پاریس؛ از میدان جمهوری تا باستیل، ناسیون و کلیشی
گزارش میدانی از اعتراضات ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶؛ از مطالبات دانشآموزان تا خشم اجتماعی و بازگشت جلیقهزردها
شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ ـ گزارش میدانی و تحلیل سیاسی
پاریس روز شنبه شاهد تجمعها و حرکتهای اعتراضی با حضور دانشآموزان، دانشجویان، فعالان کارگری، نیروهای چپ، فعالان محیط زیست، شهروندان مستقل و شماری از هواداران جنبش جلیقهزردها بود. مطالبات مطرحشده طیفی از مسائل آموزشی و اجتماعی تا گرانی، کاهش قدرت خرید، وضعیت خدمات عمومی و اعتراض به خشونت پلیس را در بر میگرفت.
آنچه این روز را از یک تجمع صرفاً آموزشی متمایز میکرد، امکان همزمانی و تلاقی مطالبات گروههای مختلف اجتماعی بود؛ گروههایی که با وجود تفاوتهای سیاسی و سازمانی، در اعتراض به بخشهایی از وضعیت موجود اشتراک داشتند.
از میدان جمهوری تا چند مسیر اعتراضی
من از ساعت ۱۴ تا ۱۸ در خیابانهای پاریس حضور داشتم و بخشی از رویدادها را مستقیماً مشاهده کردم.
میدان جمهوری (Place de la République) یکی از کانونهای اصلی تجمع بود. بر اساس مشاهدات من، بسیاری از خیابانهای اطراف میدان بسته شده بودند و بلوار ولتر (Boulevard Voltaire) تنها مسیر اصلی باز برای عبور جمعیت به نظر میرسید. این محدودیتها حرکت معترضان را دشوار کرده و در بعضی نقاط موجب تغییر مسیر آنها شده بود.
در برنامههای اعلامشده، مسیر حرکت دانشآموزان و دانشجویان از میدان جمهوری به سمت میدان ناسیون (Place de la Nation) از طریق بلوار ولتر مطرح بود. در مقابل، مسیر دیگری از میدان جمهوری به سمت میدان کلیشی (Place de Clichy)، از طریق بلوار ماژانتا و بلوار کلیشی، برای تجمع مرتبط با جلیقهزردها و برخی گروههای همراه اعلام شده بود. میدان باستیل (Place de la Bastille) نیز از نقاط مطرح در برنامهها و فراخوانهای اعتراضی بود.
بنابراین، اعتراضات آن روز به یک مسیر محدود نبود و چند نقطه و محور شهری را در بر میگرفت.
گاز اشکآور و برخورد پلیس؛ مشاهدات مستقیم
در طول چهار ساعت حضورم در خیابان، در مقاطع مختلف شاهد استفاده پلیس از گاز اشکآور و یورش نیروهای انتظامی به سمت جمعیت بودم. خودم نیز چندین بار در معرض گاز قرار گرفتم؛ سوزش چشمهایم شدید بود و حدود نیم ساعت چشمانم اشک میریخت.
از نگاه من، در صحنههایی که مشاهده کردم، شیوه مداخله پلیس در مواردی به افزایش تنش انجامید. این ارزیابی مبتنی بر تجربه شخصی من است و بررسی جامع عملکرد پلیس به تصاویر و گزارشهای مستقل بیشتری نیاز دارد.
بااینحال، پرسش حقوقی روشن است: استفاده از زور و گاز اشکآور تا چه اندازه ضروری و متناسب بوده است؟ حق تجمع و اعتراض مسالمتآمیز باید محترم شمرده شود و هرگونه مداخله انتظامی نیز باید با رعایت ضرورت، تناسب و مسئولیتپذیری همراه باشد. بررسی مستقل برخوردها و شفافیت درباره تصمیمهای نیروهای انتظامی، از الزامات پاسخگویی عمومی است.
نیروهای حاضر و تلاش برای همبستگی
در فضای اعتراضی این روز، نام و حضور جریانهایی از جمله کنفدراسیون عمومی کار فرانسه (CGT)، فعالان مرتبط با فرانسه نافرمان (La France insoumise)، حزب کمونیست فرانسه (PCF)، تشکلهای دانشآموزی و دانشجویی، معلمان، فعالان محیط زیست و گروههای مستقل مطرح بود. بااینحال، حضور همه این تشکلها در تمام مسیرها یا نقش رسمی آنها در سازماندهی تجمعها را نمیتوان بدون شواهد مستقل قطعی دانست.
مطالبات این نیروها یکسان نبود؛ اما پیوند میان مسائل آموزشی، معیشتی، حقوق کارگران و قدرت خرید میتوانست زمینهای برای همبستگی اجتماعی فراهم کند. حضور هواداران جلیقهزردها نیز یادآور تداوم نارضایتیهایی بود که پیشتر در اعتراض به هزینههای زندگی و سیاستهای اقتصادی در فرانسه بروز یافته بود.
حضور فعالان ایرانی و بُعد بینالمللی اعتراض
در جریان حضورم در خیابان، دهها نفر از فعالان ایرانی را نیز مشاهده کردم. یکی از این فعالان با در دست داشتن پلاکارد، مقابل خودروی پلیس نشست و فرد دیگری پرچمی سفید در دست داشت.
این صحنه برای من یادآور پیوند مبارزه برای آزادی، حق اعتراض و مقاومت مدنی بود. حضور فعالان ایرانی در کنار معترضان فرانسوی نشان میداد که همبستگی اجتماعی میتواند از مرزهای ملی فراتر برود، هرچند شرایط سیاسی و اجتماعی ایران و فرانسه تفاوتهای اساسی دارند.
آمار و ارزیابی سیاسی
بر اساس آماری که به کنفدراسیون عمومی کار فرانسه (CGT) نسبت داده شده، شمار شرکتکنندگان بیش از ۸۰ هزار نفر در پاریس و بیش از ۸۰۰ هزار نفر در سراسر فرانسه اعلام شده است. این ارقام پیش از انتشار نهایی باید با اطلاعیه اصلی اتحادیه تطبیق داده شوند؛ بنابراین، در این گزارش بهعنوان آمار منتسب به CGT ذکر میشوند، نه شمارش مستقل و تأییدشده.
از منظر سیاسی، اهمیت اعتراضات ۱۷ اکتبر صرفاً در تعداد شرکتکنندگان یا گستردگی مسیرها خلاصه نمیشود. مسئله اصلی این است که آیا مطالبات متفاوت دانشآموزان، دانشجویان، کارگران و دیگر گروههای اجتماعی میتوانند از همزمانی خیابانی فراتر بروند و به همکاری پایدار بر سر خواستههای مشترک تبدیل شوند.
حضور همزمان این جریانها بهتنهایی به معنای شکلگیری یک جنبش واحد نیست. تحقق همبستگی پایدار به سازماندهی، گفتوگو، اعتماد متقابل و پیگیری مطالبات نیاز دارد.
خیابان میتواند نقطهٔ آغاز باشد
آنچه من روز شنبه در پاریس مشاهده کردم، ترکیبی از تجمعهای اعتراضی، محدودیتهای رفتوآمد، برخوردهای خیابانی و حضور نیروهای اجتماعی با مطالبات متفاوت بود. از میدان جمهوری تا مسیرهای منتهی به باستیل، ناسیون و کلیشی، اعتراضات نشان دادند که بخشهایی از جامعه فرانسه همچنان خواهان شنیده شدن مطالبات خود هستند.
خیابان میتواند نقطهٔ آغاز باشد؛ نقطهٔ آغاز بیان مطالبات، شکلگیری همبستگی اجتماعی و طرح پرسشهایی که جامعه دیگر نمیخواهد بیپاسخ بمانند.
به امید گسترش همبستگی میان تودههای مردم و مبارزات اجتماعی در فرانسه؛ برای جامعهای که در آن حقوق اجتماعی، آزادیهای مدنی و حق اعتراض محترم شمرده شود و امکان زندگی شایسته برای همگان فراهم آید.
ناصر ـ پاریس ۱۷!اکتبر.