۱۴۰۵-۰۵-۳۱
رضا بی شتاب

سبویِ مست

 

برای پیشوایِ عاشقی؛ مولانای بلخی(1)

گر شاخه ها دارد تری ور سرو دارد سروری

ور گل کند صد دلبری ای جان تو چیز دیگری

 

سبو از دستِ تو سبزست وُ مَست ست

ترا سرمستیِ عشق از اَلست ست

شده جان چَشته خور از چشمۀ شعر

از آن بذرِ غزل سرگرمِ هست ست

شرابه های بارانِ تجلّی

خرام وُ خندۀ عاشق پرست ست

طنینی چون ترانه می تراود

همی از طُرّۀ تاک وُ خُجَست(2)ست

بزن مضرابِ رمز وُ رازِ مهتاب

زمین وُ آسمان در رقص وُ بی تاب

دلی آهنگِ پروازی عیان کرد

یکی پروازِ رازآمیز وُ نایاب

سبویِ مست وُ فصلِ دوره گردی

چکد از چهرۀ گُل رنگِ شاداب

نسیمِ ساغر وُ ساقی شکوفا

کِه می نوشد سرود وُ جرعۀ ناب!؟

بچرخان باده را چون جامِ باران

برقصان قصۀ اندوهِ انسان

بصیرت سرخوش از مولایِ بلخی

مسرّت سهمِ مستان ست وُ احسان

خداوندی وُ سرشارِ فصاحت

محبت خانه زادِ مهرِ رخشان

زِ حُزنِ روزگاران هم گذر کُن

فضیلت از تُو می تابد فروزان

تماشایی دلِ شیدایِ خورشید

سُراید جانِ عاشقهای جاوید

زمانْ زندانیِ نقشِ حباب ست

زمین اما ضمیری کو ببالید

مهیّا شو بیا در برزنِ نور

تُو آن آیینۀ مستی که چرخید

غم از این خانه رفت وُ شادی آمد

طلوعِ تازۀ عشق ست وُ امّید

شنبه 31 مرداد ماهِ 1405///22 ماهِ اوتِ 2026

ـــــــــــــــــ

1-کلیات دیوان شمس مولانا جلال الدین محمد مشهور به مولوی مطابق نسخۀ تصحیح شدۀ استاد بدیع الزمان فروزانفر.جلد 2 صفحۀ 900.مؤسسۀ انتشارات نگاه.چاپ چهارم:1377.

2-خُجَست:نام نوایی است از موسیقی که آنرا خجسته نیز می گویند (دهخدا).


 

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر