۱۴۰۵-۰۵-۲۶
رضا بی شتاب

نغمۀ عقل

 

برای خیام نیشابوری

 

گفتم به جهان محفلِ فکرش چه فریباست

دریای دل انگیزِ به جوش آمده یکتاست

چرخ وُ فَلَک وُ دُورِ زمان حلقۀ وهم است

آتش به بشارت زِ در آمد که چه زیباست

خورشیدِ اشارت زِ تُو از شاخۀ گُل گفت

بیداریِ خیامِ خداوند وُ شکوفاست

می لالۀ ایجازِ بیان حیرتِ جام است

در جانِ تماشاییِ اندیشه وُ حاشاست

ابهامِ هراس از پسِ صحرایِ وجود است

تا مشعلِ دانش نَدِرَخْشَد؛همه سوداست

صد صحنۀ بی پرده که در کوزۀ خاک است

مستی همه از هستیِّ آگاهیِ معناست

شادا که شرابش همه پیمانۀ شوق است

با بادۀ باران سخن از سختیِّ دنیاست

در کشف وُ شهود آمدۀ جذبه وُ ذوق است

با سبزه سبویی زده رقصان شده میناست

فرمودۀ آن صوفیِ صرّافِ «فِزِرْتی»(1)

خیامِ خدا کافر وُ بی مَسْلَک وُ پیداست

خیامِ گریزان شده از سالکِ سالوس

صوفی تُو بمان مؤمن وُ ایمان چه هویداست!؟

در ظلمت وُ بازار وُ اَلَمْشَنْگۀ خورشید!؟

درمان وُ دوا ذکر وُ دعا حیله مُهَیّاست...

از فرصتِ هستی که شده فلسفۀ جان

خیامِ گرانمایه سخن گفته وُ خنیاست

روشن شده از عشق وُ نشان کردۀ شعرست

هُشیاریِ موّاجِ جهان جلوۀ دریاست

یکشنبه 25 مرداد ماهِ 1405///16 ماهِ اوتِ 2026

ـــــــــــــــــــــــ

1-فِزِرْتی=بی عرضه،بی قابلیت.(فرهنگ فارسی دکتر محمد معین.جلد دوم.صفحۀ 2544.چاپ پانزدهم: 1379 تهران.مؤسسۀ انتشارات امیرکبیر).

-(مرصاد العباد من المبدأ الی المعاد.صفحۀ 18:«...یکی از فضلا که به نزد نابینایان به فضل و حکمت و کیاست معروف و مشهور است و آن عمر خیام است از غایت حیرت و ضلالت این بیت گوید:

در دایرۀ کامدن و رفتن ماست/آن را نه بدایت نه نهایت پیداست/کس می نزند دمی در این عالم راست/کین آمدن از کجا و رفتن به کجاست...».تألیف:شیخ اجل ابوبکر عبدالله بن محمدبن شاهاور الاسدی معروف به شیخ نجم الدین رازی.متوفی 654 هجری قمری.با حواشی و تعلیقات:حضرت قطب العارفین حسین الحسینی النعمه اللهی ملقب به شمس العرفاء طاب ثراه.از انتشارات کتابفرشی آقاسید محمد میرکمالی جلوخان مسجد شاه.دی ماه 1336 هجری شمسی مطابق جمادی الاخر 1377 هجری قمری. چاپخانۀ اسلامیه).

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر