۱۴۰۵-۰۶-۲۳
کارن ایزدی

شش سال از اعدام نوید افکاری گذشت! طناب دار نمی‌تواند حقیقت را اعدام کند

 

شش سال از اعدام نوید افکاری گذشته است؛ جوان ۲۷ ساله‌ای که بامداد ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ در زندان عادل‌آباد شیراز اعدام شد. شش سال گذشته، اما پرونده او هنوز برای افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری بسته نشده است.

نوید افکاری به اتهام قتل حسن ترکمان محکوم شد؛ اما تا پیش از اعدام این اتهام را رد کرد و گفت اعترافاتش تحت شکنجه گرفته شده است. او و برادرانش از ضرب‌وشتم، تهدید و شکنجه در دوران بازجویی سخن گفتند و سازمان عفو بین‌الملل نیز درباره استفاده از اعترافات اجباری و نقض تضمین‌های دادرسی عادلانه در این پرونده هشدار داده بود؛ اما مسئله فقط این نیست که نوید افکاری اعدام شد؛ مسئله این است که چگونه اعدام شد و چه روندی به این اعدام منتهی شد!

تلویزیون حکومتی اعترافات و بازسازی صحنه قتل را پخش کرد؛ در حالی که درباره اجباری بودن این اعترافات و شرایطی که این اظهارات در آن گرفته شده بود، پرسش‌های جدی مطرح بود! حکم نیز بدون اطلاع قبلی خانواده و وکیل اجرا شد و بنا بر گزارش‌های حقوق بشری، نوید حتی فرصت آخرین ملاقات با خانواده‌اش را پیدا نکرد.

اینجاست که پرونده نوید افکاری از یک پرونده قضایی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای سیاسی و تاریخی تبدیل می‌شود: آیا عدالت می‌تواند بر پایه شکنجه و اعتراف اجباری بنا شود؟ آیا دادگاهی که ادعاهای شکنجه را به‌طور مؤثر بررسی نمی‌کند، می‌تواند مدعی اجرای عدالت باشد؟ آیا حکومتی که حتی اجرای حکم اعدام را از خانواده و وکیل پنهان می‌کند، حاضر است درباره روند رسیدگی به این پرونده پاسخ‌گو باشد؟ و یک پرسش بنیادی‌تر: اگر حقیقت آن‌قدر روشن بود، چرا از شفافیت و پاسخ‌گویی هراس وجود داشت؟

اما اعدام نوید افکاری پایان این داستان نبود. پس از او، فشار بر خانواده‌اش ادامه یافت. حبیب افکاری پس از حدود ۵۵۰ روز حبس انفرادی آزاد شد و وحید افکاری نیز سال‌ها در شرایط انفرادی نگهداری شد؛ بر اساس گزارش خبرگزاری هرانا، او پس از ۱۶۷۹ روز حبس انفرادی به بند عمومی منتقل شد.

این یعنی مسئله فقط یک اعدام نیست؛ مسئله ساختاری است که می‌تواند یک خانواده را سال‌ها تحت فشار قرار دهد، صدای قربانی را خاموش کند و سپس انتظار داشته باشد جامعه فراموش کند! اما جامعه فراموش نکرد! نام نوید افکاری باقی ماند؛ همان‌طور که نام بسیاری از قربانیان سرکوب در حافظه تاریخی ایرانیان باقی مانده است!

از همین جهت دفاع از نوید افکاری به معنای صدور حکم قضایی از راه دور نیست. معنای دفاع از او، دفاع از یک اصل ساده و غیرقابل مذاکره است: «هیچ انسانی نباید تحت شکنجه قرار بگیرد، هیچ اعتراف اجباری نباید مبنای سلب آزادی یا جان انسان قرار گیرد، هیچ دادگاهی نباید از دادرسی عادلانه بی‌نیاز باشد و هیچ حکومتی نباید خود را بالاتر از حقیقت و پاسخ‌گویی بداند.»

به عبارتی دیگر اگر عدالت وجود داشته باشد، باید بتواند در برابر قدرت هم بایستد! اگر قانون وجود داشته باشد، باید از متهم نیز حمایت کند! و اگر حقیقتی وجود داشته باشد، نباید با طناب دار از بین برود!

شش سال گذشته است! نوید افکاری اعدام شد؛ اما پرسش‌های پرونده‌اش اعدام نشدند چرا که تا زمانی که درباره شکنجه، اعترافات اجباری، دادرسی و نحوه اجرای حکم پاسخ‌های مستقل و معتبر وجود نداشته باشد، نمی‌توان این پرونده را صرفاً با عبارت «حکم اجرا شد» به پایان رساند! چرا که عدالت یعنی حقیقت، حتی وقتی حقیقت علیه قدرت باشد.....

کارن ایزدی

فعال مدنی کوئیر-فمینیست پروگرسیو

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر