۱۴۰۵-۰۶-۲۳
محمد حسین یحیایی

آموزش به زبان مادری حق ذاتی و ضرورت زمان است

 

در چند روز آینده سال تحصیلی جدید آغاز خواهد شد. بار دیگر کودکان راه مدرسه در پیش خواهند گرفت. کودکان از روی اجبار به زبانی تحصیل خواهند کرد که بیشتر آنان آگاهی و آشنایی زیادی با آن ندارند. از همان روز های نخست فرق زبانی جامعه و خانواده خود را با زبان مدرسه خواهند دید بدون اینکه علت آن را بدانند و یا درک کنند، تنها مات و مبهوت به دهان آموزگار خود نگاه خواهند کرد که چه می گوید و چگونه می گوید. آنها از خود می پرسند که چرا تا کنون مادر . پدر و همبازی هایم در کوچه به زبان دیگری حرف می زدند؟ آیا همه آموخته های من بی معنی و اشتباه بودند که باید دور ریخته شوند و من از نو به زبان دیگری خواندن و نوشتن و حتی سخن راندن را یاد بگیرم؟ آنچه مسلم است کودک به پرسش های خود جوابی پیدا نمی کند و در سردر گمی مدت ها می گذرد. گاهی بین یاد گرفتن زبان و درس درجا می زند و گاهی دیگر سرخورده از مدرسه و درس و کتاب گریزان می شود. این ستم و ظلم به کودکان غیر فارس زبان چندین دهه است ادامه دارد و به نظر می رسد تا مدت دیگری هم ادامه خواهد داشت.حال باید پرسید که شما به عنوان متصدی آموزش و پرورش و دولت که از مردم مالیات می گیرید تا به آنها خدمات بدهید چگونه این ظلم را تحمیل و این بی عدالتی را روا می دارید؟

یونسکو نهاد فرهنگی سازمان ملل متحد سال ها است ( از سال 1953 ) یادآور می شود که آموزش به زبان مادری بویژه در دوره ابتدایی بسیار مهم و آموزنده است، یادگیری را برای کودکان جذاب تر، اسان تر و گیراتر می کند زیرا کودکان در مدرسه و خانه از یک زبان استفاده می کنند و گاهی یادگیری در خانه هم ادامه پیدا می کند.از آن گذشته سال ها است پژوهشگران آموزشی با پژوهش های خود به این نتیجه مهم دست یافتند که کودکان چند زبانه که ابتدا تحصیل خود را با زبان مادری آغاز می کنند از توانایی و مهارت بیشتری برخوردار بوده و استعداد شگرفی از خود برای یاد گیری زبان دیگر از خود نشان می دهند.

یونسکو با انتشار مقاله ای پیرامون آموزش به زبان مادری در سال 2017 یادآور شد که آموزش به زبان مادری در یادگیری، درک مطلب، حتی خواندن و نوشتن مهارت پایه ای به دانش آموز می دهد، از آن گذشته زبان خانواده با کودک همسو می شود و کودک احساس بیگانگی با خانواده و پیرامون خود نمی کند. کودک در این شرایط از کلمات و واژه های بیشتری استفاده می کند، از شوخی ها، جوک ها و عرف و عادات و ضرب المثل های جاری در منطقه که سال ها با آنها آشنا شده و خو گرفته بهره می برد تا در بیان خود دچار مشکل نشود. نباید کودک را از آن محروم کرد، زیرا آن نوع آموزش فراگیر محور است و می تواند در آینده کودک نقش مهمی داشته باشد.

کارشناسان آموزشی و روانشناسان بر این باورند که زبان مادری نه تنها منبع بزرگی برای یادگیری کلمات و واژه های بیشتر است، بلکه نقش مهمی در سلامت روان و رفتار کودک دارد، اعتماد به نفس کودک را بالا می برد، اضطراب اش را کاهش می دهد، کودک مدرسه را دوست می دارد، در آن احساس بیگانگی و خستگی نمی کند و گریزان از مدرسه هم نمی شود. با زبان غیر مادری کودک دچار ترس، استرس، عدم تحرک و اغلب گوشه گیر و خجالتی می شود که در نتیجه آن کودک از تفکر انتقادی، خلاقیت، تلاش در جهت حل مشکلات خود محروم می شود و گاهی ارتباط خود را با پیرامون قطع کرده، دچار عدم هویت می شود و حتی نمی تواند عواطف خود را به زبان بیآورد و یا نشان دهد.

زبان غیر مادری که بیگانه است و نحمیل می شود، در کودک احساس بدی بوجود می آورد، درس و کلاس را تحمیلی می پندارد و گاهی بدون درک مطلب موضوع را « ازبر » می کند و در اولین فرصت تلاش می ورزد که از آن شرایط رها شود. از این رو بیشترین تعداد مدرسه گریزی در مناطقی رخ می دهد که کودک در دوران کودکی ( تا شش سالگی ) به زبان دیگری آموخته هایی دارد که با زبان مدرسه همسویی و همخوانی ندارد. ناگفته نماند که کودک تا 6 سالگی تعداد زیادی کلمه و واژه از مادر، خانواده و پیرامون می آموزد. آنها را بکار می برد و در ضمیر و حافظه خود انبار میکند و بکار می برد. بدون شک کودک بیشترین آموخته های خود را از مادر، افراد خانواده و جامعه پیرامونی می آموزد که با زبان مدرسه تفاوت دارد. این جاست که سردرگمی کودک افزایش می یابد و ناهنجاری های روانی خود را نشان می دهد.

زبان کودک متشکل از هیجان، احساسات، عاطفه، تصویر و تخیل است که بیشتر آنها را از مادر می آموزد و به ارث می برد، بنابرین مفهوم سازی نخستین کودک، با این زبان آغاز می شود، نخست مادر، سپس افراد خانواده با این زبان به نوازش کودک می پردازند و کودک خود و پیرامونش را با این زبان شناسایی می کند. از این رو محروم کردن کودک از این زبان تعرض به حقوق طبیعی و ذاتی کودک محسوب می شود . باید به شدت با آن سیاست تحمیلی زبان مبارزه پیگیر کرد.

در ایران کثیرالملله و چند زبانی سال ها است که در مدارس زبان فارسی بر کودکان غیر فارس تحمیل می شود که شوربختانه برخی با آن می خواهند یک پارچگی کشور را حفظ کنند در حالی که در خیلی از کشور های پر جمعیت دنیا چندین زبان به رسمیت شناخته شده، در مدارس تدریس می شود و هیچگونه خللی هم به تمامیت ارضی آنها وارد نمی شود و حتی کودکان در آنها کشور ها با یادگیری زبان یکدیگر به همکاری، همبستگی و اتحاد کمک می کنند.

با انقلاب 1357 که در آن توده های وسیع مردمی شرکت داشتند برخی از خواسته های مناطق در قانون اساسی انعکاس پیدا کرد، ولی هرگز به اجرا در نیآمد، زیرا همان سیاست پیشین باستانگرایی، ایران شهری، برتری زبان فارسی این بار از سوی ولایت به اجرا درآمد، فرهنگستان زبان فارسی تقویت شد و از منابع مالی کشور بهره مند گردید، در حالی که زبان های دیگر از آن محروم شدند. در اصل 15 از قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است، اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آن در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است. این اصل با همه تبعیض آلود بودن آن هرگز به اجرا در نیآمد و سنگ اندازی تهران و حکومت ولایت ادامه یافت و نشان داد که حق و حقوق گرفتنی است وگرنه حکومت های استبدادی هرگز حاضر به پذیرش واقعیت ها و خواست مردم نخواهند بود. در این راستا می توان به اقدامات حکومت ملی آذربایجان تظر افکند که زبان تورکی آذربایجان در آن در اولویت قرار داشت و آن را از همان روز های نخست به اجرا در آورد. در مذاکرات با تهران هم اولین خواست حکومت ملی تدریس زبان تورکی آذربایجان در مدارس منطقه بویژه در سال های نخست تحصیل بود. 

آخرین مذاکرات حکومت ملی آذربایجان با هیئت اعزامی از تهران به سرپرستی « مظفر فیروز» معاون سیاسی نخست وزیر ( قوام السلطنه ) با پیشه وری نخست وزیر حکومت ملی آذربایجان، سند 15 ماده ای در 23 خرداد 1325 در تبریز به امضاء طرفین رسید که در آن هم به اهمیت زبان تورکی آذربایجانی اشاره شده است. در ماده 12 این سند آمده است: با توجه به ماده 3 ابلاغیه دولت که در دوم اردیبهشت 1325 از لحاظ تغییر تکلیف مدارس متوسطه و عالیه دارای ابهام بود، جمله زیر اضافه می شود: در مدارس متوسطه و عالیه تدریس زبان فارسی و آذربایجانی ( تورکی ) طبق برنامه وزارت فرهنگ، با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان، اصلاح موافق موازین دمکراتیک و اصول مترقی جدید تنظیم گردیده، تدریس خواهد شد.

ماده 13: دولت موافقت دارد که اکراد مقیم آذربایجان از مزایای این موافقت نامه برخوردار بوده و طبق ماده 3 ابلاغیه دولت، تا کلاس پنجم ابتدایی به زبان خودشان تدریس نمایند.

تبصره : اقلیت های مقیم آذربایجان، از قبیل آسوری و ارمنی نیز حق خواهند داشت تا کلاس پنجم ابتدایی به زبان خود تدریس نمایند.

این سند خوشآیند ارتجاع حاکم بر تهران و دوستان خارجی آنها نبود، از آن رو از همان روزهای نخست نعره مستانه سر دادند که گویا آذربایجان در سر سودای جدایی دارد و به شدت دشمنی ورزیدند تا زمینه نابودی حکومت ملی را در آذربایجان فراهم آورند و جشن کتابسوزان راه اندازند و این جنبش مردمی آذربایجان را که اهداف آزادی خواهانه و دمکراتیک داشت، در نطفه خفه کنند، البته جنبش مردمی آذربایجان همچنان تا رسیدن به آزادی و گذر از ارتجاع ادامه خواهد داشت... 

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر