۱۴۰۵-۰۶-۰۶
محمد حسین یحیایی

بیانیه 12 شهریور سند ماندگار و راهبردی برای آزادی ( شهریورین اون ایکیسی آزادلیق مراجعت نامه سی )

 

بیانیه 12 شهریور سند ماندگار و راهبردی برای آزادی ( شهریورین اون ایکیسی آزادلیق مراجعت نامه سی ) در این سال های پر التهاب و پر حادثه و تعیین کننده میهن که از یک سو گرفتار جنگ و ویرانی از سوی دیگر گرفتار بحران شدید اقتصادی، بیکاری گسترده، رژیم فاسد و ناتوان ولایت است، سند ماندگار 12 شهریور می تواند راهگشای حرکت به سوی آزادی باشد. رژیم درمانده از حل مشکلات، خود به مشکل بزرگ جامعه تبدیل شده است. بازهم خشونت می ورزد، اعدام می کند و وحشت در جامعه می افکند. هر گونه جنبش مردمی، صنفی و کارگری را که زیر بار گرانی کمر خم کرده است. بی رحمانه سرکوب می کند. کارگران که یک دهه پیش نزدیک به 400 دلار در ماه حقوق در یافت می کردند بر اساس مرکز آمار و دیگر منابع پژوهشی و میزان سنجی زیر 70 دلار در ماه حقوق می گیرند و همزمان با خطر اخراج هم روبرو هستند زیرا موسسات تولیدی و صنعتی یکی بعد از دیگری تعطیل می شوند. اتحادی که بتواند در این جامعه متکثر جوابگوی نیاز های همگان باشد و منافع زحمتکشان را تامین کند بعلت خفقان شکل نمی گیرد. زیرا گروهی در آرزوی بازسازی گذشته اند که از سوی توده های مردم طرد شدند، گروه دیگری با خود بزرگ بینی به طبل جنگ افروزی و حفظ رانت و منافع خود می کوبند که گویا تنش برای آنان برکت خواهد داشت. البته این گروه ها و افراد رویا، خیال و آرزو را در هم آمیخته، در دنیای غیر واقعی سیر و سیاحت می کنند. در این میان برخی از افراد و گروه های هوچی گر بنام آذربایجان و یا ملل دیگر سخن می گویند و دم از استقلال سیاسی خود می زنند که با واقعیت های ساختاری کشور همسویی و هم خوانی ندارد و به اتحاد، همکاری و همبستگی لطمه می زند. بدون شک آذربایجان بعنوان بزرگترین واحد ملی در ایران بازیگر واقعی در هر کنکاش، تغییر و دگرگونی های سیاسی و اقتصادی در ایران خواهد بود بنابرین آذربایجانی ها با احساس مسئولیت بیشتر در همه روند ها و رویکرد ها باید مشارکت مستقیم داشته باشند. البته این مسئولیت سیاسی را در طول تاریخ نشان داده اند.بیانیه 12 شهریور هر چند برای ساختار آن روزی کشور و آذربایجان تنظیم شده بود ولی برخی از مواد و محتوای آن هنوز قابل اجرا، استناد و راهگشا است ( 80 درصد مردم در آذربایجان آن روز ساکن در روستا ها بودند، بازار فراگیر هنوز شکل نگرفته بود، میزان باسوادی اندک و بازار کار محدود بود ) در این سند راهبردی بیشتر از همه به آزادی، دمکراسی و رهایی از ظلم و استثمار پرداخته شده است که هنوز هم در راس خواسته های مردمی قرار دارند و برای رسیدن به آن مبارزین با نحمل رنج و ستم که گاهی با زندان شکنجه همراه است تلاش می ورزند. 

امسال81 مین سال انتشار سند مهم و تاریخی بیانیه 12 شهریور 1324 که زیر بنای « فرقه دمکرات آذربایجان » را پایه گذاری و مردم آذربایجان را با هویت، زبان، آزادی و حقوق خود آشنا کرد، می گذرد، این بیانیه ( مراجعتنامه، سند راهبردی و ... ) نخستین سند سیاسی و حقوقی است که کلمات آن با دقت و هوشیاری کامل انتخاب شده و به دو زبان فارسی و ترکی ( شهریورین اون ایکیسی ) همزمان منتشر شده است. باید مورد توجه همگان بویژه ( مناطق، اقوام و واحد های ملی دیگر مناطق کشور )، فعالین اجتماعی و سیاسی جامعه ایران قرار گیرد. و مورد ارزیابی مجدد از سوی صاحب نظران شود که متاسفانه با کارشکنی همراه با تهدید و تبلیغات گسترده استبداد حاکم بر تهران آن روز و امروز با همکاری ارتجاع محلی مورد ستم و افترا قرار گرفته و یا با مانع تراشی از انتشار آن در مناطق دیگر تلاش ورزیده تا آن برای همیشه به فراموشی سپرده شود.

آذربایجان در دوران رضا شاه روز های سختی گذرانده بود، سیاست یکسان سازی زبانی، ملی، فرهنگی و تاریخی بیشترین آثار مخرب خود را از نظر سیاسی، اقتصادی و روانی در آذربایجان گذارده بود، مردم سیاست زده و دلسرد به کنجی خزیده، خشم خود را فرو خورده بودند تا شرایط مهیا شود، از آن رو برکناری رضا شاه از اریکه قدرت موجب شعف و شادی و امید به آینده در آذربایجان شد، تا آذربایجان بتواند عقب ماندگی های سیاسی و اقتصادی خود را به سرعت جبران کند و خواسته های انقلاب مشروطه را که در حفظ آن جانفشانی ها کرده بود به اجرا در آورد، از آن رو فعالین سیاسی، اجتماعی و هنری آذربایجان به سرعت دست بکار شدند، در تبریز انجمن آذربایجان و کانون های صنفی نویسندگان و هنرمندان شکل گرفت و در تهران روزنامه « آژیر » از سوی « پیشه وری » که بعد از سال ها زندان و تبعید آزاد شده بود، منتشر شد، پیشه وری با تحلیل اوضاع سیاسی با زبان گزنده ای به نقد شرایط می پرداخت و از حقوق زحمتکشان بویژه کارگران آذربایجانی که برای لقمه نانی به حاشیه تهران ( یافت آباد، تورک آباد، نازی آباد و... ) مهاجرت کرده بودند دفاع می کرد. نوشته های پیشه وری خوشآیند استبداد حاکم بر تهران و مرتجعین طرفدار آن نبود از آن رو با تمام توان مانع از انتشار و توزیع نشریات منتقد در تهران و آذربایجان می شد.

استبداد حاکم بر تهران و مجلس سیزدهم بصورت آشکار و پنهان با نمایندگان ایالات متحده و بریتانیا در گفتگو و زدوبند بودند، برای پیشگیری از بحران شدید اقتصادی بار دیگر دکتر « میلیسپو » را به استخدام درآورده در ریاست دارایی قرار دادند و مستشاران دیگری از آمریکا را در ارتش، ژاندارمری و شهربانی بکار گماردند و همسو با آن گفتگو و مذاکراتی را با شرکت های بزرگ نفتی بصورت پنهان پیش بردند، اوضاع اقتصادی به شدت تیره و تار بود و تبریز که روزگاری نه چندان دور، مرکز غله و سبد غذایی کشور بود، گرفتار قحطی و گرسنگی شد. روزنامه « فریاد » در مقاله ای زیر عنوان « منظره شهر تبریز » نوشته بود... تبریز که چون طاووس از علم، آزادیخواهی، صنعت، ثروت، معنویت و میهن پرستی نقش و نگار فراوان داشت، اینک مرغ بال و پر شکسته و دم و کاکل کنده از همه زیبایی ها دور و محروم است... ( فریاد، شماره 4 ، به تاریخ 21 آذرماه 1321 ) بنابرین شرایط خیزش مردمی و رهایی از اوضاع بحرانی هر روز بیشتر از گذشته فراهم می آمد. همراه با آن روشنفکران، فعالین اجتماعی و کارگری در ارتباط با یکدیگر چاره اندیشی می کردند، تا فرمان انتخابات مجلس چهاردهم از سوی « سهیلی » نخست وزیر، در اواخر خردادماه 1322 صادر شد ولی حکومت نظامی همچنان برقرار بود تا مانع از راه یابی نمایندگان واقعی مردم به مجلس شورای ملی شود، در نتیجه آذربایجان بویژه تبریز از اهمیت ویژه ای در انتخابات برخوردار بود، پیش از انتخابات سرلشگر « مقدم » استاندار آذربایجان، تعدادی از مالکان بزرگ و مخالفان نیرو های مترقی را در شورای نظارت بر انتخابات قرار داد تا صندوق های رای را پیش از پایان کار کارگران و زحمتکشان جمع آوری کند و به رای گیری پایان دهد که این سیاست حوزه های رای گیری را به تنش کشید، در شمارش آرا « سید جعفر پیشه وری » و « حاج رحیم خویی » که از سوی نیروهای مترقی حمایت می شدند با اکثریت آرا انتخاب و همراه با نمایندگان دیگر راهی مجلس شدند. انتخاب این دو، ارتجاع را به وحشت انداخت و کارشکنی ها از همان نخستین روز آغاز شد. تا مانع از ورود پیشه وری به مجلس شوند. نخست نوع و چگونگی انتخابات تبریز را زیر پرسش و شبهه قرار دادند،ولی با برخورد تند مردم تبریز روبرو شده، در نهایت با عوام فریبی و حیله گری تنها اعتبار نامه پیشه وری و خویی را رد کردند که نشان می دهد آنان به درستی و صحت انتخابات باور داشتند و تنها از حضور پیشه وری و خویی در مجلس که می توانستند زبان گویای مردم آذربایجان و دیگر مناطق محردم در کشور شوند در هراس بودند.

پیشه وری بعد از رد اعتبارنامه اش به روزنامه خود برگشت و ارتباط خود را با آذربایجان که در هنگام تبلیغات انتخاباتی شناخت از آن افزایش یافته بود گسترش داد، زیرا با سفر به نقاط مختلف بویژه روستا ها با مسائل دهقانی آشنایی بیشتری پیدا کرده بود، ادامه این روابط و درخواست های پی در پی فعالین اجتماعی و سیاسی تبریز از پیشه وری برای اقامت در این شهر باعث شد که در اوایل شهریور سال 1324 با سپردن روزنامه آژیر به دوستان به تبریز بیاید، و در اولین فرصت انجمن « جبهه آزادی » را با « میرزا علی شبستری » و دوستان دیگر تشکیل دهد. گفتگو و مذاکرات بدون وقفه بین فعالین اجتماعی و سیاسی آذربایجان ادامه یافت. در این میان شبستری روزنامه آذربایجان را در اختیار پیشه وری قرار داد، پیشه وری با توجه به شرایط وخیم اقتصادی و گاهی انفجاری آذربایجان مقالات تند و انتقادی شدیدی را منتشر کرد و بیانیه مهم و تاریخی 12 شهریور را به زبان ترکی و فارسی آماده و برای بررسی و بازبینی در اختیار دوستان و رفقای هم رزم خود قرار داد. تا نسخه نهایی آن آماده شود. نسخه نهایی به امضاء 48 نفر از افراد سرشناس تبریز از جمله « صادق پادگان » مسئول کمیته ایالتی حزب توده ایران رسید و منتشر شد، در پی آن سیل تلگراف ها در حمایت از آن از نقاط مختلف آذربایجان و حتا روستاهای آن به سوی تبریز سرازیر شد که نشانگر حمایت توده های مردم از متن و روح حاکم بر آن بود، در نتیجه پیشه وری و دوستان به ضرورت یک تشکل سیاسی و سرنوشت ساز پی بردند و در آن راستا فعالیت های خود را آغاز کردند.

بیانیه از یک مقدمه و 12 ماده تشکیل شده بود، در بخشی از مقدمه آن آمده است : ایران مسکن اقوام و ملل گوناگون است. این اقوام و ملل هر قدر آزادتر زندگی کنند، یگانگی بیشتری خواهند داشت... وحدت ملی واقعی زمانی میسر می شود که همه مردم با حفظ خصوصیات و آزادی داخلی خود ترقی کرده و از هر لحاظ بتوانند باهم برابری کنند... آذربایجان می گوید: تهران به دردهای ما نمی رسد و از تشخیص و رفع احتیاجات ما عاجز است... ما این حق را به خود قائلیم که صاحب اختیار خانه ی خود شده و امکان اداره آن را مطابق میل و سلیقه خود داشته باشیم. « فرقه دمکرات آذربایجان » زائیده این احتیاج است.در بیانیه 12 شهریور به اختصار آمده است.

/ توام با حفظ استقلال و تمامیت، آذربایجان خواهان تعیین سرنوشت است.

/ انجمن های ایالتی و ولایتی انتخاب شده در زمینه های فرهنگی، بهداشتی، اقتصادی و نظارتی بر عملکرد مامورین و تغییر و تبدیل آن عمل خواهد کرد.

/ در مدارس آذربایجان تا کلاس سوم تدریس فقط به زبان ترکی خواهد بود و از آن به بعد به هر دو زبان... تشکیل دانشگاه در آذربایجان یکی از مقاصد اساسی فرقه است.

/ فرقه در توسعه صنایع، کارخانه ها، صنایع دستی و رفع بیکاری تلاش جدی خواهد کرد.

/ فرقه برای توسعه تجارت و رساندن محصولات کشاورزان به بازار داخلی و صادرات و باز کردن راه های ترانزیت اقدام عملی خواهد کرد.

/ فرقه در آبادانی شهر ها از یاری و همکاری مردم استفاده کرده، در مرحله نخست آب شهر تبریز را تامین خواهد کرد.

/ فرقه با توجه به جنبش های دهقانی رابطه بین مالک و دهقان را بگونه ای تنظیم خواهد کرد که هم دهقان راضی شود و هم مالک به آینده خود اعتماد کند.

زمین های خالصه و زمین های متعلق به اربابانی که آذربایجان را ترک کرده و محصول دسترنج دهقانان را در تهران و یا شهر های دیگر مصرف می کنند، بدون قید و شرط در اختیار دهقانان قرار خواهد گرفت.

/ در مبارزه با بیکاری به ایجاد کارخانه، گسترش تجارت، ایجاد موسسات زراعی، کشیدن راه آهن و راه شوسه اقدام خواهیم کرد.

/ تعداد نمایندگان آذربایجان را در مجلس با توجه به جمعیت افزایش خواهیم داد.( به نظر می رسد یک سوم از تعداد نمایندگان مجلس خواهد بود )

/ فرقه با تمام توان با اشخاص فاسد، مختلس و رشوه گیر در ادارات مبارزه خواهد کرد و به زندگی و معیشت مامورین دولتی رسیدگی خواهد کرد.

فرقه می خواهد بیش از نصف مالیات که از آذربایجان گرفته می شود صرف احتیاجات خود آذربایجان شود و مالیات های غیر مستقیم بطور جدی کاهش یابد.

/ فرقه طرفدار دوستی با کلیه ی دول دمکرات است و برای حفظ آن تلاش خواهد کرد..در پایان امید ما بر این است که هر آذربایجانی وطنپرست خواه در داخل و خواه در خارج آذربایجان در راه رسیدن به این مقاصد با ما همصدا و همراه شود، طبیعی است که اگر انسان خانه ی خود را اصلاح نکند، نمی تواند برای اصلاح محله، شهر و یا کشور خود بکوشد، اصلاح و ترقی آذربایجان موجب ترقی ایران خواهد شد و به این وسیله میهن از دست قلدرها و مرتجعین نجات خواهد یافت ( خلاصه شده از کتاب قیزیل صحیفه لر، انتشارات فرقه دمکرات آذربایجان )

استبداد و ارتجاع حاکم بر تهران همه توان خود را بکار برد تا از انتشار آن در سراسر کشور پیشگیری کند. می توان گفت: که با تبلیغات وسیع و گسترده توانست به مقصود خود برسد.زیرا انتظار بر آن بود که این بیانیه بازتاب وسیع و گسترده ای در مناطق دیگر، بویژه در بین روشنفکران و فعالین اجتماعی و سیاسی پیدا کند و راه دمکراسی و آزادی را هموار سازد.ولی آنگونه پیش نرقت و تنها در آذربایجان به شدت مورد استقبال قرار گرفت. 

با انتشار بیانیه، فرقه دمکرات آذربایجان فعالیت های خود را آغاز کرد و روزنامه آذربایجان ارگان رسمی آن شد، در اولین شماره آن پیشه وری با مقاله ای تحت عنوان « فرقه دمکرات آذربایجان » فعالیت خود را آغاز کرد نوشت: بیانیه 12 شهریور مورد استقبال گرم و گسترده ای روبرو شد...مردم با ابراز احساسات باز شدن راه بسوی سعادت و آزادی را حس کردند. ولی استبداد و ارتجاع در تهران با ترشرویی و ترس از آینده خود سیل اتهام، ناسزا و دروغ را روانه آذربایجان کردند و همزمان زبان تهدید را گشودند که پیشه وری اینبار مقاله ای با عنوان « حرف آخر ما بر سر دوراهی » را منتشر کرد و در آن نوشت: ما با تمام توان خود برای حفظ دمکراسی و آزادی سوگند خورده ایم... آذربایجان توان اداره کردن کار خود را دارد، اگر حقه بازان تهران با الهام گرفتن از لندن به فکر محو آزادی باشند ما یک قدم پیش گذاشته و مجبور به قطع کردن روابطمان با آنان خواهیم بود، حکومت تهران باید بفهمد که بر سر دوراهی قرار گرفته و آذربایجان راه خود را انتخاب کرده است، او به آزادی و دمکراسی و اصول آنها وفادار خواهد ماند.

بیانیه 12 شهریور از همان روز های نخست مورد بی مهری، خشونت و اتهام های واهی و بی پایه استبداد و ارتجاع قرار گرفت، تبلیغات وسیع و گسترده از همان روز های نخست آغاز شد و آنچنان پیش رفت که گاهی روشنفکران و فعالین سیاسی طرفدار دمکراسی و آزادی هم تحت تاثیر آن قرار گرفتند و نسبت به آن که می توانست مسیر دمکراسی را با پایان جنگ جهانی دوم باز کند، یا بی تفاوت ماندند و یا سکوت کردند، با شکست فرقه دمکرات آذربایجان حاکمیت استبداد خود را باز سازی کرد و ارتجاع هم که در کمین نشسته بود، تا قدرت سیاسی را دردست گیرد، شادمان از شرایط موجود به یکه تازی، جنایت و کشتار نفرات فرقه پرداخت. در همه این مدت هرگز از خصومت و دشمنی با فرقه دمکرات و حکومت ملی آذربایجان اندکی هم نکاست. در این میان برخی در اروپا و برخی دیگر در باکو نشسته، هنوز هم اسناد حعلی درست می کنند تا خود را مطرح سازند که بیشتر آنها نان به نرخ روز بخور هایی هستند که دروغ می بافند و دروغ می فروشند تا به نان و نوایی برسند، در حالی که بیانیه 12 شهریور و عملکرد فرقه، مبارزه با استبداد و ارتجاع بود و در راستای دمکراسی راهگشایی و اسناد راهبردی تهیه می کرد. خوشبختانه گذر زمان واقعیت ها را نشان می دهد و تعداد بیشتری از جوانان بویژه آذربایجانی ها از گذشته و تاریخ درس می گیرند و به این واقعیت پی می برند که فرقه دمکرات آذربایجان از درون مردم برخاسته بود تا بار دیگر جنبش آزادی خواهی و ضد استبدادی آذربایجان را زنده و بازسازی و گسترش دهد..

فرقه دمکرات آذربایجان 81 سال پیش حق تعیین سرنوشت را مطرح و آن را در فرایند طولانی پیش برد، که سال ها بعد در کنوانسیون های مختلف جهانی ( منشور سازمان ملل، منشور جهانی حقوق بشر، کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی و... ) مورد تائید و تاکید جهان و دنیای مدرن قرار گرفت، در نتیجه باید متن ارزشمند و تاریخی بیانیه 12 شهریور و روند تهیه آن که به تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان انجامید مورد بازخوانی، باز بینس و ارزیابی مجدد بویژه از سوی کنشگران اجتماعی آذربایجان و پژوهشگران تاریخ قرار گیرد زیرا تشکیل حکومت ملی آذربایجان درس های نهفته ای در سینه دارد که باید بازگو شود

حال 81 سال از آن تاریخ و انتشار بیانیه 12 شهریور گذشته است، جوامع به سرعت و شدت تغییر کرده و تئوری های نوینی مطرح شده است. هدف از بازنشر و بازخوانی این بیانیه فریز شدن در زمان و تاریخ نیست، هدف درس آموزی از آن است. آذربایجان و ایران در سال 1357 انقلاب بزرگی از سر گذرانده اند، هرچند هدف انقلاب رسیدن به آزادی، عدالت اجتماعی و گسترش همبستگی بین گروه ها اجتماعی و مشارکت همگانی در سیاست و حق تعیین سرنوشت بود ولی از آن ناکام ماند. رژیم ولایت جایگزین سلطنت شد و درب بر همان پاشنه پیشین برگشت. ولی مبارزه همچنان ادامه دارد. در این راه از همه ابزار نوین ( فضاهای مجازی، کانال های تصویری، هوش مصنوعی و... ) استفاده خواهد کرد تا به هدف نهایی خود که همان آزادی است دست یابد..

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se .



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر