از دانشجوی سوسیالیست تا نماینده ترامپ / برگردان
تام فیلیپس، خبرنگار حوزه آمریکای لاتین
سیر صعودی ۲۵ ساله «دلسی رودریگز» در ونزوئلا
تام فیلیپس، خبرنگار حوزه آمریکای لاتین BBCآوریل ۲۰۰۲ چگونگی رابطه با دلسی رودریگز و تصمیم او به انجام مأموریتی مهم را تشریع میکند.
هوگو چاوز، رئیسجمهور وقت ونزوئلا، در پی یک کودتای نافرجام موقتاً سرنگون شد ، و رودریگز دیپلماتی جوان که پیشتر در کالج «بیرکبک» دانشگاه لندن تحصیل کرده بود تصمیم گرفت وارد عمل شود.
رودریگز که در آن زمان ۳۲ سال داشت، تلاش کرد دو خبرنگار برنامه «نیوزنایت» (Newsnight) بیبیسی را متقاعد کند تا او را در سفر به پایتخت ونزوئلا همراهی کنند ، تا ماجرا ی کودتا را به گوش جهانیان برسانند.
جونز، یکی از آن خبرنگاران که رودریگز را به عنوان هماهنگکننده (فیکسر) خود به کار گرفته و همراه او به کاراکاس پرواز کرده بود، میگوید:
«او بهشدت مشتاق بود که ماجرای چاوز و کودتا را در بستری جهانی و پرمخاطب مطرح کند.» در حالی که این گروه سهنفره در شهر کاراکاس به دنبال فرصتی برای مصاحبه با چاوز بودند که پس از بازداشتی کوتاه، دوباره قدرت را به دست گرفته بود
جونز حتی تصور نمیکرد که تهیهکننده محلی و مترجم ونزوئلاییاش روزی خود به مقام ریاستجمهوری برسد. جونز میگوید: «او واقعاً هنوز شبیه دانشجویان به نظر میرسید. در آن مقطع اصلاً قابل تصور نبود که او روزی
رئیسجمهور ونزوئلا شود.» با این حال، این دقیقاً همان جایگاهی است که رودریگزِ ۵۷ ساله اکنون به آن رسیده است؛
هرچند این اتفاق در شرایطی خارقالعاده و در پی تصمیم دونالد ترامپ برای ربودن نیکلاس مادور، جانشین اقتدارگرای چاوز رخ داد.
زمانی که نیروهای ویژه ایالات متحده در ۳ ژانویه امسال مادورویِ منفور را بازداشت کردند، انتظار عمومی بر این بود که ماریا کورینا ماچادو رهبر مخالفان و برنده جایزه نوبل که حزب او در انتخاباتِ دستکاریشدۀ سال ۲۰۲۴ بر مادورو پیروز شده بود جایگزین او شود.
ترامپ ماچادو را کنار گذاشت و از رودریگز، معاون مادورو، حمایت کرد؛ کسی که دو روز پس از سقوط رئیس خود، به رهبر موقت ونزوئلا تبدیل شد.
هشت ماه بعد، رودریگز همچنان در قدرت است ، آن هم در حالی که کشوری را اداره میکند که بسیاری اکنون آن را تحتالحمایه ایالات متحده میدانند و به نظر میرسد در آینده قابل پیشبینی نیز در این سمت باقی بماند، چرا که نشانهای از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری جدید دیده نمیشود.
ترامپ پس از اعلام آنچه «بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ جهان» نامید، درباره رودریگزِ انتصابی (و نه منتخب) گفت: «ما از رئیسجمهور منتخبی که اکنون داریم، بسیار راضی هستیم.»
ایمدات اونر، دیپلمات سابق ترکیه در کاراکاس، معتقد است که این قرارداد موقعیت رودریگز را تقویت کرده و ضربه سنگینی به کسانی زده است که به تغییرات دموکراتیک امید داشتند.
او میگوید: «دلسی در حال پیروزی است. من پیشبینی میکنم که دلسی رودریگز دستکم چهار یا پنج سال دیگر در مقام ریاستجمهوری باقی بماند.»
دلسی رودریگز که بیش از دو دهه پیش همراه با جونز به کاراکاس سفر کرد، چهرهای با ارتباطات گسترده اما از نظر سیاسی کماهمیت بود که عمدتاً به واسطه پدرش شناخته میشد.
خورخه آنتونیو رودریگز، یک فعال مارکسیست بود که در سال ۱۹۷۶ زمانی که دخترش هفت سال داشت در بازداشت پلیس جان باخت؛ گفته میشود مرگ او پس از شکنجه در جریان بازداشت به اتهام ربودن یک تاجر آمریکایی رخ داده است.
جونز ، میگوید: «همه چاویستها [هواداران چاوز] میدانستند پدر او چه کسی بوده است، اما واقعاً نمیدانستند خود او کیست.
ما در طول مدتی که در کاراکاس بودیم او خود را به همه این افراد شناساند.و گمان میکنم در پایان سفر، این فکر در ذهنش شکل گرفته بود که "شاید در عرصه سیاست ونزوئلا، فرصتی برای من وجود داشته باشد. »
اندکی پس از آن، رودریگز به ونزوئلا بازگشت و در شرکت نفت دولتی (PDVSA) و وزارت امور خارجه مشغول به کار شد. تا سال ۲۰۰۶، او به سمت رئیس دفتر چاوز رسید، هرچند پس از درگیری با سفیر وقت ونزوئلا در روسیه در جریان سفری به مسکو، از دایره اعتماد چاوز خارج شد.
آن جنجال، روند صعود رودریگز را متوقف کرد، اما پس از مرگ چاوز در سال ۲۰۱۳ و به قدرت رسیدن مادورو، او دوباره توسط مادورو موقیت سیاسی خود را بدست ا ورد
در سالهای بعد، همزمان با سقوط کشور به ورطه گرسنگی و استبداد، رودریگز شاهد پیشرفتی سریع در جایگاه سیاسی خود بود. او پیش از آنکه سکان اقتصاد کشور را در مقامهای وزیر نفت، وزیر دارایی و معاون رئیسجمهور در دست گیرد، به عنوان وزیر امور خارجه فعالیت میکرد.
برادرش، خورخه رودریگز که از روانپزشکی به عرصه سیاست روی آورده بود نیز جایگاه خود را به عنوان رئیس مجلس ملی تثبیت کرد.
پس از به قدرت رسیدن مادورو، این خواهر و برادر در کنار «دیوسدادو کابیو» وزیر کشورِ هراسانگیز یک مثلث قدرت قدرتمند را تشکیل دادند.
آندرس ایزارا، وزیر ارتباطات دوران چاوز که پس از اختلاف با مادورو به تبعید رفت، میگوید: «دلسی، دیگر فقط "دلسی" نیست؛ دلسی یعنی "دلسی و برادرش". آنها همه کارها را هماهنگ با هم انجام میدهند و هیچ کاری را بدون تأیید یا رضایت یکدیگر پیش نمیبرند.»
کسانی که رودریگز را در طول ۲۵ سال ظهور غیرمنتظرهاش، از یک دانشجوی چپگرا در بریتانیا تا اوج قدرت در ونزوئلا، دیدهاند، او را به طرز چشمگیری متفاوت توصیف میکنند. ستایشگران، رودریگز را فردی عملگرا، شوخطبع و باهوش توصیف میکنند که به ونزوئلا کمک کرده تا از سالها تورم شدید فرار کند و معتقدند که میتواند وعدههای خود را برای احیای صنعت و اقتصاد رو به زوال نفت این کشور محقق کند.
گرگ پالاست، روزنامهنگار دیگری که در سال ۲۰۰۲ با رودریگز برای بیبیسی به کاراکاس پرواز کرد، میگوید: «ونزوئلا تحت رهبری دلسی بهترین نوع مراقبت تکنوکراتیک ممکن را خواهد داشت ، و این همان چیزی است که در حال حاضر مورد نیاز است.
او قرار است تولید نفت را به حرکت درآورد.» پالاست معتقد است که ونزوئلا تحت رهبری رودریگز «بسیار بهتر» از مادوروی بیکفایت است و او را یک استراتژیست باهوش مینامد که سیاست را «روی یک صفحه شطرنج چهار بعدی» بازی میکند.
منتقدان، رودریگز را به عنوان یک آفتابپرست متخاصم و تشنه قدرت تصویر میکنند که گرایشهای سیاسیاش میتواند در یک چشم به هم زدن تغییر کند ،و او به عنوان یکی از اعضای کلیدی رژیم مادورو، خودش مسئول سقوط ونزوئلا به فقر و دیکتاتوری بوده است.
یک سیاستمدار برجسته مخالف که نخواست نامش فاش شود، در مورد خواهر و برادرهای رودریگز میگوید: «آنها شرور، دیوانه و باهوش هستند. آنها نابغههای شیطانی هستند.»
ایزارا میگوید دوست سابقش «بسیار ماکیاولیست» است و به تجمل علاقه دارد. تام شانون، دیپلمات بازنشسته آمریکایی که از دهه ۱۹۹۰ با ونزوئلا همکاری داشته است، رودریگز چندزبانه را فردی «بسیار باهوش، بسیار سخنور، بسیار مصمم» و عمیقاً ایدئولوژیک توصیف میکند.
تام شانون معتقد است که هدف «دلسی رودریگز» از همکاری با ایالات متحده، بقای سیاسی و اطمینان از این است که جناح راست دوباره به قدرت بازنگردد.
شانون به یاد میآورد که در دور دوم ریاستجمهوری باراک اوباما، پس از پرواز به کاراکاس برای دیدار با مادورو، رودریگز که در آن زمان وزیر امور خارجه بود سر راه او قرار گرفت [و سر صحبت را با او باز کرد]. گفتگوی آنها دامنهی گستردهای داشت.
شانون میگوید: «اما به وضوح به خاطر دارم که در مقطعی، مسئله حقوق بشر را پیش کشیدم و بهویژه بر علاقه و خواست ما برای آزادی برخی افراد خاص از زندان تأکید کردم.» «ا و رو به من کرد؛ با نگاهی که گویی آمیخته به نوعی تحقیر بود نه تحقیرِ من، بلکه تحقیرِ موضوعی که مطرح میکردم و گفت: "شاید داستان زندگی مرا ندانی؛ پدرم عضو انقلابیِ یک جنبش مسلحانه در ونزوئلا بود که دستگیر شد، زیر بازجویی شکنجه شد و زمانی که من دختربچهای بیش نبودم، توسط نیروهای امنیتی ونزوئلا به قتل رسید."
« او گفت: "این بازجویی و قتل پدرم در زمانی رخ داد که از دیدگاه شما، ونزوئلا کشوری دموکراتیک و مبتنی بر حاکمیت قانون بود. اما میتوانم به شما بگویم که نیروهای امنیتیاش چنین نبودند."»
شانون میافزاید: «بسیار تأثیرگذار و برایم آشکار بود که او پدرش را همچون نوعی "ستاره قطبی" انقلابی و مرجعی در مقام یک شهید میدید و معتقدم که هنوز هم همینطور است.» به عقیده او، هدف رودریگز از همکاری جدیدش با واشنگتن، بقای سیاسی است «و اینکه اطمینان حاصل کند یک اپوزیسیونِ دموکراتیک، محافظهکار، نخبهگرا و انتقامجو (خواهان بازپسگیری قدرت) دوباره به حکومت بازنگردد.»
ترامپ در جریان سخنرانی خود در کاخ سفید، از شریک ونزوئلاییاش که همکاری با او دور از انتظار به نظر میرسید بسیار تمجید کرد.
او به خبرنگاران گفت: «دلسی دارد کارش را بسیار بسیار خوب انجام میدهد و بسیار مورد احترام من است.» ترامپ مدعی شد که ونزوئلا بهتازگی از چنگ یک رژیم «بسیار نامطلوب» رهایی یافته و هنوز برای برگزاری انتخابات آماده نیست. او گفت: «میدانید، این وضعیت خیلی تازه است. ما آنها را از یوغ دیکتاتوری بیرون کشیدیم و اکنون روابط بسیار خوبی با دولت داریم.
شنیدن چنین سخنانی برای رودریگز بسیار خوشایند بوده . اونر میگوید: «دلسی میخواهد بقای خود را حفظ کند؛ و میداند که اگر امتیازات کافی به دولت ترامپ بدهد، آن دولت به او اجازه خواهد داد تا در قدرت باقی بماند
قضاوت تحولات ونزویلا با مطالعه متن و روند چگونگی بازگشت استعمار نوع در پیشترفته ترین دوران حیات سرمایه داری ، برای برون رفت از بحران فروپاشی ، جلو گیری از انقلابات جهانی ، درارتجاعی ترین شکل ممکن درحال ظهور است و پایان ترامپ به مفهوم بازگشت شکل دیگری ازعروج سیاست تسلط برای برون رفت ازبحران اقتصاد نیولبیرالیسم نخواهد بود
درپایان یاد اوری این نقطه ضروری است که مادورو برای محافظت ازخود وخانواده اش ، محافظ کوبایی استخدام کرده بود. ودرچنین شرایطی توسط نیروهای امریکایی ربوده شد . واین ربایش با همکاری ارتش ونزویلا صورت گرفت