۱۴۰۵-۰۵-۲۷

جمعی از کمونیست های انقلابی ـ افغانستان: پنج سال حکومت طالب پنج سال جنایت علیه زنان، ملیت ها و مردم ستمدیده

 

5 سال از حکومت طالبان، حکومتی که بنابر مصلحت منافع امپریالیست های غربی و مرتجعین واپسگرا در منطقه، بر مردم افغانستان تحمیل گردید می گذرد. پنج سال دیگر بر زجر و رنجی که چند دهه است بر مردم روا شده است می گذرد. آنچه که بر مردم روا شد نتیجه بحران و حدت و گره خوردگی یک رشته تضادهایی است که امپریالیست ها را برای سلطه بر جهان در مقابل هم قرار داده است و مردم افغانستان باید بار و سختی آنرا بردوش بکشند.

بعد ازچهار دهه کشمکش میان امپریالیست ها بالاخره امپریالیست های آمریکایی به این نتیجه رسیدند که منافع شان با به قدرت رسیدن طالبان برآورده خواهد شد و برآن شدند تا باردیگر این گروه مرتجع و واپسگرا را بر مسند قدرت بازگردانند و پس از ماهها مذاکره با طالبان و موافقت نامه فوریه 2020 دوحه ، بالاخره شرایط را برای به قدرت رسیدن طالبان مهیا کردند. بالاخره در 15 آگوست 2021 طالبان بدون درگیری و یا مقاومت جدی از طرف رژیم پوشالی اشرف غنی وارد کابل شد و کنترل سراسری را برعهده گرفت و دلهره ای برجان مردم و بویژه نیمی از آن یعنی زنان که آینده تاریکی را در انتظار خود می دیدند انداخت. اینک بعد از 5 سال جا دارد که به کارنامه حکومت طالبان و نتیجه این جابجایی قدرت تحت نظر امپریالیست های آمریکایی نظری بیندازیم و روند کار این حکومت را از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بطور اجمالی مورد بررسی قرار دهیم.

مسایل سیاسی و جئوپولتیکی: طالبان از همان ابتدای به قدرت رسیدن با انبوهی از تضادهای سیاسی روبرو بود. از یک طرف تضادهای درونی میان باندهای مختلف بنیادگرایان میان جریانات نزدیک به القاعده تا جریانات وابسته به پاکستان و قطرو غیره از طرف دیگر برروی کار آمدن وی نیز باعث نگرانی های در میان کشورهای همسایه شد که اهداف آمریکا را نیز می توانستند حدس بزنند. اما مهمترین تضادی که طالبان با آن روبرو بود تضاد با توده های مردم و بویژه زنان بود. امپریالیسم آمریکا تلاش بی شائبه ای کرده بود تا طالبان را به مثابه نیرویی که تغییر کرده و بر سر عقل آمده و دمکرات شده به مردم بنمایاند. اما نه مردم این تبلیغات آمریکا را خریدند و نه فشارهای طالبان از همان ابتدای بر روی کار آمدن نشانه ای از تغییررا در خود داشت. طالبان از همان ابتدا تلاش کرد تا آگاهانه و یا از طریق ضدمردمی اش تضاد با توده های مردم و بویژه زنان را در محور و بقیه تضاد ها را تحت شعاع آن قرار دهد. طالبان تحت نام اسلام و با قوانین شریعت به سازماندهی رژیم واپسگرای خود پرداخت و تلاش کرده تا مردم را تحت فشارهای غیر قابل تصور قرار دهد تا بتواند حکومت خود را به پیش برد.

در این پروسه طالبان تلاش کرده تا تضادهای درونی خود را هم با شیوه های خشن و تهدید و یا تطمیع حل کند و حداقل بصورت ظاهری از شدت تضادهای درونی بکاهد. شکی نیست که ترس از بی ثبات شدن عامل مهمی برای نزدیک شدن باندهای مختلف درون طالبان و قبول کردن بی قید وشرط رهبری هبت الله آخوندزاده شد. اگر چه این وحدتی موقتی است و با تحولات سیاسی می تواند باردیگر سر بلند کنند.

در مورد سیاست خارجی و مناسبات با کشورهای منطقه و هم کشورهای همسایه باید گفت که تحولات سریعتر و تضادها حادتر از آن است که بتوان آنرا از قبل تعیین کرد. انتظار می رفت که به قدرت رسیدن طالبان تحولی مهم در خدمت به منافع منطقه ای پاکستان باشد. اما مسایل نه آنگونه که پاکستان انتظار داشت و نه آنگونه که آمریکا انتظار داشت به پیش نرفت. تضاد پاکستان برسر عملیات تحریک طالبان پاکستان در درون شهرهای پاکستان و همچنین رابطه میان گروه طالبان پاکستان و حکومت طالبان به اختلافاتی منجر شده است که به درگیری نظامی و تجاوزات نظامی پاکستان به افغانستان کشیده شده و در این تجاوزات نظامی تعداد از شهروندان افغانستان کشته و یا زخمی شدند و هزاران و هزاران خانواده در مناطق مرزی آواره شدند. به نظر نمی رسد که این مسئله راه حل ساده ای نیز داشته باشد و حتی پتانسیل شدت گرفتن آن موجود می باشد.

از طرف دیگر اهداف امپریالیسم آمریکا در این منطقه و وظایف طالبان در این مورد با موانعی نیز روبرو بوده است. طالبان که قرار بود به مثابه نیرویی باشد که برای کشورهای چین و متحدین روسیه و رژیم ایران مزاحمت ایجاد کند، مناسبات نسبتا خوبی را با کشورهای نامبرده برقرار کرده است. دلیل آنهم روشن است تضاد حاد است کشورهای متخاصم در مقابل اهداف و پلان های آمریکا نیز بیکار ننشسته و دست روی دست نگذارده اند. آنها نیز به واکنش پرداخته و سعی کردند که این پلان ها را خنثی کنند. روسیه در ژوئیه ۲۰۲۵ نخستین کشوری شد که حکومت طالبان را رسماً به رسمیت شناخت. مسکو این تصمیم را در چارچوب همکاری‌های امنیتی، مبارزه با تروریسم و توسعه اقتصادی توضیح داد. (Reuters) و شکی نیست که چنین رسمیتی که برای طالبان بسیار پراهمیت است در مقابل تلاش برای جلوگیری از فعالیت گروه های بنیادگرای وابسته به کشورهای آسیای میانه هم پیمان روسیه است و یا حداقل سخت گیری ورود آنها به مناطق نامبرده است.

جمهوری اسلامی همچنین مناسبات خوبی را با طالبان برقرار کرده است و شکی نیست که تجربیات خود به مثابه یک حکومت مذهبی در مورد چگونگی سرکوب و تحمیل خود به مردم و تامین ثبات حکومت خود را به طالبان انتقال داده است. از این طریق نه تنها از عملیات خصم آمیز طالبان جلوگیری کرده بلکه به نوعی به تقویت اسلامگرایی که در منطقه در حال نزول بوده کمک می رساند. طالبان همچنین علیرغم انتظار پاکستان رابطه نسبتا خوبی را با هندوستان برقرار کرده است. روابط خوب همسایگان با طالبان تغییر سیاستی است در واکنش به اهداف آمریکا و پاکستان که برعکس دور قبل که از در تخاصم با طالبان برخاستند اینبار تلاش کردند از در دوستی و برقراری مناسبات برآیند. با توجه به چنین سیاستی ، آمریکاو غرب نیز به جای مانع شدن طالبان ازسمت روسیه و چین ، مجبورند که رابطه خود را حفظ کنند و تلاش کنند همچنین از سابقه روابط با شیخ نشین ها و پاکستان آنرا در گردونه خود نگاه دارند. و به همین دلیل هم کشورهای غربی تعامل با طالبان را محور سیاست خود قرار داده اند.

