مهمانِ ماهِ مهرم
خنده های کودکی آن کفشهای تا به تا
جامه های نُونَوار وُ نُورِ شادی هایِ ما
کوچه ها از چلچراغِ معرفت سرشار بود
آن خروس وُ آن درختِ بیدِ ما بیدار بود
بادبادکهایِ رقصان دستِ نَخْهای خیال
قصه های تازه وُ آن سادگی های محال
در افق هر لحظه بازیهای آن رنگین کمان
وای پولکهای بازیگوشِ خورشید آشیان!...
دستِ مادر را گرفته می شود از خانه دور
خوش خوشک لی لی کنان؛هان کودکی همراهِ نور
آسمان سقفِ قشنگِ آرزوهای لطیف
ماه هم همبازیِ چرخ وُ فلک بود وُ حریف
مدرسه آهنگِ میلادِ دلِ مهرِ زمان
بوستان وُ شعرِ سِحْرانگیزِ نابی دلْسِتان
هر ترانه چون کبوتر می پَرَد بالایِ سَر
کاش باران چکه چکه می چکید از بال وُ پَر...
ناگهان جانِ مرا این ماجراها می بَرَد
خواب بودم طفلکی فکرم کجاها می پَرَد!؟
چون کتابِ کهنه ای افتاده در دستِ خزان
رفته از یادِ دلِ دلدارِ خود او ناگهان...
تق تقِ گچ گوییا گهوارۀ آموزگار
بی تأمُل خط بزن تنهایی ام را روزگار
گریه های سوزناکِ کودکی سر به هوا
سالها همراهِ فقری بوده ام من پا به پا
کو دبستان درسِ احساساتِ انسان در بیان!
ساعتِ زنگِ زمان خاموش وُ اینک بی نشان
کاش امشب مشق هایم را نِویسَد بی سؤال
ناشناسِ قهر کرده از سکوت وُ قیل وُ قال
می نویسَد زندگی انگار از یادِ نگار
بر در وُ دیوار وُ سنگ وُ بر درختی یادگار
قطره های بغضِ قلبی می چِکَد از قابِ یاد
قُلَّکِ بی سِکِّه ای در دستِ رؤیاهایِ باد...
وای مادر می رَسَد با آن نگاهِ مهربان
جانِ من قربانِ رویِ ماهِ تو ای جاودان
کودکِ گریان وُ لب ورچیدۀ بی انتظار
پا برهنه می دَوَد با جامه های وصله دار...
سه شنبه 21 مهرماه 1405///13 ماهِ اکتبر 2026