۱۴۰۵-۰۵-۲۲

اکثریت قاطع اعدام‌شدگان ۶۷ مجاهد بودند. چرا طی چند دهه روایت آنها غایب است؟ عدالت در روایت یک جنایت کجاست؟

 

وقتی اکثریت بالای اعدام‌شدگان قتل‌عام ۶۷ غالبا از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین بودند، چگونه است که، مثلا در برنامه میدان صدای آمریکا درباره این کشتار، حتی یک زندانی سابق مجاهد یا یکی از خانواده‌های آنان حضور ندارد؟ این مسئله وقتی قابل تأمل‌تر می‌شود که دهه‌هاست، بارها و بارها شاهد حضور چند چهره‌ تکراری در برنامه‌های مختلف تلویزیون‌های جریان اصلی، درباره تاریخ و جنایت‌های جمهوری اسلامی هستیم، در حالی که بسیاری از زندانیان سابق با گرایش های مختلف و خانواده‌های قربانیان، هیچ تریبونی در تلویزیون‌های جریان اصلی نداشته‌اند.

 

زهره شفایی، هم‌بندی سابق من در زندان دستگرد اصفهان، یکی از این‌هاست. شش عضو خانواده دکتر شفایی، به دست رژیم اعدام شدند. پدر، مادر و برادر ۱۶ ساله‌اش هم‌زمان در اصفهان، خواهر بزرگ‌تر با همسرش و برادر بزرگ‌تر نیز در تهران اعدام شدند. من هنوز تصویر زهره را به یاد دارم که نشسته بود و دعای آخر نماز را می‌خواند. برای اینکه توابین خبرچین خوشحال نشوند، سرش را بالا گرفته بود و با تمام توان می‌کوشید اشک‌ها از چشم‌های عسلی‌اش سرازیر نشوند. آن تصویر هنوز در ذهنم مانده است؛ دختری زیبا که حتی در آن لحظه هم نمی‌خواست شکنجه‌گرانش را پیروز ببیند.

زهره و برادر کوچک‌‌اش که هنگام اعدام والدین شش ساله بود، امروز زنده هستند. چرا آنها و صدها زندانی دیگر، نباید فرصتی برای روایت آنچه بر خود و خانواده‌هایشان گذشته داشته باشند؟

 

این حذف فقط بی‌عدالتی در حق بازماندگان نیست، در حق خود اعدام‌شدگان هم هست. دادخواهی فقط محکوم‌کردن جنایتکار نیست. شنیدن روایت همه قربانیان هم بخشی از دادخواهی است. اگر بعضی روایت‌ها را به دلیل گرایش سیاسی قربانیان حذف کنیم، به تصویری کامل از آن جنایت و حقیقت آنچه بر قربانیان گذشته نخواهیم رسید. کسانی که جمهوری اسلامی یک بار زندگی‌ را از آن‌ها گرفت، نباید سال‌ها بعد در روایت این جنایت نیز نادیده گرفته شوند و به چند آمار و تحلیل سیاسی تقلیل پیدا کنند.

 

به نظر من این مسئولیت فقط متوجه رسانه‌ها نیست. کسانی که سال‌هاست تریبون دارند و بارها و بارها به برنامه‌های مختلف دعوت می‌شوند، شاید گاهی بتوانند یک قدم کنار بروند تا کسی که دیده و شنیده نشده، فرصت حضور پیدا کند. تریبون نباید سهم ثابت عده‌ای باشد. وقتی سخن از یک جنایت تاریخی و دادخواهی قربانیان است، شنیدن روایت‌های مختلف به‌ویژه روایت قربانیان و بازماندگان آنها، شرط رسیدن به تصویری کامل و عادلانه از آن جنایت است.

عدالت را از خود آغاز کنیم.

 

می‌توان درباره هر جریان سیاسی از جمله مجاهدین، نقدهای جدی داشت، ولی این نقدها نباید به حذف روایت‌های آنان از جنایتی که خود قربانیان اصلی آن بوده‌اند، منجر شود. عدالت در روایت یعنی قربانیانی که با ما هم‌فکر نیستند نیز فرصت برابر برای شنیده‌شدن داشته باشند.

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر