۱۴۰۵-۰۷-۲۸

جمعی از کمونیست های انقلابی – ایران و افغانستان: مبارزات دانش آموزان فرانسه و دمیدن به هوای تازه مبارزاتی

 

جنبش دانش آموزی فرانسه که از ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ از منطقه محروم و فقیرترین ساکن کرتی در پاریس آغاز گشت، در مدتی کوتاه به سراسر کشور گسترش یافت. یورش خشن و وحشیانه پلیس و پلیس ضد شورش که با حمایت و رهنمودهای سرکوب حکومت آغاز گشت، بر خشم توده های مردم افزود واقشار بیشتری را به مبارزه و حمایت خیزش عادلانه کشاند. در تظاهرات روز سه شنبه 13 اکتبر، بیش از 400 هزار نفر و در راهپیمایی سراسری شرکت نمودند. بیش به هزار مدرسه دبیرستانی ، راهنمایی و دانشگاه بسته شد. با پیوستن گسترده معلمان، دانشجویان و والدین، کارگران و دیگر زحمتکشان، جامعه فرانسه را به سمت و درمسیر دو قطبی شدن قرار داد. در خیزش در ۱۷ اکتبر، مبارزات شدت بیشتری یافت. اکثرمدارس و دانشگاهها بسته شده تا کنون بیش از ۱۰هزار نفر دستگیر شده اند که ۸۵ درصد آنان نوجوانان و کودکان بین ۱۵ تا ۱۸ ساله اند و چند صد نفر از حامیان دانش آموزان (تحت نام اخلال گر) نیز دستگیر شده اند. از ۵ هزار کودک بازداشت شده ، قرار است ۲۰۰۰ نفر از آنان دادگاهی شوند. خشونت پلیس تاکنون باعث شده که بیش از ۵۰۰ دانش آموز و دهها معلم بسختی مجروح شوند که شامل قطع دست یک کودک ۱۵ ساله ، کور شدن چشم ، شکستن فک و دندان … دیگر دانش آموزان بوده است . همچنین پلیس می گوید نزدیک به ۱۰۰۰ نفر از آنان نیز زخمی شده اند. خلاصه اینکه فرانسه در آتش قرار گرفته است!

گزارشات از صحنه های مبارزاتی

*ماسیکلا ۱۸ ساله می گوید: « آنها ( منظور حاکمین) ارتش دارند، پلیس دارند، قدرت ( سیاسی) در اختیار آنهاست و اما ما، جمعیت انبوه مردم را داریم» و ادامه می دهد « من شخصا می خواهم ۱۹۶۸ را دوباره تکرار کنم»! جوانان مایلند مبارزات خود را با مبارزات سال‌های ۱۹۶۸ مربوط سازند، مبارزاتی که از شعارهای توده‌ای آن آرمانگر بود.
*تظاهر کنندگان شجاع و عاصی از نظام از شدت خشونت دولتی هراسی ندارند. ‌گزارشات حاکی از آن است که: «تظاهر کنندگان خطرات قابل توجهی را به جان می خرند».
*والدین و توده های زحمتکش و دانشجویان جهت مقابله با خشونت دولتی بویژه بر علیه کودکان، سپر دفاعی در مقابل نیروهای سرکوب ایجاد کرده و به مقابله با این خشونت پرداخته اند. نغمه هایی مانند «کاخ الیزه را به آتش خواهیم کشید....ما هنوز در اول راه هستیم» از برخی از جوانان شنیده می شود!
*السیدور، دانش آموز دبیرستانی می گوید:« موضوع فراتر از داشتن توالت های مناسب در مدارس است، این خشم شدید جوانان فرانسه است ،جوانانی که احساس می کنند، نماینده ای ندارند، رها شده اند، صدایشان شنیده نمی شود و از آنچه در آینده در انتظار شان است، در هراسند.» !
بعلت خشونت بیش از حد نیروهای سرکوبگر علیه نوجوانان، مردم شعار «ما همه از پلیس متنفریم» را فریاد می زنند. 
* دختر جوانی می گوید :با آنها فقط با زبان زور می توان صحبت کرد!
منابع: تلویزیون الجزیره ۵ اکتبر، رادیو LBC لندن ۴ اکتبر ۲۶، گاردین ۶ اکتبر ۲۶، بی بی سی فارسی ۱۲اکتبر ۲۶. 
مدارس دولتی، چه به صورت حضوری و چه مجازی، عمدتا در خدمت مناطق طبقات مرفه است. هم به دلیل استفاده از امکانات سیستم های سامانه ای بهتر و هم آماده سازی و تدارک برای ورود به دانشگاه و هم اینکه مدارس آنها مشکلات مناطق محروم را عمدتا ندارند. چنین شرایطی، دانش آموزان مناطق محروم را از ورود به دانشگاهها و یا از ورود به رشته های موردعلاقه محروم می سازد. زیرا نظام، این اقشار را برای کارهای کم در آمد نیاز دارد. البته اگر شغلی نصیب شان شود. این یک تقسیم کار آگاهانه است که نوجوانان و زحمتکشان مناطق محروم را ، که درصد قابل ملاحظه ای از آنان از مهاجرانند از امکان رشد و نیل به اهداف آکادمیک محروم می سازند. 

 

تحمیل سیاست های ریاضت کشی دولت منتج از بحران نظام سرمایه داری امپریالیستی است!
سیاست های ریاضت کشی دولت فرانسه در عرصه های خدمات اجتماعی از قبیل آموزشی، بهداشت وحقوق بازنشستگان و کارمندان دولت و…. اکثریت جامعه را در مقابل دولت قرار داد است. اعمال چنین سیاستی ، جبر ‌وناشی از بحران عظیم سرمایه داری است: ساختمانهای نزدیک به کلنگی مدارس در حال چکه کردن ، رطوبت و کپک است ، دستشویی های غیر بهداشتی ، رژه موشها در کلاسها و کوریدورها و مهمتر از همه آنها ، کمبود جدی معلم، کلاسهای طولانی از ۸ صبح تا ۶ بعد از ظهر و کلاسهای ۴۰ تا ۵۰ نفره ( قرار است از ۲۵ نفر بیشتر نباشند) رنج برده و حتی صندلی به اندازه کافی موجود نیست! دولت فرانسه در بحران اقتصادی مهمی قرار دارد. کسری بودجه نزدیک به ۶ درصد است. حکومت برای راضی نگهداشتن خریداران اوراق قرضه و جلوگیری از افزایش سودبانکی، پیشنهاد کاهش ۵۴ میلیارد یورو از مخارج اجتماعی دولت را ماه قبل پیشنهاد کرده، که شامل بخش آموزشی نیز می گردد. خزانه دولت خالی است و همزمان کارکنان دولت هم در ضدیت با سیاست های ریاضت کشی « منع افزایش دستمزدها» به دانش آموزان پیوسته اند.


**

در کمتر از یک ماه از آغاز مبارزات جوانان که هوای بهاری مبارزاتی را برای جهان به ارمغان آورده، جنبش تقریباً به سراسر کشور گسترش یافته و اقشار و طبقات مختلف را به حمایت و مبارزه کشانده است. پیوستن خانواده های دانش آموزان و نقش مهم آنان در حفاظت از جوانان در مقابله با خشونت پلیس، شرکت کارگران بیکار و اتحادیه های کارگری(CGT به هبری سوفی بینت و…) دانشجویان، معلمان، کارکنان خدمات دولتی، توده های مردم ستم دیده از هر رنگ و پوست، جوانان بویژه زنان جوان‌ (بویژه بخش های پیشروی آنان) را در مورد مسیر حرکت و اهداف کوتاه و دراز مدت آن به فکر واداشته است. (بنابر نظر سنجی تلویزیون بی اف ام تی ۷۲ درصد از مردم فرانسه از حرکت دانش آموزان پشتیبانی‌می کنند) مسئله در واقع آینده نسل جوان ، جامعه و کل بشریت است. مسئله ضدیت با نظام ریاضت کشی و سیاستهای لیبرالیسم اقتصادی دولت امپریالیستی فرانسه است که ریشه در بحران ساختار نظام سرمایه داری دارد. دولت از یک طرف چک سفید برای گسترش نظامیگری می کشد و از طرف دیگر توده های عظیم مردم، بویژه جوانان را از آینده محروم و سرکوب می کند. درمقابل، جنبش با سنگربندی و تسخیر مدارس و ساختمانهای دولتی، بویژه در مناطقی که از تاریخ مبارزاتی انقلابی برخوردارند، شعار « زنده باد کمون» را از بام آن آویزان و همزمان شعار «زنده باد کمون » و « زنده باد ماه مه ۶۸» را فریاد می زنند. 

دو دختر جوان در پاسخ به خبرنگار الجزیره در مورد خطر خشونت های پلیس ضد شورش، در حالیکه بر روی دیوار پشت صحنه شعارهای « زنده باد جنبش مه ۶۸» و «زنده باد نسل سال های ۶۸ » نوشته شده می گویند ما « هنوز در اول راهیم»! ( الجزیره 6 اکتبر 26) 

 

چنین مبارزات و تحولاتی دردوران ودر مقابل روند رو به رشد فاشیسم در عرصه جهانی، امید و هوایی تازه ایجاد نموده است. شعارها در دفاع از خواسته های ملت فلسطین و محکوم کردن نسل کشی آنان توسط صهیونیستهای اسرائیلی، بعد دیگری از هم سرنوشتی و دشمن مشترک مردم در سراسر جهان - یعنی نظام سرمایه داری امپریالیستی را به نمایش در می آورد. برخی راهپیمایی ها از مناطقی آغاز می شوند که دارای سابقه و تاریخ مبارزاتی غنی می باشند( کمون و مه ۶۸) که نشان از آغاز بیداری و جهت گیری تظاهر کنندگان با آرمانهای آن مبارزات تاریخی اند. شکی نیست که روحیه نهرا سیدن از دشمن و ایستادگی در مقابل یورشهای وحشیانه دستگاههای سرکوب دولتی بسیار مهم است، اما مهمتر و کلیدی تر از آن، داشتن خط صحیح سیاسی و ایدئولوژیک است. آینده انقلاب جهانی به آن وابسته است. این مشکل صرفان انقلاب در فرانسه نیست. این مشکلی است که جنبش کمونیستی بین المللی بعد از شکست ها و یورش مداوم و سیستماتیک ارتجاع جهانی با آن مواجه گشته است! این همان تضادی است که جنبش کمونیستی در ایران، با وجود هزینه های بسیار سنگین از چند نسل، کماکان از عدم یک حزب کمونیست اصیل رنج می برد. در فقدان چنین حزبی در رهبری جنبش است که هم ارتجاع جمهوری اسلامی وابسته به امپریالیسم توانسته تا کنون دوام آورده و جنایت کند و هم اینکه جریانات هوادار امپریالیسم جنبش را بارها به قتل گاه برند و ضربات بسیار سنگین به جنبش وارد کنند. واقعیات عینی همانگونه که ماسیکلای 18 ساله از معترضین می گوید: «آنها ارتش و پلیس و قدرت سیاسی دارند و ما توده های مردم را»، اما تا زمانی که توده های مردم با کسب قدرت سیاسی برای ایجاد تغییرات اقتصادی ، اجتماعی،فرهنگی و..(یعنی انقلاب) در راستای رهایی بشریت، نظام استثماری طبقاتی را سرنگون نکند، این طبقه به استثمار و ستم ادامه خواهد داد و مردم را از حق واقعی ،یعنی حق حکومت با خشونت و سرکوب کنار خواهند زد. پس چگونه می توان قدرت سیاسی را کسب کرد و دست به تغییرات رادیکال در راستای از بین بردن مناسبات طبقاتی زد؟ همانگونه که لنین بدرستی بیان نمود: بدون تئوری انقلابی، انقلابی واقعی به پیروزی نخواهد رسید.امروزه،متاسفانه جنبش انقلابی و کمونیستی در فرانسه بصورت سازمان یافته یا بسیار ضعیف است، و یا اینکه فعلا متشکل نیست. این بدان معنا نیست که جوانان پیشرو و تمامی آنهایی که به آرمان رهایی بشریت فکر و در جهت یافتن جواب به آن مبارزه می کنند موجود نیستند ، البته که موجودند. اما ضروری است که بتوانند از مبارزات کنونی و اینکه چگونه می توان از پتانسیل های موجود در آن در مسیر تعمیق آگاهی و تعهد و مبارزه برای دست یابی به تئوری های علمی ومنطبق با شرایط خاص انقلاب در فرانسه در خدمت به پیشبرد انقلاب جهانی تدوین نمایند. آرمانگرایی کمون و مه ۶۸، نیاز مبرم به آگاهی علمی کمونیستی دارد. زیرا در مقابل بشریت دو راه بیشتر موجود نیست، یا مناسبات طبقاطی ستم و استثمارگرانه و یا پایان بخشیدن آگاهانه به نظامهای طبقاتی و رهایی بشریت.


شناخت از اهداف سیاسی نیروهای مختلف،
جنبش توده‌ای ، دانش آموزی و دانشجویی وگسترش آن به سطح سراسری و درگیر شدن بخش های مختلف جامعه از جمله احزاب سیاسی و اتحادیه های کارگری و… مبارزه برای کسب رهبری این خیزش و جهت دادن آن در راستای منافع خود را تشدید نموده است. از طرف دیگر جریانات منتسب به فاشیستهای فرانسه (لوپن) «خشونت»دانش آموزان و حامیان آنها را محکوم کرده و از رعایت «نظم و قانون، حمایت و تشدید اقدامات پلیس ضد شورش در سرکوب» خیزش دانش آموزان دفاع نمود. هدف آنها جلب حمایت بخش های بیشتر فاشیستی طبقه حاکمه و نیروهای فاشیستی درون جامعه برای کنترل و سرکوب این خیزش و استفاده از آن در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده فرانسه است. آنها احزاب به اصطلاح « چپ » - به رهبری ملانشون و شرکا و متحدین آنها - را به شعله ورتر کردن این خیزش - محکوم کرده اند. ماکرون، «خشونت» دانش آموزان را محکوم و آنها را به رعایت نظم و قانون فرا خوانده است. رئیس جمهور فرانسه، در حین دستور سرکوب، « قول »بررسی برخی از خواسته های تظاهر کنندگان را طرح کرده و قرار است در آینده به بررسی«زیاده رویهای» نیروهای پلیس ضد شورش بپردازد.او دانش آموزان را به جای حضور در خیابانها به حاضر شدن در سر کلاس درس فرا خوانده است! حزب«فرانسه تسلیم ناپذیر» برهبری ملانشون از خواسته های دانش آموزان در حرف حمایت کرده و «خواسته های» آنان را در بندهای کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری حزبش در سال آینده گنجانده است! چهره های سیاسی این حزب از جمله خود ملانشون در برخی از تظاهراتها شرکت کرده و دانش آموزان و دانشجویان را به مبارزه مسالمت آمیز ( یعنی محکوم کردن خشونت) تشویق کرده اند. حکومت و فاشیستها جریان ملانشون را به ایجاد ناآرامی ها و آغازگرو سازمانده آن متهم کرده اند. 

همزمان نیروهای راستگرا و فاشیست، حزب ملانشون را به دلیل استفاده از این اعتراضات جهت کسب رای آنان مورد انتقاد قرار می دهند. رهبری اتحادیه های مختلف کارگری فرانسه که اهداف آنان بطور عمده در راستای اهداف حزب «فرانسه تسلیم ناپذیر» قرار دارند( بویژه (CGT هیچ ماهیت انقلابی نداشته وخود بخشی ازنیروهای حافظ سیستم و اریستوکراسی کارگری می باشند. اما آنها بویژه در دوران های تشدید تضادهای ملی و بین المللی بین قدرتهای امپریالیستی و عروج فاشیسم در عرصه جهانی - تضادهای معینی را با حکومتهای راستگرا و فاشیستی حول محور چگونگی اعمال اتوریته و کنترل جامعه و حفظ سیستم در دوران بحرانهای شدید پیدا می کنند. آنها نیز در سطح رهبری و بدنه اصلی - خط و برنامه مبارزه مسالمت آمیز را تبلیغ و خواهان برخی تغییرات در تخصیص بودجه دولتی در ارتباط با خدمات اجتماعی اند. این تفاوت‌ها هم برای حفظ بهتر نظام و پایه گرفتن در بین اقشار جوان با هدف فروکش خشم آنها و کشاندنشان به مسیرهای «قانونی» مبازره و جلوگیری از انقلاب است. نکته بسیار مهم، وجه مشترک کلیه نیروهای سیاسی حاکم و یا در اپوزیسیون (چه نیروها و احزابی که خود را «حامی» خواسته های دانش آموزان قلمداد می کنند و چه نیروهایی که مخالف آنان و خواهان سرکوب خشن ترند) این است که تمامی آنها، خشونت عادلانه تظاهر کنندگان را محکوم می نمایند. آنها از این طریق میخواهند تظاهر کنندگان را به مسیرهای مبارزه مسالت آمیز کشانده و راه پیشروی مبارزه، بویژه در سطح تعمیق آگاهی سیاسی واز به زیر سوال کشیدن کل نظام اقتصادی و سیاسی حاکم جلوگیری نمایند. 

در این اوضاع، جناح ملانشون و شرکا تلاش دارند که رهبری خود را بر مبارزات دانش آموزان تحمیل کنند و از این طریق استقلال عمل مبارزاتی وسیاسی خیزشگران را از بین ببرند. هدف آنها جلوگیری از رشد آگاهی سیاسی و علمی است که می تواند کل نظام را در پروسه مبارزاتی و تعمیق آگاهی زیر سوال برد، جلوگیری و از این طریق خواسته های آنان را تقلیل داده و این مبارزات را وجه معامله با جناح حاکم قرار دهد. نکته بسیار مهمی که اهمیت استراتژیک برای خیزش دارد، این است که با وجود تضادهای مهم بین جناحهای «حامی تظاهر کنندگان» با جناحهای سرکوبگران ، در آن است که اگر روندهای مبازراتی با دخالت عناصر آگاه تعمیق و جنبش انقلابی و بویژه کمونیستی بتواند از طریق مبارزه علمی و عملی شکل گرفته و بتواند به نیروی مهمی تبدیل و با طرح و برنامه انقلابی توده های عاصی را به سمت مبارزه برای سرنگونی نظام فرا خواند، بدنه اصلی نیروهای سیاسی حامی کنونی به نیروهای حافظ نظام خواهند پیوست و به سرکوب جنبش خواهند پرداخت.این خطری جدی است که کل جنبش را از درون و بیرون تهدید می کند. 

درگیر شدن احزاب اپوزیسیون دولتی، با توجه به ارزیابی آنها از پتانسیل های انقلابی و گرایش های چپ انقلابی در نسل جوان، دانشجویان، توده های محروم بویژه جوانان،زنان و رنگین پوستان جامعه است که طبقه حاکمه تلاش دارد که آنها را مهار کند. به عبارت دیگر از یک طرف جناح راست طبقه حاکمه تلاش می کند که با خشونت فوق العاده دولتی آنان را سرکوب کند و از طرف دیگر بخش دیگری از طبقه حاکمه با نفوذ در آن ، تقلیل خواسته ها و کشیدن آنان به مسیرهای قانونی و مسالمت آمیز، بویژه با توجه به تاریخ مبارزات انقلابی و پرولتری در فرانسه مانند کمون پاریس و ماه مه ۱۹۶۸، از رادیکالیزه شدن آن جلوگیری کند. ضروری است با احزاب سیاسی پارلمانتاریستی، آنهایی که خود را «حامی» جنبش معرفی می کنند، نقطه نظراتشان در مورد آینده جنبش به نقد کشیده شده و با کشیدن خط تمایز، بر بدنه کارگری و زحمتکشی آنها و«بدنه اتحادیه های کارگری» تاثیر گذاشت. در غیر این صورت رهبری مبارزات را « نارهبران » کسب و از آن بمثابه ابزاری برای امتیازگیری از نظام سوء استفاده و جنبش را فروکش وبه شکست خواهند کشاند. به همین دلیل ضروری است که یک مبارزه سیاسی و ایدئولوژیک جدی را علیه این خطر واقعی به پیش برد تا نیروی های سازشکار و جناح های درون قدرت نتوانند این جنبش را بطرف سازش و در راستای منافع طبقات حاکم منحرف کنند. انجام این وظیفه خطیر در وحله اول نیاز به شکل گیری خط انقلابی کمونیستی دارد. 
 

تضادهای طبقاتی بین دو پرچم و سوالات مهم برای انقلاب فرانسه! 

در مبارزات جاری فرانسه هم پرچم کمون، پرچم سرخ پرولتاریای بین المللی که پرچم جنبش ماه مه سال ۶۸ نیز بود به اهتراز در می آید و هم پرچم سه رنگ فرانسه !
اما پرچم سه رنگ فرانسه، پرچم و در واقع نماد دولت امپریالیستی است که به مدت چند قرن هم در فرانسه و هم در کل جهان جنایت کرده و کماکان می کند. این پرچم استثمارگران ، اشغالگران، ستمگران ، نژاد پرستان و فاشیستهای حاکمان فرانسه است . این پرچم دولت مستعمراتی اشغالگر و نژاد پرست صهیونیستی اسرائیل است که دولت فرانسه از جنایات و نسل کشی آنها حمایت و صهیونیستها را مسلح می کند. این پرچم، پرچم زن ستیزی، کوئیر ستیزی و نژادپرستی است. مرتجعین با همین پرچم مبارزات عادلانه جوانان را سرکوب می کنند.
اما پرچم کمون، پرچم سرخ پرولتاریای بین المللی کاملاً در نقطه مقابل آن قرار دارد. پرچم کمون، نماد رهایی بشریت از هر گونه ستم و استثمار، تبعیض نژادی، ملی، جنسی و جنسیتی در سراسر جهان است. این پرچم پایان نهادن بر مناسبات طبقاتی وزیر بنای تولیدی سرمایه داری امپریالیستی است. این پرچم نجات کره زمین از نابودی تهاجمات اکولوژیکی سرمایه داری است. این پرچم پایان دادن به جنگها، بویژه جنگ های جهانی امپریالیستی است که بشریت را بطور جدی تهدید می کند. 

برای انقلاب مهم است که پیشروان انقلابی مبارزه سیاسی مداوم و عمیقی را بر اساس اصول کمون و تداوم آن که تا کنون توسط مارکس، لنین ،مائو و فراتر از آن تکامل یافته و غنی تر گشته است، پیش برند.

و در این پروسه هسته های مستحکمی از انقلابیونی را پرورش دهند که به درک علمی از تغییر جهان آگاهی یافته و در ارتباط نزدیک با توده هایی که علیه این سیستم هستند، توانایی علمی و عملی سرنگونی نظام امپریالیستی و ساختمان جامعه ای نوین را کسب و به فرماندهان استراتژیک و رهبران آگاه و کمونیستی تبدیل گردند. آنانی که آماده اند برای نیل به جهانی عاری از ستم و استثمار آماده شوند. در مسیر تاریخی نیاز عاجل است که سوالات مهم انقلاب مورد بررسی و به راه حل های صحیح دست یافت، سوالات مهمی چون: نیروهای انقلاب کیانند؟ چگونه می توان این نیرو ها را در راستای نیل به اهداف انقلاب متحد کرد؟ چگونه می توان نیروهای ضد انقلاب را در پروسه کسب قدرت سیاسی شکست داد و چگونه می توان بخشهای از جامعه را که در حالت بی طرفی قرار دارند به انقلاب جلب کرد و یا از پیوستن آنان به دشمن جلوگیری کرد. چگونه می توان قدرت سیاسی را در شرایط کنونی جهان امپریالیستی کسب ،حفظ و گسترش داد. ساختمان سوسیالیسم و اقتصادی نوین را چگونه می توان ساخت و از تجارب انقلابات در ساختمان سوسیالیسم چه می توان آموخت. چگونه می توان به مسایل مهمی چون ستم بر زن، نژاد پرستی و بسیاری مسایل مهم دیگرپرداخت و در مسیر از بین بردن آنها چه خط و برنامه ای داشت و…….در پاسخگوئی به این سوالات مهم است در نظر داشت که پیشرو یها و شکست های ما جهانی اند . پیشرویها و دستاوردهای مبارزات نسل جوان در فرانسه ،جهانی است جوانانی که در نظام کنونی بویژه بخش اعظم آنها در جنوب جهانی ، زندگی و آینده آنها به گروگان گرفته شده است.

برای کسب آگاهی کمونیستی، نسل جوان بهمراه کلیه رهروان رهایی بشریت نیاز است که دستاوردها و کمبودهای انقلابات کمون پاریس ، انقلاب شوروی و انقلاب چین را از میان آوار کارزارهای سیستماتیک ضد کمونیستی ارتجاع جهانی که پیش از یک قرن ادامه دارد، بیرون کشیده، دستاوردها و علل شکست و راه حل برای پاسخگویی به نیاز و ضرروت انقلاب در شرایط جهان کنونی و فرانسه را مورد نقدو بررسی قرار دهد. اگر جوانان و مبارزین پیشرو قادر باشند با درگیر شدن در پراتیک انقلابی و بررسی های علمی به مسائل اساسی انقلاب پاسخ دهند، می توانند در موقعیت کیفیتا بالاتری قرار گرفته و بر محدودیت هایی که نظام به طرق مختلف در مقابل مردم قرار می دهند فائق آیند. 

 

جمعی از کمونیست های انقلابی – ایران

جمعی از کمونیست های انقلابی ــ افغانستان

 

28 مهرماه ـ میزان 1405 /19 اکتبر 2026 


 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر