اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) به مناسبت دهم اکتبر، روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام
مبارزه برای لغو مجازات اعدام؛
دفاعِ بیاما و اگر از حق حیات انسان
بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بهدرد آورَد روزگار
دگر عضوها را نمانَد قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
سعدی
دهم اکتبر، روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام، فرصتی است برای یادآوری یک حقیقت ساده و بنیادی: هیچ انسانی نباید به دست دولت کشته شود. نه به نام قانون، نه به نام عدالت، نه به نام امنیت و نه به نام انتقام. مجازات اعدام تنها گرفتن جان یک انسان نیست؛ هنگامی که دولت حق کشتن را برای خود به رسمیت میشناسد، خشونت را به بخشی از قانون و سازوکار رسمی قدرت تبدیل میکند. از همین رو، مبارزه برای لغو مجازات اعدام، مبارزهای برای دفاع از حق حیات، کرامت انسانی و جامعهای عاری از خشونت سازمانیافته دولتی است.
در ایران، این مبارزه معنایی دوچندان دارد. حکومت اسلامی از همان آغاز استقرار خود، اعدام و کشتار را به یکی از ابزارهای اصلی تثبیت قدرت تبدیل کرد. از تیربارانها و اعدامهای پس از انقلاب و اعدامهای پشتبام مدرسه علوی، تا سرکوب و اعدام مبارزان در ترکمنصحرا و کردستان، تا اعدامهای گسترده دهه شصت، قتلعام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ و اعدامهای پس از خیزشهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱، ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، تاریخ حکومت اسلامی را با خشونت دولتی و چوبههای دار گره زده است.
اما قربانیان اعدام تنها مبارزان سیاسی نبودهاند. در طول این دههها، زنان و مردان بسیاری با عناوینی چون «قاچاقچی مواد مخدر»، «زورگیر»، «مخل آسایش مردم» یا «قاتل و جانی» اعدام شدهاند. در همه این موارد، یک چیز مشترک است: دولتی که خود را مجاز میداند جان انسان را بگیرد.
چگونه میتوان جنبش علیه اعدام را گسترش داد؟
برای آنکه مبارزه علیه اعدام از مجموعهای از اعتراضهای پراکنده به جنبشی اجتماعی و نیرومند تبدیل شود، باید این واقعیت را در نظر گرفت که پشت هر حکم اعدام، انسانی قرار دارد و پشت هر انسان، خانوادهای که باید بار سنگین فقدان، ترس، تحقیر و رنج را برای سالها و گاه تا پایان زندگی بر دوش بکشد. همین رنج مشترک خانوادهها و بازماندگان، فارغ از عنوان اتهام و دلیل صدور حکم، میتواند به یکی از پایههای نیرومند گسترش جنبش علیه اعدام تبدیل شود. از این رو جنبش مبارزه علیه مجازات اعدام باید بر چند اصل اساسی استوار باشد.
نخست: خانوادهها را در مرکز این مبارزه قرار دهیم
یکی از مهمترین ظرفیتهای جنبش علیه اعدام، خانوادههایی هستند که عزیزانشان را در برابر چوبه دار از دست دادهاند یا امروز با خطر اعدام آنان روبهرو هستند. این خانوادهها ممکن است از نظر اجتماعی، سیاسی و حتی درباره اتهامی که به عزیزشان وارد شده، دیدگاههای متفاوتی داشته باشند؛ اما در یک نقطه مشترکاند: هیچ خانوادهای نباید شاهد گرفتن جان عزیزش به دست دولت باشد. در اینجا باید مرزی روشن میان مخالفت با یک جرم و دفاع از حق حیات ترسیم کرد. ممکن است جامعه از یک جرم آسیب دیده باشد و قربانیان آن، حق دادخواهی و عدالت داشته باشند؛ اما با کشتن یک انسان نمی توان به عدالت دست یافت.
این نکته باید با صراحت به خانوادههای اعدامشدگان و خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام گفته شود: حق حیات عزیز شما به دلیل اتهامی که به او وارد شده، از بین نمیرود. اگر قرار است جنبش لغو اعدام به جنبشی فراگیر تبدیل شود، نباید هیچ خانوادهای احساس کند که به دلیل نوع اتهام عزیزش شایسته همدردی و حمایت نیست. دفاع از حق حیات زمانی معنا دارد که مشروط و گزینشی نباشد. از همین رو، پیوند میان خانوادههای دادخواه سیاسی، خانوادههای اعدامشدگان جرائم اجتماعی و خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام میتواند یکی از پایههای مهم گسترش این جنبش باشد.
دوم: از همدردی و اعتراض پراکنده به سازماندهی اجتماعی برسیم
مبارزه علیه اعدام بدون حضور گسترده جامعه نمیتواند به نتیجه برسد. تجربه جنبش دادخواهی در ایران نشان داده است که وقتی خانوادههای قربانیان، زندانیان، فعالان مدنی و سیاسی و بخشهای مختلف جامعه با یکدیگر پیوند میخورند، رنج فردی میتواند به نیرویی اجتماعی تبدیل شود. بنابراین، حمایت از خانوادهها نباید تنها به انتشار خبر اعدام یا محکوم کردن یک حکم محدود بماند. باید شبکههایی از همبستگی و حمایت شکل بگیرد؛ شبکههایی که بتوانند در برابر صدور حکم اعدام، اجرای حکم، فشار بر خانوادهها و سرکوب فعالان این جنبش واکنش نشان دهند. اعتراضهای جمعی، کارزارهای عمومی، حمایت از اعتصابهای زندانیان، گردهماییها، نامهها و بیانیههای مشترک و هر شکل دیگری از کنش مدنی میتواند این پیوندها را گستردهتر کند.
سوم: مبارزه علیه اعدام را از مبارزه علیه خشونت جدا نکنیم
مخالفت با اعدام، اگر قرار است یک اصل انسانی باشد، نمیتواند گزینشی باشد. نمیتوان با اعدام در ایران مخالفت کرد، اما وقتی انسانهای بیدفاع در جنگها و بمبارانها کشته میشوند، سکوت کرد یا کشتار آنان را با عنوانهای سیاسی و نظامی توجیه کرد. نمیتوان از حق حیات زندانیان سخن گفت و در برابر کشتار مردم فلسطین و جنایات اسرائیل سکوت کرد. نمیتوان مدافع لغو مجازات اعدام بود و کشتن انسانها با بمب و موشک را، صرفاً به دلیل آنکه در میدان جنگ یا در چارچوب سیاست قدرتهای بزرگ رخ داده است، امری پذیرفتنی دانست.
حق حیات، حق همه انسانهاست؛ در زندان، در خیابان، در خانه و در میان مردم بیدفاعی که قربانی جنگ شدهاند. از این منظر، مبارزه علیه اعدام بخشی از مبارزه گستردهتر علیه خشونت است؛ خشونتی که هنگامی از سوی دولتها و قدرتهای نظامی سازمان داده میشود، میتواند در ابعادی بسیار گستردهتر از چوبههای دار، جان انسانها را بگیرد.
لغو اعدام؛ از یک مطالبه به یک جنبش
مبارزه برای لغو مجازات اعدام تنها با اثبات این نکته که اعدام در کاهش جرم مؤثر نیست، به نتیجه نمیرسد. مسئله اساسیتر این است که آیا دولت باید حق داشته باشد جان انسان را به عنوان مجازات بگیرد یا نه. پاسخ ما روشن است: نه.
در ایران، مبارزه برای لغو اعدام همچنین با مبارزه علیه درهمتنیدگی دین و دولت پیوند دارد. قوانین کیفری و قضایی حکومت اسلامی در موارد متعدد بر احکام و برداشتهای شرعی و الهی استوار شدهاند که مجازات مرگ را مجاز میشمارند. از این رو، لغو مجازات اعدام و قصاص نیازمند تغییر بنیادین در نظام حقوقی و قضایی و پایان دادن به امتیاز قوانین دینی در قانونگذاری است. اما تغییر قانون به تنهایی کافی نیست. برای آنکه لغو اعدام به یک واقعیت پایدار تبدیل شود، باید فرهنگی اجتماعی شکل بگیرد که در آن گرفتن جان انسان به عنوان مجازات، از اساس مردود شناخته شود. وقتی جان یک انسان گرفته می شود، ارزش جان همه انسان ها زیر سئوال می رود و مشروط می گردد.
دفاع از حق حیات انسان بایستی یک اصل کلیدی باشد. این فرهنگ از خانوادهها آغاز میشود، در میان زندانیان و دادخواهان گسترش مییابد، به جنبشهای مدنی و اجتماعی پیوند میخورد و سرانجام میتواند به مطالبهای عمومی و سراسری تبدیل شود.
جنبش «سهشنبههای نه به اعدام» یکی از جلوههای این مقاومت است. اعتصاب غذای زندانیان در دهها زندان کشور نشان میدهد که مبارزه برای لغو اعدام، حتی در دل زندانها، میتواند به نیرویی برای پیوند دادن مقاومتهای پراکنده تبدیل شود.
ما از این مبارزه و از تمامی تلاشهای جمعی برای لغو مجازات اعدام در ایران حمایت میکنیم.
ما از خانوادههایی که در برابر اعدام عزیزانشان ایستادهاند حمایت میکنیم.
ما از زندانیانی که با اعتصاب و مقاومت خود علیه اعدام مبارزه میکنند حمایت میکنیم.
و از همه انسانها و نیروهای اجتماعی میخواهیم که دفاع از حق حیات را به دفاعی گزینشی و محدود به گروهی خاص تبدیل نکنند.
هیچ انسانی را نباید کشت؛ هیچ خانوادهای نباید شاهد اعدام عزیزش باشد و هیچ دولتی نباید حق گرفتن جان انسان را برای خود به رسمیت بشناسد.
ما بر این باوریم که جنبش لغو مجازات اعدام میتواند بخشی از مقاومت گسترده مردم ایران در برابر سرکوب و یکی از پایههای سازماندهی نافرمانی مدنی تودهای و سراسری علیه جنایات حکومت اسلامی باشد.
حق حیات، امتیاز هیچ انسانی نیست؛ حق همه انسانهاست.
اعدام را، در همهجا و برای همه، لغو کنیم.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، دموکراسی و سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۰۸ اکتبر ۲۰۲۶