۱۴۰۵-۰۶-۲۸
رضا بی شتاب

مهسایِ جاویدِ جهان

 

بازآمد آن آرامِ جانْ دنیا جوان شد

معشوقِ رازآمیز وُ زیبایِ جهان شد

نیلوفر از آفاقِ دفتر جلوه گر شد

باغِ پُر از مهتابِ دنیا بی زمان شد

آیینه دارانِ گُلستانِ نگاه ات

رخشان وُ خندانند وُ دلها بی خزان شد

زیبایی اش افسونِ شعرِ شاعران شد

آوازِ بی همتایِ مهسا جاوِدان شد

محبوبِ مینایِ وطن گیسو برافشان!

گیسویِ سروِ مَستِ ما چون کهکشان شد

همزادِ رؤیایِ بهاران چشمه ساران

آوازۀ رخسارِ ماهِ مهربان شد

گُل آمد وُ رقصید وُ قربانِ قدَت شد

مهسایِ ما روحِ زمین وُ آسمان شد

عشق آمد وُ آغوش ات او را شد پناهی

آغوشِ قلب ات عاشقان را آشیان شد

نامِ بزرگت زندگی آزادی وُ زن

جانهایِ مغمومِ جهان را ارمغان شد

اینک دلِ دنیایِ ما دریایِ روشن

از نامِ تُو موّاج وُ سرشارِ نشان شد

دریا وُ باران سرخوشانه از تو گویند

اکنون که یادت نغمه ای در هر مکان شد

سرمست وُ مست آمد همه هستیِّ انسان

در رقصِ غوغایِ کبوتر بیکران شد

آه ای نگاهِ نازنین لبخندِ شعری!

آتش به خاموشی زدی عشق ات عیان شد

جانانه ای گرمایِ مِهری جاوِدانی

نامِ تو با فریاد وُ پیمانها بیان شد

شنبه 28 شهریور ماهِ 1405///19 ماهِ سپتامبر 2026

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر