همفکر بودن، نباید شرطِ دفاع از حق حیات یک انسان باشد
حکم اعدام ارغوان فلاحی، زن جوان ۲۵ ساله، تأیید شده است. مبنای اتهام «بغی» عضویت/ارتباط با سازمان مجاهدین خلق و مشارکت در فعالیتهای مسلحانه عنوان شده است. به هر حال، مسئله روشن است: یک انسان مبارز در جمهوری اسلامی با خطر اعدام روبهروست، اما باز هم همان سکوت آشنا حاکم است.
وقتی پای کسانی در میان است که نام و گرایش سیاسیشان برای بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی خوشایند نیست، ناگهان بسیاری از مدافعان حقوق بشر، مخالفان اعدام و رسانههای جریان اصلی زبانشان بند میآید. همان مدافعان حقوق بشری که گاهی «حقوق» را میگیرند و «بشرش» را ول میکنند!
حقِ آدمِ مورد تائید ما نیست.
ما دههٔ شصت را از یاد نبردهایم. در آن سالها هر روز نام گلهایی را میشنیدیم که با گلوله پرپر میشدند: آشنا و ناآشنا. حتی ناآشنایان برای ما حکم یکی از اعضای نزدیک خانواده را داشتند. گویی سالها با آنان زیستهایم. ناآشنایی در کار نبود. هر کسی که در مقابل حکومت مقاومت کرده بود، آشنا بود و ما او را میشناختیم.
درست مانند شعری که سعید سلطانپور برای امیرپرویز پویان سروده بود:
« من این گل را می شناسم
رها کنید مرا، رها کنید شانه و بازویم را
رها کنید مرا تا ببینم
من با این گل سرخ در قهوه خانه ها نشستهام
من با این گل سرخ در میدان راه آهن سلام دادهام
آ......ی
من این گل را می شناسم.»
اگر برای نجات جان کسی، ابتدا او باید ثابت کند که«قربانیِ خوبی» است، ما دیگر از حق حیات دفاع نمیکنیم. دفاع از حقِ حیات، وقتی ارزش دارد که بتوانیم از جان انسانی دفاع کنیم که با او همنظر نیستیم و حتی با عقاید و تعلق سازمان سیاسیاش هم مخالفیم.
حکومت جمهوری اسلامی انسانها را بر اساس عقیده و اتهام سیاسی دستهبندی میکند و جان برخی را کمارزشتر از دیگری میداند. قرار نیست مخالفان این حکومت همان منطق را، با معیارهای خودشان، بازتولید کنند.
جنبش ضد اعدام اگر در برابر اعدام کسی که دوستش ندارد سکوت کند، دیگر یک جنبش اصولی علیه اعدام نیست، بلکه یک موضع سیاسی گزینشی است و جنبش سرنگونیای که نمیتواند از حق حیات مخالف خود دفاع کند، پیش از آنکه به جمهوری اسلامی برسد، با یک تناقض جدی در درون خودش روبهروست و با این کشتی شکسته، به جنگ هیچ دشمنی نمیشود رفت.
ارغوان فلاحی امروز به صدای ما نیاز دارد. نه به این دلیل که باید با او یا با عقایدش همنظر باشیم. فقط به این دلیل ساده و بنیادین که هیچ انسانی نباید به دست حکومت انسانکُش اعدام شود.
مینو همیلی