سوسیالیست دمواتیک و وظایف آن در قبال جامعه: « بخش دوم»
امین بیات: از اتحاد فراگیر چپ انقلابی ایران
در دنیای هوشمند امروز ، نباید هیچ نظر و اندیشه ای چه موافق و چه مخالف از لحاذ نقد مصون بماندو هیچ فرد یا جریان سیاسی بخود اجازه بدهد که خود را جایگزین اراده و نظرات مردم و طبقه ی بخصوصی جلوه دهد که فرضامن یا ما نماینده ی واقعی طبقه ی مذکور هستیم ، قدرت و سیاست بدون نظارت مردمی ،و باید در عمل ثابت شده باشد ،زیرا تجربه بما آموخت آنوقت که آرمانها ی عدالت خواهانه چه در میان مردم وچه درون احزاب اگر آگاهانه نباشد بدون شک به استبداد و دیکتاتوری خواهد رسید.
افراد و عناصر درون احزاب مدعی مارکسیسم ، که تافته ی جدا بافته از دیگران شاید باشند ،اگر به پیچیدگیهای تاریخ معاصر ،شرایط مردم در قرار گرفتن زمان جنگ و بعد از آن ، با نگاه نقادانه و آگاهانه به فشارها و عملکرد خارجی و پژوهش ،کنکاش در مورد پژوهشگران اجتماعی و مدنی، نتوانند راه حل دمکراتیک جلوی پای مردم قرار دهند و پیشنهاد کنند ، چطور انتظار دارند که مردم آنها را به پذیرند و از آنها حمایت کنند،حمایت افراد و عناصر مترقی باید روشن و در خدمت به زندگی بهتر اکثریت جامعه باشد،تا عمل اقناع بطور واقعی صورت بگیرد.
بهر حال باید امیدوار بود که گفتگوهای سازنده و امیدوار کننده افراد و عناصر وابسته به احزاب مترقی جدا از تعلقات ایدئولوژیک ماکسیستی ، راه حل ارائه دهند ، که در آن توجه ی خاص به کرامت انسانی،آزادی ، عدالت اجتماعی ، داشته باشند در غیر اینصورت « آب در هاون کوبیدن» بی نتیجه است،ساده تر بگوئیم که بزرگان مارکسیست ، کمونیست و صاحبنظران فقط دستور ندهند در عمل در کنار دیگران اگر نباشند کارشان هیچ تاثیری در پیشبرد کارها نخواهد داشت .
چرا بعضی ها نمیخواهند به آرزوهای افراد و مردم جامه ی عمل بپوشانند تا فرصت از دست نرفته ؟
مگر نه اینکه سایه ی شوم تجاوز نظامی و جنگ میان جمهوری اسلامی جنگ طلب و فاشیست و دولت راستگرای افراطی اسرائیل و آمریکا روی مردم بیگناه این کشورها سایه افکنده ، و مردم در حالت زجر کشیدن هستند.
اختلافات نظری در میان افراد مختلف از سازمانهای مختلف سیاسی چپ امری معمولی و بدیهی در گذشته و حتی امروز شده که در یک جمع ده نفره نمیتوانند به توافق نظر دست یابند ، دم از همکاری زدن خیلی ساده است ،نزدیک به پنجاه سال است که این شیوه در میان سران اپوزیسیون چپ ادامه داشته و دارد، اما امروز تغییرات سیاسی در فکر و در عمل و موفق نبودن در تئوری موحب این باید باشد که دامن به سلیقه ها و یا اختلافات نه اینکه نزنند بلکه اگر راست میگویند اول در کنار هم باشند و بعد در مسیر کم کردن اختلافات حرکت کنند تا بجایی و توافقی مشترک برسند، و اشتراکات بدست آورده را به پیش ببرند.
تحولات در جامعه ی ایران روز به روز بد تر و خشن تر علیه مردم در حرکت است و سیر عقبگرایی خرافاتی مذهبی در حال پیشرفت و از ابداعات و برنامه های هوشمندانه ی قرن دجیتال هیچگونه برداشت مثبتی بجز استفاده در جهت کشتار مردم و دامن زدن به ادامه جنگ نمیکنند.
عناصر باورمند به سوسیالیسم دمکراتیک که امروزه بیشتر از فرمهای دیگر مورد توجه نسل جوان قرار گرفته، دارای هدفهای معین در دید نهایی هستند،قصد و هدفشان رساندن مردم به یک زندگی آرام و بدون فقر،کمک به تنظیم فکری پیشرفته تر کارگران جهت ایستادن آگاهانه در مقابل استثمار ،و همچنین در مورد اقتصاد ،استفاده از منابع داخلی جهت رشد اقتصاد در خدمت مردم و بخصوص اکثریت که همان زحمتکشان باشند، با تحقق برابری با رشد آزاد.
برای رسیدن به یک جامعه ی سوسیالیسم دمکراتیک راه طولانی در پیش است که باید رنجها را تحمل کرد ،و این مبارزه طولانی هر روزش باید با مبارزات کارگران گرفتار در ارتباط باشد و سیر تحولات تنها در مرحله ی اول به «ائتلاف طبقاتی» تمرکز یابد ،یعنی در حال حاضر کمونیستها و سوسیالیستهای طرفدار زحمتکشان باید بهر شیوه ممکنه صفوف خود را متحد کرده و همکاری یا ائتلاف را مقدم بر سایر موارد بدانند و تا زمانیکه جامعه بطور نسبی از تحولات درون چپ آگاهی نداشته باشد و به آگاهی نسبی دست نیافته باشد که آنها را مورد تجزیه و تحلیل و شناسائی قرار بدهد ، آیا این طیف قادر به پاسخگوئی به کمبودهای اقتصادی ،معضلات معیشتی و زندگی در کارخانه هستند یا طیف وابسته به سرمایه داری داخلی که هدفی جز انباشت سرمایه بوسیله استثمار ندارد که تا کنون دوام هم داشته اند و اوضاع و احوال کارگران هم نه اینکه بهبود نیافته بلکه هر روز شرایط زندگی برایشان سختر میشود، نباید متحد فکر اساسی قابل پیاده شدن در جامعه ی اسلام زده کرد.
در بخش نیروهائیکه در کمپ سرمایه داری هستند هیچگونه تغییر اساسی و چشمگیری به هیجوجه دیده نمیشود ،هنوز بدنبال ثروت و کسب قدرت در تلاشند، گرچه در جهت گمراه کردن اکثریت جامعه که کارگران باشند ،از آزادی،دمکراسبی و حتی عدالت اجتماعی نیز صحبت بمیان می آورند اما در عمل مدافع سرمایه داری و عملکردش میباشند ، نباید به آنها اعتماد کرد، البته اگر در شرایط اسفبار فعلی، جامعه در یک فاز دمکراسی بعد از سرنگونی قرار گرفت،و انتخابات آزاد بر گزار شد آنوقت نیروها میتوانند تصمیم بگیرند که چگونه با اکثریت بر خورد کنند.
میدانیم که سرنوشت مردم برای کلیت جمهوری اسلامی که یک حکومت فاشیستی مذهبی نظامی است ارزش ندارد و اکثریت طیف در کمپ سرمایه داری هنوز حاضر نیستتندبه تبلیغ سرنگونی این حکومت اقدام بورزند واین را در تئوری و عمل ثابت کرده اند،پس تکلیف چپ بطور کلی و نیروهای آزادیخواه و سرنگون طلب امروز کاملا روشن است که نباید بدام توطئه های بعضی تئوریسنها چه در طیف چپ محور مقاومت و چه راست بیفتند.
از طرفی هم میدانیم که اکثریت قریب باتفاق مردم در ایران خواهان سرنگونی این رژیم و گذر از آن هستند،مردم هم برای طیف سرمایه داری اهمیتی آنچنانی قائل نیستند،مطالبات و خواسته های مردم گر چه واقعی است اما طلب از رژیمی میکنند که قصد نابودی مردم ایران را دارند و مردم نمیدانند یا چاره ای دیگر ندارند که این رژیم به خواسته هایشان هر کز پاسخ نخواهد داد پاسخ مزدوران رژیم سرکوب مطالبه گران تا بحال بوده است.
مطالبات مردم در شرایط فعلی داشتن آزادی،کار،نان،آب، خدمات درمانی و دسترسی به دارو و در کل دستیابی به حقوق مدنی در تضاد است و تنها در یک حکومت سوسیالیسم دمکراتیک قابل دسترسی میباشد، چه رسد به اینکه نه خواستهای مطالبات ضد سرمایه داری جوابگو باشند که عملی غیر ممکن است.
در اپوزیسیون تا زمانیکه بخشهای مختلف شکل تشکیلاتی بخود نگرفته اند برای مثال۱- جمهوریخواهان غیر مارکسیست- ۲-جمهوریخواهان مارکسیست دمکرات -۳-جمهوریخواهان کمونیست هیچ انتظاری نباید از آنها داشت و بنظر من مسبب شکل نگرفتن این طیف ها،عده ای محدود که می پندارند بهتر از دیگرا ن به مارکسیست تسلط دارند و در حالیکه در عمل سد راه اتحاد شده اند.
۱-جمهوریخواهان غیر مارکسیست ،از دو بخش تشکیل شده اند،بخشی جمهوریخواه سرنگون طلب و بخشی با سرنگونی هیچ ارتباطی ندارند و نداشته اند و در زمین رژیم بدفاع از رژیم غیر مستقیم می پردازند، و هر دو بدنبال شکل دهی یک جبهه ی جمهوریخواه دمکرات هستند که به چپ هیچ ارتباطی ندارند و حتی در عمل و تئوری مخالف چپ هستند،این بمعنی واقعی کلمه آنها علیه اکثریت جامعه که از زحمتکشان تشکیل شده هستند ولی زحمتکشان جامعه دارای شناخت کافی از این طیف ندارند که وظیفه ی طیف چپ است که در میان آنها فعالیت کرده و آگاهی طبقاتی را نشر وتشویق کنند.
۲- جمهوریخواهان سوسیالیست دمکرات ،البته سیستم سرمایه داری با آگاهی و با برنامه و در عمل و تئوری شدیدا جلوی نفوذ چپ مستقل را گرفته و حتی در مقاطعی اقدام به نابودی آنها کرده اند، راه سرنگون کردن رژیم به تنهایی از عهده ی این بخش بر نخواهد آمد بلکه باید با تشکیل یک جبهه ی فراگیر از اقشار مختلف مترقی جامعه به آن شکل داد، بعد از سرنگونی، چپ باید به مبارزات طبقاتی دامن بزند و علیه سرمایه داری وارد مبارزه تئوری و عملی شود، تا زمانیکه در ایران یک انتخابات آزاد برگزار نشده و نتیجه ی آن معلوم نباشد ادعای داشتن یا گرفتن یک حکومت سوسیالیستی دمکراتیک یک آرزو بیش نیست، برای رسیدن به به این آرزو سوسیالیستها باید به فعالیت و همکاری و آماده کردن مردم بسمت سوسیالیسم کوشا تر از هر زمان دیگر باشند، در سیستم سوسیالیسم دمکراتیک با برنامه که بدنبال اصلاح نظام سرمایه داری نیست و در جهت گذار از سیستم سرمایه داری میباشد،سوسیالیسم دمکراتیک باید طوری بمردم تفیم کند که ما خواهان اجرای عملی آزادی بیان و قلم ، آزادی احزاب ،آزادی عمل در محیط کار و دمکراتیزه کردن فضای صنعتی جامعه هستیم، تا زمانیکه در جامعه ی بعد از سرنگونی سانسور مطبوعات ،آزادی اندیشه و بیان، نابرابری اجتماعی،بر قرار باشد صحبت از دمکراسی و جامعه ی دمکراسی قلب واقعیت است،باید در جهت ایجاد یک جامعه ی قانون مدار سوسیالیستی ، که تعادل بین تولید و مصرف ایجاد کند و خواهان رفاه اجتماعی و برابر حقوقی و بر قراری عدالت اجتماعی باشد و هدف باید پاسخگو در برابر مطالبات مردم باشد.
۳- جمهوریخواهان کمونیست،بر اساس تئوری تک حزبی شکل میگیرد و خود را تنها نماینده ی طبقه ی کارگر معرفی میکند، و با مالکیت دولتی در تضاد نیست، بدنبال برقراری دیکتاتوری پرولتاریا میباشد،با کثرت گرایی و پلورالیسم سر آشتی ندارد، و با تمام این تفاصیل و احترام بنظراتشان جریان سوسیالیستهای دمکرات با سوسیالیستهای کمونیست در یک طیف قرار دارند وبا به رسمیت شناختن اختلاف نظر ، مجبورند و باید با هم برای رسیدن به هدف که یک حکومت کارگری است در کنار هم با هم همسازی و اتحاد عمل نزدیکی و همکاری کنند.
بهر حال آزادی مردم و دست یابی به مطالباتشان در مخالفت با جنگ ،منع دستگیری، شکنجه و اعدام بارها ابراز شده، ولی به هیچکدام از این خواستها نرسیده اند،زمانی این خواستها میتواند بدست بیاید که مبارزین و نیروهای مترقی در کنار هم و با هم این خواستها را به طبقه ی زحمتکش در ارتباط باهم قرار بدهند بدون ادعا به سازمان یابی سیاسی علیه رژیم در درون جنبشهای مردمی پرداخته و زمینه ی انقلاب کارگری علیه سرمایه داری را تداوم بخشند.
دلایل پراکندگی نیروهای چپ ، فقط داشتن اختلاف نظر نیست،از ناتوانی افراد نشئت میگیرد که با سکتاریسم و خود محور بینی گره خورده،و عاقبتی جز فرو پاشی در انتظارشان نیست،از طرفی هیچگونه تاثیر خاصی در درون جامعه نداشته اند، اگر چنین است وحدت عمل چرا در دستور کار قرار نمیگیرد و به برابری چرا توجه نمیشود،چرا بوظیفه ی اصلی خود که همان اعتماد سازی از طریق همکاری مشترک است ، به سازماندهی همت نمی ورزند،در یک حکومت سوسیالیسم دمکراتیک همین که توافق بر سر جدایی دین از دولت-اعتقاد به سوسیالیسم-نداشتن دین رسمی-قبول جمهوری دمکراتیک سوسیالیستی تحت حاکمیت مردمی-قبول مسئولیتها و پاسسخگوبودن بصورت انتخابی از جانب مردم-آزادی بیان و قلم-آزادی اعتصاب-لغو اعدام-برابری کامل زن و مرد -رفع تبعیض حقوقی اقتصادی و سیاسی-برسمیت شناختن حقوق کارگران -حق ایجاد تشکل مستقل کارگری-حقوق کارگران باید متناسب باشد با هزینه ی زندگی روزمره-تضمین حقوق بازنشستگی -تقسیم ثروت بصورت عادلانه-در آمدهای بدست آمده از فروش نفت و گاز و سایر مواد زیرزمینی باید در خدمت مردم مصرف شود-برابری حقوق قومی -حفاظت از محیط زیست-حفظ منابع طبیعی از قبیل جنگلها- حق داشتن استقلال سیاسی-تفاهم و گفتگو ی مسالمت آمیز توافق بهمکاری را مهیا کنیم-مهمترین مسئله وظیفه ی مسئولین انتخاب شده فرضا همانند اعضای شورای هماهنگی رهبری ایدئولوژیک نیست بلکه هماهنگ کردن برنامه ها و انتشار آنها-اختلافات سیاسی نباید موجب اخراج خود فرد شود یا او را اخراج کنند-نداشتن حق ویژه -باز تولید محتوای انقلابی -تشویق به حضور زنان -پرهیز از انتشار دادن هر روز بیانیه -چپ جهت اثبات خود باید بتواند اختلافات درونی را با مسالمت حل و فصل کند تا جامعه نسبت به او اعتماد کند.
وحدت سوسیالیستهای انقلابی گامی در جهت ایجاد حزب طبقه ی کارگر ایران است.
برابر با ۲۲.مرداد ۱۴۰۵ 13.Agust.2026