۱۴۰۵-۰۶-۲۵

راهکار سوسیالیستی: یاد مهسا (ژینا) امینی و چهارمین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی را گرامی می‌داریم

 


 چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا و برآمد قیام و جنبش زن، زندگی، آزادی است، جنبشی که با نام دختر جوان ۲۱ ساله‌ای از شهر سقز در استان کردستان گره خورده است.  مهسا (ژینا) امینی که برای یک دیدار خانوادگی به تهران آمده بود و توسط گشت ارشاد دستگیر شد. به اتهام عدم رعایت “حجاب مناسب” (حجاب اجباری) از سوی پلیس گشت ارشاد تهران بازداشت شد. وی در هنگام انتقال اجباری به بازداشتگاه وزرا در تهران مورد ضرب و شتم خشونت‌آمیز قرار گرفت و از ناحیه سر مورد اصابت ضربه سخت، آسیب دید. سپس چند ساعت پس از دستگیری به کما رفت و به بیمارستان کسری منتقل شد. در تاریخ  ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ سه روز پس از دستگیری درگذشت. مرگ او باعث برانگیخته شدن خشم سراسری مردم شد و موجی از اعتراضات به رهبری زنان و جوانان و با شعار “زن، زندگی، آزادی”  را ایجاد کرد.

گسترش جنبش به  ۱۶۰ شهردر سراسر کشور  و تمامی ۳۱ استان ایران سرایت کرد و همه اقشار جامعه، از هر سن و جنسیت از هر قوم و قبیله با زبان، مذهب و پیشینه‌ی اجتماعی-اقتصادی مختلف را متحد و یکپارچه دربرگرفت. مردم معترض و به جان آمده و ناراضی از نقض فاحش حقوق فردی و اجتماعی و بیزار از خشونت و انواع تبعیض از جمله تبعیض مبتنی بر جنسیت، تنها راه مقابله با این ستم روز افزون دیکتاتوری جمهوری اسلامی اعتراض وسیع خود را در خیابان یافتند و طی مدت کمتر از ۲۰ روز، بیش از ۱۶۴۱ اعتراض را در سراسر کشور نمایش دادند.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی، معترضان را به شدیدترین تهدیدات از جمله اشد مجازات اعدام وعده داد. دختران شجاع را که روسری بر آتش افکندند را از خیابان و کوچه‌ها دزدید و کشت. دانشگاه ها را به سبب گسترش اعتراضات دانشجویی مورد سنگین‌تری حملات وحشیانه‌ی نظامی قرار داد.

سپس با حمله و سرکوب و کشتار زندانیان معترض در زندان اوین و جان‌ستانی از اسیران محبوس در این زندان خشونت را به اوج خود رساند این جنایت در حق اسرای در بند با اعتراض همزمان و وسیع مردم دورا دور زندان همراه شد.

اما کشتار جمعه خونین مردم زاهدان و استان سیستان و بلوچستان، کشتار در کردستان، کشتار در مراسم عزاداری کشته‌شدگان، دستگیری و بازداشت دانش آموزان در مدارس و اقدام به مسموم سازی دختران دانش آموز در بیشتر مدارس شهرهای کشور، دستگیری و بازداشت مدافعان حقوق بشر و وکلایی که وکالت معترضان بازداشتی را بعهده گرفته بودند، سرکوب وحشیانه خبرنگاران و روزنامه نگاران، آزار و اذیت خانواده بازداشتی ها و قربانیان جنبش اعتراضی به قصد سرپوش گذاردن بر جنایاتی که بر آنها روا داشته بودند، صدور احکام اعدام و هراس افکنی در میان معترضان و هزاران اقدام ضدبشری نتوانست از اراده مردم برای مبارزه به ابعاد گوناگون تبعیض، بیعدالتی و آزادی کشی رژیم جنایتکار بکاهد.

ما بارها براین نکته تاکید کرده‌ایم که قیام مهسا به یکی از دامنه دارترین و وسیع ترین قیام های ضددیکتاتوری در جمهوری اسلامی بدل شد و توانست جهان را تحت تاثیر قرار دهد و میلیون ها ایرانی در سراسر جهان به اعتراض سازمان‌یافته گسترده در سایر شهرها در کشورهای مختلف در همبستگی با مردم درون کشور نقش بی بدیلی را از همبستگی برای آزادی و علیه دیکتاتوری به نمایش گذاشتند.

اکنون پس از چهارسال از گذشت آن رویداد، مضمون انقلابیِ فرهنگ پویا و خلاق جنبش زن، زندگی، آزادی در مقابله با سخت‌ترین لایه های فرهنگ ایدئولوژیک جمهوری ولایت فقیهی سرمایه داری مردسالار در ایران، تثبیت شده و روندی برگشت ناپذیر را رقم زده است. ایران اتفاقات بسیار تلخ و دهشتناکی را پشت‌ِ ‌ِسر نهاده است. جنگ تجاوزگرانه امپریالیستیِ دوازده روزه از سوی امریکا و اسرائیل علیه ایران، اعتراضات وسیع و به حق مردم علیه وضع موجود که به شکلی کاملا مدنی جریان یافت و متاسفانه با دخالت و سوءاستفاده جریان راستگرا_فاشیستی سلطنت طلبان تحت الحمایه آمریکا و اسرائیل و بیرحمانه‌ترین و خشن‌ترین سرکوب تاریخی جنایت‌پیشه‌گان جمهوری اسلامی با قتل عام وسیع معترضان به دست این رژیم ضدمردمی سرکوب شد. انتقام جویی‌های جمهوری اسلانمی از مردم از سویی و  تجاور دوباره جنایتکاران آمریکایی_اسرائیلی با حمایت های نااشی از پیمان های نظامی رژیم های مرتجع منطقه جنگ دوم را به مردم ایران تحمیل کرد. جنگی که اگر چه با تفاهم نامه‌ای پس از چهل روز از شدت آن کاسته شده است، اما مردم همچنان در شرایط بسیار بد و ناگوار اجتماعی_اقتصادی زندگی می‌کنند. با این همه دستاوردهای جنبش مهسا و عظمت و بزرگی مقاومت مثال زدنی مردم ایران در جنبش "زن، زندگی، آزادی" تداوم یافته است.

ما در فاصله‌ی خرداد تا شهریور ۱۴۰۲ یادداشت هایی* ارزیابی و تحلیل این جنبش را در راهکار سوسیالیستی نشر دادیم و بر این موضوعت محوری آن تحلیل ها تاکید دوباره داریم.

ما بر فراروی از صرف ایستادن بر حجاب اجباری را ضرورتی کتمان ناپذیر دانسته و یادآور شدیم که قطعا «حجاب اجباری» موضوعی است که زنجیروار مسائل دیگری را از پی خود دارد:

  • اینکه چطور به واسطه‌ی نپذیرفتن حجاب اجباری عده‌ای شغل‌شان را از دست می‌دهند

  • اینکه چطور به واسطه‌ی حجاب اجباری بسیاری از دختران فرصت‌های ورزشی را از دست می‌دهند؛

  • اینکه چطور به واسطه‌ی نپذیرفتن حجاب اجباری دختران و زنان مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند؛

  • اینکه هنرمندان و چهره های شاخص در جامعه هنری به خاطر دفاع از پوشش اختیاری به زندان و حبس و جریمه محکوم می‌شوند؛

  • اینکه خبرنگاران و روزنامه‌نگاران زن چطور به واسطه بازتاب همین محدودیت‌ها و در نهایت قتل حکومتی به خاطر نادیده گرفتن حجاب اجباری به حبس طولانی مدت محکوم می‌شوند؛

  • و …

اما با پذیرش اینکه گذر از حجاب اجباری مطالبه‌ای‌ست بنیادی و باید تا به آخر بر سر آن جنگید، یادآور شدیم:

اگر به ریشه‌های شعار «زن، زندگی، آزادی» نظر کنیم؛ رفع و رجوع مسأله‌ی زنان شاه‌بیت کلیت این شعار است و «زندگی» و «آزادی» را هم تحت شعاع قرار می‌دهد. یادآور شدیم که: شعار جنبش چپ در ابتدای  انقلاب بهمن ۱۳۵۷ را که «آزادی جامعه در گرو آزادی زنان است» و اینکه «آزادی زن، آزادی جامعه است» بسیار اهمیت دارد.

نوشتیم:‌ امروز زنان نه فقط از «مردسالاری»و فرهنگ کهنه_‌تاریخی  و خرافی و ضدیت آن با عناصر پویا و خلاق دنیای مدرن در برابر سنت‌های میرنده و پوسیده‌ی‌ فرهنگی که با جمهوری اسلامی بر زنان سلطه می‌خواهد و مقدمه این سلطه با پوشش اجباری برقرار گردیده است بلکه از «سرمایه‌داری» هم رنج می‌برند. به عبارتِ‌ دیگر این توأمانی «مردسالاری سرمایه‌سالار» ترکیب شومی است که وضع موجود را نامگذاری می‌کند. نمودی که به شدت تبعیض گرا است و ناعادلانه ترین شیوه ها و روش های زیستن را در عرصه اقتصادی و اجتماعی به زنان تحمیل کرده است نمودهای این امر در زندگی امروز ایران چیست؟ و چه باید کرد؟

بار دیگر تاکید می‌کنیم ما نیازمند آنیم تا مبارزه بر علیه وجوه دیگر مردسالاری را به ساحت مبارزه‌ی هر روزه بیاوریم تا مانند موضوع «حجاب اجباری» این مسائل بدل به عرصه‌ی نبردی به وسعت ایران توسعه یابد و به مبارزه‌ای مستمر تبدیل شود. باقی ماندن در سطح مطالبه‌ی «حجاب اجباری» باعث می‌شود تا در صورت پیروزی احتمالی یک انقلاب علیه وضع موجود، بنیان استثمار زنان تغییری نکند و تنها در محدوده‌ی آزادی‌های فردی بماند و آزادی اجتماعی و سایر حقوق انسانی و باقی امور را زیر فرش زده شود.

برای تامین آزادی‌های فردی و اجتماعی «ضرورت برگذشتن از صرف حجاب اجباری» را بدل به یک «گفتمان فراگیر»کنیم و این ممکن نخواهد بود مگر اینکه برای عموم مردم از انواع ستم‌هایی که بر زنان (به ویژه زنان فرودست) می‌رود بگوییم تا درصد بزرگتری از زنان بدل به کنشگران عرصه‌ی «زن، زندگی، آزادی» شوند.

در سطح دوم الزام به ایجاد هسته‌های مبارزاتی سیاسی پیرامون دیگر وجوه مسائل زنان از سوی کنشگران را همواره یادآور شویم تا این عرصه شکل بیابد و فعالیت‌های تبلیغی و ترویجی مشخصی درگیرد و منجر به کنش برنامه‌مند شود.

در سطح سوم تاکید داشتیم لازم است تا مردان مبارز در سپهرهای مختلف بپذیرند که مسائل زنان، مسأله‌ی آنان هم هست. برای مثال اینکه چطور در بین مبارزات کارگران، مطالبه‌ی «مزد برابر در ازای کار برابر» نهادینه شود و یا اینکه چطور در ارتباط با تبعیض‌های تحصیلی برای دختران، این مسأله بدل به بخش لاینفک مطالبه‌گری‌های جنبش دانشجویی شود. و اینکه چطور این پایه های بنای مبارزه ای جنسیتی_طبقاتی به بخش مهمی از مبارزات آزادادی‌خواهانه سه جزء شعار “زن، زندگی، آزادی” پیوندی استراتژیک دهد.

ما در راهکار سوسیالیستی براین موارد که می‌تواند موضوع مبارزه بر سر مسأله‌ی زنان را از باقی ماندن صرف در بحث «حجاب اجباری» فراتر ببرد، تاکید داریم به ویژه که مردسالاری سرمایه‌سالار از این محدود ماندن در شعاع آزادی های فردی نه تنها رضایت‌مندند بلکه از نقش اجتماعی زنان در کنار مردان و تقویت بنیه‌ی آزادیخواهی و عدالت‌طلبی تمامیت انسان زحمتکش در ایران و سراسر جهان در هراسند و دستگاه های تبلیغاتی خود را در سویه ای ارتجاعی برای محدودسازی فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و مبارزات ضد تبعیض زنان  در همه‌ی عرصه‌های طبقاتی، جنسیتی و... را بکار خواهند گرفت تا نظام سلطه همواره انواع ستم مردسالارانه را به سود سرمایه سازمان دهد.

----------------------------------------------------------------

*https://www.s-rahkar.org/stg_11595/?p=10127

https://www.s-rahkar.org/stg_11595/?p=10315

https://www.s-rahkar.org/stg_11

----------------------------------------------------------------

راهکار سوسیالیستی
https://www.s-rahkar.org


 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر