۱۴۰۵-۰۶-۲۳
فرامرز دادور

نگاهی به مبارزات زنان در ایران

 

در ایران، اغلب زنان در زیر ستمها و خشونتهای گوناگون اجتماعیِ ناشی از آسیبهای سرمایه داری، اختناق حکومتی و برخی سنتهای زیان آورِ خانوادگی زندگی میکنند. اکثریت قاطع زنان به مثابه نیمی از جمعیت، در عرصه های باز تولید اجتماعی (عمدتا کارهای نامرئی خانوادگی) جهت تداوم حیات نیروی کار و همچنین تبادل فروش کار در ازای مزد کمتر و ناپایدارتر، مورد استثمار هستند. مانند بسیاری از جوامع دیگر، نابرابری های اقتصادی و حقوقی حکمفرما بوده، بویژه بخاطر سلطه ایدئولوژیک حاکی از نظام تئوکراتیک و اقتدارگرا بر موازین و ساختارهای سیاسی و اجتماعی، درجه ستم و خشونت در مقایسه با بسیاری از کشورهای نسبتا دمکراتیک، شدید تر میباشد. در واقع در ایران، زنان مانند اقلیتهای ملیتی و محرومانی که در حاشیه بسر میبرند، تحت ستمهای اجتماعی، سیاسی و طبقاتی قرار دارند و همواره از آنها به مثابه بخشی از ارتش ذخیره نیروی کار ارزان برای بازتولید نظام سلطه و سود استثمار میگردد. آسیبهای اجتماعی، از جمله فقر، ترک تحصیل، ضرب و شتم خانوادگی، کنترل رفت و آمد، ازدواج اجباری، پوشش اجباری، محرومیت از ارتباط با دیگران، کودک همسری و آزار جنسی از جمله شرایط ستمگرانه و تبعیض آمیز برای زنان میباشد.

در ایران، در مجموع، مشارکت اقتصادی مردم بسیار پایین بوده، حدود 40 درصد یعنی 27 میلیون از 66 میلیون جمعیت بالای 15 سال کار میکنند. اما مشارکت اقتصادی زنان که مبتنی بر درآمد پرداخت بوده باشد (بدون در نظرگیری کارهای بی جیره و مواجب جهت باز تولید اجتماعی و تولید تقریبا 25 درصد از تولید ناخالص داخلی که بر اساس گزارشهای دانشگاه علامه طباطبایی اعلام گردیده است)، تنها 13 تا 14 درصد است. در تابستان 1404 بیش از 680 هزار زن بیکار بودند که دوسوم آنها تخصیلات دانشگاهی داشتند. در واقع، مانند بسیاری از کشورهای دیگر، البته قدری متفاوتر از کشورهای نسبتا مدرن و دمکراتیک؛ بخاطر تداوم بقایای سنتی، مذهبی و فرهنگ مرد سالاری، زنان در بیشتر اوقات از موقعیت درجه دوم برخوردار هستند. اکثریت زنان مورد ستم مضاعف در عرصه های اقتصادی و اجتماعی بوده، در حیطه های وراثت، طلاق، زایمان و  حق حضانت، بمانند افراد درجه دوم تحت ستم هستند. بر این اساس مبارزات برای برابر حقوقی، آزادی و حق مشارکت زنان در سرنوشت خود بخش جدا ناپذیری از مبارزات دمکراتیک در میان توده های مردم میباشد.

از دیدگاه جنبش چپ در این عصر، مسئله آسیبهای مرتبط با وضعیت زنان به واقعیات اجتماعی و بویژه مناسبات سرمایه داری موجود متصل است و بر این اساس اعتقاد بر این است که آزادی و برابری واقعی، نهایتا با ظهور سوسیالیسم پدیدار میگردد. در عین حال، در دوران قبل از انقلاب مهم است که پیکار برای احقاق حقوق زنان که از کلیت روابط اجتماعی و ارزشهای انسانی جدا ناپذیر میباشد، در پهنای وسیع مبارزات دمکراتیک انجام گردد. در واقع ضروری است که کارزار برای زنان جامعه که اکثریت قاطع آنها به طبقه کارگر، زحمتکشان شهر و روستا، محرومان و جمعیت  خرده بورژوا تعلق دارند و در زیر خفقان حکومت تئوکراتیک/نظامی و سرمایه داری، اغلب تحت ستم خشونت های ارتجاعی سنتی و خانوادگی، نیز قرار دارند؛ در سطوح مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انجام گردد. در این مرحله، دست یافتن به هر سطح از پیشرفت دمکراتیک برای زنان، ارزشمند است. البته مبارزه برای مطالبات مقطعی زنان به مفهوم نادیده گرفتن اینکه این آسیبهای اجتماعی تنها بطور کامل با ایجاد دگرگونی بنیادی در فورماسیون اقتصادی/اجتماعی محو میگردند، نیست که احقاق آنها به پیشبرد کارزارِ رادیکال در یک مسیر انقلابی بستگی پیدا میکند. در عین حال بسیار هم حیاتی هست که از حالا علیه سرکوبها و اجحافات سیاسی/اجتماعی، خشونتهای جنسیتی و مرد سالارانه و آسیبهای ناشی از مناسبات سرمایه داری مبارزه شود.

در جهان امروز، جریانات مترقی و چپ همواره در جنبشهای ضد نژاد پرستی، مخالفت با جنگ و برای حقوق رفاهی و مدنی و همچنین علیه ستمهای حکومتی و رسومات ارتجاعی در جوامع مختلف مبارزه نموده اند. در همان مسیر و در موازات با مبارزات عام دمکراتیک، افراد و جریانات مترقی و مدافع حقوق زنان، نیز در حیطه های فرهنگی و اجتماعی گوناگون و از جمله تشکیل تجمع های مترقی در جامعه مدنی در راستای برابری جنسیتی و آزادی زنان مبارزه میکنند. به گفته سیمون دی بوویر (Simone de Beauvoir) که در جنبش آزادی زنان  در فرانسه فعال بود، مردان به زن همواره به مثابه "دیگری" و یک "شئ" مینگریسته اند و زنان باید مستقلا صاحب ابتکار و عمل گردند. در برخی از سایر جوامع و از جمله در آمریکا زنانِ مبارز، در میان آنها فعالانِ وابسته به دانشجویان آمریکا برای یک جامعه دمکراتیک (SDS) از طریق نشریاتی مانند "صدای جنبش آزادیبخش زنان"، در سالهای 1960 و سپس شخصیتها و گروه های فمینیست و چپ در سالهای بعد در راستای نیل به برابر حقوقی و مطالبات دمکراتیک زنان کارزارهای عظیمی بجلو برده به دستاوردهای نسبی رسیده اند. در واقع فعالیتها در جنبش آزادیخواه زنان با حرکتهای مترقی در رابطه با کارزارهای ضد جنگ، ضد نژاد پرستی، دستیابی به حقوق سیاهان و اقلیتهای بومی، بهبودی در وضعیت حقوق دمکراتیک و محیط زیست، در رابطه تنگاتنگ بوده است. این مسیر های گوناگون در پیکار های دمکراتیک به ایجاد آگاهی های سیاسی و اجتماعی و شبکه های متنوع مبارزاتی در سطوح مختلف انجامیده، موجب بخشی از دستاوردهای مدنی در عرصه های آزادیخواهانه و عدالتجویانه در این جوامع گشته است.

در ایران ابتدائی ترین حقوق دمکراتیک هنوز وجود ندارند و بدیهی است که کارزار در راستای برابر حقوقی و رهائی زنان در پیوند با کلیت مبارزات مردم علیه نظام حاکم، قدرتهای سرمایه داری و امپریالیستی و برای آزادی، عدالت اقتصادی و اجتماعی میباشد. در وضعیت کنونی، جنبش زنان علاوه بر مبارزه برای اهداف حق طلبانه زنان، درگیر فعالیت های مطالباتی در مجموعه ای از مسائل دیگر اجتماعی علیه نظام اقتدارگرا، نیز هست. از ابتدای انقلاب، جریانات مترقی و چپ در میان زنان و مردان طی مقاومت علیه اجحافات پلیسی/مذهبی و از جمله در مقابله با پوشش اجباری، ابتکارات  و نوع آوریهای متنوع مبارزاتی را بکار برده اند. بعد از اتمام جنگ با عراق و ظهور لحظاتی ممکن در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و خاتمی که شیوه های نسبتا پراگماتیک و معتدلی را اتخاذ نموده بودند، فعالان درجنبش زنان توانستند بطور محدود، با ایجاد نهاد های صنفی و فرهنگی، سطحی از کارزارها و اعتراضات را در راستای دستیابی به حقوق زنان سازماندهی نمایند. زنان فعال و مدافعان برابر حقوقی و آزادی زن متوجه بوده اند که لازم است در حیطه های گوناگون مرتبط با مبارزات دمکراتیک از جمله مساءل هنری، ادبی، حقوق بشر و حقوقی مشارکت داشته باشند.  

 در سالهای 80، کارزار یک میلیون امضاء بابت دستیابی به حقوق قانونی برای زنان در ازدواج و خانواده راه انداخته شد.  در دهه 90 به حرکتهای آزادیخواهانه و بویژه برابری جنسیتی عمدتا از جانب زنان در عرصه های فرهنگی، روزنامه نگاری، موسیقی و سینما علیه نظام اقتدارگرا  دامن زده شد. در سالهای اخیر، دختران انقلاب نیز، با برداشتن روسری که پوشش آن به مثابه نمادی از وجود سرکوب حکومتی احساس میگشت، شورشهای خود جوش را بصورت افقی و پراکنده به جریان انداختند. جنبش آزادیخواه "زن، زندگی، آزادی" که علیه حکومت و برای دمکراسی خیزش برداشت، مملو از مدافعان و پیش برندگانِ اهداف برابری طلب فمینیستی، نیز بود. در واقع اعتراضات و مقابله با اختناق حکومتی از سوی انواع گروه های اجتماعی و بخصوص در میان فعالان و مدافعان حقوق زنان که اکثرا به طبقه کارگر و زحمتکشان تعلق دارند، نشان از در هم تنیدگی و همبستگی در میان جنبشهای اجتماعی میباشد. هم اکنون در کارزارهای مردمی برای آزادی و عدالت اقتصادی و اجتماعی و از جمله حرکتهای حق طلبانه مانند دادخواهی های اعتراضی مادران و خانواده های خاوران در محکومیت جنایات وحشیانهِ رژیم، آزادی زندانیان سیاسی، ضدیت با شکنجه و اعدام، تظاهرات علیه حملات نظامی امپریالیستی و سیاستهای جنگ طلبانه جمهوری اسلامی؛ فعالان و مدافعان حقوق زن، قویا فعال هستند.

در واقع برای جنبش چپ بسیار مهم است که در حین مشارکت در پیکار برای هدف نهایی، یعنی کمک به وقوع انقلاب مردمی در راستای سازندگی سوسیالیسم، در این مقطع زمانی، در صورت امکان در تمامی مبارزات حق طلبانه جهت دستیابی به مطالبات رفاهی در عرصه های اقتصادی، آموزشی، بهداشت، برابر طلبی در حیطه حقوق زنان، عدالت جنسیتی و ایجاد تشکل های مستقل زنان و کارگران حضور فعال داشته باشد.

فرامرز دادور

3 سپتامبر 2026    

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر