سامانه علاج ، سامانه جاسوس پرور!
در اين روزها كه مردم ايران ، تورم سه رقمى را تجربه مى كنند و از فقر جانسوز ، كمر در سطلهاى آشغال خم كرده و ميرود تا در داخل كشور جنبش گرسنگان شكل گيرد، سامانهای به نام "علاج" راهاندازی کرده اند که بنا بر معرفی رسانههای حکومتی، برای شناسایی و پیگیری ایرانیانی در خارج از کشور طراحی شده که از نظر جمهوری اسلامی علیه منافع و امنیت کشور فعالیت میکنند. اين كه سامانه جاسوسى را چه نهادى و يا چه كسانى براه انداخته است؟ كاملن مشخص نيست ، ولى سامانه علاج را براه انداخته اند تا با تربيت جاسوس هاى خانگى نظام را در خارج هم حفاظت كنند.
سامانه علاج را براه انداخته اند تا مخالفان داخل و اپوزيسيون خارج كشور را شناسايى كنند . اين سامانه از مردم خواسته است كسانى كه به نوعى عليه جمهورى اسلامى فعاليت مى كنند شناسايى كرده و اطلاعات آنها را به سامانه بدهند. اين سامانه از جاسوسان خواسته اند، هر اطلاعاتى از كسانى كه با جمهورى اسلامى در ستيز هستند را گزارش دهند و بدتر اينكه اين گزارشات را منتشر كنند! "علاج" به فهرست ابزارهای جمهوری اسلامی برای فشار بر ایرانیان خارج از کشور اضافه شده است؛ سامانهای برای رصد و گزارش اپوزیسیون خارج از ایران است. این سامانه از شهروندان میخواهد اطلاعات افرادی را که به گفته آنها "خائن"، "تجزیهطلب" یا "ضدوطن" هستند به جمهوری اسلامی معرفی کنند.در حاليكه همين چهار دهه نشان داد كه وطن فروش تر و ايران ستيزتر از اين رژيم وجود ندارد!
اين سامانه چگونه كار مى كند؟
رژيم تروريست پرور و جاسوس ساز، از همان روز نخست به فرمان خمينى جاسوس پرورى را در خانه هاى عرزشى ها برد.خمينى گفته بود ."خود شما بايد جمعيت اطلاعاتى و گروه اطلاعاتى باشيد، خب هرانسانى مى تواند كه بفهمد! (در )اين منزل(ها)هميشه كسى ها هستند چه مى كنند؟ آن منزل، آن طرفيش هم چه مى كند؟ اگر ده روز ، بيست روز ، يكماه اين كار بشود كه همه مردم توجه داشته باشند كه اين همسايه من چه مى كند؟
تو خانه همسايه من كى رفت و آمد مى كند ؟ پيدا كردن يك رد پايى از اين گروهها، منافقين ( منظورش مجاهدين است)هم اطلاع بدهند . به آن كميته ( نام لانه ى اولیه پاسداران در اوايل شورش ٥٧) نزديك اطلاع بدهند ، كه يك همچو ( چنين) قصه اى در منزل هاست ، اگر اينطور بشود … " خمينى جلاد ، اين صحبتها را در يكى سخنرانى ها كرده بود كه از راديو و تلويزيون نظام هم پخش شد! فاجعه است پرورش جاسوس ،موضوع تازه اى نيست كه اين رژيم از روزهاى اول حكومتش نهادينه كرده است!
به شبكه جاسوسى «علاج » بر گرديم ، با شروع اين شبكه ، تا كنون وقتى در مورد اطلاعات افرادى كه مراجعه مى كنيم ، مى بينيم اطلاعات كاملن جزئى جمع آورى كرده اند. آنها براى هر فرد يك پرفايل درست كرده اند! اطلاعات در مورد سوژه ، با يك فرتور ( عكس) و مشخصات كلى و عمومى مانند ، نام ، نام خانوادگى، نام پدر و يا «كد ملى» يا دانشگاهى كه درس خوانده و… همه آمده است. از آنجائيكه ، اين اطلاعات، از مردم و يا عررزشى ها خواسته شده كه اطلاعات بدهند، احتمالن از طريق آشنايان و بستگان سست عنصر و بد مست اطلاعات داده شده است.به گفته بى بى سى ، اين اطلاعات از پستها و تصاوير خانوادگى ديده مى شود. تصاوير كودكانشان و حتا روابط خانوادگى اشان ديده مى شود. اين اطلاعات شخصى بصورت عمومى منتشر مى شود( بى حيايى تاكجا؟)آيا پشت اين ماجراى جاسوسى، مافياى سركوب است يا مافياى قدرت در حكومت براى حفظ و بقاى نظام فاشيست مذهبى ؟انحصار طلبى تا کجا؟ كه در خون تمامی رژيم هاى فاشيستى است.
در اينجا ، هنوز معلوم نيست كه چه نهادى سامانه علاج را مى گرداند. اطلاعات قوه قضائيه و تهديدات آن نهاد نشان مى دهد كه ركن اصلى اين ماجرا را عهده دار است. نهادى است كه قانون مجازات را صادر كره است و به نوعى ، قوانينى را عليه مخالفان خود ، توسط قوه قضائيه و تائيد مجلس ، رسانده و تصويب كرده است .
قوانينى مانند ؛ تشديد مجازات جاسوسان و يا مقابله با عوامل در ماههاى گذشته ، مخصوصن بعد از جنگ ٣٩ روزه و ١٢ روزه، در مورد مصادره اموال صادر كرده اند . ولى هنوز مشخص نيست ، سامانه علاج از چه نهادى است ، به یقین مى توان گفت ؛ از درون جناح يى است كه هر روز جوانان را به جوخه هاى اعدام مى برد، درست مانند دهه ٦٠ كه خمينى بلافاصله ،فرمان جاسوسى صادر كرد.
هدف هم مشخص است ايجاد رعب و وحشت است ، كه تاكنون ١٦٠٠ تن را شناسايى كرده اند. بايد تكرار كرد هموطن هوشيار باش. بهر حال به جاسوسان خود فروخته و وابسته… هم بايد گفت؛ بيدار باشيد. اگر نجنبيد فردا دير است ! رژيم در سراشيبى سقوط زوزه مى كشد و دست به هر كارى حتا جاسوس و جاسوس سازى بيشترى می زند ، شما تن در ندهيد.چون رژيم ضربه خورده و درحال دست و پا زدن است و در ضعف كامل قرار دارد. درست مانند هيتلر كه در آخركارش به فرمانده هانش مى گفت : يك لشكر با فرمانده بسوى شرق بفرستيد ، يكى برگشت گفت. قربان لشكرى نمانده كه بفرستم!