بیانیه هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک : بیست و هشت مرداد ۱۳۵۸، آغاز سرکوب خونین کردستان
از فرمان خمینی تا دادگاههای مرگ خلخالی
نه به فراموشی، نه به تحریف؛
زنده باد همبستگی مردم ایران
علیه استبداد، اعدام، استثمار و تبعیض
بیست و هشت مرداد ۱۳۵۸ یکی از نقاط عطف سرکوب و خشونت دولتی در تاریخ جمهوری اسلامی است؛ روزی که فرمان و سخنان آیتالله خمینی زمینهساز یورش گسترده نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به کردستان شد. در پی آن، شهرها و روستاهای کردستان شاهد جنگ، بازداشتهای گسترده، اعدامهای شتابزده و تشکیل دادگاههایی بودند که ابتداییترین معیارهای دادرسی عادلانه را رعایت نمیکردند .
برای نیروهای چپ و آزادیخواه، یادآوری این تاریخ صرفاً بازخوانی یک واقعه گذشته نیست.
۲۸ مرداد ۱۳۵۸ نماد لحظهای است که جمهوری اسلامی به جای پاسخ سیاسی به مطالبات برحق اجتماعی، ملی و دمکراتیک مردم کردستان، راه نظامیگری، زندان، اعدام و سرکوب را برگزید.
جنبشهای اجتماعی و سیاسی کردستان در فضای پس از انقلاب ۱۳۵۷ مطالباتی همچون آزادی سیاسی، برابری، حقوق ملی و مشارکت دمکراتیک را مطرح میکردند. نمیتوانست توجیهی برای مجازات جمعی، اعدام و سرکوب نظامی یک جامعه باشد.
از «غائله» تا سیاست سرکوب :
حکومت تازه تأسیس جمهوری اسلامی مسئله کردستان را عمدتاً از دریچه امنیتی و نظامی نگریست. به جای گفتوگو و پذیرش حق مردم برای سازمانیابی سیاسی و طرح مطالباتشان، ارتش و نیروهای مسلح به منطقه اعزام شدند و همزمان دادگاههای انقلاب اسلامی به ابزار دیگری برای تثبیت این سیاست تبدیل شدند.
صادق خلخالی، حاکم شرع دادگاههای انقلاب ،آخوندی که هیچگونه تجربه قضایی نداشت ، یکی از چهرههای اصلی این روند بود. دادگاههایی که زیر نظر او در شهرهای مختلف کردستان تشکیل شدند، در موارد متعدد فاقد استانداردهای ابتدایی یک محاکمه عادلانه بودند؛ متهمان فرصتی برای دفاع نداشتند، دسترسی مؤثر به وکیل وجود نداشتند و روند رسیدگی به فاصله کوتاه چند دقیقه ای میان اتهام و صدور حکم اعدام محدود میشد.
چنین روندی را نمیتوان عدالت قضایی نامید. هنگامی که دادگاه به جای کشف حقیقت و تضمین حق دفاع، به ابزاری برای حذف مخالف سیاسی تبدیل شود، دیگر عدالت در کار نیست؛ آنچه وجود دارد، سرکوب دولتی در لباس قانون اسلامی است.
پاوه، کرمانشاه، مریوان، سنندج و سقز؛ جغرافیای اعدام :
در روزهای پس از ۲۸ مرداد، موج اعدامها در مناطق مختلف کردستان گسترش یافت. اعدامهای دیزلآباد کرمانشاه، پاوه، مریوان، سنندج و سقز بخشی از این موج خونین بودند.
در دیزلآباد کرمانشاه شماری از دستگیرشدگان که از معلمین آزادیخواه و روشنفکران بودند تیرباران شدند. در پاوه نیز اعدامهایی صورت گرفت که از جمله قربانیان آن، بر اساس اسناد و شهادتهای منتشرشده، پزشک، معلم و کارکنان بیمارستان بودند.
در مریوان نیز چندین نفر، از جمله پزشک، معلم، کارمند بیمارستان و فعالان اجتماعی، اعدام شدند.
پنجم شهریور ۱۳۵۸ فرودگاه سنندج شاهد یکی از مشهورترین اعدامهای جمعی آن دوره بود؛ یازده نفر پس از محاکمهای کوتاه تیرباران شدند. تصویر ثبتشده از این اعدام، بعدها به یکی از نمادهای جهانی سرکوب سیاسی در ایران تبدیل شد.
روز بعد نیز در سقز ۲۰ نفر اعدام شدند.
در نخستین ماههای حیات جمهوری اسلامی، اعدامهای شتابزده و دادگاههای اسلامی به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب کردستان تبدیل شدند
هنگامی که مرگ جای عدالت را گرفت :
یکی از روایتهای تکاندهنده درباره عملکرد خلخالی، پاسخ او در برابر اعتراض خانوادههای قربانیان است؛ پاسخی با این مضمون که اگر فرد بیگناه بوده، به بهشت رفته و اگر گناهکار بوده، به جهنم.
چنین منطقی با مفهوم عدالت انسانی در تضاد بنیادین است. عدالت نمیتواند بر این اصل بنا شود که اگر فردی بیگناه بود، پس مرگ او اهمیتی ندارد.
عدالت یعنی حق دفاع؛
عدالت یعنی اصل برائت؛
عدالت یعنی دادگاه مستقل؛
عدالت یعنی امکان برخورداری از وکیل؛
و عدالت هرگز با جوخه اعدام آغاز نمیشود.
از همین منظر، دادگاههای صحرایی و اعدامهای شتابزده کردستان را باید بخشی از شکلگیری ماشین سرکوب جمهوری اسلامی دانست؛ ماشینی که بعدها در مقیاسی بسیار گستردهتر علیه مخالفان سیاسی، فعالان اجتماعی، کارگران، دانشجویان، زنان و دیگر گروههای اجتماعی به کار گرفته شد.
کردستان؛ نخستین آزمایشگاه سرکوب جمهوری اسلامی :
کردستان را باید یکی از نخستین میدانهای آزمون سیاستهایی دانست که بعدها در سراسر ایران گسترش یافت: امنیتیکردن مطالبات اجتماعی، نظامیکردن فضای سیاسی، جرمانگاری اعتراض، دادگاههای فرمایشی و استفاده از اعدام برای ایجاد هراس.
مردم کردستان یکی از نخستین جوامعی بودند که در برابر این سیاست ایستادگی کردند.
دفاع از مردم کردستان باید بر پایه معیارهای انسانی و سیاسی انجام شود. خواست های بر حق سیاسی و اجتماعی نمیتواند مجوز کشتار، شکنجه، مجازات جمعی و اعدام باشد.
مخالفت و مبارزه با سرکوب جمهوری اسلامی و همبستگی و دفاع از حقوق مردم کردستان در پیوند با مبارزه علیه سلطه و استبداد است.
مسئله کردستان، مسئله همه زحمتکشان ایران است
مبارزه برای آزادی و برابری مردم کردستان از مبارزه سراسری علیه استثمار و استبداد جدا نیست.
کارگر کرد، کارگر بلوچ، کارگر عرب، کارگر ترک، کارگر فارس و همه زحمتکشان ایران هم سرنوشت اند. دشمن آنان ساختارهایی است که بر پایه استثمار طبقاتی، تبعیض ملی و جنسیتی، سرکوب سیاسی و تمرکز قدرت بنا شدهاند.
به همین دلیل، دفاع از حق مردم کردستان برای آزادی، برابری، مشارکت سیاسی و تعیین سرنوشت خویش، بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای آزادی همه مردم ایران است.
آزادی کارگران و زحمتکشان سراسر ایران همراه با دفاع از حقوق ملی و دمکراتیک مردم کردستان است؛ و آزادی مردم کردستان نیز بدون رهایی از استثمار و سلطه طبقاتی کامل نخواهد بود.
دادخواهی علیه اعدام؛ از ۱۳۵۸ تا امروز :
امروز، ۴۷ سال پس از ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، یادآوری نام و سرنوشت قربانیان همچنان ضروری است. دادخواهی زنده نگهداشتن نام و آرمان های درخشان جانباختگان و مبارزه برای اکنون و برای آینده است.
جامعه حق دارد بداند چه کسانی دستور دادند، چه کسانی حکم صادر کردند و چه کسانی در اجرای این جنایتها نقش داشتند. جامعه و دادخواهان، خواهان دستگیری و محاکمه و مجازات آمران و عاملان جنایتکار شاهنشاهی و اسلامی هستند ، خانوادههای قربانیان حق دارند حقیقت را بدانند و حق دارند بدون تهدید و سرکوب، خواهان دادخواهی باشند.
اما دادخواهی واقعی نباید محدود به قربانیان یک قوم، حزب یا دوره تاریخی باشد. همه قربانیان سرکوب، بدون توجه به ملیت، جنسیت، مذهب و گرایش سیاسی، شایسته حقیقت و عدالتاند.
از همین رو، مبارزه علیه اعدام باید یک اصل جهانشمول باشد:
نه به اعدام مخالف سیاسی؛
نه به اعدام به جرم عقیده؛
نه به اعدام به نام مذهب؛
نه به اعدام برای اعتراض؛
نه به اعدام به دلیل ملیت؛
نه به اعدام برای هیچ انسانی.
اعدام، قتل عمدی و سازمانیافته دولتی است و هیچ حکومتی نباید اختیار گرفتن جان انسانها را داشته باشد.
تاریخ را فراموش نمیکنیم
بیست و هشت مرداد ۱۳۵۸ در حافظه تاریخی مردم کردستان و مردم سراسر ایران باقی خواهد ماند؛ یادآور فرمان سرکوب، یورش نظامی، دادگاههای فرمایشی، اعدامهای جمعی و انسانهایی که در فاصلهای کوتاه و حتی چند دقیقه ای از «متهم» به «محکوم به مرگ» تبدیل شدند.
اما این تاریخ فقط تاریخ کشتار نیست؛ تاریخ مقاومت نیز هست.
مردم کردستان در برابر استبداد ایستادند و هزینه سنگینی پرداختند. امروز وظیفه نیروهای چپ، سوسیالیست، آزادیخواه و برابریطلب است که این تاریخ را برای حقیقت، دادخواهی و جلوگیری از تکرار جنایت زنده نگه دارند.
ما در برابر فراموشی و تحریف تاریخ میایستیم.
در برابر اعدام میایستیم.
در برابر تبعیض ملی و سرکوب سیاسی میایستیم.
و برای جامعهای مبارزه میکنیم که در آن هیچ حکومتی، هیچ دادگاه فرمایشی و هیچ قدرت سیاسی حق گرفتن جان انسانها را نداشته باشد.
نه به اعدام
نه به دادگاههای فرمایشی
نه به شکنجه و سرکوب سیاسی
نه به تبعیض و ستم ملی
زنده باد آزادی و برابری
زنده باد همبستگی کارگران و زحمتکشان سراسر جهان
زنده باد حق مردم کردستان برای آزادی، برابری و تعیین سرنوشت خویش
زنده باد همبستگی سراسری مردم ایران علیه استبداد!
نه به جمهوری اسلامی و هر شکل از استبداد، استثمار و سرکوب
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک
۲۳ آگوست ۲۰۲۶