اعلامیه کمیته مرکزی سازمان راه کارگر بمناسبت آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ علیه کالایی شدن و آپارتاید جنسیتی در نظام آموزشی
سال آموزشی ۱۴۰۵-۱۴۰۶در شرایطی آغاز میشود که جنگ، بحران اقتصادی ، سرکوب و پیامدهای خیزشهای اجتماعی، آثار عمیقی بر زندگی و آینده کودکان و جوانان ایران گذاشته است. سال آموزشی تازه در شرایطی آغاز می شود که قتلعام معترضان دیماه ۱۴۰۴ وبازداشت شده گان خیزش زن ـ زندگی ـ آزادی و قیام دیماه ،مدارس ایران را محروم از حضور بسیاری از بهترین فرزندان آینده ساز ایران کرده است. مهرماه در شرایطی آغاز میشود که جنگ ارتجاعی شش ماهه ، با بمباران مدرسه میناب ، ۱۶۸ کودک دانش آموز را با معلمان آن کشت؛ بسیاری از مدارس، دبیرستانها، دانشگاهها و مراکز علمی و آموزشی کشور را ویران کرد. این موقعیت جنگی و محاصره اقتصادی و سرکوب خونین دیماه تاثیر بسیاری بر فضای آموزشی ، اجتماعی و اقتصادی ایران گذارده است. در شرایطی که دوسویه این تخاصم جنگی جنایتکارانه فلاکت اقتصادی را بر اکثریت عظیم مردمان ایران تحمیل کرده، هزینه های آموزش به مراتب سنگین تر از هر زمان دیگری است. بی سبب نیست که از صدها هزار کودک بازمانده از تحصیل باید سخن گفت.
در چنین شرایطی، خصوصیسازی و کالاییشدن آموزش، نابرابری موجود را بازتولید و تشدید میکند. شهریه مدارس، کلاسهای خصوصی، آموزشگاهها، کنکور، مشاوره و حتی هزینههای روزمره تحصیل، آموزش را از یک حق اجتماعی به کالایی تبدیل میکند که کیفیت و دسترسی به آن بیش از پیش به توان مالی خانواده وابسته است. شکاف دیجیتال نیز در دوران آموزش مجازی نشان داد که حتی دسترسی به تلفن هوشمند و اینترنت میتواند به عاملی برای تشدید نابرابری آموزشی تبدیل شود. اما بحران آموزش تنها کمبود مدرسه و معلم نیست؛ خودِ نظام آموزشی به یکی از عرصههای بازتولید نابرابری طبقاتی تبدیل شده است. حدود ۱۶.۵ میلیون کودک و نوجوان در مدارس ایران تحصیل میکنند، اما همه آنها از نقطهای برابر آغاز نمیکنند. فرزندان خانوادههای برخوردار به مدارس بهتر، کلاسهای کمجمعیت، معلم خصوصی، آموزشگاه و امکانات آموزشی گسترده دسترسی دارند؛ در حالی که کودکان خانوادههای کارگری و کمدرآمد اغلب با کلاسهای شلوغ، کمبود معلم، مدارس فرسوده و امکانات محدود روبهرو هستند.
این نابرابری فقط طبقاتی نیست. جغرافیا، ملیت ، قومیت، جنسیت و محل زندگی نیز بر فرصت آموزشی اثر میگذارند. کودکان بلوچستان، کردستان، خوزستان و مناطق روستایی و عشایری، نه به دلیل «محروم بودن» ذاتی، بلکه به دلیل توزیع نابرابر امکانات و فرصتها با محدودیتهای بیشتری روبهرو هستند. در تهران و شهرهای بزرگ نیز شکاف آموزشی از مناطق برخوردار تا مناطق جنوبی و حاشیهای شهر امتداد دارد.از سوی دیگر، ایدئولوژیک و جنسیتزده بودن نظام آموزشی محدودیت دیگری بر حق برابر آموزش است. دخالت ایدئولوژی رسمی در محتوای آموزشی، تبعیض علیه زنان و دختران و نابرابریهای موجود در برخی مناطق، نشان میدهد که مسئله آموزش را نمیتوان از مسئله آزادی، برابری جنسیتی و حقوق شهروندی جدا کرد.آموزش طبقاتی، جامعه طبقاتی را بازتولید میکند. وقتی درآمد خانواده کیفیت آموزش و امکان ورود به دانشگاه و مشاغل بهتر را تعیین کند، فقر نیز از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. عدالت آموزشی بدون عدالت در توزیع امکانات و فرصتهای اجتماعی تحقق نمییابد.
جنبش دانشآموزی در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ نیز نشان داد که دانشآموز فقط موضوع سیاست آموزشی نیست؛ خود میتواند یک کنشگر اجتماعی و مطالبهگر باشد. همزمان، معلمان با مشکلات معیشتی، ناامنی شغلی و محدودیتهای صنفی روبهرو هستند. بنابراین مسئله معلم و دانشآموز از یکدیگر جدا نیست: هر دو برای آموزش باکیفیت، عادلانه و انسانی مبارزه میکنند.
از این رو، دفاع از آموزش رایگان و باکیفیت، دفاع از یک مطالبه صرفاً آموزشی نیست؛ بخشی از مبارزه برای برابری اجتماعی، رفع تبعیض، آزادی تشکلهای صنفی و حق برخورداری برابر از فرصتهای زندگی است. تجربه تشکلهای صنفی معلمان نیز نشان داده است که مسئله آموزش با مبارزات کارگران، بازنشستگان، پرستاران، دانشجویان و دیگر جنبشهای اجتماعی پیوند دارد.در سبک تا کنونی اداره آموزشی کشور دایر بر ارجحیت ایدئولوژی حکومتی با یاوه های مذهبی و خرافاتی بار آوردن دانش آموزان، گشایشی در چشم انداز نیست و در بر پاشنه ی گذشته می چرخد. دغدغه وزیر جدید آموزش و پرورش، نه جلب نیروی تازه و باز گرداندن چند هزار آموزگار و دبیر اخراجی ، برای تکمیل کادر آموزشی و پرورشی در عرصه دانش، ادبیات، هنر، و ورزش، که برگزاری نماز جماعت با مشارکت اجباری دانش آموزان و آموزگاران در تمام مدارس کشور و نیز استخدام دهها هزار آخوند به عنوان معلم است.
نگاهی به سیاهۀ عملکرد حاکمیت جمهوری اسلامی در عرصه آموزش، تردیدی باقی نمی گذارد که این مشکلات را نمی توان تنها در عرصه آموزش مورد بررسی قرار داد و برای راه حل های مناسب و مردمی مبارزه کرد. این مشکلات با کلیت مسائل و سیاست های کلان حاکمیت اسلامی گره خورده و برای حل آنها نیز باید به فکر اقدامات همبسته و کلان بود. مبارزات درخشان تشکل های صنفی معلمان برای آموزش رایگان و کارآمد و حل مشکلات معلمان شاغل و بازنشسته و همگامی و همراهی شان با مبارزات دیگر بخش های جنبش کارگری و توده ای در سراسر کشور نشان از این آگاهی دارد. برای مجبور ساختن حاکمیت به عقب نشینی از سیاست های ضد مردمی اش در عرصه آموزش، باید مبارزه ای هم آهنگ را سازمان داد. تنها از این طریق است که می توان امکانات گسترده کشور و به ویژه امکانات عظیمی که توسط نهادهای ولائی چپاول شده است را در خدمت آموزش رایگان، همگانی و کارآمد به کار گرفت و برای آینده این کشور سنگ بنای مستحکمی ایجاد کرد.
کمیته مرکزی سازمان راه کارگر تاکید دارد که برای پایان دادن به حاکمیت تاریک اندیشی و جهل اسلامی بر سیستم آموزشی کشور، برای پایان دادن به سیاست های سود محور و کالائی سازی بی مهار آموزش، برای در هم شکستن همه تبعیض های رذیلانۀ جنسیتی، قومیتی، فرهنگی و مذهبی، برای ارزش گذاری به شغل انسان ساز معلمی و حفظ حرمت معلمان شاغل و بازنشسته ، برای بازگرداندن معلمان دلسوز از پشت میله های زندان به کلاس های دانش و آگاهی و انسانیت و برابری، برای بازگرداندن همه کودکان از تحصیل بازمانده به پشت نیمکت های مدرسه، برای فراهم کردن شرایط آموزش کودکان خانواده های پناهنده و مهاجر، برای آموزش رایگان، کارآمد و همگانی که آیندۀ شکوفائی برای کشور را تضمین کند، باید همه نیروهای رهائی و روشنائی را بسیج کرد. بسیج تمامی معلمان و دانش آموزان و خانواده هایشان اولین گام خواهد بود. پشتیبانی و همبستگی و همراهی آنها با مبارزات درخشان کارگران سراسر کشور، پرستاران جان بر کف، پاکبانان شریف، دانشجویان آگاه، زنان شجاع و تمامی انسان های آزاده، می تواند صف متحدی ایجاد کند تا بساط رژیم جنایت سرمایه داری اسلامی و نظام آپارتاید جنسیتی ومذهبی را در هم بپیچد و هم زمان اداره این کشور را به اراده اکثریت عظیم مردمان ایران واگذارد و سد مستحکمی در برابر همه نیروهای سلطه جوی خارجی و مزدوران حقیرشان ایجاد نماید. کمیته مرکزی سازمان راه کارگر، ضمن شادباش آغاز سال تحصیلی جدید، قویا از مطالبات آزادیخواهانه و برابری طلبانه دانش آموزان، دانشجویان، معلمین و استادان مبارز، پشتیبانی می کند و همه کارگران، زحمتکشان، آزادی خواهان و همه زنان و مردان مبارز را به همبستگی با این جنبش، فرا می خواند.
سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری ایران
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
کمیته مرکزی سازمان راه کارگر
شهریور ۱۴۰۵ سپتامبر ۲۰۲۶