۱۴۰۵-۰۵-۳۱
باقر ابراهیم زاده

کوچ تاریخی مردم مریوان در سال ۱۳۵۸؛ - وقتی مردم یک شهر برای جلوگیری از جنگ، شهر را ترک کردند.

 

پیش از آن‌که فرمان ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ خمینی برای حمله نظامی به کردستان صادر شود، مردم مریوان یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های مقاومت جمعی و توده‌ای در برابر سیاست نظامی‌کردن کردستان را به نمایش گذاشتند؛ مقاومتی که نه در میدان جنگ، بلکه با ترک دسته‌جمعی شهر و برپایی یک زندگی جمعی در خارج از آن صورت گرفت.

در پی افزایش حضور و دخالت نیروهای ارتش و سپاه در مریوان و بالاگرفتن خطر درگیری و کشتار، شورای شهر و دیگر نهادهای مردمی، در ۲۹ یا ۳۰ تیر ۱۳۵۸ تصمیم به کوچ اعتراضی مردم گرفتند. روز بعد، بخش بزرگی از ساکنان مریوان خانه‌های خود را ترک کردند و در منطقه کانی‌میران، در خارج از شهر، اردو زدند. گزارش‌هایی از آن زمان میزان جمعیتی را که شهر را ترک کردند حدود ۷۵ درصد جمعیت مریوان دانسته‌اند؛ برخی منابع نیز از خروج اکثریت قریب به اتفاق مردم سخن گفته‌اند.

این کوچ صرفاً جابه‌جایی مردمی هراسان از جنگ نبود؛ یک اقدام سیاسی و اعتراضی آگاهانه برای جلوگیری از جنگ و کشتار بود. مردم با خالی‌کردن شهر می‌خواستند به حکومت نشان دهند که حاضر نیستند شهر و زندگی‌شان به میدان جنگ تبدیل شود. در عین حال، در اردوگاه کانی‌میران، سازمان‌دهی زندگی روزمره، تأمین نیازهای مردم و اداره امور جمعی صورت گرفت و این اردوگاه به نمادی از همبستگی و مقاومت مردم مریوان تبدیل شد.

کوچ مردم مریوان همچنین نشان داد که مردم کردستان تنها در برابر سرکوب واکنش دفاعی نشان نمی‌دادند، بلکه می‌توانستند به‌صورت سازمان‌یافته، جمعی و مستقل از دولت، زندگی و مبارزه خود را سازمان دهند. شورای شهر، اتحادیه‌های کارگری و دهقانی، تشکل‌های زنان، جامعه معلمان و دیگر نهادهای مردمی در فضای پس از انقلاب در اداره امور شهر نقش داشتند.

این حرکت حدود دو هفته ادامه یافت و سرانجام پس از مذاکرات میان نمایندگان مردم مریوان و نمایندگان حکومت، مردم در مردادماه به شهر بازگشتند. اما بازگشت مردم به معنای پایان سرکوب نبود. با صدور فرمان ۲۸ مرداد خمینی، جنگ گسترده حکومت علیه کردستان وارد مرحله‌ای تازه شد و فضای سیاسی و نظامی منطقه به‌شدت خونین‌تر گردید.

 

از کوچ تاریخی مریوان تا جوخه‌های اعدام خلخالی :

سرنوشت تلخ مریوان نشان داد که حتی مقاومت مدنی و مسالمت‌آمیز مردم نیز از تعرض حکومت در امان نماند. پس از ورود نیروهای حکومت و در جریان موج جدید بازداشت‌ها، صادق خلخالی، حاکم شرع اعزامی جمهوری اسلامی، در روزهای پایانی مرداد ۱۳۵۸ وارد مریوان شد و در پی رسیدگی‌های بسیار شتاب‌زده، حکم اعدام ۹ نفر را صادر کرد. گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران تأکید می‌کند که این روند فاقد معیارهای دادرسی عادلانه بود و متهمان فرصت واقعی برای دفاع از خود نداشتند.

این ۹ نفر که در ۳ شهریور ۱۳۵۸ در گزارش‌های دیگر در روز بعد،  اعدام شدند، عبارت بودند از:

حسین مصطفی سلطانی، امین مصطفی سلطانی، سید حسین پیرخضرانیان، سید احمد پیرخضرانیان، فایق عزیزی، علی دادستانی، بهمن اخضری، جلال نسیمی و احمد قادرزاده.

در میان آنان، حسین و امین مصطفی سلطانی دو برادر بودند؛ جلال نسیمی معلم و از فعالان اجتماعی مریوان بود و فایق عزیزی نیز عضو شورای شهر معرفی شده است. گزارش‌های شاهدان همچنین درباره بهمن اخضری نوشته‌اند که پزشکی بود که برای ارائه خدمات پزشکی داوطلبانه به مریوان آمده بود.

شهادت‌های بازماندگان و خانواده‌های قربانیان نشان می‌دهد که برخی از این افراد تنها مدت کوتاهی در بازداشت بودند. در مورد حسین و امین مصطفی سلطانی، خانواده آنان پس از مراجعه برای پیگیری آزادی‌شان، با پیکرهای اعدام‌شده فرزندان خود روبه‌رو شدند.

گزارش‌های موجود همچنین حاکی است که پیکر اعدام‌شدگان را با کامیون به مقابل بیمارستان مریوان منتقل کردند. خانواده‌ها و مردم شهر برای تحویل و دفن پیکرها اقدام کردند؛ در حالی که حضور سنگین نیروهای نظامی، حتی امکان برگزاری مراسم سنتی سوگواری را نیز محدود کرده بود.

این اعدام‌ها تنها یک واقعه قضایی نبود؛ بخشی از موج سرکوبی بود که پس از حمله نظامی جمهوری اسلامی به کردستان در مرداد و شهریور ۱۳۵۸ به راه افتاد. مرکز اسناد حقوق بشر ایران گزارش می‌کند که خلخالی و همکارانش در شهرهای مختلف کردستان، افراد بازداشت‌شده را در روندهایی بسیار کوتاه و بدون تضمین‌های دادرسی عادلانه به جوخه‌های اعدام می‌سپردند.

از این منظر، کوچ تاریخی مردم مریوان حلقه‌ای مهم میان مقاومت مردمی پیش از ۲۸ مرداد و سرکوب خونین پس از آن است. مردم مریوان ابتدا با کوچ جمعی کوشیدند مانع جنگ و کشتار شوند؛ اما حکومت اسلامی پاسخ این مقاومت را با نظامی‌کردن بیشتر منطقه، حمله نظامی، بازداشت، محاکمه‌های شتاب‌زده و اعدام داد.

کوچ مریوان بنابراین تنها خاطره‌ای از یک شهر و یک مقطع تاریخی نیست؛ بلکه سندی است از این واقعیت که در نخستین ماه‌های استقرار جمهوری اسلامی، مردم کردستان برای دفاع از آزادی، امنیت، حق تعیین سرنوشت و زندگی خود، شیوه‌های گوناگون مقاومت را به کار گرفتند؛ از اعتراض و تحصن و سازمان‌دهی شورایی گرفته تا کوچ جمعی و مقاومت در برابر حمله نظامی.

و درست در همین نقطه است که باید فرمان ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ را فهمید: این فرمان از خلأ سیاسی و اجتماعی صادر نشد؛ بلکه در شرایطی صادر شد که جنبشی گسترده در کردستان برای دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی مردم و اداره امور محلی شکل گرفته بود و حاضر نبود سلطه سیاسی و نظامی حکومت تازه‌تأسیس را بدون مقاومت بپذیرد.

کوچ تاریخی مردم مریوان، از این منظر، تنها داستان ترک یک شهر نیست؛ روایت مقاومت مردمی است که برای جلوگیری از جنگ، شهر خود را ترک کردند، زندگی جمعی خود را در کانی‌میران سازمان دادند و سپس، پس از بازگشت، با سرکوب، بازداشت و اعدام روبه‌رو شدند.

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر