۱۴۰۵-۰۷-۱۸
امیرجواهری لنگرودی

حلقه‌ی زندگی کارگران پس از دو جنگ، تنگ‌تر می‌شود! «از ویرانی صنایع و زیرساخت‌ها تا تشدید فشار بر زندگی و معیشت» (بخش اول)

یادداشت کارگری

a.javaher99@gmail.com 

 

امروز، پس از دو جنگ ارتجاعی، ضدانسانی و تجاوزکارانه‌ی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ابعاد غول‌آسای تخریبِ به‌جامانده از این دو جنگ، در متن بحرانی که جامعه‌ی ایران با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند، بیش از پیش خود را عیان ساخته است؛ بحرانی که در درون ساختار حاکمیت اسلامی، «کاسبان جنگ» و «کاسبان تحریم» را نیز در موقعیت ویژه‌ای قرار داده است. این دو تعبیر، در اینجا تنها به یک جریان یا نهاد معین اشاره ندارند، بلکه طیف‌هایی درهم‌تنیده از روحانیت و بیت رهبر، بازار، دولت، مجلس و دستگاه قضایی را دربرمی‌گیرند. از پایداری‌چی‌ها که چهره‌ای چون سعید جلیلی نماد سیاسی روشن آنان است، و دیگر نیروهای سیاسی مدافع تداوم سیاست‌های جنگی، تا چهره‌هایی چون بابک زنجانی، حسین شمخانی،( آقازاده)، انصاری و شمار دیگری از فعالان و شبکه‌های اقتصادی و تراستی‌ها که در بستر تحریم‌ها و محدودیت‌های اقتصادی، به ثروت و موقعیت دست یافته‌اند. بر فراز اینان، طیف‌های گوناگون موسوم به «چپ محورمقاومت»، داخل و خارج از کشور، که حالا دیگه بخشی از"مقاومت" هم نیستند چه برسد به "چپ"، اینان همسو با حاکمیت جنگ‌طلب اسلامی و حزب‌الله و اجتماعات شبانه عرزشی ها، جانبدار جنگ‌اند، درکنار جانبداران سامانه‌ی پهلوی و ابررسانه‌های چندی که برای تهاجم به ایران با بلند کردن پرچم های اسرائیل وآمریکا در خیابان های دنیا کف می‌زدندوشادی می کردند و ترانه "داریم میریم به ایران" را سرمی دادند. تماماّ بخشی ازفضای سیاسی واجتماعی پیرامون جنگ را شکل می‌دهند؛ جنگ دوازده‌روزه، از ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴، و جنگ چهل‌روزه، از اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، خرابی‌هایی برجای گذاشته‌اند که ابعاد آن را می‌توان در گزارش‌ها و روایت‌های منتشرشده در جامعه دنبال کرد.

تو گویی این جنگ نه تجاوز به یک نقشه‌ی واحد جغرافیایی مشخص و سرزمینی به نام ایران، مردمانی زحمتکش و غیرنظامیان، کودکان مدارس، بیمارستان‌ها، بیماران، پرستاران و پزشکان و واحدهای کارگری در نقاط مختلف این جغرافیا و نابودی سطح وسیعی از زیرساخت‌های کشور ایران بوده است.

جنگ و گسترش عظیم بیکاری در میان تمامی سطوح و لایه‌های کارگران، سرمنشأ این ناهماهنگی بین غذا و شکم‌های گرسنه است. یافتن راه‌حل برای این وضعیت، پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. هنوز در شرایط تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، چشم‌انداز روشنی برای صلح قطعی وجود نداشته و ندارد. از این رو، کارگران و زحمتکشان و دهک‌های پایین جامعه، در شرایط بیم و امید به سر می‌برند. می‌گویند؛ در ایران برای کاسبان تحریم و جنگ، در برابر مردم ناچیز و بی‌چیز، رقابت به جای خود خدا نشسته است!

در چنین وضعیتی، مردم زیرخط فقر درایران به اندازه‌ای می‌توانند غذا تهیه کنند که فقط زنده بمانند. خطر فقر و فلاکت عمومی در تمامی عرصه‌ها بیخ گوش مردم ما پرسه می‌زند و آنان در بیم و هراس برای گذران زندگی در وضعیت ناپایدارمیان جنگ و صلح،به هرسویی می‌نگرند وسربرآسمان می‌سایند!

آسیب به‌جامانده از جنگ برای کارگرانی که با انواع قراردادهای کاری، پیمانی، شرکتی، سفیدامضاء، بی‌ثبات‌کاران یا کارگران بی‌ثبات، و کارگران پاره‌وقت، خوداشتغال و آزادکار،چه واقعی وچه ساختگی، بدون قرارداد رسمی و اغلب حتی بدون بیمه و حمایت قانونی مشغول به کارند، معنایی جز تشدید ناامنی و بی‌پناهی ندارد؛ کارگرانی که گاه فاصله‌ی چندانی با مرگ ندارند. اساساً هیچ‌گونه قرارداد قانونی و مطمئنی برای اشتغال وجود ندارد. اکثریت مردم از بیمه‌ی بهداشتی و اجتماعی محروم‌اند و کارگران و مزد بگیران در عمل از بسیاری ازحقوقی که حتی درهمین قانون کارکذایی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده، برخوردار نیستند. در همین رابطه، از قول «فتح‌الله بیات»، رئیس اتحادیه‌ی کارگران قراردادی و پیمانی و چهره‌ای آشنا برای جامعه‌ی کارگری کشورکه در سال‌های اخیربارها هشدارداده، آمده است: «میزان امنیت شغلی در جامعه‌ی ۱۵میلیون نفری کارگران کشورکمتر از ۵ درصد است، چون بیش از ۹۵درصد کارگران کشور، با قراردادهای موقت یک‌ماهه، سه‌ماهه، شش‌ماهه یا حتی سفیدامضا مشغول کارند وشمارزیادی ازکارگران هم فقط به دلیل اینکه همین درآمد موقت را از دست ندهند، با اجبار کارفرما وادار به سفته‌گذاری می‌شوند و تعهد می‌دهند که "هیچ طلبی از کارفرما ندارم"» (۱). اما آنچه در عمل در کفِ کارخانه‌ها و محیط‌های کار می‌بینیم، سناریوهای تلخ و تکراری از وعده و وعید، قول‌های بی‌سرانجام و طرح‌های ناگشوده است. شیفت‌های کارگری کوتاه‌ترشده، مزایا و توافق‌های تعیین‌شده از سوی کارفرمایان تا حدی قیچی گشته و مدیرانی که پشت نقاب «بحران» پنهان می‌شوند، ترجیح می‌دهند از پاسخ مشخص دادن به خواست‌ها و مطالبات کارگران طفره بروند.

درچنین شرایطی، بحران برای کارگر تنها به معنای از دست دادن بخشی از دستمزد یا مزایا نیست؛ بلکه هجمه‌ی بحران، وضعیت امنیت شغلی، معیشت و حتی امکان ادامه‌ی زندگی او را نشانه می‌گیرد.

پرسش اساسی این است که؛ در دوره‌ی جنگ، به کدام مناطق کشور و کدام بخش‌ها، صنایع صنعتی، تولیدی، خدمات آسیب جدی وارد شده است؟

پاسخ به این پرسش، اتفاقاً فقط به تهران محددو نمی‌شود. گزارش‌های موجود از آسیب به تأسیسات انرژی دربوشهر و پارس جنوبی عسلویه، تهران و پالایشگاه شهرری، کرمانشاه؛ واحدهای صنعتی درقزوین، لرستان، البرز، زنجان، همدان و فارس؛ وهمچنین فرودگاه‌ها، مراکز درمانی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل در چندین استان، پل‌های متعدد حکایت دارند. وارسی «روزشمار کارگری» درفاصله‌ی تاریخی موردنظر، دردوجنگ دوازده‌روزه و جنگ چهل‌روزه، آسیب‌های جنگ را در ۲۸ استان ثبت کرده است.

آسیب به مراکز صنعتی و تولیدی، بمباران و حملات به مراکز و کارخانه‌های صنعتی و تولیدی نیز بخش دیگری از خسارات جنگ را تشکیل می‌دهد. از جمله‌ی این مراکز می‌توان به فولاد خوزستان، فولاد مبارکه‌ی اصفهان، فولاد باقرشهر، مجتمع صنعتی اراک، آب سنگین خنداب اراک، سیمان فیروزآباد، مجتمع کیک زرد یزد و فولاد اکسین اهواز اشاره کرد.

دریک مورد نیز شهرک صنعتی البرز قزوین هدف بمباران قرارگرفت. گفته می‌شود دراین شهرک، دست‌کم ۳۰۰ تا ۴۰۰ واحد صنعتی و تولیدی، از کارخانه‌های بزرگ گرفته تا کارگاه‌های کوچک، فعالیت دارند و هزاران کارگر همراه خانواده‌های خود در این شهرک و پیرامون آن زندگی می‌کنند. با این حال، هنوزآماردقیقی ازمیزان تلفات جانی، خسارات وارده و میزان ویرانی در این مراکزصنعتی و تولیدی منتشر نشده است.

اهمیت موضوع تنها به تخریب ساختمان‌ها و ماشین‌آلات محدود نمی‌شود؛ هر واحد تولیدی که آسیب می‌بیند یا فعالیت آن متوقف می‌شود، استمرارزندگی شمار زیادی ازکارگران و خانواده‌های آنان نیز مستقیماً تحت تأثیرقرارمی‌گیرد. ازاین منظر، دامنه‌ی واقعی خسارات جنگ را باید فراتر از ارقام مربوط به تخریب تأسیسات وتجهیزات، دروضعیت معیشتی وشغلی نیروی کار نیزجست‌وجوکرد.

صنایع پتروشیمی، فولاد و کارخانه‌های مادر، با پیامد دیگری نیز روبه‌رو شده‌اند؛ دومینوی تعطیلی و رکود در میان صنایع مادر به راه افتاده است.

تنها طی دو روز، ۱۶ و ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، فهرستی از واحدها و مراکز صنعتی، تولیدی و خدماتی آسیب‌دیده فراهم کردم که گستردگی دامنه‌ی خسارات را نشان می‌دهد: تأسیسات جانبی صنایع پتروشیمی منطقه‌ی ویژه‌ی اقتصادی انرژی پارس، از جمله شرکت‌های مبین و دماوند که برق، آب و اکسیژن پتروشیمی‌های عسلویه را تأمین می‌کردند؛ پتروشیمی جم؛ پالایشگاه شیراز؛ مجتمع پتروشیمی مرودشت؛ مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات یا مرکز محاسبات دانشگاه صنعتی شریف؛ فرودگاه‌های مهرآباد تهران، ارومیه، خوی، کاشان و کنارک؛ آزادراه خرم‌آباد ـ بروجرد؛ شرکت کشتی‌سازی اروندان خرمشهر؛ کشتی‌سازی موسوی خرمشهر؛ منطقه‌ی آزاد و اسکله‌ی کلانتری چابهار؛ اسکله‌ی پسابندر شهرستان دشتیاری؛ کارگاه‌های صنعتی منطقه‌ی سعیدآباد جاجرود؛ یک واحد صنعتی در شهر صنعتی البرز؛ و یک دامداری در بوئین‌زهرا.

مجموع این موارد، تنها در فاصله‌ی دو روز، تصویری از دامنه‌ی گسترده‌ی آسیب‌هایی به دست می‌دهد که از صنایع مادر و زیرساخت‌های حیاتی تا واحدهای کوچک صنعتی و تولیدی و بخش خدمات را دربرگرفته است؛ آسیب‌هایی که در صورت تداوم، می‌تواند تعطیلی، کاهش تولید و گسترش بیکاری را به دنبال داشته باشد و زندگی هزاران کارگر و خانواده‌های آنان را تحت تأثیر قرار دهد.

حاصل کلام آنکه: طی دوره‌ی یادشده و پیامدهای به‌جامانده از جنگ دوازده‌روزه (۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴) و جنگ ۴۰روزه (اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵)، حمله به عسلویه، پالایشگاه‌ها، صنایع نفتی، پتروشیمی و فولاد اصفهان،حمله به جزیره خارک وتاسیسات آن به گفته بخشدارویژه خارک حسین پورتصریح کرد:« درجریان جنگ تحمیلی سوم، بیش از ۵۴۸ مورد اصابت موشک درجزیره خارگ به ثبت رسید که دریکی ازشدیدترین حملات،درتاریخ ۲۶اسفند،۵۰اصابت به این جزیره صورت پذیرفت.»( ۲) همراه با ویرانی دیگرزیرساخت‌های اقتصادی، همه وهمه، توده‌های تحتانی جامعه و موقعیت طبقه‌ی کارگر را بیش از پیش تحت فشار و تنگنا قرار می‌دهد.

حدود هشتاد (۸۰) تا نود (۹۰) درصد کارگران و پرسنل پروژه‌های ساختمانی و عمرانی بیکار شده‌اند. قطع اینترنت به تعطیلی بیش از چندین هزار موقعیت شغلی انجامید. این بیکاری از جنس تعدیل نیرو از واحدهای کار و کارگری نیست، بلکه در برابر بی‌ثباتی عمومی جامعه و بی برنامگی دولت منفعل، و از بین رفتن خود واحد کارگری و چرخه‌ی تولید، باید آن را به معنای پایان زندگی شغلی کارگر نیز محسوب کرد.

در استمرار وارسی وضعیت وموقعیت طبقه‌ی کارگر و بازنشستگان و دیگر گروه‌های مطالبه‌محور جامعه‌ی ایران در پساجنگ، چه حادث شد؟!

ادامه دارد... جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۰۹ اکتبر ۲۰۲۶

منابع:

۱- (سایت اعتماد، هشدار یک فعال کارگری نسبت به نارضایتی ۹۵درصدی کارگران از امنیت شغلی؛ سکوت کارگر معترض، نشانه خوبی نیست،۲۵ دی ۱۴۰۲)

https://www.etemadonline.com/tiny/news-648378

۲- (سایت نفت ما ،به خارک چند بار حمله شد؟، سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵)

www.naftema.com/news/185285


 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر