دوران پرتلاطم هوش مصنوعی از راه رسیده است. انتخابهایی که اکنون انجام میدهیم بسیار مهم هستند
متن زیر ترجمه فارسی کامل نوشته بیل گیتس از زبان انگلیسی هست.
توضیح ضروری مترجم:
ترجمه این مقاله از بیل گیتس نباید بهعنوان تأیید دیدگاههای سرمایهداری ایشان تفسیر شود.
شکی نیست که بیل گیتس بهعنوان سرمایهدار منافع استراتژیک ژئوپلیتیکی نظام سرمایه داری-امپریالیسم جهانی بهویژه امپریالیسم امریکا را در این مقاله بیان میکند!
انتشار عمومی و تکثیر این ترجمه در میان ایرانیان علاقهمند به یادگیری فناوریهای نوین، نهتنها با هدف آشنایی و درک عمیقتر از دغدغههای سرمایهداران نسبت به فعالیتها و پیشرفتهای هوش مصنوعی است، بلکه بهمنظور به رسمیت شناختن حقایقی است که در این مقاله توسط فردی صاحبنظر در حوزه فناوری نوین بیان شده است.
مترجم: برهان عظیمی
***********************
دوران پرتلاطم هوش مصنوعی از راه رسیده است. انتخابهایی که اکنون انجام میدهیم بسیار مهم هستند.
ما به برنامهای نیاز داریم تا اطمینان حاصل کنیم که خوبیها بر بدیها غلبه میکنند.
نوشته بیل گیتس، منتشرشده- چهارشنبه ۲۶ اوت ۲۰۲۶ ( ۱ روز پیش)- مصادف با ۴ شهریور ۱۴۰۵
در تمام عمرم فقط دو شغل داشتهام. در شغل اول، در توسعه نرمافزار برای توانمندسازی مردم از طریق کارم در مایکروسافت نقش داشتم.
در شغل دومم که تماموقتم را در سال ۲۰۰۸ شروع کردم، ثروتی را که در مایکروسافت به دست آوردهام، با هدف تبدیل جهان به مکانی سالمتر، با تحصیلات بهتر و عادلانهتر، پس میدهم. این شغلی است که تا آخر عمرم خواهم داشت.
هر دوی این تجربیات، دیدگاه من را در مورد هوش مصنوعی شکل میدهند. وقتی برای اولین بار در ۱۳ سالگی با کامپیوترها آشنا شدم، مجذوب ایده هوشمندتر کردن آنها و قادر ساختن آنها به انجام کارهایی شدم که در آن زمان فقط انسانها میتوانستند انجام دهند. اگرچه اصطلاح "هوش مصنوعی" از حدود زمانی که به دنیا آمدم استفاده میشد، اما این فناوری تنها در دهه گذشته پیشرفت قابل توجهی داشته است. اکنون به طرز باورنکردنی توانمند است و با سرعتی سرسامآور در حال پیشرفت است. هوش مصنوعی برای اولین بار میتواند جایگزین شناخت انسان شود و حتی از آن پیشی بگیرد.
هوش مصنوعی یا بزرگترین عامل برابری خواهد بود که تاکنون اختراع شده است، یا بدترین منبع بیعدالتی.
از نظر برابری، هوش مصنوعی یا بزرگترین عامل برابری خواهد بود که تاکنون اختراع شده است، یا بدترین منبع بیعدالتی. چالش بسیار بزرگ است. حتی در بهترین شرایط، گذار به این دوره جدید هوش مصنوعی یکی از آشفتهترین دوران تاریخ بشر خواهد بود. چگونه از این فناوری برای تبدیل جهان به مکانی عادلانهتر و جلوگیری از گسترش شکاف بین ثروتمندان و فقرا استفاده خواهیم کرد؟ چگونه از افرادی که بیشترین آسیب را در برابر آسیبهای ناشی از هوش مصنوعی دارند، از جمله کسانی که معیشت خود و این حس را که کنترل آینده خود را در دست دارند از دست میدهند، محافظت خواهیم کرد؟
من معتقدم که پاسخ به این سؤالات و عمل به پاسخها باید اولویت اصلی جهان باشد. اگر جهان گامهای درستی بردارد، هوش مصنوعی نیرویی برای خیر خواهد بود و همه را در وضعیت بهتری قرار میدهد.
متأسفانه، در حال حاضر ما برای آن آماده نیستیم. من شواهدی نمیبینم که نشان دهد رهبران، متخصصان و جوامع به اندازه کافی با چالشها مقابله میکنند. هیچ برنامهای برای تسهیل ورود به عصر هوش مصنوعی وجود ندارد.
بخشی از دلیل این امر این است که بسیاری از مفسران میزان تأثیر هوش مصنوعی را دست کم میگیرند. فکر میکنم چند دلیل برای آن وجود دارد.
یکی از این دلایل این است که مدلهای هوش مصنوعی هنوز اشتباه میکنند. تصور اینکه هر یک از آنها جایگزین شناخت انسان شوند، دشوار است، در حالی که همین چندی پیش، آنها نمیتوانستند یک جدول سودوکوی ساده را حل کنند یا بفهمند چند R در کلمه توت فرنگی (strawberry) وجود دارد.
اما مشکل قابلیت اطمینان به سرعت در حال حل شدن است، زیرا محققان مدلهایی ایجاد میکنند که میتوانند کار خود را بررسی کرده و خود را بهبود بخشند. به زودی آنها در بسیاری از وظایف به طور قابل توجهی بهتر از انسانها خواهند بود.
دلیل دیگری که مردم هوش مصنوعی را دست کم میگیرند این است که قیاس با اثرات نوآوریهای گذشته گمراهکننده است. ما هیچ تجربهای با فناوریای که بتواند به سرعت پذیرفته شود یا بتواند مانند یک انسان فکر کند و حرکت کند، نداریم. وقتی کامپیوتر شخصی از راه رسید، بیست سال طول کشید تا نحوه کار ما به طور قابل توجهی تغییر کند، زیرا نرمافزار باید توسعه مییافت، قیمت باید کاهش مییافت و مردم باید یاد میگرفتند که چگونه از ابزارها استفاده کنند و آنها را در فرآیندهای تجاری خود بگنجانند. از سوی دیگر، هوش مصنوعی روی دستگاههایی که از قبل داریم اجرا میشود و از زبان طبیعی استفاده میکند. ما لازم نیست با آن سازگار شویم زیرا میتواند با ما سازگار شود. میتواند همان ویدیوی آموزشی را که برای آموزش کارگران انسانی استفاده میشود، تماشا کند و از دادههای موجود یاد بگیرد.
میخواهم به یک سوگیری بالقوه اذعان کنم. من از صنعت فناوری سود زیادی بردهام. اگرچه سبد سرمایهگذاری خود را تا حد زیادی متنوع کردهام، اما هنوز هم با آن پیوندهای مالی دارم. من به عنوان رئیس بنیاد گیتس با مایکروسافت و سایر شرکتهای هوش مصنوعی همکاری میکنم تا مطمئن شوم که هوش مصنوعی به روشهایی به کار گرفته میشود که واقعاً به نفع مردم در سراسر جهان باشد.
با این حال، دیدگاههای من در مورد هوش مصنوعی به دلیل پتانسیل کسب درآمد برای خودم نیست. هرگونه سود حاصل از سرمایهگذاریهای من، از جمله موارد مرتبط با فناوری، به بنیاد گیتس برای مقابله با نابرابری جهانی اختصاص خواهد یافت. البته، خوانندگان باید خودشان تصمیم بگیرند که آیا این موضوع دیدگاه من را تحت تأثیر قرار میدهد یا خیر.
این بار واقعاً متفاوت است.
تا جایی که به یاد دارم، آرزو میکردم نوآوری سریعتر اتفاق بیفتد. با هوش مصنوعی، احساسات من پیچیدهتر است.
ما به زمان نیاز داریم تا برای تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آماده شویم.
کاش جهان میتوانست به سرعت از مزایای آن بهرهمند شود و تا حد امکان مشکلاتی را که ایجاد میکند به تأخیر بیندازد، اما مزایا و مشکلات همزمان از راه میرسند. من معتقدم که ما به زمان نیاز داریم تا برای دوره تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که در شرف ورود به آن هستیم، آماده شویم. افرادی که بیشترین زمان را نیاز دارند، کسانی هستند که کمترین زمان را دارند - کارمند حسابداری که با یک ربات جایگزین میشود یا کارمندی که ساعتی ۲۰ دلار درآمد دارد و شغل خود را به یک ربات ساعتی ۱۰ دلار از دست میدهد.
بسیاری از ناظران میگویند که این گذار فناوری مانند موارد قبلی خواهد بود. آنها مثالی از چگونگی تغییر مشاغل در ایالات متحده از کشاورزی به کار اداری ارائه میدهند. با این حال، این امر طی چندین نسل ادامه یافت و مشاغل جدیدی را ایجاد کرد که در آنها به شناخت انسانی نیاز بود. در این مورد، این فناوری میتواند جایگزین شناخت انسانی شود.
از آنجا که میتواند ببیند، گوش دهد، صحبت کند و استدلال کند و در نهایت کارهای فیزیکی را به راحتی هر انسانی انجام دهد، فقط بر یک بخش تأثیر نخواهد گذاشت. هوش مصنوعی در حوزههای حقوقی، خدمات مشتری، پزشکی، نرمافزار و تولید فعالیت خواهد کرد. این فناوری به سرعت، در طول یک دهه به جای چند نسل، به این صنایع ضربه خواهد زد. مشاغل جدیدی وجود خواهد داشت، اما بدون سیاستهای صحیح، تعداد آنها بسیار کمتر از امروز خواهد بود.
اگر کسی برنامه معتبری برای کاهش سرعت پیشرفت هوش مصنوعی در سطح جهانی داشت، احتمالاً از آن حمایت میکردم. با این حال، فکر نمیکنم این اتفاق بیفتد. انگیزههای ژئوپلیتیکی و اقتصادی برای پیشبرد کامل، بیش از حد فشار میآورند.
برای اطمینان از اینکه اثرات مثبت این فناوری بیسابقه را به حداکثر و اثرات منفی آن را به حداقل میرسانیم تا در مجموع وضعیت بهتری داشته باشیم، باید هم مزایا و هم خطرات آن را درک کنیم. من با خطرات شروع میکنم.
گذار به هوش مصنوعی با سه خطر بزرگ همراه است.
قصد دارم در آینده در مورد هر یک از این موارد با جزئیات بیشتری بنویسم، بنابراین فعلاً به طور خلاصه به آنها اشاره میکنم.
بسیاری از مشاغل برای همیشه از بین خواهند رفت.
در سال ۱۹۳۳، در طول رکود بزرگ، بیکاری در ایالات متحده تقریباً ۲۵ درصد بود. این نرخ برای بیشتر دهه بعد دو رقمی باقی ماند. در نهایت با بازگشت تقاضا، سرمایهگذاری و رشد، بهبود یافت.
هوش مصنوعی ممکن است به این سطح نرسد، اما تأثیر آن با یک چرخه اقتصادی از بین نخواهد رفت. مشاغلی که بیشترین خطر را دارند، مشاغل سطح مبتدی و متوسط هستند و مشاغل جدیدی که ایجاد میشوند، عمدتاً به مهارتهایی نیاز دارند که یادگیری آنها سالها طول میکشد.
مشاغل یقه سفید در حال حاضر به میزان کمی آسیب دیدهاند. پس از پذیرش گسترده هوش مصنوعی مولد، اشتغال در بین کارگران جوان در مشاغلی که به ویژه در برابر جایگزینی آسیبپذیر هستند، به طور قابل توجهی کاهش یافت، اما در بین همکاران مسنتر آنها اینگونه نبود.
فکر میکنم این روند ادامه خواهد یافت، اما محدود به تعداد انگشتشماری از صنایع یا مشاغل نخواهد بود. مشاغل فروش و پشتیبانی مشتری (آنلاین و تلفنی)، مهندسی نرمافزار و دستیاری حقوقی ممکن است از اولین مشاغلی باشند که تحت تأثیر قرار میگیرند، اما این اختلال بسیار گستردهتر خواهد شد، زیرا هوش مصنوعی وظایفی را بر عهده میگیرد که امروزه هنوز به کارگران آموزشدیده نیاز دارند: کارهایی مانند ارزیابی درخواستهای وام، انجام تجزیه و تحلیل دادهها و حتی طبقهبندی بیماران. با کاهش هزینهها، چند حوزه مانند مهندسی نرمافزار تقاضای جدیدی ایجاد میکنند، بنابراین تا زمانی که برخی از وظایف، مانند طراحی، بهتر توسط انسانها انجام شوند، از دست دادن خالص شغل در آن حوزهها کمتر از سایر حوزهها خواهد بود.
مشاغل یقهآبی نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. اگرچه رباتها به اندازه هوش مصنوعی پیشرفت نکردهاند، اما در نهایت هزینه آنها نیز به طرز چشمگیری کاهش خواهد یافت. بسیاری از آمریکاییهایی که با آنها صحبت میکنم، نمیدانند که رباتهای ماهر با چه سرعتی در حال پیشرفت هستند، زیرا بسیاری از کارهای پیشرفته در کشورهای دیگر، در درجه اول چین، انجام میشود. یا ممکن است با آن ویدیوهایی از رباتهایی که به طرز بدی میرقصند و اخیراً ویروسی شدهاند، گیج شوند. من فکر میکنم رباتهای «هوشمند» تا پایان دهه، در برخی از کارهای فیزیکی - مثلاً در صنایع ساخت و ساز و هتلداری - شروع به رقابت با انسانها خواهند کرد.
ترکیب رباتها و هوش مصنوعی میتواند یک چرخه معیوب ایجاد کند. پس از اینکه یک شرکت آنها را به کار میگیرد و از صرفهجوییها برای کاهش قیمتهای خود استفاده میکند، رقبای آن فشار زیادی را برای انجام همین کار احساس خواهند کرد. اگر شرکتهای موجود آنها را به کار نگیرند، استارتآپها این کار را خواهند کرد. بسیاری از افراد به مشاغل دیگر روی خواهند آورد، اما آشفتگی از دست دادن کار، آموزش مجدد و یافتن کار دیگر قابل توجه خواهد بود. نیروهای بازار باعث میشوند که پذیرش سریعتر و سریعتر شود و اگر ما مداخله نکنیم، مشاغل خوب کمتری در دسترس خواهد بود و مزایا به گروه کوچکی تعلق خواهد گرفت.
من به ویژه نگران جوانان هستم که با فرصتهای شغلی کمتر در سطح مقدماتی وارد نیروی کار میشوند. آنها این چالش را درک میکنند زیرا فعالترین کاربران هوش مصنوعی هستند و هم قابلیتها و هم میزان پیشرفت را میبینند. جای تعجب نیست که بسیاری از آنها نسبت به هوش مصنوعی احساس منفی دارند.
بزرگترین تغییر برای کارگران زمانی اتفاق میافتد که هوش مصنوعی تقریباً بدون خطا کار کند. در آن زمان، میتواند بدون نیاز به دخالت انسان، به تنهایی کار کند و شرکتها انگیزه اقتصادی لازم برای اجازه دادن به آن را خواهند داشت.
این امر منجر به تغییر اساسی در نحوه تفکر ما در مورد کار، درآمد و امنیت اقتصادی خواهد شد. اقتصادی که حول محور اشتغال بنا شده است، اگر افراد کمتری کار کنند یا اگر افراد زیادی ساعات کمتری کار کنند، چگونه عمل خواهد کرد؟
در یک جامعه سرمایهداری، اشتغال راهی است که اکثر مردم پول مورد نیاز برای تأمین نیازهای اولیه زندگی خود را از طریق آن به دست میآورند و همچنین منبع اصلی عزت و ارتباط اجتماعی است.
وقتی جامعهای نرخ بیکاری بالایی دارد، اثرات موجی آن میتواند فراگیر باشد. تحقیقات نشان میدهد که در برخی از مناطق ایالات متحده، تعطیلی کارخانهها به افزایش مرگ و میر ناشی از مصرف بیش از حد مواد افیونی کمک میکند. حال فشارهای مشابهی را بر کارگران یقه سفید و یقه آبی در سراسر کشور تصور کنید.
ما باید اکنون به این فکر کنیم که چگونه از دست دادن شغل را کاهش دهیم تا همه بتوانند در رفاهی که هوش مصنوعی ایجاد میکند، سهیم باشند. صبر کردن تا زمانی که مردم از قبل آواره یا کمکار شوند، خیلی دیر خواهد بود. هوش مصنوعی یک چالش ساختاری برای نحوه سازماندهی اقتصاد ما است و نیاز به تفکر و اقدام فوری دارد.
هوش مصنوعی به مردم (و شاید هوش مصنوعیها) قدرت میدهد تا آسیب بیشتری وارد کنند.
مدتها قبل از اینکه هوش مصنوعی وارد جریان اصلی شود، اطلاعاتی در مورد نحوه ساخت سلاحهایی مانند بمب، سلاحهای زیستی، حتی ویروسهای کامپیوتری به صورت آنلاین وجود داشت. هوش مصنوعی نه تنها دریافت این اطلاعات، بلکه اقدام بر اساس آن را بسیار آسانتر خواهد کرد. حتی مجرمان با مهارتهای بسیار محدود نیز میتوانند قربانیان را در هر مقیاسی هدف قرار دهند: افراد، شرکتها و دولتها.
حتی مجرمان با مهارتهای بسیار محدود نیز میتوانند قربانیان را در هر مقیاسی هدف قرار دهند.
کلاهبرداری، اطلاعات نادرست، جعل عمیق و نظارت مبتنی بر هوش مصنوعی، آسیبهایی هستند که بسیاری از مردم در زندگی روزمره خود به شدت احساس خواهند کرد.
قابلیتهای هوش مصنوعی در حال استفاده برای حملات سایبری هستند. باهوشترین متخصصان امنیت سایبری که میشناسم از چند سال آینده میترسند، زیرا مهاجمان سریعتر از آنکه مدافعان بتوانند تمام نقاط ضعف را برطرف کنند، قابلیتهای جدید قدرتمندی به دست میآورند. از این گذشته، همان مدل هوش مصنوعی که میتواند نقصی در نرمافزار پیدا کند تا یک شرکت بتواند آن را برطرف کند، میتواند به یک مجرم نیز در سوءاستفاده از آن کمک کند. منابع مورد نیاز برای انجام یک حمله به طور قابل توجهی کاهش مییابد و ما نتوانستهایم این تواناییها را از استفاده بیخطر جدا کنیم.
به زیرساختهایی فکر کنید که آسیبپذیر خواهند بود: بیمارستانها، مؤسسات مالی، سیستمهای آب، شبکههای برق، سیستمهای مدیریت مزایای دولتی. وقتی این مؤسسات مورد حمله قرار میگیرند، بیماران، مشتریان و دریافتکنندگان مزایا هستند که ضرر میکنند.
همین امر در مورد بیوتروریسم نیز صدق میکند. اگرچه هوش مصنوعی منجر به پیشرفتهای نجاتبخش در داروها و واکسنها خواهد شد، اما طراحی یک بیماری جدید کشنده را نیز آسانتر خواهد کرد. باز هم، جدا کردن قابلیتهای مثبت از قابلیتهای خطرناک دشوار است. این یک مشکل جهانی است.
خطراتی که من به آنها اشاره کردم، همگی مربوط به این است که چگونه هوش مصنوعی، بازیگران بدی را که اکنون قدرت نسبتاً کمی دارند، توانمند خواهد کرد. همین ابزارها، قدرت را در مکانهایی که از قبل وجود دارد، متمرکز خواهند کرد. به عنوان مثال، سلاحهای خودمختار، دولتها را قادر میسازد تا بدون دخالت انسان در تصمیمگیری، از نیروی مرگبار بیشتری استفاده کنند. نظارت و دستکاری افکار عمومی آسانتر، ارزانتر و همچنین مؤثرتر خواهد بود.
در نهایت، قدرت استفاده از هوش مصنوعی برای آسیب رساندن به مردم، محدود به افراد یا نهادها نخواهد بود. خود سیستمهای هوش مصنوعی، همین حالا هم گاهی اوقات به روشهایی عمل میکنند که طراحانشان قصد آن را نداشتند. این فناوری سریعتر از آنچه انتظار میرفت و به شیوههای غافلگیرکنندهای در حال پیشرفت است و با قدرتمندتر شدن مدلها، میتوانند علیه منافع ما عمل کنند و ما کنترل خود را از دست بدهیم. در آینده در این مورد بیشتر خواهم گفت.
مدلهای هوش مصنوعی میتوانند علیه منافع ما عمل کنند و ما کنترل خود را از دست بدهیم.
هوش مصنوعی میتواند مانع رشد فرزندان ما شود و جایگزین روابط انسانی شود.
وقتی در سیاتل بزرگ میشدم، به جز چند پسر دیگر که مثل من بودند، دوستان زیادی نداشتم. برای توسعه مهارتهای اجتماعیام به سختکوشی و کمک زیاد مادرم نیاز داشتم تا بتوانم با افراد مختلف ارتباط برقرار کنم. امروز در سن ۷۰ سالگی هنوز از آن درسها استفاده میکنم.
شک دارم اگر آن زمان یک همراه هوش مصنوعی داشتم، همین کار را میکردم. آنها با شما به شیوهای صحبت میکنند که از قبل با آن راحت هستید. آنها شما را از منطقه امنتان بیرون نمیکشند. آنها همیشه در دسترس هستند و هرگز از شما عصبانی نمیشوند. این به آنها این پتانسیل را میدهد که بسیار اعتیادآور شوند و درسهایی را که از ارتباط با دیگران میآموزیم، از ما بگیرند.
شواهد در مورد این موضوع هنوز کوچک و کمی متناقض است، اما نشانههایی وجود دارد که باید بسیار نگران باشیم. به عنوان مثال، در یک مطالعه روی بیش از ۱۱۰۰ نفر که از همراهان هوش مصنوعی استفاده میکنند، محققان استنفورد و کارنگی ملون دریافتند که افرادی که شبکههای اجتماعی کوچکتری دارند، بیشتر احتمال دارد برای همراهی به یک چتبات روی آورند. و هرچه استفاده از آن سنگینتر و از نظر احساسی شخصیتر میشد، احساس بدتری داشتند.
جوانان ممکن است در تمام عمرشان تحت تأثیر قرار گیرند. جاناتان هایدت در کتاب خود با عنوان «نسل مضطرب»، در مورد تأثیر رسانههای اجتماعی نظری میدهد که در مورد هوش مصنوعی حتی بیشتر صادق است: «مانند درختان جوان در معرض باد، کودکانی که به طور معمول در معرض خطرات کوچک قرار میگیرند، بزرگ میشوند و به بزرگسالانی تبدیل میشوند که میتوانند خطرات بسیار بزرگتری را بدون وحشت مدیریت کنند. برعکس، کودکانی که در یک گلخانه محافظتشده بزرگ میشوند، گاهی اوقات قبل از رسیدن به بلوغ، به دلیل اضطراب ناتوان میشوند.»
یک همراه هوش مصنوعی که برای هرگز ناراحت کردن شما طراحی شده است، یک گلخانه بزرگ و محافظتشده است.
ما تازه شروع به درک خطراتی کردهایم که اینترنت - به ویژه رسانههای اجتماعی - میتواند برای رشد جوانان ایجاد کند. ما شاهد استفاده اجباری، اختلال در خواب، زورگویی سایبری و قرار گرفتن در معرض محتوای مضر هستیم. هوش مصنوعی میتواند با متقاعدکنندهتر کردن و دشوارتر کردن فرار از این خطرات، بسیاری از آنها را تشدید کند و ما نباید منتظر نسل دیگری باشیم تا آنها را جدی بگیریم. کشورهایی از جمله استرالیا، بریتانیا و نروژ در حال اتخاذ تدابیر حفاظتی برای کودکان آنلاین هستند. چین از همه جلوتر رفته است. قوانین آن، اپلیکیشنهای همراه هوش مصنوعی را به طور گسترده محدود میکند، طرحهایی را که وابستگی عاطفی را تقویت میکنند، ممنوع میکند و خویشاوندان مجازی و شرکای عاشقانه را برای افراد زیر سن قانونی ممنوع میکند.
همان ابزاری که به مردم اجازه میدهد بیش از همیشه یاد بگیرند، میتواند منجر به یادگیری کمتر بسیاری از افراد نیز شود.
من همچنین نگران تأثیر هوش مصنوعی بر آموزش هستم. از قضا، همان ابزاری که به مردم اجازه میدهد بیش از همیشه یاد بگیرند، میتواند منجر به یادگیری کمتر بسیاری از افراد نیز شود. یک نظرسنجی اولیه نشان داد که استفاده بیشتر از هوش مصنوعی با تفکر انتقادی کمتر مرتبط است. این تأثیر برای افراد جوانتر قویتر بود.
این بدترین زمان ممکن برای انسانها خواهد بود که مهارتهای تفکر انتقادی خود را از دست بدهند. در عصر جعل عمیق و اطلاعات نادرستی که میتوانند به صورت فردی برای شما تنظیم شوند، توانایی تشخیص درست از نادرست به یک مهارت ضروری زندگی تبدیل میشود.
مشخص نیست که مرز این مشکلات روانی-اجتماعی را کجا باید تعیین کرد. در برخی موارد، هوش مصنوعی ممکن است به افراد کمک کند تا بفهمند چگونه در روابط انسانی خود بهتر عمل کنند. این ممکن است تنها راه ارتباط با دنیای بیرون برای افراد مسن منزوی و افراد دارای تحرک محدود باشد و از هیچ چیز بهتر خواهد بود. هر جایی که در نهایت خط قرمز را ترسیم میکنیم، باید تصمیم خودمان باشد، تصمیمی که عمداً گرفته شده است.
کارهای خوبی که با هوش مصنوعی انجام میدهیم میتواند بسیار بسیار خوب باشد.
اغلب گفته میشود که ما در مورد اینکه در کوتاهمدت چه مقدار تغییر خواهد کرد، اغراق میکنیم و در مورد اینکه در درازمدت چه مقدار تغییر خواهد کرد، دست کم میگیریم.
در مورد هوش مصنوعی، من چیز متفاوتی را میبینم. برخی افراد فقط جنبههای مثبت هوش مصنوعی را میبینند و به اندازه کافی روی جنبههای منفی آن تمرکز نمیکنند. برخی دیگر اشتباه متضادی را مرتکب میشوند، یعنی منحصراً روی خطرات - که واقعی هستند - تمرکز میکنند، به قیمت از دست دادن مزایای بالقوه.
ما به هر دو نیاز داریم: نگرانی عمیق در مورد آسیبهای هوش مصنوعی که باید به حداقل برسانیم، و خوشبینی معقول در مورد جنبههای مثبت اگر آنها را برای همه به حداکثر برسانیم.
هوش مصنوعی با توانایی خود در ترکیب دانش از هر زمینه علمی، میتواند نوآوری را در سختترین چالشهای فنی جهان تسریع کند: تأمین انرژی پاک قابل اعتماد برای همه، مبارزه با تغییرات اقلیمی، رشد غذای کافی، ریشهکن کردن بیماریها و موارد دیگر. محققانی که روی درمانهای سرطان یا انرژی هستهای کار میکنند میتوانند از هوش مصنوعی برای جستجو در انبوهی از متون علمی استفاده کنند. این فناوری میتواند به آنها کمک کند الگوهایی را که ممکن است انسان از دست بدهد شناسایی کنند و تصمیم بگیرند کدام آزمایشها بیشترین نوید را میدهند. وقتی هوش دیگر عامل محدودکنندهای مانند امروز نباشد، شرکتهای کوچکتر قادر به رقابت با سازمانهایی خواهند بود که بودجههای تحقیقاتی بسیار بیشتری دارند. تحقیق و توسعه و نوآوری به شدت تقویت خواهند شد.
مراقبتهای بهداشتی یکی از حوزههایی است که هوش مصنوعی میتواند به حل مشکلات دنیای واقعی کمک کند. بسیاری از بیمارستانهای کوچک آمریکایی فاقد متخصصان در محل هستند که بتوانند به سرعت بیمار را در مواقع اضطراری تهدیدکننده زندگی تشخیص دهند. در آن مکانها، هوش مصنوعی میتواند مطمئن شود که حمله قلبی به موقع تشخیص داده میشود و خانواده از هزینههای خردکننده فوریتهای پزشکی جلوگیری میکند Viz.ai یک نمونه است. این فناوری اسکنها را برای تشخیص سکته مغزی و سایر موارد اضطراری تجزیه و تحلیل میکند و به تیمهای پزشکی کمک میکند تا مراقبت از بیماران خود را هماهنگ کنند. این فناوری در نزدیک به ۲۰۰۰ بیمارستان در ایالات متحده مورد استفاده قرار میگیرد.
هوش مصنوعی همچنین به پزشکان مراقبتهای اولیه کمک میکند تا تشخیصهای بهتری داشته باشند و وقتی بیماران در کلینیک نیستند، با آنها در ارتباط باشند. این فناوری به بیماران کمک میکند تا نتایج آزمایش و برنامههای پیچیده مصرف دارو را درک کنند.
من سریعترین تأثیر هوش مصنوعی را در کشورهای کمدرآمد در کشاورزی میبینم.
وقتی به مردم میگویم که حوزه دوم - کشاورزی - جایی است که سریعترین تأثیر هوش مصنوعی را در کشورهای کمدرآمد میبینم، بسیاری از آنها را شگفتزده میکنم. در اکثر کشورهای کمدرآمد، کشاورزان پیشبینیهای هواشناسی قابل اعتماد یا توصیههایی در مورد اینکه چه بذرهایی بکارند، چگونه از محصولات و دامهای خود در برابر بیماری محافظت کنند یا چگونه خاک خود را بهبود بخشند، دریافت نمیکنند. با رشد جمعیت در این کشورها و چالشهای تغییرات اقلیمی، این کشاورزان به کمک بیشتری نسبت به همیشه نیاز دارند. با استفاده از هوش مصنوعی، کشاورزان کمدرآمد به زودی میتوانند در مورد همه این موارد، توصیههای بهتری نسبت به حتی ثروتمندترین کشاورزان امروزی دریافت کنند و تولید خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهند.
خدمات دولتی سومین حوزهای است که هوش مصنوعی میتواند زندگی مردم را آسانتر کند. در ایالات متحده، با خانوادههایی آشنا شدهام که، به طور قابل درکی، در فرآیند درخواست بیمه سلامت، کمک هزینه تحصیلی یا کمک غذایی غرق شده بودند. بسیاری از آنها در مواجهه با انبوهی از فرمهای پیچیده بوروکراتیک، تمایل به تسلیم شدن داشتند. هوش مصنوعی میتواند همه چیز را به طرز چشمگیری ساده کند تا آنها سریعتر به کمکی که نیاز دارند برسند و دولت بتواند کارآمدتر عمل کند. دولتها میتوانند تجربه شهروندان را بسیار بهتر کنند، و این کار را با کسانی که بیشترین نیاز را به خدمات شبکه ایمنی دارند، شروع کنند.
با وجود نگرانیهای من در مورد تأثیر آن بر سلامت روان ما، فکر میکنم هوش مصنوعی میتواند در آنجا نیز کمک زیادی کند. اکثر جوامع مشاوران، روانپزشکان و متخصصان اعتیاد بسیار کمی دارند. با وجود حفاظتهای مناسب از حریم خصوصی، ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند به مردم در تشخیص علائم هشدار دهنده کمک کنند. سپس، در صورت نیاز، میتوانند استراتژیهای مقابلهای مبتنی بر شواهد ارائه دهند و با یک انسان همکاری کنند تا درمان پاسخگوتری ارائه دهند.
هوش مصنوعی، علیرغم نگرانیهایی که قبلاً به آنها اشاره کردم، میتواند برای آموزش نیز موهبتی باشد. این فناوری میتواند معلمان را آزاد کند تا زمان بیشتری را صرف کار با دانشآموزان به صورت تک به تک یا در گروههای کوچک کنند و به آنها دید واضحتری از اینکه کل کلاس در چه زمینههایی مشکل دارد، بدهد. برای دانشآموزان، یک ابزار هوش مصنوعی که آنچه محققان «مبارزه مولد» مینامند - کار شناختی که باعث ایجاد درک میشود - را حفظ میکند، میتواند یادگیری را تقویت کند. وقتی دانشآموزی برای اولین بار با ایده جدیدی روبرو میشود، هوش مصنوعی توضیحات اساسی میدهد و هم سؤال و هم پاسخ ارائه میدهد. بعداً، وقتی درک آنها را بررسی میکند، پاسخ را نگه میدارد و به آنها کمک میکند تا خودشان به آن برسند.
روی هم رفته، پیشرفتها در همه این زمینهها میتواند زندگی روزمره را آسانتر، مقرون به صرفهتر و کمتر محدود به درآمد یا ارتباطات فرد کند.
هوش مصنوعی میتواند به افراد و مشاغل کوچک امکان دسترسی به قابلیتهایی را بدهد که امروزه به کمک حرفهای گرانقیمت یا کارکنان زیاد نیاز دارند، در حالی که محصولات و خدمات را بهتر و ارزانتر میکند. این فناوری میتواند به افراد دارای معلولیت کمک کند تا مستقلتر زندگی کنند و کارگران و کارآفرینانی را که ایدههای خوبی دارند، قادر سازد تا به دستاوردهای بسیار بیشتری نسبت به امروز دست یابند.
از همه مهمتر، میتواند بخشی از وقت و توجهی را که اکنون صرف کاغذبازی، بوروکراسی، جستجوی اطلاعات قابل اعتماد و کارهایی میشود که نمیتوانند به شخص دیگری برای انجام آنها پول بدهند، به مردم بازگرداند. این مزایا ممکن است ناچیز به نظر برسند، اما اگر در طول زندگی میلیونها نفر ضرب شوند، عمیق خواهند بود: افراد بیشتری در صورت نیاز مشاوره خوب دریافت میکنند و آزادی بیشتری برای تمرکز بر زندگیهایی که میخواهند بسازند، خواهند داشت.
ما باید در مورد اطمینان از اینکه به نفع همه است و نه فقط برای تعداد کمی ثروتمند، آگاهانه عمل کنیم.
در تمام این زمینهها، کلمه کلیدی «میتواند» است - هوش مصنوعی میتواند زندگی افراد را در هر سطح درآمدی بهبود بخشد. اما این کار را به طور خودکار انجام نخواهد داد. مانند هر فناوری جدید، باید در مورد اطمینان از اینکه به نفع همه است و نه فقط برای تعداد کمی ثروتمند، آگاهانه عمل کنیم. این امر مستلزم آن است که دولتها و سازمانهای خیریه نقش قوی ایفا کنند تا شهروندان کمتر ثروتمند و کشورهای کمدرآمد به طور کامل ذینفع باشند.
بنیاد گیتس ۱۹ سال از ۲۰ سالی که ۲۰۰ میلیارد دلار باقی مانده خود را در آن هزینه خواهد کرد، باقی مانده است. هوش مصنوعی با تسریع کشف واکسنها و داروهای HIV، سل، مالاریا و سوءتغذیه و کمک به نیروی کار مراقبتهای بهداشتی و بیماران برای یادگیری نحوه استفاده از این ابزارها، به این بنیاد در دستیابی به اهداف بلندپروازانهاش کمک خواهد کرد. اهداف این بنیاد شامل کاهش تعداد کودکانی است که هر ساله جان خود را از دست میدهند، همانطور که از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. تمام کارهای ما، نه فقط سلامت، بلکه کشاورزی و آموزش، از هوش مصنوعی نهایت استفاده را خواهند برد.
من ماه آینده در گزارش سالانه Goalkeepers بنیاد، اطلاعات بیشتری در مورد این تلاشها خواهم نوشت - از جمله تمرکز ما بر اطمینان از اینکه مدلهای هوش مصنوعی به زبانهای رایج مردم در تمام کشورهایی که از کار در آنها حمایت میکنیم، و نه فقط زبانهای رایج در کشورهای ثروتمند و با درآمد متوسط، در دسترس باشند. بسیاری از شرکتهای پیشرو در زمینه هوش مصنوعی، از جمله OpenAI، Anthropic، Google و Microsoft، در تمام این ابتکارات با بنیاد همکاری میکنند که این امر تفاوت بزرگی ایجاد میکند.
جهان به یک برنامه نیاز دارد.
خیلی خوب است که برخی از شرکتهای هوش مصنوعی برای چالشهای ناشی از فناوری خودشان راهحلهایی ارائه میدهند، اما نباید انتظار داشته باشیم که آنها رهبری این کار را بر عهده بگیرند. برخی از مسائل خارج از حوزه تخصص آنها است و در یک جامعه دموکراتیک، نقش آنها تصمیمگیری در مورد این موارد نیست.
در عوض، راهحلها باید از طریق یک فرآیند دموکراتیک عمومی که شامل مقامات منتخب، سیاستگذاران، مربیان، کارکنان بهداشت، مقامات محلی و رهبران جامعه میشود، توسعه یابند. زندگی میلیونها نفر مختل خواهد شد و ما به یک شبکه امنیت اجتماعی قویتر و انعطافپذیرتر نیاز خواهیم داشت تا به آنها در مدیریت این گذار کمک کند. جوامع محلی در حال حاضر نگرانیهایی را در مورد انرژی و آب مورد نیاز برای مراکز داده مطرح میکنند. بدون راهحل، برخی از گروهها برای توقف کامل توسعه و استقرار هوش مصنوعی تلاش خواهند کرد.
راهحلها باید با پاسخهای ما به سؤالات عمیقی که توسط هوش مصنوعی مطرح میشود، شکل بگیرند، از جمله اینکه چگونه انسانیت خود را در زمانی که ماشینها میتوانند از ما بهتر فکر کنند، حفظ کنیم. رهبران مذهبی به عنوان افرادی که زندگی خود را صرف فکر کردن به معنای انسان بودن میکنند، میتوانند نقش کلیدی در این امر ایفا کنند. من مجذوب بخشنامه پاپ لئو چهاردهم در مورد هوش مصنوعی با عنوان «درباره حفاظت از انسان در زمان هوش مصنوعی» شدم. این بخشنامه پایه و اساس محکمی را برای کاری که باید انجام شود، بنا میکند.
در ماههای آینده، ایدههای بیشتری را برای اطمینان از اینکه مزایای هوش مصنوعی از آسیبهای آن بیشتر است، به اشتراک خواهم گذاشت. در اینجا سه مورد برای شروع وجود دارد، که به نظر من مهمترین آنهاست.
یک سیستم جدید برای مدیریت گذار بسازید.
بالاترین اولویت، یک وظیفه عظیم است: ایجاد یک چارچوب داخلی و بینالمللی برای مقابله با هوش مصنوعی.
هیچ یک از نهادهای فعلی ما برای مدیریت فناوریای که به این سرعت گسترش مییابد و بخشهای زیادی از زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد، طراحی نشدهاند. بنابراین باید نهادهای جدیدی ایجاد کنیم.
بیان اینکه این چه اقدام عظیمی خواهد بود، دشوار است. پس از حملات ۱۱ سپتامبر، دولت ایالات متحده بزرگترین سازماندهی مجدد خود را از زمان جنگ جهانی دوم به منظور بهبود تنها یک عملکرد، یعنی امنیت ملی، انجام داد.
هوش مصنوعی به چیزهای بسیار بیشتری نیاز خواهد داشت. این امر بر امنیت ملی و همچنین اشتغال، آموزش، مالیات، انرژی، انتخابات، هوا و آب، بهداشت عمومی، سیستم مالی، اجرای قانون، حمل و نقل، زمینهای عمومی و سیستمهای فناوری اطلاعات تأثیر خواهد گذاشت.
این بخشها به شیوههایی که بوروکراسی موجود ما برای مدیریت آنها طراحی نشده است، همپوشانی دارند. یک وزارت کار ممکن است اختلال در نیروی کار را درک کند اما ریسک امنیتی را درک نکند. یک نهاد نظارتی تجاری ممکن است تمرکز بازار را درک کند اما اثرات هوش مصنوعی بر کودکان و نوجوانان را درک نکند. اگر نهادها به حال خود رها شوند، تنها یک بخش از سیستم را خواهند دید، در حالی که پیامدهای هوش مصنوعی در کل سیستم موج خواهد زد.
در سطح ملی، کشورها به نهادهایی نیاز خواهند داشت که بتوانند اولویتها را در سازمانهای دولتی تعیین کنند. هدف این خواهد بود که اطمینان حاصل شود که هر ریسکی در نظر گرفته شده است. در غیر این صورت، یک حمله مبتنی بر هوش مصنوعی ممکن است موفق شود زیرا هیچ کس فکر نمیکرد که وظیفه آنها متوقف کردن آن باشد.
اما حتی کشوری که خانه خود را مرتب میکند، همچنان در معرض خطراتی خواهد بود که از مرزها عبور میکنند. به همین دلیل است که یک سازمان بینالمللی باید به صورت موازی ساخته شود.
این سازمان برخلاف هر نهاد دیگری که تاکنون ایجاد کردهایم، خواهد بود، اگرچه میتواند از مدل برخی از سیستمهای موجود پیروی کند. یک رژیم بازرسی برای سلاحهای هستهای، مقرراتی برای هوانوردی بینالمللی و توافقنامههایی برای محافظت از لایه اوزون وجود دارد. یک سازمان جهانی جدید برای هوش مصنوعی به عناصری از هر سه و حتی بیشتر نیاز خواهد داشت.
منصفانه است که بپرسیم آیا نهادهای جهان از عهده طراحی و اجرای این معماری جدید بر میآیند یا خیر. دولت وقتی حرکتی میکند، به آرامی حرکت میکند و قطبی شدن درون و بین کشورها، انجام کارها را دشوارتر از همیشه میکند. مقداری همکاری بین ایالات متحده و چین مورد نیاز خواهد بود.
ما از نعمت حرکت آهسته برخوردار نیستیم. نقطه شروع، فرآیندی برای ایجاد نهادهای مناسب قبل از اینکه اختلال، دولتها را به حالت بحران سوق دهد، است. رهبران ملی باید اقتصاددانان، فناوران، کارشناسان کار، رهبران کسبوکار و خود کارگران را مرتباً گرد هم آورند تا مشخص کنند که نهادهای موجود در کجا شکست میخورند و چه مقامات جدیدی ممکن است مورد نیاز باشند. کشورها باید از یکدیگر بیاموزند.
و کشورهایی که میزبان توسعهدهندگان پیشرو هوش مصنوعی هستند و بخشهای حیاتی زنجیره تأمین را کنترل میکنند، باید همین حالا برای ایجاد هنجارهای مشترک، قبل از اینکه فشار رقابتی، همکاری را برای آنها دشوارتر کند، با یکدیگر ملاقات کنند.
ایجاد چارچوبی که من در مورد آن صحبت میکنم سالها طول خواهد کشید، به همین دلیل است که باید از همین حالا شروع کنیم.
برخی از مشاغل را برای انسانها کنار بگذارید.
پدر من در سال ۲۰۲۰ بر اثر آلزایمر درگذشت. در مراحل بعدی بیماریاش، شبانهروز توسط مراقبان حقوقبگیر مراقبت میشد که او را درک میکردند، حتی زمانی که برای ابراز وجود مشکل داشت. او همیشه نمیتوانست به آنها بگوید چه زمانی گرسنه است، اما آنها همیشه میدانستند.
من و خانوادهام همیشه از آن گروه شگفتانگیز متخصصان سپاسگزار خواهیم بود. چیزی در مراقبتی که آنها از پدرم کردند، به طور غیرقابل جایگزینی انسانی بود. هیچ رباتی نمیتوانست یا نباید این کار را انجام میداد.
وقتی این سوال مطرح میشود که کدام مشاغل از بین میروند و کدام مشاغل باقی میمانند، به آن تیم فکر میکنم. من معتقدم که با پیشرفت هوش مصنوعی و رباتها، کارهای خاصی را فقط برای انجام توسط افراد کنار خواهیم گذاشت. من این دامنه را «ذخیرهشده توسط بشر» نامیدهام و این نمونهای از ایدههایی است که باید در نظر بگیریم.
من عبارت «ذخیرهشده توسط بشر» را دوست دارم زیرا مرا به یاد ذخایر طبیعی میاندازد - مکانهایی که میتوانیم در آنها ساختمان و جاده بسازیم، اما به دلیل از دست دادن منابع، این کار را انجام نمیدهیم.
ممکن است به دلایل اقتصادی چیزی را به عنوان نیروی انسانی ذخیره کنار بگذاریم. برای مثال، ممکن است این کار را انجام دهیم زیرا اجازه دادن به ماشینها برای به عهده گرفتن یک نقش خاص، تعداد زیادی از افرادی را که نمیتوانند به راحتی شغل خود را تغییر دهند، جایگزین میکند. شما نمیتوانید به یک فرد ۵۵ ساله که تمام دوران کاری خود را در ساخت و ساز کار کرده است، بگویید که باید در یک مرکز مراقبت از سالمندان کار کند و انتظار داشته باشید که آن را رضایتبخش بداند.
گاهی اوقات تصمیم برای ایجاد چیزی به عنوان نیروی انسانی ذخیره، تحت تأثیر عوامل دیگری قرار میگیرد. به عنوان مثال، در حوزه سلامت، تصور کنید که یک ربات به شما خبر وحشتناکی مبنی بر ابتلا به یک بیماری لاعلاج میدهد. هیچ دلیل فنی وجود ندارد که چرا نمیتواند. با این حال، نباید اینطور باشد.
حوزه نیروی انسانی ذخیره به مرور زمان تکامل خواهد یافت - به عنوان مثال، ما باید کنار گذاشتن برخی از مشاغل را در حال حاضر در نظر بگیریم و به آرامی در طول سالها یا دههها با تعهد به حفظ برخی از مشاغل، هوش مصنوعی را به تدریج در نظر بگیریم. برخی از حوزهها، مانند آموزش و مراقبتهای بهداشت روان، ترکیبی خواهند بود، با یک انسان مسئول که از فناوری برای گسترش آنچه میتواند انجام دهد استفاده میکند.
این خطوط همچنین از مکانی به مکان دیگر متفاوت خواهند بود. برخی کشورها ممکن است اصرار داشته باشند که انسانها از سالمندان مراقبت کنند. اما کشوری مانند ژاپن که نیروی کار رو به کاهشی دارد و جوانان کافی برای مراقبت از سالمندان ندارد، ممکن است از یک ربات مراقبتکننده استقبال کند.
ایده «ذخیره انسانی» انبوهی از سوالات را مطرح میکند که من پاسخی برای آنها ندارم. چه کسی میتواند تصمیم بگیرد که چه چیزی را برای انسانها رزرو کنیم؟ از چه معیارهایی باید استفاده کنیم؟ چگونه میتوان شرکتها را از تقلب و استفاده از رباتها باز داشت؟ وقتی یک کشور به رباتها اجازه میدهد چیزی بسازند و کشور دیگری این کار را نمیکند، چه اتفاقی برای تجارت بینالمللی میافتد؟ این موارد باید به عنوان بخشی از طرح گذار، به صورت عمومی بررسی شوند.
نحوه مالیاتبندی بر کار و سرمایه را دوباره متعادل کنیم.
از آنجایی که کارگران به مشاغل مختلف سوق داده میشوند، به آموزش مجدد و سایر حمایتها از شبکه تأمین اجتماعی نیاز خواهند داشت. اما آنها کمتر کار خواهند کرد، به این معنی که مالیات بر درآمد کمتری پرداخت میکنند و درآمدهای دولت درست زمانی کاهش مییابد که تقاضا برای این خدمات بیشترین باشد. بودجه باید از جایی و در زمانی که بودجهها محدود است، تأمین شود.
من معتقدم که باید توکنهای (tokens) هوش مصنوعی و رباتها را مالیات دهیم. در حال حاضر، اگر شما یک کارفرما هستید و کسی را استخدام میکنید، مالیات حقوق و دستمزد را از درآمد او پرداخت میکنید. اما اگر یک ربات بخرید، معمولاً میتوانید آن را فوراً به عنوان هزینه تجاری حذف کنید. سیستم مالیاتی شما را به سمت جایگزینی افراد با ماشینها سوق میدهد.
مالیات، هجوم به نیروی کار انسانی را کمی کند میکند و برای آموزش مجدد و ایجاد یک شبکه ایمنی قویتر، پول جمعآوری میکند. این مالیات باید هدفمند باشد تا کاربردهای صرفاً مفید هوش مصنوعی، مانند ارزانتر کردن دارو و آموزش، را کند نکند.
منتقدان این ایده خاطرنشان میکنند که از نظر اقتصادی به طور بهینه کارآمد نیست، اما ارزش گستردهتر کار برای افراد و جامعه را در نظر نمیگیرند. و با تمام نوآوریهای شتابیافتهای که خواهیم داشت، میتوانیم کمی ناکارآمدی را به عنوان بهای حفظ اشتغال افراد تحمل کنیم.
من سالها پیش مالیات بر ربات را پیشنهاد دادم و بیشتر واکنشها این بود که این یک ایده عجیب است. من هنوز هم طرفدار پروپاقرص آن هستم. اگرچه این کل راه حل تهدید هوش مصنوعی نیست، اما بخشی از یک پاسخ عاقلانه است.
با این حال، ما برای کمکهای بیشتر پول جمعآوری میکنیم، اما این پول باید به دست افرادی برسد که بیشترین نیاز را به آن دارند، از جمله کارگرانی که شغل خود را به دلیل هوش مصنوعی و رباتها از دست میدهند، افرادی که ساعات کاری یا دستمزدشان کاهش مییابد و جوامعی که ضررها در آنها متمرکز است. ما باید اکنون این کار را شروع کنیم تا سیستمها در زمان نیاز آماده باشند.
کاری که من انجام میدهم.
من از صدا و زمان خود برای افزایش هوش مصنوعی و برابری در دستور کار عمومی استفاده خواهم کرد. هر بار که از واشنگتن دی سی بازدید میکنم و وقتی با رهبران سراسر جهان ملاقات میکنم، این موضوع را با قانونگذاران مطرح خواهم کرد. این موضوع در گفتگوهای من با افرادی که در حال توسعه مدلهای هوش مصنوعی هستند، در مرکز توجه قرار خواهد گرفت. من از چارچوب ملی و بینالمللی که قبلاً توضیح دادم، حمایت خواهم کرد. بنیاد گیتس به افزایش استفاده مفید از هوش مصنوعی، از جمله در آفریقا، کمک خواهد کرد Breakthrough Energy، شرکتی که من تأسیس کردم، از هوش مصنوعی برای کمک به شرکتها در توسعه انرژی پاک ارزان و کمک به حل مشکل آب و هوا استفاده خواهد کرد. من همچنین به طور منظم در مورد هوش مصنوعی خواهم نوشت.
پیام من به رهبران این است:
شما فرصتی دارید که اکنون اقدام کنید، قبل از اینکه بیکاری به شدت افزایش یابد، جوامع آسیب ببینند و اعتماد عمومی از بین برود. شما میتوانید مطمئن شوید که دولت شما به جای تقسیم مشکل به بخشهای مختلف اداری، آن را به صورت جامع مدیریت میکند. میتوانید مطمئن شوید که هوش مصنوعی به نفع همه است. و میتوانید با سایر دولتها برای مقابله با این چالش ملی و جهانی همکاری کنید.
در نهایت، سعی خواهم کرد دایره افرادی که این بحث را شکل میدهند، گسترش دهم. این دایره باید شامل کارگران، دانشجویان دانشگاهی که در شرف ورود به بازار کار هستند، رهبران جامعه، رهبران مذهبی و سازمانهای مذهبی، والدین، مربیان و سایر افرادی باشد که صدایشان اغلب شنیده نمیشود اما بینشی در مورد چگونگی تأثیر این گذار بر زندگی مردم دارند.
چگونه اطمینان حاصل کنیم که مزایای هوش مصنوعی به افرادی که از قبل ثروت، نفوذ و دسترسی ندارند، میرسد؟
چگونه شبکه امنیت اجتماعی را تقویت کنیم و به کارگران و جوامع کمک کنیم تا حتی در صورت آوارگی، رشد کنند؟
نهادهای عمومی چگونه باید خود را وفق دهند؟
و چگونه انسانیت خود را در طول همه اینها حفظ کنیم؟
این فناوری بیسابقه، نیازمند یک پاسخ جهانی بیسابقه است.
این فناوری بیسابقه نیازمند یک پاسخ جهانی بیسابقه است. اگر آن را درست درک کنیم، نتیجه آن برای بشریت فوقالعاده خواهد بود و جهان مکانی عادلانهتر خواهد بود.
من به ندرت از فکر کردن به هوش مصنوعی دست میکشم - نه به این دلیل که همه پاسخها را دارم، بلکه به این دلیل که سوالاتی که مطرح میکند بسیار مهم هستند که نمیتوان آنها را به گروه کوچکی از متخصصان فناوری واگذار کرد. رهبران در دانشگاهها، کسبوکارها، دولت و جامعه مدنی، همگی نقشی در شکلدهی به آنچه در آینده رخ خواهد داد، دارند.
پایان مقاله بیل گیتس
*این مقاله بیل گیتس به زبان انگلیسی در لینک زیر قابل دسترسی و خواندن است
https://www.gatesnotes.com/a-turbulent-ai-era-and-critical-choices-to-make
*******************
ضمیمه:
نوشته زیر را خبرگزاری آکسیوس در مورد عناصر کلیدی نوشته بیل گیتس در لینک زیر طرح کرده است...
https://www.axios.com/2026/08/26/bill-gates-sounds-the-alarm-on-an-ai-transition
محض اطلاع بیل گیتس دیروز چهارشنبه مقاله به عنوان هشدار در مورد آینده هوش مصنوعی تحت عنوان «دوران یاغیگری(آشفته) هوش مصنوعی از راه رسیده است. انتخابهایی که اکنون انجام میدهیم بسیار مهم هستند. » منتشر کرد ... اهم نکات اصلی این مقاله هشداردهنده گیتس توسط آکسیوس و نیویورک تامیز و واشنگتن پست منتشر شده است.
ما به برنامهای نیاز داریم تا اطمینان حاصل کنیم که خوبیها بر بدیها غلبه میکنند.
نوشته بیل گیتس، منتشر شده ۱ روز پیش
ترجمه فارسی
axios
۲۶ آگوست ۲۰۲۶ - فناوری
بیل گیتس زنگ خطر را در مورد گذار هوش مصنوعی به صدا درآورد
بیل گیتس، که مدتهاست یکی از خوشبینان پیشرو در فناوری است، هشداری کاملاً هوشیارانه در مورد هوش مصنوعی میدهد: این فناوری سریعتر از آنچه دولتها و جامعه برای عواقب آن آماده میشوند، پیشرفت میکند.
چرا مهم است: گیتس در یادداشت جدیدی که روز چهارشنبه منتشر شد، استدلال میکند که هوش مصنوعی از تقریباً هر تغییر فناوری قبلی، پیامدهای بیشتری خواهد داشت - مشاغل یقه سفید و یقه آبی را مختل میکند، خطرات سایبری و بیولوژیکی بیسابقهای را ایجاد میکند و به طور بالقوه سیستمهایی را ایجاد میکند که انسانها برای کنترل آنها تلاش میکنند.
در این مقاله، گیتس استدلال میکند که "هوش مصنوعی یا بزرگترین عامل ایجاد برابری خواهد بود که تاکنون اختراع شده است، یا بدترین منبع بیعدالتی." او میگوید اینکه کدام مسیر را در پیش بگیرد، به اقدامات انسانی که در حال حاضر انجام میشود (یا نمیشود) بستگی دارد.
*گیتس میگوید حتی در بهترین شرایط، این گذار از جمله آشفتهترین دورههای تاریخ بشر خواهد بود و در حال حاضر هیچ برنامه هماهنگی برای پیمایش آن وجود ندارد.
بین خطوط: گیتس در مصاحبهای در دفتر خود در منطقه سیاتل به آکسیوس - Axios- گفت: «چیزهای خوب کمی کند پیش میروند و... به غیر از رباتها، به نظرم چیزهای بد قریبالوقوع هستند.»
*او گفت: «با روند و سرعت فعلی، احتمال بسیار زیادی برای یک نتیجه منفی خالص وجود دارد.»
*گیتس از هر دو حزب سیاسی ایالات متحده انتقاد کرد. او گفت: «به نظر من هیچکدام از طرفین در این مورد خیلی آگاه یا متفکر نیستند.»
بزرگنمایی: گیتس استدلال میکند که قیاس سنتی با انقلابهای فناوری قبلی از بین میرود زیرا این گذارها در طول نسلها رخ دادهاند و در نهایت کار جدیدی را ایجاد کردهاند که نیاز به شناخت انسانی دارد.
*خود هوش مصنوعی میتواند جایگزین آن شناخت شود. مقاله او پیشبینی میکند که در حوزههای قانون، خدمات مشتری، پزشکی، نرمافزار و تولید، اختلال ایجاد خواهد شد و میگوید که بدون مداخله، مشاغل «بسیار کمتری» نسبت به امروز وجود خواهد داشت.
*و چیزهایی که زمانی به عنوان نگرانیهای سالها پیش تصور میشدند، اکنون خود را نشان میدهند. خطرات مربوط به امنیت سایبری، زیستشناسی، روابط انسانی و کنترل هوش مصنوعی «همه مانند چشمک زدن یا زرد یا قرمز هستند.»
زوم کنید: گیتس خواستار ایجاد نهادهای ملی جدیدی است که بتوانند سیاستهای هوش مصنوعی را در حوزههایی از جمله امنیت ملی، اشتغال، آموزش، مالیات و سلامت هماهنگ کنند - در کنار یک سازمان بینالمللی با عناصری از بازرسیهای هستهای و مقررات بینالمللی هوانوردی.
او همچنین میخواهد دولتها دو واکنش اقتصادی غیرمتعارف را در نظر بگیرند: اختصاص برخی مشاغل به انسانها و مالیات بر استفاده از هوش مصنوعی و رباتها، ایدهای که تقریباً یک دهه است مطرح میکند.
بررسی واقعیت: گیتس اذعان میکند که محیط ژئوپلیتیکی، اقدام هماهنگ را فوقالعاده دشوار میکند.
او در یادداشت مینویسد: "اگر کسی برنامه معتبری برای کاهش سرعت پیشرفت هوش مصنوعی در سطح جهانی داشت، احتمالاً از آن حمایت میکردم. با این حال، فکر نمیکنم این اتفاق بیفتد."
در این مصاحبه، گیتس گفت که خود شرکتهای هوش مصنوعی بیشتر از آنچه که لفاظیهای عمومیشان گاهی اوقات نشان میدهد، نگران هستند و نام بسیاری از رهبران بزرگترین شرکتهای فناوری و آزمایشگاههای هوش مصنوعی را ذکر کرد.
او گفت: "من واقعاً کسی را نمیشناسم که نگران نباشد."