اخباروگزارش های کارگری 14 مهرماه 1405
- تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و چهل و یکم در ۶۶ زندان
اعدام، ابزار سرکوب است؛ با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همراه شویم
- چهارمین روز اعتصاب غذای #مسعود_فرهیخته فعال صنفی معلمان و مدافع حقوق بشر به همراه #زرتشت_احمدی_راغب در سلول انفرادی زندان مرکزی کرج در اعتراض به اعدام ها
- ادامه اعتراضات کارگران کارخانه ریسندگی خاورگیلان نسبت به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی وبی خیالی مسئولان بابرپایی تجمع مقابل اداره کل کاراستان گیلان
- بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد درباره اجبار کارگران فنی سامانه یک به کار خارج از شیفت
- نیبرها؛ روایت رنج و استثمار
- حفاری شمال؛ پشت درهای بسته چه میگذرد؟
- اعتراض دانشجویان دانشگاه جندی شاپور دزفول به کیفیت غذای سلف این دانشگاه
- تجمع اعتراضی جمعی از حواله داران فرداموتور نسبت به تحمیل توافق و تراضی غیرموجه در روند اجرای پرونده مقابل دادگستری کل استان سمنان
- دلتنگی مادر زنده یاد نازنین زهرا صالحی در آغاز سال تحصیلی برای دخترش
- روایت کنید؛ نگذارید سرکوب دانشجویان در سکوت بماند
- تشدید فضای امنیتی در پردیس سیدخندان دانشگاه خواجهنصیر همزمان با فراخوان تحصن دانشجویان!
- سرکوب دانشجویان، تشدید اتهامات و افزایش وثیقهها در کنار فشار امنیتی؛
روایت بازداشت و سرکوب جمعی از دانشجویان
- هشدار یونسکو درباره کمبود 50 میلیون معلم در جهان تا سال 2030؛ تأکید بر دستمزد و شرایط کار
- راهپیمایی صدها هزاردانشآموزان، معلمان و دانشجویان در فرانسه؛ گسترش اعتراضها به کمبود معلم و وضعیت نامناسب مدارس
- بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه: در پشتیبانی از مبارزات دانشآموزان، دانشجویان و اعتراضات اجتماعی در فرانسه
- اعتصاب کارکنان سازمان مهاجرت پرتغال در اعتراض به وضعیت شغلی و دستمزد؛ اختلاف بر سر میزان مشارکت
- تشدید بحران مسکن و سرپناه در افغانستان با بازگشت بیش از 6 میلیون مهاجر؛ هشدار سازمان ملل درباره فشار بر زیرساختها
- بازهم جان باختن کارگران شهرداری حین کاربراثرتصادف؛اینباریک کارگرشهرداری جوانرود
- تعدادکارگران جان باخته حادثه سقوط بالابر در شهر رویان به 5 نفررسید
*******
*تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و چهل و یکم در ۶۶ زندان
اعدام، ابزار سرکوب است؛ با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همراه شویم
در آستانه روز جهانی علیه مجازات اعدام، بار دیگر تأکید میکنیم که مجازات اعدام، نقض بنیادین حق حیات و مصداق قتل حکومتی است. این مجازات نهتنها حقی را برای قربانیان احیا نمیکند، بلکه در حکومتهای استبدادی نظیر ایران، به ابزاری برای ایجاد وحشت، خاموش کردن اعتراضات و سرکوب مخالفان تبدیل شده است.
ایران رکورددار اعدام در جهان است. بر اساس گزارش عفو بینالملل، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ دستکم ۲۱۵۹ نفر را اعدام کرده و بالاترین آمار ثبتشده اعدام در جهان را به خود اختصاص داده است. امروز نیز دستگاه اعدام در ایران، در کنار بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و اعترافات اجباری، رکن جداییناپذیری از ماشین سرکوب حاکمیت است.
در روزهای اخیر و در شصتوسومین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، بیانیهای مشترک از سوی ۴۶ کشور در محکومیت استفاده فزاینده حکومت ایران از مجازات اعدام، بهویژه علیه معترضان، صادر شد. این کشورها نسبت به اعدام معترضان و صدور احکام اعدام برای شمار دیگری از بازداشتشدگان، از جمله زنان و جوانان، ابراز نگرانی شدید کردند. خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، با استقبال از این بیانیه مشترک، در ماههای اخیر بارها ابعاد مختلف ماشین سرکوب و اعدام در ایران را برجسته کرده است؛ از ابراز نگرانی درباره اعدام کسانی که در کودکی محکوم شدند تا استفاده از شکنجه و اعترافات اجباری، فقدان دادرسی عادلانه و استفاده از اتهامات امنیتی علیه معترضان.
بر اساس آمار و گزارشهای رسیده به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، طی هفته گذشته (از سهشنبه ۷ مهر تا دوشنبه ۱۳ مهر)، دستکم ۲۲ نفر اعدام شدهاند. در میان اعدامشدگان، پنج تن از بازداشتشدگان اعتراضات به نامهای علی همتی و مجید نیکاندیش از مشهد، سیاوش جمشیدی خیرآبادی از شهرکرد، و علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی از اصفهان قرار داشتهاند. اعدام این افراد در شرایطی که اعتراضات و نارضایتی عمومی در جامعه گسترش یافته، بار دیگر نشان میدهد که دستگاه سرکوبِ ولایت فقیه تلاش میکند با ایجاد رعب و وحشت و برپا کردن چوبههای دار، سدّی در برابر خیزش و اعتراضات مردم ایجاد کند؛ اما تجربه سالهای گذشته ثابت کرده است که اعدام نمیتواند خشم و خواست آزادیخواهی مردم را خاموش کند.
همزمان، روند صدور احکام اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات همچنان ادامه دارد. از جمله گزارش شده است که برای محمدامین ماندنی، از بازداشتشدگان اعتراضات در زندان تهران بزرگ و نیز برای سیروان شعبانی و همپروندههای او، مهدی نامی، مسعود توشمالانی و خسرو محمدینیا در زندان قزلحصار، احکام اعدام صادر شده است. این احکام باید فوراً لغو شوند و جان همه محکومان به اعدام، به ویژه زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتی، در برابر خطر اجرای حکم حفظ شود.
ما بر این باوریم که دیکتاتوری حاکم بر ایران با تشدید اعدامها میکوشد فضای جامعه را امنیتی و مردم را مرعوب کند؛ اما در برابر این سیاست، مقاومت و همبستگی اجتماعی روزبهروز در حال گسترش است. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدای زندانیانی است که پشت دیوارهای بلند زندان، در برابر ماشین مرگ ایستادهاند؛ صدای خانوادههایی است که عزیزانشان را در آستانه نابودی میبینند و صدای مردمی است که حق زندگی، آزادی، برابری و کرامت انسانی را فریاد میزنند.
از تمامی مردم ایران، خانوادههای دادخواه، زندانیان، فعالان مدنی و حقوق بشری و همه مخالفان مجازات اعدام در داخل و خارج کشور میخواهیم از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» حمایت کنند تا همگی علیه اعدام متحد شویم. اجازه ندهیم چوبههای دار، ابزاری برای خاموش کردن صدای جامعه شوند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در روز سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، در هفته صد و چهل و یکم این کارزار، در ۶۶ زندان زیر در اعتصاب غذا به سر میبرند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس،
زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایرانشهر، زندان بندرعباس، زندان ضیابر صومعهسرا، زندان درهشهر ایلام و زندان مشکینشهر.
هفته صدوچهلویکم
سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
*چهارمین روز اعتصاب غذای #مسعود_فرهیخته فعال صنفی معلمان و مدافع حقوق بشر به همراه #زرتشت_احمدی_راغب در سلول انفرادی زندان مرکزی کرج در اعتراض به اعدام ها
سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵
/سه شنبه۱۴ مهر چهارمین روز اعتصاب غذای #مسعود_فرهیخته معلم زندانی و مدافع حقوق بشر در سلول انفرادی زندان مرکزی کرج در اعتراض به اعدام هاست او از ۲۸ شهریور ۴۰۴ در حال گذراندن حکم سه سال و شش ماه و یک روز است اما هفت بار از بند عمومی به سلول انفرادی منتقل شده و آخرین بار از ۹ تیر، نزدیک صد روز است او به بند عمومی باز نگشته.جمهوری اسلامی درب هر نقد را به خود بست و رویه های نادرست و نقد اشخاص را نقد نظام دانست تا در نهایت این دو یکی شدند،اکنون این مسیری است که برخی کنشگران صنفی باز تولید کرده اند.چهار روز است معلمی از صبح تا شام لب از غذا فرو بسته اما دریغ از نشر این خبر در کانالی که باید اولین مرجع نشر آن و حمایت جدی از معلم باشد.عده ای فرصت را غنیمت شمرده تا ابتدا انحراف در مسیر صنفی ایجاد کنند و سپس به خیال خام خود با تبلیغ برای ایده های انحرافی و ضد کنشی خود و به حاشیه بردن مبارزات صادقانه معلمان شریف و آزاده که بر سر پیمان خود مانده اند،از این نمد کلاهی برای خویش بدوزند چه نیکو گفت استاد ولی حق شناس که با تغییر شرایط، مرز هدف و هوس گاه از نیم میلی متر کمتر است.
#عزیز_قاسم_زاده
#کانال_فرهنگیان_البرز
/مسعود فرهیخته معلم زندانی وارد چهارمین روز اعتصاب غذای خود شد .
مسعود فرهیخته در روزهای گذشته اعلام نمود در اعتراض به اعدام های گسترده و نقض حقوق بشر همراه با همراه زرتشت احمدی راغب از ۱۱ مهر ماه اعتصاب غذا خواهد کرد .
#مسعود_فرهیخته در حال حاضر به همراه #زرتشت_احمدی_راغب در سالنی جدا از سایر زندانیان در زندان مرکزی کرج نگهداری میشود .
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن تبریک ۵ اکتبر روزجهانی معلم به آقای فرهیخته و سایر معلمان زندانی ، تداوم حبس ایشان و سایر همکاران زندانی را محکوم نموده و خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله معلمان زندانی می باشد .
*ادامه اعتراضات کارگران کارخانه ریسندگی خاورگیلان نسبت به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی وبی خیالی مسئولان بابرپایی تجمع مقابل اداره کل کاراستان گیلان
روز سه شنبه 14 مهر، کارخانه ریسندگی خاورگیلان درادامه اعتراضشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی وبی خیالی مسئولان+ دست به تجمع مقابل اداره کل کاراستان گیلان در شهرستان رشت زدند.
+ادامه کنش های کارگران کارخانه ریسندگی خاورگیلان برای پایان دادن به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی وبی خیالی مسئولان
روزیکشنبه 12 مهر،کارگران کارخانه ریسندگی خاورگیلان ازادامه کنش های خود برای پایان دادن به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی منجمله مراجعه به اداره صمت استان گیلان و اداره کار،و فرمانداری شهرستان رشت وبی خیالی مسئولان،خبردادند.
یک منبع کارگری در رشت از تعطیلی حدوداً سه ماهه کارخانه ریسندگی خاور با 107 کارگر شاغل و بیکار شده این واحد تولیدی، همراه با سه ماه حقوق معوقه و 6 ماه حق بیمه، خبر داد.
یک منبع کارگری در رشت با بیان اینکه این واحد تولید کننده نخ پنبهای ، توسط یک کارفرمای بخش خصوصی اداره میشود،به خبرنگار رسانه ای گفت: به دنبال توقف فعالیت از حدوداً سه ماه پیش (14تیر ماه)، حدود 107 کارگر این کارخانه بلاتکلیف شدهاند و وضعیت شغلی 55 نفر از آنها نامشخص است.
بر پایه اظهارات کارگران، کارفرما به بهانه نوسازی کارخانه، تولید را متوقف کرده و فقط 40 نفر را به کار گرفته و مابقی را با حقوق معوقه و قطع بیمه تأمین اجتماعی، در وضعیت بلاتکلیفی رها کرده است.
گفته میشود کارگران در جریان پیگیری وضعیت کارخانه طی دو ماه گذشته، چندین بار مشکلات خود را به نهادهای مربوطه از جمله اداره کار، اداره صمت و فرمانداری اعلام کردهاند اما تا این لحظه اتفاق خاصی نیفتاده است.
یکی از کارگران این مجموعه در این باره گفت: فعالیت کارخانه ریسندگی خاور رشت، که از تولیدکنندگان انواع نخ پنبهای است، از 9 اسفندماه سال گذشته با شرایط اضطراری متوقف شد و حدود 107 کارگر که عمدتاً نیروهای متخصص با سابقه 15 تا 20 سال بودند، از کار بیکار شدند.
او افزود که پس از تلاشهایی برای بازگشت به کار، در ماههای اردیبهشت و خرداد تنها حدود 40 نفر فراخوانده شدند و بیش از 55 کارگر دیگر بدون اعلام وضعیت مشخص، همچنان بلاتکلیف هستند.
این کارگر اظهار داشت: حقوقها تنها تا خردادماه پرداخت شده و پرداخت حق بیمه تأمین اجتماعی نیز تا شش ماه به تأخیر افتاده است. در شرایطی که کارفرما برای بخشی از نیروها حکم بازگشت به کار صادر نکرده، حدود 20 نفر تا 55 کارگر تعدیلی در آستانه بازنشستگی قرار دارند.
یکی دیگر از کارگران بیکار شده با اشاره به پیشینه کارخانه گفت: این کارخانه پیش از این تحت تملک شرکت «آتیهسازان دماوند» قرار داشت که در مردادماه سال ۱۴۰۲ به بخش خصوصی واگذار شد. متأسفانه به دلیل عملکرد ضعیف کارفرمای جدید، این واحد تولیدی از همان بدو واگذاری، با بحرانهای جدی روبرو شد.
او افزود: در حال حاضر حدود 107 کارگر این کارخانه، علاوه بر 3 ماه حقوق و دستکم 6 ماه حق بیمه معوقه، حدود 12 سال سنوات طلبکارند. با اینکه پرداخت به موقع دستمزدها و تضمین امنیت شغلی از اصلیترین تعهدات کارفرما در زمان واگذاری بود، اما به هیچکدام تا کنون عمل نشده است.
یکی از کارگران درباره وضعیت فعلی گفت: ما 55 نفر در حالی از مهرماه جاری بلاتکلیف شدهایم که آخرین قرارداد کاری ما از 14 تیرماه تا پایان شهریور بود و این قرارداد، از اول مهرماه تمدید نشد. از جمله این افراد، 15 کارگر خانم هستند که تا پایان سال جاری شرایط بازنشستگی پیدا میکنند.
به گفته وی: متاسفانه علیرغم اطلاع مسئولان گیلان از همه مشکلات و مراجعات متعدد کارگران به نهادهای مربوطه، هیچ مسئولی در شهرستان رشت پیگیر وضعیت کارخانه نیست و بعد از گذشت چندین ماه از تعطیلی، هنوز هیچ اقدام مشخصی برای از سرگیری مجدد فعالیت تولیدی کارخانه و بازگشت به کار کارگران تعدیلی صورت ندادهاند.
در حال حاضر، بازگشت به کار نیروهای تعدیلی، پرداخت حقوقهای معوق، اصلاح وضعیت بیمهای و برخورداری از حمایتهای قانونی، مهمترین مطالبات بیش از 55کارگر تعدیلی است که پس از سالها فعالیت تخصصی، اکنون با آیندهای نامعلوم روبهرو شدهاند.
*بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد درباره اجبار کارگران فنی سامانه یک به کار خارج از شیفت
به دنبال گزارشهای متعدد و مستند کارگران فنی سامانه یک، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نسبت به بهکارگیری اجباری کارگران در خارج از شیفت کاری توسط برخی مسئولین و معاونان این سامانه هشدار جدی میدهد.
سندیکا بارها به مدیریت شرکت و مسئولین سامانهها تأکید کرده است که اجرای دقیق قانون کار نه یک لطف، بلکه یک وظیفهی قانونی و انسانی است. با این حال، متأسفانه برخی مسئولین ناکارآمد سامانه یک همچنان با ذهنیتهای عقبمانده و غیرکارگری، کارگران را نه بهعنوان نیروی متخصص و زحمتکش، بلکه با نگاه بردهدارانه و تحقیرآمیز تحت فشار قرار میدهند؛ رفتاری که ریشه در مناسبات ناعادلانهی سرمایهداری دارد.
طبق گزارش های رسیده این افراد در بخش فنی کارگران را به شبکاری اجباری وادار میکنند ودر صورت مخالفت کارگر اقدام به قطع مزایا از جمله اضافه کاری روزانه و تعطیل کاری مینمایند. این در حالی است که طبق قانون کار:
- شبکاری فقط با رضایت کارگر مجاز است؛
- هرگونه اجبار، تهدید، یا محرومسازی از مزایا غیرقانونی و قابل پیگرد است.
اما در سامانه یک، کارگران فنی گزارش دادهاند که گاهی چهار شیفت متوالی بدون استراحت، بدون غذای کافی و بدون پرداخت مزایای قانونی مجبور به کار شدهاند. این رفتار نه فقط تخلف اداری، بلکه ظلم آشکار و نقض صریح حقوق کارگران است.
سندیکا به مدیریت شرکت واحد هشدار میدهد:
بهکارگیری افراد بیتجربه، غیرمتخصص و ناآشنا با قانون کار در مسئولیتهای مدیریتی، مستقیماً امنیت شغلی و سلامت کارگران را تهدید میکند. مدیریت موظف است فوراً نسبت به اصلاح ساختار مدیریتی سامانه یک، برخورد با متخلفان و تضمین اجرای کامل قانون کار اقدام کند.
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۴ مهر ۱۴۰۵
*نیبرها؛ روایت رنج و استثمار
صاحبان سرمایه، بر شانههای خسته و رنجور این کارگران، سودهای نجومی به دست میآوردند؛ کارگرانی که در سختترین و غیرقابلتصورترین شرایط، جان و سلامت خود را به خطر میانداختند تا شاید بتوانند برای خود و خانوادهشان حداقلهای یک زندگی بخورونمیر را فراهم کنند.
قطار، کارگرانی را از روستاهای اطراف خرمآباد و دیگر مناطق استان لرستان به سوی مزارع نیشکر میآورد. شمار آنان حدود ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ نفر بود؛ مردانی که برای یافتن لقمهای نان، راهی دیار دیگری میشدند و پس از رسیدن، میان مزارع نیشکر تقسیم میشدند.
کار سخت بود و دستمزد ناچیز. فاصله میان میزان کار و مزدی که در برابر آن پرداخت میشد، چنان زیاد بود که کارگران چندین بار دست به اعتصاب زدند. اعتراض آنان اما با برخورد نیروهای انتظامی مواجه شد و در جریان یکی از این درگیریها، یکی از کارگران معترض جان خود را از دست داد.
نیبرها به دو گروه «نیبر یک» و «نیبر دو» تقسیم میشدند و در دستههای چندنفره به کار گرفته میشدند. مزارع بر اساس تقسیمبندی مشخصی میان آنان توزیع میشد و میزان دستمزد نیز بر مبنای تناژ محصول برداشتشده و تحویل آن تعیین میگردید. هرچه بیشتر میبریدند، بیشتر میکوشیدند و بیشتر جان میکندند؛ اما سهم آنان از حاصل این همه رنج، همچنان ناچیز بود.
محل اسکان کارگران، کمپ نیبرها بود؛ کمپ بزرگی با بیش از دویست اتاق که مساحت هر اتاق حدود ۲۵ مترمربع بود و تخت و تشک داشت. زندگی در این اتاقها ساده و سخت میگذشت. کار از روز شنبه آغاز میشد و تا ظهر پنجشنبه ادامه داشت. سپس کارگران با همان خودروها به ایستگاه راهآهن منتقل میشدند و از آنجا راهی روستاهای خود در استان لرستان میشدند.
در کنار این کارگران مهاجر، حدود ۱۵۰۰ نیبر محلی نیز از مناطق اطراف اندیمشک در مزارع مشغول به کار بودند. آنان نیز سهم خود را از سختی و مشقت این کار میپرداختند.
غذاخوری در محوطه شرکت قرار داشت. کارگران در آنجا غذای کوپنی دریافت میکردند و برای آنان جیره غذایی ماهانه در نظر گرفته میشد. زندگی کارگر، از محل خواب تا غذا و دستمزد، در چارچوبی محدود و تعیینشده میگذشت؛ گویی همهچیز برای ادامه کار طراحی شده بود، نه برای برخورداری از یک زندگی انسانی.
اما سختترین بخش ماجرا، خودِ کار بود.
نیبری، بهخصوص در سرمای زمستان، کاری طاقتفرسا و خطرناک بود. کارگران با قمههای تیز به جان ساقههای نیشکر میافتادند و ساعتها در میان مزارع کار میکردند. کوچکترین لغزش یا اشتباه میتوانست حادثهای جبرانناپذیر رقم بزند. گاهی در جریان کار، دست، پا یا پنجه کارگران بر اثر برخورد با قمهها بهشدت زخمی و حتی قطع میشد.
با این همه، دستمزدی که در برابر چنین کار سنگین و خطرناکی پرداخت میشد، هیچ تناسبی با میزان زحمت و خطری که کارگران تحمل میکردند نداشت.
این کارگران نه تنها نیروی بازوی خود، بلکه زمان، سلامت و گاه جان خود را میفروختند؛ اما آنچه دریافت میکردند، حتی پاسخگوی ابتداییترین نیازهای زندگیشان نبود.
داستان نیبرها فقط داستان بریدن نیشکر نیست؛ داستان انسانهایی است که برای زنده ماندن، ناچار بودند نیروی کار و توان جسمی خود را در اختیار صاحبان سرمایه بگذارند؛ انسانهایی که حاصل دسترنجشان به سودهای کلان تبدیل میشد، اما خودشان سهمی جز دستمزدی ناچیز، خستگی، آسیب و اضطراب بازگشت به خانه نداشتند.
در این روایت، نیشکر تنها محصول زمین نیست؛ نشانهای است از سالها رنج کارگرانی که در میان مزارع، زیر آفتاب و در سرمای زمستان، با تیغههای تیز قمه کار میکردند و بهای سنگین نان را با جان و سلامت خود میپرداختند.
روایت نیبرها، روایت غارت نیروی کار است؛ روایت انسانهایی که برای صاحبان سرمایه سود آفریدند، اما خودشان برای داشتن حداقلهای یک زندگی انسانی، همچنان درگیر فقر و محرومیت باقی ماندند.
منبع:کانال کارگران سندیکای نیشکر هفت تپه
*حفاری شمال؛ پشت درهای بسته چه میگذرد؟
وقتی کارکنان برای دریافت حقوق و مطالبات خود باید ماهها منتظر بمانند، اما درباره هزینههای سنگین مدیریتی، خریدهای میلیاردی و مأموریتهای متعدد مدیران پاسخ روشنی ارائه نمیشود، سکوت دیگر قابل قبول نیست.
شرکت حفاری شمال امروز با مجموعهای از پرسشهای جدی درباره عملکرد مدیریتی، نحوه هزینهکرد منابع، قراردادها، خریدها و مدیریت منابع انسانی مواجه است؛ پرسشهایی که پاسخ آنها نمیتواند صرفاً با سکوت یا بخشنامههای داخلی داده شود.
مدیرعامل؛ پاسخگویی درباره عملکرد و انتصابات
انتقادات جدی نسبت به عملکرد مدیریت ارشد شرکت و نحوه اداره آن مطرح است. کارکنان و سهامداران حق دارند بدانند:
معیار انتخاب مدیران چیست؟
شاخص ارزیابی عملکرد مدیران چیست؟
چه میزان از منابع شرکت صرف تصمیمات مدیریتی و چه میزان صرف توسعه و عملیات واقعی شده است؟
اگر عملکرد مدیران قابل دفاع است، چرا گزارش شفاف و قابل سنجشی از عملکرد مالی و عملیاتی شرکت منتشر نمیشود؟
معاونت پروژهها؛ ابهاماتی که نیازمند حسابرسی فوری است
درخصوص عملکرد معاونت پروژهها نیز گزارشها و ادعاهای بسیار سنگینی مطرح شده است؛ از جمله ادعاهایی درباره تخلفات مالی، سندسازی، خریدهای غیرضروری و تحمیل هزینههای بسیار سنگین به شرکت.
از جمله، ادعای خرید حدود ۲ همت اقلام و تجهیزات کماستفاده یا بلااستفاده مطرح شده است.
همچنین ادعاهایی درباره تحصیل املاک با ارزش بسیار بالا توسط برخی مدیران یا افراد مرتبط با این حوزه مطرح شده که از جمله آن، رقم حدود ۱۷۰ میلیارد تومان برای ملکی در شهرک غرب عنوان شده است.
اینها اتهامات کوچکی نیستند که بتوان با یک تکذیبیه ساده از کنارشان گذشت.
اگر این ادعاها کذب است، اسناد خرید، قراردادها، گردش مالی، صورتوضعیتها و گزارشهای حسابرسی منتشر شود.
و اگر حتی بخشی از این ادعاها صحت دارد، باید مشخص شود:
منبع تأمین مالی چه بوده است؟
چه کسانی تصمیمگیر و ذینفع بودهاند؟
چه کسی این خریدها را تأیید کرده است؟
و چرا تجهیزات و اقلامی با چنین ارزش هنگفتی خریداری شده که بنا بر ادعا، بخش قابل توجهی از آنها بلااستفاده ماندهاند؟
منابع انسانی؛ چرا کارکنان دیده نمیشوند؟
در شرایطی که کارکنان شرکت با مشکلات جدی در زمینه پرداخت حقوق، مطالبات، بیمه و مسائل معیشتی مواجهاند، عملکرد مدیریت منابع انسانی نیز با انتقادات فراوان روبهروست.
این پرسش مطرح است که چرا به جای تمرکز مستمر بر حل مشکلات کارکنان در ستاد و ایجاد سازوکار پاسخگویی مؤثر، بخش قابل توجهی از زمان مدیریت منابع انسانی صرف مأموریتهای متعدد به دکلهای حفاری میشود؟
اگر این مأموریتها ضرورت عملیاتی دارند، گزارش هزینهها، تعداد مأموریتها، افراد همراه، اهداف مأموریت و خروجی واقعی آنها باید شفاف شود.
همچنین درباره پرداخت پاداشها و مزایای مرتبط با این مأموریتها نیز باید شفافسازی صورت گیرد.
کارکنان حق دارند بدانند در شرایطی که برای پرداخت مطالبات آنها کمبود منابع مطرح میشود، هزینه مأموریتها و پرداختهای مدیریتی دقیقاً چگونه و بر اساس چه ضابطهای انجام میشود.
اما مسئولیت فقط متوجه مدیران شرکت حفاری شمال نیست.
یک سؤال مهمتر نیز وجود دارد:
نهاد بالادستی کجاست؟
شرکت حفاری شمال در ساختار مالکیتی خود با هلدینگ انرژی سینا و در نهایت بنیاد مستضعفان ارتباط دارد. بنابراین مطالبه شفافیت نباید صرفاً متوجه مدیرعامل و مدیران فعلی شرکت حفاری شمال باشد.
اگر گزارشها و ابهامات مطرحشده درباره عملکرد مالی و مدیریتی شرکت نیازمند بررسی است، هلدینگ انرژی سینا و مجموعه بالادستی آن نیز باید درباره سازوکارهای نظارت، ارزیابی عملکرد مدیران، کنترل قراردادها، خریدهای عمده و صیانت از منابع شرکت پاسخگو باشند.
این سؤال جدی مطرح است:
هلدینگ انرژی سینا طی این مدت چه نظارتی بر عملکرد شرکت حفاری شمال داشته است؟
چه سازوکاری برای کنترل خریدهای کلان وجود داشته؟
آیا عملکرد مدیران ارشد شرکت بهصورت واقعی و مبتنی بر شاخصهای قابل اندازهگیری ارزیابی شده است؟
در برابر گزارشهای مربوط به مشکلات کارکنان، پرداختها، قراردادها و خریدهای سنگین، چه اقدام نظارتی انجام شده است؟
و مهمتر از همه:
اگر تخلفی رخ داده، چه کسی باید پاسخگو باشد؛ فقط مدیر متخلف یا مجموعه مدیریتی و نظارتیای که وظیفه کنترل و پیشگیری از چنین تخلفاتی را داشته است؟
سؤال اصلی
مسئله فقط یک مدیر یا یک معاونت نیست.
مسئله این است که چه سازوکار نظارتی بر عملکرد شرکت حفاری شمال و مدیران آن وجود دارد و هلدینگ انرژی سینا و مجموعه بالادستی آن چگونه بر این شرکت نظارت میکنند؟
اگر همه چیز شفاف و قانونی است، چرا صورتهای مالی، قراردادهای عمده، خریدهای بزرگ، مناقصات، مأموریتهای پرهزینه و پرداختهای مدیریتی برای ذینفعان بهصورت شفاف قابل بررسی نیست؟
امروز مطالبه کارکنان و سهامداران روشن است:
حسابرسی مستقل.
شفافیت قراردادها.
بررسی خریدهای بزرگ.
بررسی تعارض منافع.
بررسی مأموریتها و پرداختهای مرتبط.
بررسی انتصابات.
بررسی ادعاهای مربوط به داراییها و معاملات اشخاص ذیربط، در صورت وجود مستندات.
و اعلام عمومی نتیجه بررسیها.
اگر عملکرد مدیران قابل دفاع است، اسناد باید سخن بگویند.
اگر تخلفی وجود ندارد، حسابرسی مستقل میتواند آن را اثبات کند.
و اگر تخلفی رخ داده است، هیچ مقام و مدیری نباید حاشیه امن داشته باشد.
شرکت حفاری شمال ملک شخصی مدیران نیست.
این شرکت متعلق به سهامداران و کارکنانی است که سالها برای آن کار کردهاند.
و در ساختار مالکیتی و مدیریتی بالادستی نیز، مسئولیت نظارت و صیانت از منافع شرکت نمیتواند نادیده گرفته شود.
کارکنان حق دارند بدانند منابع شرکت کجا هزینه میشود.
سهامداران حق دارند بدانند چه کسی درباره سرمایه آنها تصمیم میگیرد.
و افکار عمومی حق دارد بداند:
در حفاری شمال، پشت درهای بسته چه میگذرد؟
1405.07.14
منبع:پایگاه اطلاع رسانی مطالبات کارکنان رسمی صنعت نفت ایران
*اعتراض دانشجویان دانشگاه جندی شاپور دزفول به کیفیت غذای سلف این دانشگاه
بر اساس گزارشهای دریافتی دانشجویان متحد، دانشجویان دانشگاه جندیشاپور دزفول، در اعتراض به کیفیت غذای سلف، با چیدن سینیهای غذای خود در کنار یکدیگر روی زمین، نارضایتی خود را از وضعیت غذای ارائهشده در این دانشگاه به نمایش گذاشتند.
*تجمع اعتراضی جمعی از حواله داران فرداموتور نسبت به تحمیل توافق و تراضی غیرموجه در روند اجرای پرونده مقابل دادگستری کل استان سمنان
روزسه شنبه 14 مهر، جمعی از حواله داران فرداموتوربرای اعتراض به تحمیل توافق و تراضی غیرموجه در روند اجرای پرونده مقابل دادگستری کل استان سمنان،تجمع کردند.
*دلتنگی مادر زنده یاد نازنین زهرا صالحی در آغاز سال تحصیلی برای دخترش
مهین شمس، مادر دادخواه زنده یاد نازنین زهرا صالحی، در آغاز سال تحصیلی با انتشار فیلمی در صفحه اینستاگرام خود از روزهای تحصیل فرزندش می گوید .
نازنین زهرا، کودک ۱۳ ساله اهل کرمانشاه و ورزشکار رشته ووشو بود که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات کرمانشاه، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان باخت.
نازنین مامان ... امروز کارنامه درسی ات در دستان مادری بود که دیوانه وار ...دل شکسته ...و با چشمانی پر از اشک...فاصله مدرسه تا خانه را می پیمود..دراین فاصله تمامی خاطرات دوران تحصیلت را با خود زمزمه میکرد...نگرانی هایش...بغض های پنهانش ...نیمکت خالی اش وآرزوهای بربادرفته فرزندش را یکی یکی شمرد...قدم هایش لحظه به لحظه سنگین تر میشد...دربین راه ناگهان چشمش به پارک بچگی ات افتاد ...همان پارکی که نمیدانستی روزی جایگاه ابدی و جاودانه شدنت میشود ... یکی از طولانی ترین راه های عمرش بود...راستی عروسکم میدانستی مردم محل اسم پارک را ...پارک نازنین گذاشته اند...،
#نازنین_زهرا_صالحی
برگرفته از کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان
*روایت کنید؛ نگذارید سرکوب دانشجویان در سکوت بماند
بررسیهای دانشجویان متحد نشان میدهد در دانشگاههای شهرهای مختلف، بهویژه خارج از تهران، از جمله دانشگاههای بیرجند، اصفهان، مازندران، تبریز، کرمان، سجاد، فردوسی مشهد، شیراز و گیلان، دهها دانشجو پس از شرکت در اعتراضات دیماه و اسفندماه با احکام تعلیق و اخراج مواجه شدهاند.
تهدید دانشجویان و خانوادههایشان و نیز وعدههایی از این دست که «اگر نام دانشگاه در رسانهها مطرح نشود، به نفع شما خواهد بود»، بسیاری را به سکوت واداشته است. در نتیجه، بخشی از این احکام در سکوت خبری صادر و اجرا میشوند؛ تا جایی که گاه حتی همکلاسیها نیز از وضعیت یکدیگر بیخبرند.
این در حالی است که بسیاری از دانشگاهها در سکوت خبری رفتارهایی خلاف آییننامه انضباطی انجام دادهاند و با سکوت دانشجویان میتوانند چنین رفتارهایی را تبدیل به رویه کنند. برخی از دانشجویان به حقوق خود و آییننامه انضباطی آگاه نیستند و سکوت خبری منجر میشود که دانشگاه با سواستفاده از این موضوع، شدیدترین سرکوب را اعمال کند.
از دانشجویان، دوستان، خانوادههای آنها و همچنین اساتید میخواهیم این سکوت را بشکنند و درباره پروندههای دانشجویان اطلاعرسانی کنند. نباید اجازه داد کمیتههای انضباطی دانشگاهها در غیاب نظارت، توجه عمومی و در سکوت خبری به برخورد با دانشجویان ادامه دهند.
*تشدید فضای امنیتی در پردیس سیدخندان دانشگاه خواجهنصیر همزمان با فراخوان تحصن دانشجویان!
به گزارش خبرنامه خواجهنصیر، از صبح امروز و همزمان با انتشار فراخوان تحصن اعتراضی دانشجویان، کنترل و حضور نیروهای امنیتی در پردیس سیدخندان دانشگاه خواجهنصیرالدین طوسی بهطور محسوسی افزایش یافته است.
در ورودی پردیس، کارت دانشجویی افراد با حساسیت بیشتری بررسی میشود. کنترل کارتها و محدودیت ورود برای برخی دانشجویان در هفتههای اخیر نیز وجود داشته و دانشگاه پیشتر با استناد به فهرست ممنوعالورودیها از ورود شماری از دانشجویان جلوگیری کرده بود. امروز اما این روند با شدت بیشتری دنبال شده است. همچنین گزارش شده است که چند دانشجو به دلیل تعلق به پردیس دیگر دانشگاه، با ممانعت از ورود مواجه شده و برای مدتی در محل نگه داشته شدهاند.
از سوی دیگر، تعداد زیادی از نیروهای حراست و افراد لباسشخصی در لابی دانشکده برق حضور یافتهاند و با نزدیک شدن به زمان برگزاری تحصن، بر تعداد آنان افزوده شده است. رفتوآمد و تحرکات دانشجویان نیز بهطور محسوس تحت کنترل و رصد قرار گرفته است.
همچنین مطابق گزارشهای دریافتی، شمار زیادی از نیروهای شبهنظامی بسیج در پردیس سیدخندان مستقر شدهاند. بر اساس این گزارشها، برخی از این افراد دانشجو نیستند و شماری دیگر از دانشجویان یا فارغالتحصیلان سالهای گذشتهاند که برای حضور در دانشگاه فراخوانده شدهاند. گزارشها همچنین از ورود هماهنگشده برخی از این افراد با استفاده از رمزی حکایت دارد که پیشتر در اسفندماه نیز مورد استفاده قرار گرفته بود.
برآوردهای دریافتی حاکی از حضور دستکم ۲۰ نیروی حراست، حدود ۱۰ فرد لباسشخصی و حدود ۴۰ نیروی شبهنظامی بسیج در پردیس سیدخندان است. همچنین گفته میشود شماری از نیروهای حراست سازمان مرکزی دانشگاه نیز به این پردیس فراخوانده شدهاند.
بر اساس گزارشها، لابی دانشکده برق اکنون مملو از نیروهای حراست، لباسشخصی و بسیج است و این نیروها تاکنون مانع شکلگیری حلقه اولیه تحصن دانشجویان شدهاند.
افزایش حضور نیروهای امنیتی و بسیج، محدودیت ورود دانشجویان و کنترل گسترده رفتوآمدها در آستانه تحصن اعتراضی، فضای پردیس سیدخندان را بهشدت امنیتی کرده است. این وضعیت همچنین یادآور حضور نیروهای شبهنظامی بسیج در دانشگاه در اسفندماه و در جریان مراسم یادبود جاویدنامهاست؛ حضوری که در آن مقطع به درگیری و تشدید تنش در فضای دانشگاه انجامید.
*سرکوب دانشجویان، تشدید اتهامات و افزایش وثیقهها در کنار فشار امنیتی؛
روایت بازداشت و سرکوب جمعی از دانشجویان
شامگاه شنبه ۲۲ فروردین ، ۱۸ نفر از دانشجویان دانشگاههای تهران، بهشتی، شریف و فردوسی که از دوران دبیرستان در هممدرسهای بودند، در جریان دیداری دوستانه با یکی از معلمان دوران دبیرستان خود، با ورود مأموران مسلح مواجه شدند. این دانشجویان پس از ضرب و شتم و ضبط تلفنهای همراه، به بازداشتگاهی نامعلوم منتقل شدند.
۱۴ نفر از دانشجویان پس از بازجویی اولیه همان شب آزاد شدند و چهار نفر دیگر به بازداشتگاه منتقل شده و شب را در سلول انفرادی گذراندند.
روز ۲۳ فروردین، برای محمدحسن خوشچهره، ورودی ۱۴۰۳ حقوق دانشگاه تهران، و ایلیا صبورینسب، ورودی ۱۴۰۳ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» تفهیم شد و این دو دانشجو بهطور موقت آزاد شدند.
اما محمدپارسا گلچین، ورودی ۱۴۰۳ رشته ادبیات دانشگاه تهران، با اتهام «عضویت در گروه معاند به قصد برهم زدن امنیت ملی» مواجه شد و به مدت ۱۲ روز در بازداشت ماند. گفته میشود بخشی از علت ادامه بازداشت این دانشجو به دلیل شدت آثار ناشی از ضربوشتم در هنگام بازداشت بودهاست!
پس از آزادی پارسا گلچین در ۲ اردیبهشت، تماسهای غیرقانونی نهادهای اطلاعاتی با دانشجویان آغاز شد. این تماسها به بهانه پسدادن وسایل الکترونیکی ضبطشده انجام میشد، اما در عمل با بازجویی و ارعاب دانشجویان همراه بود.
در ادامه، نهتنها اتهامات اولیه دانشجویان افزایش یافت، بلکه دامنه پرونده به دانشجویانی کشیده شد که اساساً در شب ۲۲ فروردین بازداشت نشده بودند.
محمدحسن خوشچهره، دانشجوی حقوق دانشگاه تهران، با اتهامهای «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام تبلیغی به قصد برهم زدن امنیت ملی» مواجه و مجبور به تودیع وثیقه ۳ میلیارد تومانی شده است.
ایلیا صبورینسب، دانشجوی جامعهشناسی دانشگاه تهران، با اتهامهای «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «اقدام تبلیغی به قصد برهم زدن امنیت ملی» مواجه و مجبور به تودیع وثیقه ۴ میلیارد تومانی شده است.
مبین امینیان، دانشجوی ورودی ۱۴۰۲ فلسفه دانشگاه تهران، که در جریان بازداشتهای ۲۲ فروردین حضور نداشته است، با اتهامهای «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام تبلیغی به قصد برهم زدن امنیت ملی» مواجه و مجبور به تودیع وثیقه ۵ میلیارد تومانی شده است.
در کنار تشکیل پرونده برای دانشجویانی که در ۲۲ فروردین بازداشت نشده بودند، برخی از دانشجویان با تشدید عناوین اتهامی نیز روبهرو شدند.
یکی از اتهامات محمدپارسا گلچین از «عضویت در گروه معاند» به «عضویت در گروه باغی» تغییر کرده است. او روز سهشنبه ۲۳ شهریور با اتهام بغی به شعبه ۲۶۸ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد احضار و با افزایش ۱۳ میلیارد تومانی وثیقه مواجه شد.
وضعیت سایر دانشجویانی که ذیل این پرونده تفهیم اتهام شده و تحت فشارهای عدیده امنیتی قرار گرفتهاند نیز به زودی اطلاعرسانی خواهد شد.
علاوه بر این پرونده، همچنان از دانشگاه تهران #امیرحسین_رضایی ، #امین_هادوی و #ابولفضل_چمنی در بازداشت به سر میبرند و گزارشها خبر از صدور بیش از چهل حکم بدوی تعلیق یا اخراج در کمیته انضباطی میدهند. روزهای اخیر تذکرات و برخوردهای نامناسب و شنیع حراست با دانشجویان به بهانه حجاب شدت گرفته و مطالبات صنفی و رفاهی دانشجویان از قبیل کیفیت اسفناک غذا و وضعیت غیرانسانی خوابگاهها بیپاسخ ماندهاند.واضح است که رویکرد دانشگاهها، وزارت علوم و نهادهای امنیتی دیگر هیچ شکلی از چانهزنی با دانشجویان را شامل نمیشود و تنها تصمیم به سرکوب دارند.
#قسم_به_خون_یاران
#محمدپارسا_گلچین
#محمدحسن_خوشچهره
#ایلیا_صبوری_نسب
#مبین_امینیان
#سرکوب
#بازداشت
#دانشجوی_زندانی
#زن_زندگی_آزادی
دانشگاه تهران- دانشجو
*هشدار یونسکو درباره کمبود 50 میلیون معلم در جهان تا سال 2030؛ تأکید بر دستمزد و شرایط کار
روز دوشنب 5 اکتبر همزمان با روز جهانی معلم، یونسکواعلام کرد جهان برای تضمین دسترسی همگانی به آموزش پیشدبستانی، ابتدایی و متوسطه تا سال 2030 به 50 میلیون معلم دیگر نیاز دارد. بر اساس دادههای جدید مؤسسه آمار یونسکو، شمار معلمان جهان اکنون 107 میلیون نفر است؛ به این ترتیب جهان برای رسیدن به هدف آموزش همگانی، به ازای هر دو معلم موجود به یک معلم دیگر نیاز خواهد داشت.
یونسکو در این گزارش تأکید کرده است که بحران کمبود معلم تنها ناشی از نیاز به افزایش شمار نیروهای آموزشی نیست، بلکه با دستمزد، شرایط کار، حجم بالای کار و جایگاه اجتماعی و حرفهای معلمان ارتباط مستقیم دارد. در 75 درصد کشورهایی که در پیمایش سال 2024 سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) شرکت کردهاند، کمتر از 40 درصد معلمان گفتهاند که حرفه آنان در جامعه ارزشمند تلقی میشود.
بر اساس دادههای منتشرشده، در دو پنجم از 68 کشوری که وضعیت دستمزد معلمان در آنها بررسی شده، حقوق معلمان در همه مقاطع تحصیلی از حقوق افراد دارای صلاحیتهای مشابه پایینتر است. معلمان در سراسر جهان بهطور متوسط 19 ساعت در هفته در کلاس درس حضور دارند، اما مجموع ساعات کاری آنان با احتساب آمادهسازی درس، تصحیح و وظایف اداری به حدود ۶۰ ساعت در هفته میرسد.
یونسکو همچنین هشدار داده است که 58 درصد از 50 میلیون معلم مورد نیاز تا سال 2030، برای جایگزینی معلمانی لازم خواهند بود که حرفه خود را ترک میکنند، نه برای گسترش نیروی آموزشی. نرخ ترک حرفه در آموزش پیشدبستانی 2/7 درصد، در آموزش متوسطه 4/5 درصد و در آموزش ابتدایی 7/4 درصد اعلام شده است.
این نهاد بینالمللی تأکید کرده است که برای مقابله با بحران کمبود معلم، دولتها باید دستمزدهای رقابتی، مسیرهای روشن پیشرفت شغلی، محیطهای کاری ایمنتر و حمایت بیشتر از معلمان را فراهم کنند و حجم کارهای غیرضروری آنان را کاهش دهند. یونسکو همچنین بر مشارکت معلمان در تصمیمگیریهای مربوط به سیاستهای آموزشی تأکید کرده است.
روز جهانی معلم امسال، همزمان با شصتمین سال تصویب توصیهنامه سازمان جهانی کار و یونسکو درباره وضعیت معلمان برگزار شد. شعار امسال «ایستادن در کنار معلمان: 60 سال حفاظت از حرفه معلمی، ارتقای جایگاه آن و شکلدهی آینده ما» اعلام شده است.
یونسکو، سازمان جهانی کار، یونیسف و سازمان آموزش بینالملل در پیام مشترک خود به مناسبت این روز، بر ضرورت ارتقای جایگاه حرفه معلمی و حمایت از معلمان در سراسر جهان تأکید کردند.
*راهپیمایی صدها هزاردانشآموزان، معلمان و دانشجویان در فرانسه؛ گسترش اعتراضها به کمبود معلم و وضعیت نامناسب مدارس
روز سهشنبه 6 اکتبر،دهها هزار دانشآموز، معلم، دانشجو، والدین و فعالان سندیکایی در شهرهای مختلف فرانسه به خیابان آمدند و در اعتراض به کمبود معلم، کلاسهای پرجمعیت، فرسودگی مدارس، کمبود امکانات آموزشی و شرایط نامناسب تحصیل راهپیمایی کردند. وزارت کشور فرانسه شمار شرکتکنندگان در سراسر کشور را 266هزار نفر اعلام کرد، در حالی که تشکلهای دانشآموزی و دانشجویی برگزارکننده شمار معترضان را 450 هزار نفر برآورد کردند.
در پاریس، بنا بر آمار وزارت کشور 56 هزار نفر در راهپیمایی شرکت کردند؛ برگزارکنندگان این رقم را حدود 100 هزار نفر اعلام کردند. تظاهرات در شهرهایی از جمله مارسی، لیون، لیل، رن، تولوز و استراسبورگ نیز برگزار شد و معلمان و سندیکاهای کارگری در کنار دانشآموزان و دانشجویان در صفوف اعتراض حضور داشتند.
اعتراضها که از اواخر سپتامبر با مسدود کردن ورودی دبیرستانها آغاز شده بود، اکنون به یک جنبش سراسری تبدیل شده است. معترضان خواهان استخدام معلمان بیشتر، کاهش تراکم کلاسها، بهبود وضعیت ساختمانهای مدارس، افزایش امکانات آموزشی و اصلاح شرایط تحصیل هستند. فشارهای ناشی از سامانه پذیرش آموزش عالی Parcoursup و نگرانی درباره آینده تحصیلی نیز از دیگر موضوعات مطرح در اعتراضهاست.
در جریان اعتراضهای روز سهشنبه نیز در برخی نقاط درگیری میان نیروهای پلیس ومعترضان روی داد و پلیس در پاریس و چند شهر دیگر از گاز اشکآور استفاده کرد. وزارت کشور اعلام کرد 488 نفر در جریان اعتراضهای این روز بازداشت شدهاند و 43 نفر از نیروهای پلیس زخمی شدهاند. در پاریس، با وجود بروز تنش در پایان راهپیمایی، بخش عمده تجمع در فضایی آرام برگزار شد.
گسترش اعتراضها در حالی صورت میگیرد که دولت برای پاسخ به فشارهای فزاینده، از برگزاری یک «نیمروز گفتوگو و مشارکت دانشآموزان» در دبیرستانها خبر داده است. نخستوزیر سباستین لوکورنو اعلام کرد کلاسها در بخشی از روزهای چهارشنبه تا جمعه متوقف خواهد شد تا مدارس فرصت گفتوگو با دانشآموزان درباره مشکلات آموزشی را داشته باشند.
با این حال، تشکلهای دانشآموزی و دانشجویی و سندیکاهای آموزشی خواستار اقدامات ملموستر و افزایش بودجه آموزش عمومی هستند و اعلام کردهاند که قصد دارند به بسیج اعتراضی ادامه دهند. CGT نیز اعلام کرده است که در کنار دانشآموزان و دانشجویان خواهد ماند.
این اعتراضها اکنون یکی از گستردهترین موجهای اعتراضی دانشآموزان در فرانسه در سالهای اخیر به شمار میرود و پیوند روزافزون میان دانشآموزان، دانشجویان، معلمان، والدین و تشکلهای کارگری، دامنه اجتماعی آن را گستردهتر کرده است.
*بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه: در پشتیبانی از مبارزات دانشآموزان، دانشجویان و اعتراضات اجتماعی در فرانسه
سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه، همبستگی عمیق خود را با اعتراضات و مبارزات اخیر دانشآموزان و دانشجویان در فرانسه اعلام میدارد.
مطالبات بهحق جوانان و محصلان فرانسه برای دفاع از آموزش رایگان و همگانی، مقابله با کمبود منابع آموزشی و امکانات، اعتراض به سامانههای تبعیضآمیز پذیرش دانشگاهی و مخالفت با برخوردهای امنیتی و سرکوب پلیسی، بخش مهمی از مبارزه جهانی بر علیه نابرابریهای ساختاری نظام سرمایه داری، تجاریسازی آموزش و تعرض به حقوق اساسی آحاد جامعه است.
تشکلیابی معترضان از پایین، برگزاری مجامع عمومی در دبیرستانها و دانشگاهها و اتکا به تصمیمگیریهای جمعی، نشان از آگاهی و قدرت سازماندهی شایسته تقدیر نسل جوان دارد.
در این میان، اعلام پشتیبانی تشکلهای کارگری فرانسه، از جمله کنفدراسیون عمومی کار (سیژِت)، اتحادیه سندیکایی سولیدر، فدراسیون سندیکایی متحد (اِفاِساو)، اونسا، کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه (سیافدِت)، نیروی کارگری (اِفاو)، از اعتراضات دانشآموزان و دانشجویان، گامی مهم در پیوند مبارزات جوانان و مبارزات آموزشی با مبارزات عمومی کارگران و دیگر بخشهای جامعه است؛ پیوندی که میتواند و لازم است هرچه گستردهتر و همهجانبهتر شود.
سندیکای ما فراموش نمیکند که تشکلهای کارگری فرانسه طی سالیان گذشته همواره در بزنگاههای سخت و سراسر سرکوب، پشتیبان و صدای رسای طبقه کارگر، تشکلهای مستقل و جنبشهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم ایران بودهاند. این همبستگی بین المللی و متقابل، سرمایه مشترک ما در طبقه کارگر و معترضان سراسر جهان در برابر نابرابری و سرکوب است.
سندیکای کارگران شرکت واحد ضمن محکوم کردن هرگونه خشونت پلیسی در برابر اعتراضات برحق دانش آموزان و دانشجویان، همبستگی خود را با معترضان و تشکلهای دانشجویی، دانش آموزی و کارگری فرانسه تجدید کرده و مبارزه برای عدالت اجتماعی و اقتصادی، آموزش رایگان و شایسته، و حق ایجاد تشکلهای مستقل را حق مسلّم مردم در فرانسه، ایران و همه جای جهان میداند.
زنده باد همبستگی بینالمللی!
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۴ مهر ۱۴۰۵
*اعتصاب کارکنان سازمان مهاجرت پرتغال در اعتراض به وضعیت شغلی و دستمزد؛ اختلاف بر سر میزان مشارکت
روز سهشنبه 6 اکتبر،کارکنان سازمان ادغام، مهاجرت و پناهندگی پرتغال (AIMA) در اعتراض به وضعیت شغلی و دستمزد خود دست به اعتصاب زدند. این اعتصاب به دعوت «سندیکای تکنسینهای مهاجرت» برگزار شد و ایجاد یک رشته شغلی تخصصی مستقل برای تکنسینهای مهاجرت، افزایش دستمزد و پرداخت فوقالعادهای معادل مزایای نیروهای پلیس از مهمترین مطالبات کارکنان اعلام شده است.
این سندیکا همچنین خواستار پایان دادن به وضعیت شغلی ناپایدار کارکنان موسوم به «میانجیهای فرهنگی»، تعیین حدود روشن برای انتقال وظایف دائمی سازمان به مراکز محلی حمایت از مهاجران و انتصاب هرچه سریعتر مدیری با تجربه در حوزه مهاجرت شده است. سندیکا میگوید این مطالبات به دلیل ماهیت تخصصی و پیچیده وظایف کارکنان مهاجرت و افزایش فشار کاری بر آنان مطرح شده است.
در مورد میزان مشارکت در اعتصاب، میان مدیریت AIMA و سندیکای کارکنان اختلاف وجود دارد. مدیریت سازمان اعلام کرده است که 31/11 درصد، معادل 94 نفر از مجموع 831 کارمند در اعتصاب شرکت کردهاند. در مقابل، سندیکای تکنسینهای مهاجرت تا ظهر روز سهشنبه میزان مشارکت را حدود 50 درصد برآورد کرد و اعلام کرد اعتصاب موجب توقف یا کاهش خدمات در چندین شعبه شده است.
در لیسبون، شعبه «آنژوس» با وجود اعتصاب همچنان بخشی از خدمات را ارائه میکرد، اما سندیکا از تعطیلی یا توقف خدمات در برخی شعبهها، از جمله در پورتو و اودیوِلش، خبر داد. AIMA نیز اعلام کرده است افرادی که وقت مراجعه آنان به شعبههای تعطیلشده لغو شده، از طریق پست الکترونیکی درباره زمان جدید مراجعه مطلع خواهند شد.
سندیکای کارکنان مهاجرت همچنین از آنچه «فقدان گفتوگو» با دولت میداند انتقاد کرده و اعلام کرده است که برای مذاکره درباره مطالبات خود درخواست دیدار با مسئولان مربوطه را مطرح کرده، اما تاکنون پاسخی دریافت نکرده است.
اعتصاب کارکنان AIMA در شرایطی برگزار شد که سازمان مهاجرت پرتغال با حجم قابل توجهی از پروندهها و فشار کاری ناشی از وظایف مربوط به مهاجرت و ادغام روبهروست. کارکنان خواهان آن هستند که تخصص حرفهای و مسئولیتهای آنان در ساختار اداری و نظام پرداخت دولت به رسمیت شناخته شود.
*تشدید بحران مسکن و سرپناه در افغانستان با بازگشت بیش از 6 میلیون مهاجر؛ هشدار سازمان ملل درباره فشار بر زیرساختها
روز دوشنبه 5 اکتبر همزمان با روز جهانی اسکان بشر،سازمان ملل متحد درباره تشدید بحران مسکن و سرپناه در افغانستان در پی بازگشت گسترده میلیونها مهاجر افغانستانی هشدار داده است. بر اساس گزارشهای سازمان ملل، از سپتامبر 2023 تاکنون بیش از 6 میلیون افغانستانی از کشورهای همسایه، عمدتاً ایران و پاکستان، به افغانستان بازگشتهاند؛ موجی که فشار سنگینی بر مسکن، خدمات عمومی و امکانات معیشتی کشوری وارد کرده که پیش از این نیز با بحران اقتصادی و کمبود شدید زیرساختها روبهرو بوده است.
سازمان ملل و نهادهای همکار آن برای سال 2026 پیشبینی کردهاند که حدود 7/2 میلیون نفر دیگر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگردند. برای پاسخگویی به نیازهای این جمعیت، «طرح پاسخ به بازگشتکنندگان افغانستان» با بودجه مورد نیاز 2/529 میلیون دلار تدوین شده است. این طرح حوزههایی همچون سرپناه، بهداشت، آموزش، آب و خدمات بهداشتی، حفاظت و معیشت را دربر میگیرد و قرار است از بازگشتکنندگان و جوامع میزبان در 35 منطقه اولویتدار حمایت کند.
بر اساس دادههای سازمان ملل، در سال 2025 حدود 8/2 میلیون افغانستانی به کشور بازگشتند که حدود 9/1 میلیون نفر از ایران و نزدیک به 900 هزار نفر از پاکستان بودند. سازمان ملل تأکید کرده است که بسیاری از بازگشتکنندگان، بهویژه خانوادهها، به دلیل نداشتن سرپناه، زمین یا امکان تأمین معاش، قادر به بازگشت به محل زندگی قبلی خود نیستند.
موج بازگشتها در سال 2026 نیز ادامه داشته است. دادههای UNHCR تا 22 سپتامبر نشان میدهد بیش از 2/1 میلیون بازگشت در سال جاری ثبت شده که حدود 705 هزار نفر از پاکستان و 522 هزار نفر از ایران بودهاند.
بازگشت گسترده مهاجران در شرایطی صورت میگیرد که بسیاری از مناطق افغانستان با فقر، کمبود خدمات عمومی و ضعف زیرساختها مواجهاند. سازمان ملل هشدار داده است که فشار ناشی از این بازگشتها نه تنها متوجه خود بازگشتکنندگان، بلکه متوجه جوامع میزبان نیز شده و میتواند فقر، بیجاشدگی و فشار بر خدمات محلی را تشدید کند.
این بحران با موضوع روز جهانی اسکان بشر پیوند خورده است. شعار امسال «مسکن مناسب برای همه» اعلام شده و سازمان ملل میگوید بحران جهانی مسکن اکنون حدود 4/3 میلیارد نفر را تحت تأثیر قرار داده و بیش از یک میلیارد نفر در سکونتگاههای غیررسمی و محلههای فقیرنشین زندگی میکنند.
در افغانستان، مسئله بازگشت مهاجران بنابراین تنها تأمین یک سرپناه موقت نیست؛ بلکه مسئله دسترسی به مسکن مناسب، زمین، آب و خدمات بهداشتی، آموزش، کار و درآمد پایدار برای جمعیتی است که بخش قابل توجهی از آنان در شرایط دشوار اقتصادی و بدون منابع کافی به کشور بازمیگردند.
سازمان ملل هشدار داده است که ادامه این روند، بدون سرمایهگذاری پایدار در مسکن، زیرساخت و فرصتهای معیشتی، میتواند فشار بر جوامع میزبان را افزایش داده و بحران بازگشت مهاجران را به یک بحران طولانیمدت اجتماعی و شهری تبدیل کند.
https://urbanoctober.unhabitat.org/whd?utm_source
*بازهم جان باختن کارگران شهرداری حین کاربراثرتصادف؛اینباریک کارگرشهرداری جوانرود
روزدوشنبه 13 مهر،یک کارگر شهرداری جوانرود بنام مجید عزیزی حین کار نظافت شهری در در حاشیه محور روانسر- کرمانشاه،براثربرخورد یک خودروباوی جان خودرا ازدست داد.
*تعدادکارگران جان باخته حادثه سقوط بالابر در شهر رویان به 5 نفررسید
برپایه آخرین گزارش های رسانه ای شده بتاریخ 14 مهر، تعدادکارگران جان باخته حادثه سقوط بالابر در شهر رویان به 5 نفررسید.
در همین رابطه:مرگ ومصدومیت 10 کارگردر شهر رویان براثر سقوط بالابر؛وخامت حال 3 کارگرمصدوم
روز دوشنبه 13 مهر،براثر سقوط بالابردریک کارگاه ساختمانی واقع درشهر رویان،استان مازندران 3 کارگر خودرا ازدست دادند و 7 کارگردیگر مصدوم وبه بیمارستان شهرستان نور منتقل شدند.حال 3 نفر از کارگران مصدوم وخیم گزارش شده است.