جمله آثار مهرینگ مقاله ها و کتب زیر هستند: ماتریالیسم تاریخی، آثار بجا مانده ادبی از مارکس ، انگلس، و لاسال، تصویر زندگی کارگر آلمانی، تاریخ آلمان از پایان قرون وسطا، سرنخ آموزشی میان معلمان و شاگردان، بیوگرافی هاینه، از شهر فلان به شهر بهمان، مجموعه آثار 15 جلدی مهرینگ چند سال بعد از مرگش نیز منتشر شده است. از جمله کتابهایی که دیگر صاحبنظران در باره زندگی و اندیشه مهرینگ نوشتند، کتب زیر میباشند: جلد های شماه 38 و 39 در محموعه آثار مارکس و انگلس، راه و مسیر مهرینگ بسوی مارکسیسم، آثار مارکسیستی مهرینگ، سهم مهرینگ در تئوری مارکسیستی ادبیات، آثار فلسفی و بینش های مهرینگ، و پیرامون تاریخ فلسفه میم-لام در آلمان.

تماس: falsaf@web.de 

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر