مردم از جمهوری اسلامی گذر کرده اند، در این شرایط چه باید کرد
امین بیات: از اتحاد فراگیر چپ انقلابی ایران
وظیفه ی چپ انقلابی همواره در شرایط پراکندگی جنبش چپ، متشکل کردن نیروهای دمکرات مستقل چپ چه از لحاظ فردی و تشکیلاتی است، تا بتوانند با کمک مردم موثرتر مبارزات روزمره را سازماندهی کنند، و متحد آینده را بسازند.
چپ بمعنی این است که برای همه ی انسانها بر قراری عدالت اجتماعی مهیا کند، انقلابی هم به این معنی است که با دولت استبدادی و نیروهای سرکوبگر مماشات نکند و برای کسب آزادی و برقراری عدالت اجتماعی و رهائی از بندگی و استثمار به شیوه مسالمت آمیر بهر قیمتی بها ندهد.مردم ایران چند سالی است که از تمامیت نظام استبدادی جمهوری اسلامی عبور کرده اند، ولی چه باید بکنند که رژیم سقوط کند و قدرت را مردم بدست بگیرند، جمهوری اسلامی در برابر مطالبات مشخص زنان ایرانی عقب نشینی تاکتیکی کرده، تا برای حفظ موجودیت خوددر برابر مردم بجنگد ، جامعه آبستن حوادت انفجاری است، رژیم از ترس بقای خود اقدام به تهدید و هر روز اعدام میکند، از طرفی مردم دگر اعتمادی به آمریکا هم ندارند و آمریکائیها دیگر تامین کننده ی امنیت منطقه هم نیستند چه برسد به اینکه بخواهند امنیت مردم ایران را تامین کنند،توجه مخصوص به حقوق بشر در ایران، برسی تهدید با مخالفان و فشار به خانواده های اعدام شده گان و پیامد های اقتصادی آنها .
افراد و نیروهائیکه دغدغه ی مردم و کارگران در ایران و جهان را در سر دارند، باید در مسیر رهائی و تشکیل سندیکا های و شوراهای مستقل کارگری کوشا باشند.
کافیست با نیروهای توتالیتر حتی کمونیستی خط کشی داشته باشند و جنبش را به مسیر سوسیالیسم دمکراتیک هدایت کنند، تا آنها نیز باین سمت گرایش پیدا کنند.
بنظر من خیلی ساده است، در ایران مبارزات کارگران هفت تپه، تعاونیهای نیشکر هفت تپه ، کارگران شرکت نفت و...اگر دنبال شوند و از خواستهای کارگران حمایت شود،به اصل سوسیالیسم دمکراتیک کارگران ایران در جمع خواهیم رسید، جنبش سوسیالیستی اگر بخواهد از شکستهای خود نتیجه گیری کند باید برنامه برای پیوستن نیروها بهم ارائه دهد و بدیل سیاسی داشته باشد که مورد قبول مردم و کارگران باشد، آلترناتیو سیاسی امثال من و بخشی از رفقای اتحاد، سوسالیسم دمکراتیک است.
از لحاظ علمی کارگران با سوسیالیستها همیشه در تماس مستقیم باشند، و از تجربیات نیروهای سیاسی استفاده کنند.
از نظرتشکیلاتی، منسجم و متحد و بدنبال بر پایی محفلهای قوی و شناخته شده با هم باشند، وظیفه ی اتحاد فراگیر چپ انقلابی ایران بوجود آوردن چنین محفلهائی میباشد که بصورت افقی و مشترک سازماندهی شوند.
ما نباید بدنبال بر پایی حزبی چدید در کنار دیگر احزاب باشیم، بلکه باید سعی کنیم متحد و یکپارچه در کنار هم قرار بگبریم تا بتوانیم به اهداف خود و کارگران تحقق ببخشیم، برای رسیدن به اهداف خود ما باید به چند رکن اساسی پایبند باشیم از جمله ، در صحنه ماندن و نگهداشتن نیروهای آگاه و دور اندیش سوسیالیست در کنار هم ، همچنین نیروهای ضد سرمایه داری و ضد فساد ، مخالف قدرت و ثروت را، درخدمت بمردم و طبقه ی زحمتکش تقویت کنیم تا بتوانند در مقابل سلطه گران سرمایه دار بر جامعه در صحنه باشند و به امر سازماندهی بپردازند.
نیروهای مترقی و مردمی در هر شرایطی باید از آزادی و دمکراسی دفاع کنند و خود به آن عمل کنند، و عملکرد حاکمان سرمایه را به زیر سئوال برده و آنها را کنترل و افشاء کنند، چپ سوسیالیسم دمکراتیک باید آگاهانه از هژمونی طلبی فاصله بگیرد و علیه هژونی طلبان برنامه ی عملی و نظری داشته باشد، از گزارشات و اخبار چنین برمیآید که در تعقیب اعتراضات جوانان در فرانسه، در سراسر اروپا جنبشهای اجتماعی با شیوه های اعتراضی رادیکال با هم هماهنگ عمل میکنند، و دولتها مجبورند به پذیرش مطالبات صنفی و سیاسی جوانان تن در دهند یا از قدرت کناره گبری کنند، امروز می بینیم که در سطح جهان، نظر سنجیها به سوسیالیسم دمکراتیک نگاه مثبت دارند بخصوص عملکرد جوانان مورد توجه قرار دارد و سرمایه داری در مسیر به انحراف کشاندن نسل زد، میباشند.
از لحاظ اقتصادی، عدالت اجتماعی و برابر حقوقی بر اساس مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید در یک نظام سیاسی دمکراتیک و چند حزبی اگر استوار باشد، اقتصاد را در کنار آزادیهای سیاسی بهتر میتوان محقق کرد، یعنی اقتصاد سوسیالیسم دمکراتیک هدفش انتقال مالکیت صنایع کلیدی، زیر ساختها، و منابع طبیعی و بیرون آوردن آنها از دست مالکان خصوصی و قرار دادن آنها در اختیار جامعه و مردم ، بصورت تعاونیهای کارگری، مالکیت عمومی دولتی، جایگزینی بازار آزاد بجای تکیه ی مطلق به بازار آزاد، برنامه ریزی دمکراتیک مشارکتی برای هدایت اقتصاد سوسیالیستی.
فراتر رفتن دمکراسی صوری و پادگانی سرمایه داری و دستیابی به دمکراسی حقیقی و مردمی که در آن توده های مترقی از مردم، کنترل مستقیم بر سرنوشت سیاسی و اقتصادی جامعه را در دست داشته باشند.
جنبش سوسیالیستی باید پیشگام مبارزه با هر گونه تبعیض ( جنسیتی،ملی و طبقاتی) باشد ، از جمله افشاء و تعقیب زن کشی ، برای نمونه در ایران جنبش زن ، زندگی،آزادی ، ظرفیت دمکراتیک جنبش زنان در ایران مکمل و تقویت کننده ی جنبش کارگری و سوسیالیستی باید باشد، سوسیالیسم دمکراتیک تنها راه رهائی طبقه ی کارگر ایران و دستیابی آنها به آزادی و دمکراسی واقعی است.
البته بر اساس بازسازی سازمان های سیاسی و سازماندهی جدید جنبشهای برابری خواه تقویت شده، سوسیالیسم هر بار در قالب جدیدی ظهور خواهد کرد، آنچه پایدار خواهد ماند «سوسیالیسم»در هر قالبی که جدید ظهور کند، همان برابری و اشتراک مساعی است، که قادر است در شکل «رخداد» به تاریخ برگرددو جوابگو به خواستهای طبقه ی محروم جامعه باشد.