خلاصه اینکه اهداف و سیاست های آمریکا و پاکستان به گونه ای که پلان کرده بودند به پیش نرفت و با موانع برخورد کرده است. طالبان نیز با توجه به شرایطی که ایجاد شده است تلاش هایی برای بند بازی میان قدرت های جهانی و منطقه ای را در پیش گرفته است و از طرف دیگر همچنان با حمایت از تحریک طالبان پاکستان و دیگر نیروهای تروریستی بنیادگرا تلاش می کند که نیروهای نیابتی برای خود دست و پا کند و از آنها به مثابه اهرمی برای امتیاز گیری بهره گیرد و این مسئله را در راستای بقای حکومت واپسگرای خود به کار گیرد.

سیاست سرکوب و زنستیزی :

همانگونه که در بالا اشاره شد پروژه مقبول ساختن طالبان توسط امپریالیست های آمریکایی خیلی سریع به شکست انجامید. طالبان طاقت نداشت ماهیت ارتجاعی، وحشیگری، زنستیزی، حذف هر نیروی رقیب و یا مخالف، اذیت و آزار ملیت های غیر پشتون و دین و مذهب غیراز خود را حتی برای مدتی کوتاه تحمل کند و خیلی سریع خصلت های مشخصه خود را در زمینه های نامبرده زیر بیرق اسلام  ظاهر ساخت. فشارها و محدودیت ها علیه زنان از جانب حکومت اسلامی طالبان که مهمترین نشانه و علامت ایدئولوژیک آن ستم و ظلم بالای زنان است غیر قابل پیش بینی نبود و چهره زشت و واقعی و زن ستیزانه خود را از همان روزهای اول نشان داد. به گونه ای که فعالترین بخش حکومت طالب در پنج سال گذشته وزارت زن ستیزی بوده است که بر آن نام " امر به معروف و نهی از منکر" نهاده اند. حکومت طالب از طریق این وزارتخانه زنان را از محیط کار از مکاتب و دانشگاه ، از پارک و خیابان و خلاصه از اجتماع حذف کرده اند و از هر حق انسانی محروم ساخته اند. این بدین معنی است که زنان از اقتصاد نیز بیرون شده اند. هنگامی که نیمی از نیروی کار افغانستان از کار و فعالیت اجتماعی محروم شوند، بدون شک ضربه مهلکی به موقعیت اقتصادی جامعه وارد خواهد آمد. اما بانک جهانی از همان ابتدا در مورد تاثیرات منفی اقتصادی و پراهمیت این سیاست طالبان سکوت کرد. بدون شک امپریالیست ها از قبل در مورد آنچه بر سر زنان افغانستان خواهد آمد بی اطلاع نبودند. اما با بررسی از شرایط دلایل این تحولات در افغانستان و سکوت رضایتمندی آمریکا از حذف زنان درمی یابیم که چگونه آمریکا برای منافع خود و بدست آوردن چنین شرایطی با آگاهی و رغبت کامل پایه ای ترین حقوق زنان افغانستان را دودستی به قصابان حقوق زنان سپرد تا سلاخی کنند.

 

زنان در خط مقدم جنگ طالبان با جامعه

اما آنچه بیش از همه فضای سیاست افغانستان در 5 سال حکومت طالبان را نشان می دهد مبارزه شجاعانه بخش های مختلف زنان در این سال ها بوده است. مبارزه زنان در بیشتر زمان از این پنج سال زینت بخش چهره شهرهای مختلف افغانستان از کابل گرفته تا هرات، مزارشریف، بلخ،بدخشان، تخار، و... بوده است. زنان شجاع علیرغم آگاهی بر سرکوب های وحشیانه در مقابل محدودیت ها آرام ننشستند و به اعتراض پرداختند. زنان اگر چه در تعداد محدودی اما اولین گروهی بودند که در مقابل طالبان به اعتراض پرداختند و نهال مبارزه علیه این حکومت واپسگرا و زن ستیز را دردل فضای سیاسی افغانستان کاشتند. اما این مبارزات خودبخودی و بدون رهبری و سازماندهی انقلابی بود. از این لحاظ انتظار گسترش یک جانبه آن غیر واقعی بود. زنان جوان و دختران شجاع تنها بصورت خودبخودی و در واکنشی خشم آگین به از دست رفتن رویای بیرون آمدن از چارچوب خانه و رویای تحصیل و آموختن فریاد اعتراض خود را بالا بردند. این مبارزات در دوسال اول گسترده تر شد و از چند مورد در کابل و هرات و ... به شهرهای بیشتری کشیده شد و زنان بیشتری را در بر گرفت. گروه های اعتراض کننده افراد بیشتری را در بر می گرفت و فراتر از آن مبارزات اشکال مختلف و ابتکاری را نیز از خود برون می داد. اما سرکوب وحشیانه حکومت واپسگر و خودبخودی بودن مبارزات بدون داشتن رهبری جمعی و همچنین ضعف و توهم در اقشاری از زنان نسبت به « جامعه جهانی» یا بعبارت دیگر نهاد ها و کشورهای امپریالیستی، مانعی در مقابل گسترش آن شد. این مبارزات کاهش و یا از نظرها محدود شد اما پایان نگرفت چرا که بر خشم زنان و دختران جوانی که از تحصیل و زندگی اجتماعی محروم و به گوشه خانه ها رانده می شدند، پایانی نبود. چرا در این دوران اشکال بروز ستم بر زنان بطرز هولناکی افزایش یافته است.

 

زنان در ملاء عام مورد تحقیر، و شلاق قرار می گیرند و یا به جرم بدحجابی شکنجه و زندانی می شوند. در این 5 سال در حدود دو هزار زن که بیشترشان به جرم بدحجابی بود زندانی شده اند . صدها زن محکوم به شلاق در ملاعام، شده اند. در نتیجه این سرکوب ها و محرومیت ها ،خودکشی در میان زنان بشدت افزایش یافته است.

در نتیجه سیاست های طالبان مردسالاری بیش از پیش تقویت شده و به خشونت علیه زنان به طرز هولناکی دامن زده است. خشونتی که لت و کوب و همچنین زنکشی را نیز بشدت افزایش داده است. تنها در کمتر از 6 ماه از جنوری 2026 تا کنون حداقل 230 زن توسط همسران و یا مردان خانواده به قتل رسیده اند. علاوه بر خشونت های بالا نیز ازدواج های اجباری بویژه با مردان مسن و بعنوان زن دوم و سوم نیز افزایش یافته است.

بنابراین، محرومیت زنان از حقوق اساسی درحاشیه سیاست طالبان نیست بلکه یکی از ستون‌های اصلی آن است. و در نتیجه مبارزات ادامه یافته اند. این مبارزات نسبت به همان روز اول تحول بسیاری یافته است. زنان افغانستان دیگر آن زنانی نیستند که بعد از 10 سال جنگ جهادی ها با روسها بیرون آمدند، نیستند. آنها در فضایی متفاوت رشد یافته اند و تجارب مبارزات خود و دیگر کشورها را نیز تا حدی دارا هستند و حاضر نیستند که به محدودیت های دراکولایی تمکین کنند. آنانیکه از تحصیل و اشتغال محروم شده اند آنانیکه تحت خشونت های خانگی، شلاق و زندان، ازدواج اجباری و کودک همسری قرار می گیرند مخالفت خود را با این حکومت در ابعاد میلیونی حفظ کرده اند.

رویت یافتن کمتر مبارزات زنان به هیچ وجه به معنی پایان مقاومت مبارزات زنان نیست چرا که این ستم بشدت ادامه دارد و همچون زخمی بر پیکر زنان ودختران نشسته است. این مبارزات علیرغم خودبخودی بودنش خود را با شرایط وفق داده و منطبق برآن عمل می کند. مقاومت و مبارزه محو نشده است. در زیر پوست شهرها و روستاها ادامه دارد و زمانی این پوسته را می شکنند و بیرون خواهند زد. یک نمونه آن مبارزه زنان هرات در مقابله با سختگیری های آنان علیه حجاب زنان شد. در روز 26 جون 2026 زنان شجاع به فرمان پوشش اجباری طالبان اعتنایی ننهادند و در مقابل آن ایستادند. در دو روز دستکم 30 زن در هرات بازداشت شدند و منجر به یک مبارزه توده ای شد، مبارزه ای که نه تنها زنان بلکه مردان نیز در آن شرکت کردند و برای اولین بار بصورت توده ای از حقوق زنان علیه پوشش اجباری حمایت کردند و تعدادی بازداشت شدند و حداقل یک پسر جوان بر اثر شلیک نیروهای امنیتی کشته شد.

علاوه برآن مبارزه و مقاومت به اشکال مختلف در زیر پوست شهر ادامه دارد. صنف های درس دختران از طریق صنف های زیرزمینی از طریق اینترنت و تلاش ها برای نوشتن و نویسنده شدن ، برای هنر عرضه کردن و هنرمند شدن برای خبرهای واقعی را به مردم رساندن و خبرنگار شدن و ....تلاش هایی است که در میان زنان ادامه دارد. مهمتر از همه تلاشی است که بخشی از زنان و دختران پیشرو برای بدست آوردن آگاهی و علم مبارزاتی می کنند. در واقع این تلاش نقش تعیین کننده در آینده زنان و آینده کل جامعه خواهد داشت. زیرا درجامعه ای که زندگی برای زنان تا این حد وحشتناک باشد مسلما برای مردان علیرغم امتیاز حقیری که به آنها داده می شود نیز خوب نخواهد بود. چرا که حذف نیمی از جامعه تاثیراتش را بر کل جامعه می گذارد. 

 

به این ترتیب جنبش زنان مهمترین چالش در مقابل حکومت طالب است، چالشی که طالب از عمق وخطر آن درک و فهمی ندارد و تصور می کند با سرکوب بیشتر و محدود کردن بیشتر زنان می تواند این جنبش را بالاخره از بین ببرد. اما جنبش مبارزاتی زنان نیروی خشمگین و سهمگینی است که به آسانی فروکش نخواهد کرد بلکه در سرنگونی طالب سهم ویژه  و پیشتازی را ایفا خواهد نمود.

طالبان و امنیت برای افغانستان

در تبلیغات رسمی طالبان، افغانستان کشوری «امن» و «باثبات» معرفی می شود. همچنین یکی دیگر از تبلیغات امپریالیست ها از ابتدا برای تحمیل کردن طالبان بر مردم افغانستان این بود که طالبان علیرغم ماهیت سرکوبگرانه اش اما قادر است که برای مردم امنیت بیاورد و طالبان هم با استفاد از همین تبلیغات هم اکنون آنرا جزو دستاوردهای خود بحساب می آورد. اما منظور کدام امنیت است؟ آیا امنیت برای نیمی از نفوس جامعه است که پیوسته توسط ماموران طالبان و امر به معروف در خیابان ها بازداشت می شوند، در ملاء عام شلاق می خورند؟ امنیت برای دختران جوانی است که به ازدواج مجبور می شوند؟ امنیت دختران که به جرم تحصیل و کار مجازات می شوند. یا زنانی که پیوسته مورد خشونت خانگی قرار می گیرند و یا توسط همسران و مردان و ... به قتل می رسند؟


 

امنیت برای زنان که سایه تجاوز و قتل و اختفاف پیوسته بالای سر آنها سنگینی می کند. و یا شاید امنیت ملیت های تحت ستم مانند هزاره ها و کشت و کشتار ها در صنف ها و مساجد و غیره جان و مال آنان و فرزندانشان را تهدید می کند باشد. یا شاید هم منظور امنیت جوانان پنچشیری باشد که عملا غیر قانونی شده اند و در هر کجا مورد بازخواست و تلاشی قرار می گیرند. یا امنیت برای هزاران نفری است که در این پنج سال کشته وناپدید و زخمی شده و یا مستقیما تیرباران شده اند؟ یا شاید برای آن توده فقر زده است که نان شب ندارد بخورد. امنیتی که طالبان و امپریالیست ها برای توجیه خود می آورند امنیتی است برای صاحبان قدرت و صاحبان ثروت که خون مردم را به شیشه گرفته اند و نه برای توده های مردم. 

 طالبان و اوضاع اقتصادی پس از پنج سال حکومت

شاید اوضاع اقتصادی و فقر فزاینده ای که مردم افغانستان را در بر گرفته است قابل لمس ترین جنبه اقتصاد طالبان باشد. بیش از هشتاد فیصد از  نفوس کشور از مایحتاج اولیه زندگی محروم هستند، نزدیک به هفتاد فیصد باشندگان به کمک فوری برای بقا نیاز دارند. فقر مردم هر روز بیشتر می شود ، تعداد بیکاران زیادتر می شود. نیمی از نیروی کار یعنی زنان از کل اقتصاد افغانستان حذف شده اند، درآمد خانواده های غیر از طالب و وابستگان به طالب، کمتر شده است، درآمد خانواده ای که زنان سرپرست آن هستند به صفر نزدیک تر شده است و طفل هایشان شب ها گرسنه می خوابند. مردم قریه جات و مناطق حاشیه ای طفل های خرد  خود را برای تهیه معاش مابقی فامیل، به مبلغ ناچیزی می فروشند. همان مردمان از روی فقر دختران خردسال خود را به نکاح مردان مسن در می آورند پدیده ای که در سال های حکومت طالبان اوج بی سابقه ای گرفته است. هزاران جوان و نوجوان عاجز از یافتن کار و شغل نا امید و مایوس از آینده هر روزه مجبور به ترک دیار خود شده و با انواع و اقسام خطرات، جنایت ها و تحقیر ها در مسیر راه،  راهی کشورهای همسایه و یا دیگر کشورها می شوند.

اما به زعم نهادهای اقتصادی و رسانه های امپریالیست های غربی، اقتصاد افغانستان امیدوار کننده و در مسیر ثبات و بهبودی به پیش می رود. نهادهای امپریالیستی با رجوع به آمار واقعی و غیر واقعی از صادرات که فروش منابع و معادن و مواد غذایی مردم است  و یا مالیاتی که اخاذی از مردم زحمتکش است و یا نرخ تورم و غیره، از اقتصاد طالبان به صورت مستقیم و غیر مستقیم تعریف و تمجید می کنند. اما مهر سکوت را در مورد فقر و گرسنگی، در مورد بیکاری و سطح پایین تولید، در مورد ورشکستگی کسب و کارهای مردم بر لبان خود کوبیده اند. البته بالاترین سکوتشان در مورد حذف زنان یعنی نیمی از جامعه از اقتصاد و تاثیرات مخرب آن بر اقتصاد کشور و آینده آن است.

ممکن است که طالبان حدود 900 کیلومتر جاده را ساخته ویا ترمیم کرده باشد و آنرا موفقیت بزرگ بداند اما تا چه حد آنرا برای دستیابی خود برای مناطق و امکان سریع سرکوب ها ساخته است. راه سازی یکی از مهمترین ابزار ها برای سرکوب، برای حمل ونقل کالا و امکان نفوذ سرمایه های امپریالیستی است. آنرا صرفا موفقیت بزرگ طالبان در ساختن راه و آبادانی و اقتصاد نامیدن گمراه کننده است.

اقتصاد طالبان عمدتا ادامه همان اقتصاد افغانستان در چند دهه گذشته است. ادغام در شبکه سرمایه داری جهانی و در تابعیت از آن از طریق تامین مواد مخدر، تامین نیروی کار ارزان در اقتصاد جهان و همچنین معیوب کردن اقتصاد زراعتی افغانستان از طریق کمک های غذایی « خیرخواهانه » سازمان ها و نهاد های بین المللی که اقتصاد سنتی را تخریب و در خدمت به احتیاجات اقتصاد جهانی شکل می دهد. ( برای مطالعه بیشتر به مقاله افغانستان و سازمان تجارت جهانی به سایت ما مراجعه کنید)

نظام آموزشی طالبان 

نظام آموزشی طالبان در پنج سال گذشته چند جنبه داشته است که مهمترین جنبه آن حذف زنان و دختران از آموزش از صنف 7 به بعد وجنبه دیگر آن گسترش بی سابقه شبکه مدارس دینی است. مقام‌های طالبان در ژانویه ۲۰۲۶ از فعالیت بیش از ۲۰ هزار مدرسه دینی و حضور حدود دو و نیم میلیون دانش‌آموز در آموزش‌های دینی سخن گفتند. این رقم بر اساس برخی گزارشات حتی بالاتر از این رقم های بالاست.

در حکومت طالبان آموزش به ابزاری در خدمت ایدئولوژی حاکم و بازتولید آن که در واقع انعکاس تولید و بازتولید مناسبات تولیدی در افکار است به کار گرفته می شود. بدین طریق نه تنها زنان که از تحصیل و آموزش بکلی محروم شده اند بلکه بقیه از حق عمومی دانش و علم واقعی، که ماخذ و منبع رشد تفکر و سطح فکر جامعه و همچنین زمینه سازی پیشرفت جامعه می باشد محروم می شود. این آن نوع توسعه آموزشی است که طالبان از آن سخن می گوید. برطبق اعلام یونسکو در آگوست 2026 در حدود 2.4 میلیون زن افغان از آموزش متوسطه محروم مانده اند. که صرفا یک بحران آموزشی نیست بلکه ضربه ای مستقیم به آینده اقتصادی و اجتماعی کشور است. پیامد این سیاست می تواند در دهه های آینده میلیاردها دلار از درآمد افغانستان را از بین ببرد.

در مورد مهاجرین:

درحالیکه همچنان بر تعداد کسانی که در اثر سرکوب ها ی حکومت طالب و اوضاع اقتصادی به سیل مهاجرین از افغانستان افزوده می گردد، بازگشت گسترده مهاجرین در جریان است. تنها در سال 2026 تا اواسط ماه جولای بیش از یک میلیون نفر به افغانستان بازگردانده شده اند. که عمدتا از کشورهای ایران و پاکستان بوده است. از سال 2023 نیز بیش از یک میلیون مهاجر تحت حمایت سازمان ملل برگردانده شده اند. این بازگشت ها الزاما نشانه بهبود وضعیت افغانستان نیستند بلکه نشانه ای است از اوضاع بحرانی جهان و کشورهای منطقه که از طریق اخراج مهاجرین بخشی از بحران خود را به افغانستان نیز انتقال می دهند وباری بیشتر بر اقتصاد بیمار افغانستان می گردد. به عبارت دیگر موضوع مهاجرین همانگونه که اشاره شد بخشی از اقتصاد افغانستان در دهه های اخیر بوده که در دوران طالبان نیز ادامه یافته است. و این وضع با شرایط طالبان و هر گونه حکومت ارتجاعی دیگری که وابسته به اقتصاد و کشورهای امپریالیستی باشد ادامه خواهد یافت.

پنج سال حکومت طالبان بیش از پیش روشن می سازد که تنها راه نجات مردم افغانستان اتکاء به نیروی خود و مردم خود است. چرا که " جامعه جهانی" یا به عبارت دیگر امپریالیزم خود شریک جرم است. تنها مبارزه توده های مردم تحت رهبری نیروی انقلابی پرولتری قادر است افغانستان را از زنجیره وابستگی و اسارت به امپریالیست ها و مرتجعین منطقوی و نیروی بشدت واپسگرای طالب و انواع بنیاد گرایان نجات دهد و در مسیر رهایی از هر گونه ستم و استثمار به پیش رهنمون سازد. تنها یک نیروی پرولتری است که نقش و اهمیت مبارزاتی زنان و پتانسیل سهمگین و انقلابی آنان را درک می کند. تنها یک نیروی پرولتری است که می تواند محرومیت و فقر طبقات تحتانی و زحمتکش را درک و حس کند و آنان را برای نابودی نیروهای مرتجع و روابط استثماری و عقب مانده کنونی در خدمت به یک  انقلاب واقعی بسیج و سازماندهی کند.

به پیش در راه انقلاب پرولتری!

جمعی از کمونیست های انقلابی ـ افغانستان

15 آگوست 2026

معادل اسد 24 اسد 1405

سایت ما: jaka2020.com

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر