جمعی از کمونیست های انقلابی: تاثیرات زیست محیطی تهاجم نظامی امپریالیسم آمریکا و صهیونیست های اسرائیلی
هزاران کشته و زخمی و تخریب وسیع زیرساخت ها و امکانات مردم تنها خسارات جنگ تجاوزکارانه اسرائیل و آمریکا علیه ایران و مردم ایران نیست. سلامتی میلیون ها نفر از مردم ایران و منطقه در معرض عواقب و خطرات ناشی از ضربات مهلک این جنگ به آب و هوا و محیط زیست قرار گرفته است. بفاصله کوتاهی از ۲۴ تیر ۱۴۰۵ که آغاز این جنگ بود سایتهای نظامی و مناطق مسکونی مورد هدف قرار گرفتند و حملات به زیرساختهای غیرنظامی و صنعتی گسترش یافت! تأسیسات نفتی، کارخانههای شیمیایی و انبارهای سلاح بمباران شدند و انبو سموم ایجاد شده از طریق آب وخاک وارد آبراهها گشته و آسیبهای زیادی بر جوامعی که بویژه نزدیک به مناطقی که در گذشته هم صدمات زیست محیطی سنگین دیده اند را تشدید نموده است.
هنوز از حملات هوایی بویژه علیه تاسیسات اتمی که میتوانند تشعشعات رادیو اکتیو را آزاد کنند و باعث آسیبهای گسترده بهداشتی، زیستمحیطی و انسانی در کل منطقه شوند و می تواند برای نسلها ادامه یابند و عواقب غیرقابل برگشتی را ایجاد کنند ، اطلاع رسانی موثقی صورت نگرفته است. اما آنچه مسلم است، آلودگی ناشی از بمبارانهای هوایی بویژه نزدیک و یا درون شهرها، بحرانهای بهداشتی حاد و طولانیمدت ایجاد میکند. برای نمونه، بمباران پالایشگاهها، مخازن و انبارهای نفتی تهران (مانند شهران، اقدسیه و کرج) در اسفند ۱۴۰۴، اثرات گسترده و شدیدی بر سلامت عمومی بیش از ۹ میلیون ساکن این کلانشهر بر جای گذاشته است. سوختن ناقص حدود ۳۰۰ هزار تُن فرآورده نفتی و صعود ابرهای سیاه سمی به جو، بحرانی چندلایه ایجاد کرده است. بطور مثال سوختن ناقص نفت و گاز مایع مقادیر عظیمی از دیاکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن، مونوکسید کربن و هیدروکربنها را روانه لایههای جو می کند. این موضوع سبب بروز تنگی نفس شدید، سرفه، سوزش گلو و سردرد میان شهروندان شده و بعلت محصور بودن تهران میان کوهها که جابهجایی وگردش هوا را محدود نموده، باعث ابقای طولانیتر این گازهای سمی در ریه ساکنان میشود. ترکیب دود و مواد شیمیایی معلق با سامانههای بارشی منجر به بارش باران سیاه می شود. اگرچه این باران ها موقتاً دوده را از آسمان می شویند ، اما آلودگی را به سطح زمین منتقل می کننند. فرونشست این ترکیبات ، شهروندان (بهویژه کودکان) را تا مدتها بعد در معرض ماده سرطانزا و فلزات سنگین قرار میدهد. مواد سمی ناشی از آتشسوزیها به مرور به آبهای زیرزمینی، سیستمهای تصفیه و آبهای سطحی مخصوص آبیاری نفوذ کرده و این سموم به زنجیره غذایی و چرخه آب آشامیدنی نفوذ و ریسک ابتلا به بیماریهای سرطانی، نقایص مادرزادی و بیماریهای مزمن ریوی را برای سالها و حتی نسلهای آینده در منطقه افزایش می دهد. بمباران های هوایی ایران باعث ایجاد یک بحران بهداشتی پیچیده شده است، جایی که قرار گرفتن در معرض مواد سمی با کمبود سیستم مراقبتهای بهداشتی و اولویت های رژیم که قبلاً هم تحت فشار تحریمها بودند و بمباران کنونی مراکز تولید دارو و تشدید تحریم ها قرار گرفته است، روبرو میشود. تاثیرات این جنایات، اکوسیستم محیط زیست در منطقه و فراتر از آن را تحت تاثیر قرار داده است.
تاثیرات جنگهای منطقه بر اکوسیستم ومحیط زیست منطقه و فرای آن
همزمان در خلیج فارس، لنگر انداختن طولانی مدت کشتی ها باعث شده بسیاری از میکروبها ، جلبک ها و جانوران بی مهره دریایی را به بدنه کشتی ها ، چسبانده و باعث رشد سریع و جمعیت میلیاردی این میکروبها شود و همزمان میلیاردها دیگر در خلیج پخش گردند. این جانوران با گرم شدن فصلی، سریعا رشد می کنند بویژه در فصلی که با جنگ همزمان گشته است. با تولید مثل انبوه و پخش آن در خلیج ، کشتی هایی که منطقه را ترک میکنند، جانوران غیر بومی را همراه با خود به دیگر نقاط و در سراسر جهان پخش می کنند. این گونه ها می توانند جای گونه های محلی مناطق دیگر را گرفته و صدمات عظیمی به آبزی پروری و تولید گونه های مختلف ماهی بزنند. آنها می توانند انگل ها و انواع بیماریها را منتقل کنند و از آنجایی که از مناطق آبهای گرم حرکت می کنند، با ادامه گرمایش زمین مقاومت آنها از گونه های مناطق دیگر بیشتر بوده و می توانند جای آنان را بگیرند و صدمات عظیمی به اکوسیستم دریایی بزنند.
حرکت این کشتی ها می تواند ناقل تهاجم عظیمی بر محیط زیست باشند و بمثابه اَبَر ناقل های تهاجم زیستی در انتقال گونه های مهاجم به مناطق جغرافیائی مختلف عمل کنند و از عوامل مهم بیماری ها در ماهیها و میگوها و باعث مسموم کردن آنان گردد و ضربات مهمی به صیادان، صنایع تولیدی در دریاها، سیستم های آب شیرین و خنک کننده تاسیسات بزنند و باعث بسیاری بیماری ها از طریق مصرف محصولات دریایی به مردم شوند.
همچنین نشت نفت توسط بمباران تانکر های نفتی باعث ویرانی بخش های مهمی از جنگل های حَرا در جنوب بویژه اطراف قشم و روستاهای ساحلی شده است. نفت سیاه به ریشه ها و برگهای درختان چسبیده و تغذیه آنها را غیر ممکن کرده است. این مواد نفتی با چسبیدن به رسوبات ساحلی خسارتهای طولانی مدت ایجاد نموده و باعث مسمومیت شدید و مرگ آبزیان و سخت پوستان می گردد و با نابودی سواحل به مرگ انبوه خرچنگ ها و صدف ها و همزمان به نابودی زنجیره غذایی پرندگان مهاجر، لاک پشتها و ماهی ها می انجامد. آتش گرفتن لکه های نفتی و باران های اسیدی سلامتی مردم منطقه و فراتر از آن را تهدید می کند. تخریب زیست بوم جنگل های حرا، بر امکانات بقا مردم بومی تاثیر گذاشته و باعث صدمات اقتصادی مهم به صیادی و گردش گری گشته و بعلت خطرات آتش گرفتن لکه های نفتی، صیادان و لنج ها را با خطر مواجه کرده است. جنگل های حرا و آبسنگهای مرجانی، محل تخم ریزی آبزیان، لاک پشت های دریائی و پرندگاه مهاجر، کوسه ها، دولفین ها و سفره ماهی ها…از اولین قربانیان چنین آلودگی می باشند. خلیج فارس از قبل دارای اکوسیستمی بسیار شکننده بوده و علت آن کم عمق و بسته بودن وهمچنین تردد سنگین کشتی ها، سرعت کم جریان آب، سید بی رویه بویژه توسط کشتی های چینی، افزایش دما و رشد سریع شور شدن آب آن ( نمک ۱۲ میلیارد متر مکعب آب شیرین شده کشورهای منطقه مجددا به خلیج بر گردانده می شود و در مدت کمتر از دو دهه ۵۰ درصد به شوری آبهای خلیج اضافه گشته است) بوده و در نتیجه بر توان آن برای پاسخگویی به بحرانهای بیشتر تاثیرات جدی گذاشته است. موضوع اینجاست که این اولین جنگی نیست که منطقه خلیج فارس را در بر می گیرد. این خلیج و مناطق حول و حوش آن نزدیک به نیم قرن است که با جنگ ها آمیخته شده اند و در نتیجه این جنگ ها ثبات اکوسیستمی منطقه را بطور جدی به هم زده است.
جنگ ایران و عراق ۱۹۸۸ - ۱۹۸۰ و دیگر جنگهای منطقه و تاثیرات آن بر محیط زیست!
جنگ ایران و عراق که در سال 1980 آغاز شد و 8 سال به درازا کشید،علاوه بر کشتار انسانها و خسارات اقتصادی، اجتماعی، مالی و زیرساختی، خسارات زیستمحیطی مختلفی را در بخش های انسانی، دریایی و زیستمحیطی بر جای گذاشته است. مهمترین اثرات مضر این تهاجم در حوزه محیط زیست طبیعی، تشدید بیابانزایی، نابودی جنگلها، مراتع، تالابها و همچنین نابودی تنوع زیستی هر دو کشور بوده است. مهمترین اثرات جنگ در حوزه محیط زیست انسانی، تشدید تغییرات اقلیمی، افزایش گازهای گلخانهای، بهویژه به دلیل آتشسوزی میادین نفتی، تولید گرد و غبار (بهویژه در جنوب غربی ایران و عراق)، آلودگیهای مضر و خطرناک ناشی از سلاحهای شیمیایی است. میلیونها متر مکعب از منابع آبهای زیرزمینی و خاک در این مناطق آلوده گشت. پس از گذشت 40 سال، اثرات منفی آن هنوز در زندگی مردم و محیط زیست این مناطق باقی است. در آن زمان هزینههای خسارات زیستمحیطی 200 میلیارد دلار تخمین زده شد. باتلاقهای بین النهرین و تالابهای هویزه و هور العظیم به میدانهای اصلی جنگ تبدیل گشتند. هر دو طرف براساس نیازات خود و اهداف استراتژیک ،میلیونها بشکه نفت به این تالابها ریخته و برای ضربه زدن به دشمن مقابل، عمدا آتش سوزی براه می انداختند. این آتش سوزیها بخش های بزرگی از نیزارها را نیز سوزاند و خاک منطقه را خشک و باعث طوفانهای گرد و غبار گردید. این گرد و غبارها، اکسیژن شهرها و دهات را مسموم، مردم بومی را آواره ، آب آشامیدنی را سمی ، تولید مثل ماهی و علوفه برای دام ها را بسیار محدود ساخت و باعث کوچ اجباری مردم بومی شد. تأثیرانفجارات و استفاده از سلاحهای شیمیائی و مین های دفن شده بخش های بزرگی از زمینهای حاصلخیز کشاورزی مرزی را غیر قابل استفاده و آب و خاک را سمی نمود. جنگ ها در دریا، به جنگ نفت کشها کشیده شد و خسارات عظیمی را به حیات دریائی و اکوسیستم آن وارد نمود و بسیاری از گونه های دریایی را از بین برد و بر اقتصاد بسیاری از شهرها و روستاهای ساحلی که با صیادی و گردشگردی امرار معاش می کردند، تاثیرات عظیم گذاشت. خشک شدن رودخانه ها باعث پائین تر رفتن سطح آبهای زیر زمینی و شور شدن آنها گشت. آبهای سمی و شور باعث مسمومیت های انسانی، دامی و کشاورزی گشت و به وسعت مناطق بیابانی افزود
هوا و غذای سمی باعث مسمومیتهای دستگاه تنفسی و گوارشی و سرطان ریه گشت و استفاده از بمب های شیمیایی گاز خردل صدمات و تاثیرات طولانی مدت تر بر جای گذاشت.
اما جنگ ایران و عراق تنها آغازی بر جنگهای ممتد و ویرانگر دیگری بود که نزدیک به نیم قرن است گریبان منطقه را گرفته است. جنگهایی که که صدمات انسانی و زیست محیطی عظیمی را بدنبال داشته است.
جنگ های خلیج
مدت کوتاهی بعد از اتمام جنگ ایران و عراق، صدام در سال ۱۹۹۱ کویت را اشغال نمود و دومینوی جنگ های پی در پی آغاز گشت. جنگی که منجر به یکی از بزرگترین فجایع زیست محیطی در جهان گشت، قبل از اینکه طبیعت فرصت التیام زخمهای عمیق ناشی از جنگ ایران -عراق را داشته باشد. لشکر کشی آمریکا و ۴۱ کشور دیگر تحت نام «آزادی» کویت، اکولوژی منطقه را به آتش کشید. آتش زدن عمدی نزدیک به ۷۰۰ چاه نفت، سوزاندن زمین ها و دودهای غلیظ و سمی، ماهها کل منطقه را فرا گرفت. بارانهای سیاه، سمی و اسیدی آغشته به دی اکسید کربن و فلزات سنگین، خاک و منابع آبهای رو و زیر زمینی را تا صدها کیلومتر دورتر تحت شعاع قرار داد و نسل کشی دریایی و صدمات انسانی را تشدید نمود. صدام ۱۱ میلیون بشکه نفت را به خلیج ریخت و لکه سیاه ۷۰۰ کیلومتری را در خط ساحلی ایجاد نمود و زندگی و تولید مثل همه موجودات آب زی و پرندگان را تحت تاثیر قرار داده و بسیاری را از بین برد.انسانها، بویژه کودکان مجبور به استنشاق هوای سمی، نوشیدن آبهای آلوده و مصرف مواد غذایی سمی شدند که مسبب شیوع بیماریهای سرطانی مختلف و امراض ریوی و گوارشی گشتند. شکل گیری چنین شرایطی بخش های مهمی از باتلاقهای حرا و سخره های مرجانی را نابود ساخت! بیش از ۳۰۰ دریاچه مصنوعی از نفت مشتعل نشده در کف بیابانها ایجاد گشت و باعث سمی شدن آبهای رو و زیر زمینی و تله مرگ پرندگان و حیوانات وحشی گشت. با حرکت ادوات نظامی، لایه های حافظ خاک بیابانها (پوسته زیستی) را از بین برد. این عوامل باعث فرسایش طولانی مدت خاک و آبها گشت و غبارهای سمی را در سراسر منطقه پخش نمود و از طریق طوفانها و ریز گردها انسانها را به بیماریهای ریوی و تنفسی و سرطانی مبتلا نمود.
آمریکا در این جنگ برای اولین بار از بمب های«اورانیوم تضعیف شده» استفاده نمود. نیروهای متحد بین المللی آمریکا بین ۲۹۰ تا۸۰۰ تن بمب در این جنگ بکار بردند. غبار رادیواکتیو اکسیده شده توسط بادهای بیابانی، خاکهای منطقه را آلوده تر و بحران سلامتی طولانی مدت مردم در عراق، کویت و بخش های مرزی با ایران را شدت بخشید. تولد کودکان ناقص، سرطان خون و ریه و بسیاری امراض دیگردر این مناطق تشدید یافت. تحریم ها و بمبارانهای شدید شبکه های برق، تاسیسات شیمیایی و سیستم های نمک زدائی و تصفیه کننده و…به روان شدن میلیون ها تن فاضلاب تصفیه نشده به رودخانه های دجله و فرات گشت و به آکوسیستم های تضعیف شده آن صدمات مهمی وارد نمود. در سال ۲۰۰۳ جنگ دوم خلیج آغاز گشت و سلاحهای مرگ بارتری مورد استفاده قرار گرفتند. از جمله بمب فسفر سفید، که بسیار سمی و ماندگار می باشد. همزمان آنارشی و بی ثباتی عراق باعث «غارت و دزدیده شدن»بشکه های رادیو اکتیو از مرکز تحقیقات هسته ای توثید گشت. بشکه های اورانیوم به رودخانه ها ریخته شد و زباله های رادیو اکتیو در روستاها پخش و بیش ار ۴۰ چاه نفت به آتش کشیده شدند، این صدمات سنگین، به صدمات عظیم و طولانی مدت جنگهای قبل اضافه گشتند.
علاوه بر جنگ های نامبرده در خلیج می توان به اشغال افغانستان توسط سوسیال امپریالیسم روس در دهه 80 و امپریالیست های آمریکا در دهه اول قرن بیست و یک و همچنین نسل کشی غزه و اشغال لبنان توسطی صهیونیست های اسرائیلی ، جنگ در لیبی و سوریه و تاثیرات دولت های از هم پاشیده بر محیط زیست نیز اشاره کرد که در مجموع نزدیک به یک میلیون تن مواد منفجره، شیمیایی، اورانیوم تضعیف شده و بمب های فسفری در آن ها مورد استفاده قرار گرفت. علاوه بر تلفات انسانی عظیم و نتیجه مستقیم جنگ و تحریم ها که به بیش از 10 میلیون نفر می رسند ، میلیونها نفر دیگر معلول گشته و هزاران روستا و مناطق مسکونی در جنگ ویران شدند. مخارج نظامی و صدمات مستقیم اقتصادی ناشی از این دوره از جنگ ها (به ارزش امروزی) ۱۵ تریلیون دلار یعنی برابر با ۲ سال بودجه سالانه کل ۲۷ کشور اروپای غربی، ۲برابر بودجه سالانه آمریکا، ۴ برابربودجه چین و ۲۵ برابر بودجه روسیه است. این ارقام شامل بودجه های نظامی نیز می باشند که از استثمار و فوق استثمار زنان ، ۱۵۰ میلیون کودکان کار ، کارگران و دیگر زحمتکشان جهان بدست آمده که برای ادامه اعمال قدرت و کسب موقعیت سرکردگی و برای تداوم استثمار بیشتر جهان حیاتی است.
پیشبرد جنگها اساسا نه بر ملاحظات اقتصادی در مصرف سلاحها ، صدمات وارده انسانی و اقتصادی و زیست محیطی بلکه تابع و در خدمت اهداف استراتژیک سیاسی و حفظ سلطه بر جهان است و برای نیل به این اهداف، تا حد نابودی بشریت می توانند پیش روند. با دلایل منافع فوری اقتصادی نمی توان علل ریشه ای جنگها و هزینه ۱۵ تریلیون دلاری را توضیح داد، همانگونه که دونالد ترامپ بارها ایران را تهدید به نابودی یک تمدن و یا نابودی کل کشور کرده است. در آوریل ۲۰۲۶، دونالد ترامپ هشدار داد که « امشب تمام یک تمدن خواهد مرد و دیگر هرگز باز نخواهد گشت». این پیامی خطاب به مردم ایران بود. خطر نابودی ۹۰ میلیون انسان و امروزه مباحث بسیار جدی در محافل سیاسی و نظامی آمریکا حول محور استفاده از سلاح اتمی بر علیه مردم ایران است! پوتین همچنین در مارس ۲۰۱۸ گفت: «ما به جهانی که روسیه در آن نباشد، نیازی نداریم،اینگونه جهان به چه دردمان می خورد؟ »در این سخنان، مسئله پوتین موجودیت فیزیکی روسیه نیست، بلکه موقعیت ممتاز آن در جهان است نه خود جهان برای نظام سرمایه داری بقا و کسب توانایی رقابت و حرکت در جهت تولید ارزش اضافه حیاتی است. در این مسیر انسان و طبیعت هیچ نیست جز وسیله ای جهت نیل به اهداف. کافی است نگاهی به ویرانی طبیعت و سلاخی انسانها بیندازیم تا ماهیت ارتجاعی این نظام روشن گردد. نظامی که بشریت را به لبه پرتگاه نابودی کشانده است.
چرا امپریالیست ها و دولت های سرمایه داری این چنین بی پروا به تخریب محیط زیست کمر بسته اند؟
سرمایه داری خود را مالک و صاحب کره زمین ارزیابی می کند و حق نابودی آن را برای خود محفوظ دانسته است. در حالیکه مارکس استدلال کرد که «سرمایهداری نمیتواند از سیاره زمین مراقبت کند، زیرا این سیستم با سود و رشد بیپایان هدایت میشود، که اساساً چرخههای طبیعی و پایدار حیات زمین را در هم می شکند، زیرا به طور دائم حاصلخیزی طبیعی را برای سود کوتاه مدت تحلیل و از بین میبرد….سرمایه داری با منابع طبیعی و محیط زیست به عنوان "هدایای رایگان" با قیمت صفر رفتار میکند و مرزها و محدودیتهای منافع و یا خسارات بلندمدت را نادیده میگیرد» فراتر از آن در سیستم سرمایه داری سرمایه داران و دولت های حاکم آنها در جستجوی سود نه تنها در رقابتی تنگاتنگ برای استثمار شدید انسانها و کره خاکی بلکه در رقابتی برای دست بالا داشتن قرار دارند که برای پیشی گرفتن از هم به هر جنگ و تخریبی دست می زنند که نمونه هایش را در صد سال اخیر با جنگ های وحشیانه، تجاوزکارانه و اشغالگرانه ، جنگ های جهانی و حتی استفاده از جنگ اتمی تجربه کرده ایم. همانگونه که مارکس در نزدیک به دو قرن پیش با بصیرت فوق العاده خود متذکر می شود: …..سرمایهداران و شرکتها به رقابت و سود وابستهاند و این امر مراقبت از نیازهای زیستمحیطی بلندمدت را برای آنها غیرممکن میسازد. تنها جامعهای از «تولیدکنندگان مرتبط با همدیگر» - که در آن افراد شاغل به طور جمعی و منطقی متابولیسم انسان با زمین را بر اساس نیاز مشترک و نه سود تنظیم میکنند - میتواند به درستی از سیاره زمین مراقبت کند.»در واقع، چنین بیرحمی توسط سرمایه دار یعنی «سرمایه شخصیت یافته»است که انسان و طبیعت و در واقع سیاره ما را در «معرض خطر انقراض» جدی قرار داده است.
بنابراین در چارچوب این نظام سرمایه داری امپریالیستی نه می توان پایانی بر جنگ ها یعنی ماشین کشتار عظیم انسان هاو دیگرجنایات سرمایه داری نهاد و نه می توان پاسخی پایدار برای حل مشکل محیط زیست یافت. چرا که جنگ ها و تخریب محیط زیست بخشی از وجود و عملکرد جامعه سرمایه داری است! این نتیجه رقابت و تخاصم در سرمایه داری است که از آنارشی تولید ناشی می شود و موتور محرک تولید سیستم سرمایه داری است. با تداوم چنین نظامی که بر انگیزه انباشت بیپایان برای تولید ارزش اضافه استوار می باشد، نمی توان از طبیعت و بشریت حفاظت نمود و باید آن را از طریق انقلاب با سیستمی کاملا متفاوت جایگزین نمود، سیستمی که بر اساس تأمین نیازهای انسان و طبیعت پایه ریزی شده است. نظامی که انسان، منابع طبیعی، ابزار و دانش علمی و..را به عنوان یک ثروت اجتماعی به جای مالکیت خصوصی در نظر می گیرد و تصمیمات به صورت آگاهانه و جمعی گرفته میشوند. چنین جامعه ای نه تنها هیچ انگیزهای برای مسموم کردن خاک،هوا و آب که برای بقای خود به آن وابسته است، ندارد، بلکه برای بهبود چرخههای اکولوژیکی و حفاظت از تنوع زیستی برنامه ریزی آگاهانه می نماید. به این معنی که به جای تولید بیش از حد برای سود سرمایه داران ، حول محور تامین نیازهای بشریت و بهبود طبیعت سازماندهی شود.
وضعیت اضطراری زیستمحیطی منطقه ای و جهانی، یک تهدید جدی و وجودی برای بشریت و کل کره زمین است. تهدیدی که تحت سیستم سرمایهداری-امپریالیستی قابل حل نیست.
تنها راه واقعبینانه برای جلوگیری از تخریب طبیعت و نابودی بشریت ، یک انقلاب واقعی برای سرنگونی نظام سرمایهداری است. به معنای واقعی بشریت با یک انتخاب جدی روبرو است: یا به دلیل نابودی بشریت در کشتارها و جنگ ها و فروپاشی زیستمحیطی با انقراض نهایی روبرو شود یا با انقلاب و با ایجاد یک جامعه سوسیالیستی که به سمت کمونیسم در سراسر جهان در حرکت باشد، از چنین انقراضی جلوگیری کند. پرولتاریای آگاه با کسب قدرت سیاسی و ایجاد یک اقتصاد سوسیالیستی، میتواند از تولید مبتنی بر سود فاصله گرفته و به سمت یک اقتصاد آگاهانه و برنامهریزی شده که هم نیازهای بشریت و هم زیستکره را در نظر میگیرد، حرکت کند.
بومیان آمریکا ضرب المثلی دارند بر اینکه: ما سیاره زمین را از نسل های گذشته به ارث نبرده ایم بلکه آن را از نسل های آینده به عاریت گرفته ایم و بهتر از آن باید تحویلشان دهیم!
جمعی از کمونیست های انقلابی – ایران
8 مهرماه 1405
منابع:
مقاله«چگونه جنگ با ایران می تواند یکی از ویژه ترین آکوسیستم های کره زمین را به خطر بیاندازد»
مقاله۱۴ ماه می ۲۰۲۶
scientific American.com
مقاله «هزینه های انسانی و زیست محیطی جنگ با ایران» ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ «The Human and Environment»
مقاله «خشک شدن تالاب ها در مرز ایران و عراق و خطرات آن برای منطقه» سنم مهوزی ،۲۱ ماه می ۲۰۲۵
www.context.news
*مارکس و همچنین انگلس در نوشته های مختلف خود از جمله دست نوشته های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴، جلد های اول و سوم سرمایه ، نقدی بر برنامه گوتا ۱۸۷۵ ، ایدئولوژی آلمانی ۱۸۴۵ ، گروند ریسه - ۱۸۵۷ .... در ابعادی عمیق درباره نقش و جایگاه طبیعت بحث و روشنگری می نماید.«دست نوشته هاى اقتصادی و فلسفی» يكى از مهم ترين منابع براى درك نگاه فلسفى ماركس به طبيعت است. او در اين كتاب مفهوم «طبيعت را به عنوان بدن غير اركانيك انسان» مطرح مى كند: «طبيعت، بدن غيراركانيك انسان است... اينكه انسان روى طبيعت زندكى مى كند ،به اين معناست كه طبيعت بدن اوست و اكر بخواهد زنده بماند بايد در تعامل و دكركشت (متابوليسم) مداوم با آن باشد.