وظیفه امروز سوسیالیستها ی دمکراتیک و آزادیخواه، نه تکرار وابستگی به خطاهای گذشته و شکست خورده، بلکه دامن زدن به رخدادهای تازه میباشد، یعنی هر رخدادی تازه آغازگر یک مسیر جدید است که شاید ناهموار تر از گذشته شده باشد، که با حذف سلطه ی سرمایه داری و نابرابری و استثمار جاده هموارتر و مسیر سیاست را در جامعه در خدمت طبقه ی زحمتکش استوارتر میکند، بنا بر این هر نسلی باید با بکار گیری عمل و اندیشه ی خود بصورت مستقل در باره ی رسیدن به حقیقت با آزمودن مسائل دوران خود اظهار «وفاداری»و «تعهد عملی»نسبت به جامعه و طبقه ی زحمتکش ، داشته باشد، پس همواره میتوان جهانی تازه از دل نظم موجود در آورد و در لحظه ی تولد آن جهان ، به آن تعهد داشت و آنرا عملی کرد.
سوسیالیسم دمکراتیک دقیقا همان چیزی است که چپهای مستقل امروز بیان میکنند، و خیلی ها از جمله اقتدار گرایان هنوز نتوانسته اند از گذشته ی ناموفق خود درس عبرت بگیرند و هنوز به آنها به آن نظرات پافشاری میکنندو از استالینیسم ،لنینیسم، مائوئیسم، پیروی میکنند که در جامعه ی آینده ی ایران جایگاهی به هیچوجه نخواهند داشت، و نسل جوان طرفدار آزادی ، دمکرت و عدالت طلب را از خود دور میکنند، سوسیالیسم دمکراتیک فهمیدنش خیلی آسان است، اقتصاد برای انسان نه انسان برای اقتصاد، دمکراسی بدون قید و شرط یعنی، سیاسی، دمکراسی کامل، آزادی احزاب، مطبوعات، آزادی برای مخالف نظری ، در سوسیالیسم دمکراتیک هیچ حزبی حق ندارد خود را «پیش تاز»و همیشگی و برتر از دیگران بداند، هر مدت زمانی باید خود را مورد آزمون انتخاب به رای مردم قرار دهد.
از لحاظ اقتصادی: بخش کلیدی اقتصاد ( نفت، گاز، بانک، برق، درمان و دارو، آموزش ، مالکیت عمومی تعاونی، داشته باشد ، نه به خصوصی و نه به دولت امنیتی، بقیه اقتصاد آزاد باید باشد.
از لحاظ اجتماعی، برقرای عدالت اجتماعی در یک جامعه همانند ایران از طریق باز تولید و توضیح قانونی قابل اجرا است، نه از طریق قوانین بورژوازی،سلب مالکیت از سرمایه داران و در مقابل گرفتن مالیات از حقوق بگبران و کارگران، حذف خدمات رایگان از کارگران و مردم عادی و در اختیار قرار دادن همه گونه وسایل رفاه و آسایش برای سرمایه داران، در اختیار داشتن مجهز ترین بیمارستانها جهت دارندگان سرمایه و در مقابل گران کردن دارو و کمبود آن برای خانواده های زحمتکش،در یک جامعه ی بورزوازی سرمایه داری همه چیز در اختیار ثروتمندان است و زحمتکشان از این مزایا بی بهره اند.
سوسیالیسم دمکراتیک با سوسیال دمکراتها و اقتدار گراها:
نمونه ی شناخته شده ی مدل سوسیال دمکرات در آلمان سرمایه داری است، با اخذ مالیات گرفتن از مردم اهداف سرمایه داری خود را به پیش میبرند، و در ارتباط با سیاست روابط خارجی هیج تفاوتی با نیروهای راست ندارند، اما در سوسیالیسم دمکراتیک که میخواهند مالکیت سرمایه داری را در بخش های کلیدی جامعه تغییر دهند.
سوسیالیسم اقتدار گرا، مانند طرفداران شوروی سابق،میگفتند که اقتصاد را دولتی میخواهند بکنند و قرار بود که دمکراسی هم بمردم بدهند، ولی سوسیالیسم دمکراتیک معتقد است که بدون دمکراسی سوسیالیسم بی معنی است.
آیا شیوه فرم سوسیالیسم دمکراتیک برای آینده ی ایران مناسب است؟
به نظر من بعنوان یک چپ مستقل بله، و معتقدم که تنها راه واقع بینانه است، وبرای آن چهار دلیل میآورم، ۱- یک ضرورت جهانی برای رهائی انسان زحمتکش است،سوسیالیسم دمکراتیک بدون آزادی بی معنا است۲- مشگل ایران نفت است، ایران یک کشور رانت خیز است، تا وقتی نفت در اختیار یک مشت «آقا زاده » یا سپاهی یا حتی یک الیگارشی جدید باشد،هر حکومتی که در ایران مستفر شود فاسدو سرکوبگر خواهد بود، سوسیالیسم دمکراتیک می گوید در امد نفت در یک صندوق ملی پس انداز شود و سودش مستقیم خرج حقوق شهروندان ایران شود، آموزش رایگان، که باید آزاد و مردمی اداره شود و از اختیار دولتمردان استثمارگرخارج شود ۳-مردم ایران از دو افراط گرایی خسته اند، از اقتصاد و خصولتی سپاهی و هم از نسخه پیچی های نئولیبرالیستی که میگویند همه چیز را بفروش و به بخش خصوصی بسپار، مردم نمیخواهند مانند مردم در آمریکا بدون بیمه ی درمانی بمیرند، مدل اسکاندیناوی به فرهنگ ایرانی نزدیکتر است.۴- مسئله ی قومیتها و زنان در ایران فردامهم است، در سیستم سوسیالیسم دمکراتیک که ذاتا فدرال و غیر متمرکز است، شوراهای کارگری،شهرداریهای قدرتمند در کردستان، خوزستان، بلوچستان خود مختاری اقتصادی ارائه میدهد و بدون برابری کامل حقوق زن و مرد در مناطق قومی سوسیالیسم دروغ است، مهمترین مسئله امروز میان اقوام ایرانی اینکه با هم متحدند و متحد برای آزادی و رفاه عمومی در چهار چوب تمامیت ارضی ایران، می جنگند .
ما نیازی به انقلاب خونین نداریم، می توانیم، در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی با برقراری انتخابات آزادیک مجلس موسسان توسط نیروهای مردمی و آزادیخواه، اصولی را در قانون اساسی بیاوریم که در خدمت منافع اکثریت جامعه که زحمتکشان باشند، اصل کار: تشکیل سندیکاهای مستقل آزاد، احداث صندوق ثروت ملی نفت و ...
اماخطر ها در کجاست:
اثر گذاری در درون جامعه چه میتوانند باشند. ۱-اگر احزاب دمکراتیک قوی در جامعه نباشند،پوپولیستها،با پول نفت،دو باره می آیندو قدرت و ثروت را مصادره میکنند.۲-اگر از همین امروز برای اقتصاد بعد از نفت(آب ،انرژی خورشیدی،تکنولوژی و...)برنامه نداشته باشیم، سوسیالیسم به تنهافقط حرف است، تمرکز قدرت میتواند آزادی را تهدید کند، مسئله فقط پیروزی یک انقلاب نیست،بلکه مسئله ی اصلی حفظ اهداف آزادیخواهانه و جلو گیری از باز تولید استبداد سرمایه داری است، بهمین دلیل میگویم، (سوسیالیسم دمکراتیک برای ایران فردا یک رویای چپ،) بلکه یک ضرورت اقتصادی است.
با قبول سوسیالیسم دمکراتیک توسط مردم، اولا خود و جامعه را از دست چپهای وابسته و اقتدارگرا رها میکنیم و مردم را از تله های آنها آگاه میکنیم،از جمله مثلا از چپ گذشته و اقتدارگرا که میگفت اول سوسیالیسم یا کمونیسم را در جامعه برقرار میکنیم و حکومت را بدست میگیریم و همه را خفه میکنیم تا عدالت را بعدا پیاده کنیم، همچنین راست افراطی وابسته طرفدار سرمایه داری جهانی که میگوید عدالت دروغ است فقط بازار آزاد،تا منافعش تامین شود، اما با بر قرای و قبول سوسیالیسم دمکراتیک هم آزاددیخواهی تحقق می یابد و هم نان،کار.
سوسیالیسم دمکراتیک یک ایدئولوژی سیاسی چپ است که خواهان ترکیب یک نظام اقتصادی سوسیالیستی(مالکیت اجتماعی یا عمومی برابزار تولید)با یک نظام سیاسی کاملا دمکراتیک و چند حزبی، این مدل سیاسی با مدلهای غیر دمکراتیک و اقتدارگرای سوسیالیسم مانند لنبینسم،استالینیسم،مائوئیسم مرز بندی دارد.
تفاوتش با سوسیال دمکراتیک چیست؟
سوسیالیسم دمکراتیک به دنبال جایگزینی ساختار نظام سرمایه داری با یک اقتصاد سوسیالیستی از طریق روش های دمکراتیک است. سوسیال دمکراسی اما بدنبال اصلاح تعدیل و تنظیم نظام سرمایه داری ( از طریق مالیات بر درآمد است) و ابزار سرمایه داری است.
آیا مدعیان سوسیالیسم و کمونیسم که در جهت رهایی طبقه ی کارگر و رفع استثمار مبارزه میکنند،قادرند از فاجعه ی انسانی در ایران جلو گیری کنند، بدون اتحاد فراگیر، در انقلاب ۵۷ شکست خوردند،زیرا بازیچه دست ملاها قرار گرفتند، امروز درد مردم نباید درد خود ما باشد، چرا اینهمه کوتاهی،چرا تفرقه و پراکندگی،آیا شروع کار مشترک یک آزمایش برای خود ما نیست،مگر نه اینکه میلیونها زن و مرد در ایران در گرسنگی و در خطر مرگ هستند،چرا و به چه علت از همکاری با هم دوری میکنید.
سوسیالیسم دمکراتیک یک ضرورت جهانی برای رهائی انسان زحمتکش است، و بر خلاف گرایشهای چپ سنتی و استالینیستی که دمکراسی را یک مفهوم بورژوازی یا فرعی قلمداد میکنند امامن معتقدم که سوسیالیسم دمکراتیک بدون دمکراسی نا ممکن و بی معنا و با شکست روبرو خواهد شد، پس دمکراسی پیوندی نا گسستنی با سوسیالیسم دمکراتیک داردو محور های زیر را در تبین رابطه دمکراسی با سوسیالیسم دمکراتیک مطرح می کنم:
طبقه ی کارگر نمیتواند بدون تمرین و پیکار برای دمکراسی و انقلاب سوسیالیستی به آرمانهای خود دست یابد، زیرا نه سوسیالیسم میتواند پیروز شود نه بدون بر پایی دمکراسی کامل و همه جانبه پایداری خود را حفظ کند، بستر دمکراسی بستر اصلی آگاهی بخش و سازمان یابی طبقاطی است.
حکومت شوروی سابق در دوران استالین حکومتی استالینیستی و دیکتاتوری بودکه در آن دولت بجای تضعیف شدن، قوی تر و سرکوبگرتر شد، به انحراف از اصول سوسیالیسم اصیل دچار شد، سوسالیستی که آزادی و دمکراسی را سرکوب کند به دیکتاتوری بوروکراتیک ختم خواهد شد.
هدف سوسالیسم اصیل دمکراتیزاسیون کامل جامعه است، فراتر رفتن از دمکراسی صوری و پادگانی سرمایه داری و دستیابی به دمکراسی حقیقی که در آن توده های مردم کنترل مستقیم بر سرنوشت سیاسی و اقتصادی خود داشته باشند،جنبش سوسیالیستی باید پیشگام مبارزه با هر گونه تبعیض جنسیتی،ملی و طبقاطی باشد،برای نمونه در ایران جنبش زن ، زندگی، آزادی ظرفیت دمکراتیک جنبش زنان در ایران مکمل و تقویت کننده مبارزه سوسیالیستی است، سوسیالیسم دمکراتیک تنها راه رهائی طبقه ی کارگر و دستیابی به آزادی و برابری واقعی میباشد.
29.10.2026