۱۴۰۵-۰۸-۱۲
بابك رحمتى

انتقام گيرى به دمكراسى راه نمی یابد!

 

داشتم  "برنامه"تماشا مى كردم."برنامه" كه ابتدا با طنز كار خود را آغاز كرد وقتى جامعه  از نظر سياسى به سمت چپ تر سوق پيدا كرد. "برنامه" جدى تر شد و به مردم تريبون داد تا هرچه دل تنگشان مى خواهد بگويند و اينطورى شد تا به اينجا رسيديم .مخاطبين را قطع نكرد تا حرفهايشان را بزنند. "برنامه " برنامه جالبى است و تنها تريبون ايرانيان در داخل كشور است  كه در اختيار آنها قرار مى گيرد."برنامه"در  خارج كشور است كه ایرانیان مى توانند از آن استفاده كنند   ."برنامه " تنها روزنه اى است  كه از ايران مى توان  تماسهاى مستقيم گرفت. امروز  مخاطبين مى توانند ، از دو دقيقه تا هفت دقيقه  يكسره صحبت كنند! "برنامه" براى خارج كشورى ها جالب تر است كه با شنيدن صداى مردم ايران از داخل کشور ، مى توان وضعيت سياسى و مسائل  روحى و روانى جامعه را از   ايرانيانى شنيد كه تلاش مى كنند صدايشان را به گوش جهانيان برسانند.درست است، كه "برنامه"  فقط دو تا پنج دقيقه  و تا هفت دقيقه به مخاطبين فرصت صحبت، مى دهد ،ولى " كاچى بهتر از هيچى است !" در اين برنامه زندانيان سياسى هم وارد مى شوند و حرفها و روايات خود را از درون زندان بازگويى مى كنند. چند روز پيش يكى از همين زندانيان روى خط "برنامه" آمد و گفت: مدتى است به مرخصى آمده است و اين فرصت را غنيمت دانسته و با "برنامه "تماس گرفت  تا  از  اوضاع و احوال خودش براى مردم بگويد، نامش «مهدى» بود از كرج تماس گرفته بود.او مى گفت طرفدار شاهزاده هستم ، مى خواهم بگويم مردم به مبارزات خود ادامه دهيد. «مهدى»  مى گفت از دست اين حكومتيان بسيار عصبانى ام و دوست داشت كه آنها هم حرفهايش را گوش كنند . مى گفت جوانى ام را گرفتيد. ولى او اميد به شنيدن حرفهايش  توسط مسئولين رژيم داشت!گرچه اميدوار بودن به  عملكرد مسئولين رژيم ،اميد واهى است . دوست عزيز ، مهدى به خود اميدوار بودن مفيدتر خواهد بود. 

به خود و هم نسلى هاى خود اميد داشته باش  با تلاش همديگر مى توان ايران را آزاد كردو جهان بداند ايران بزودى آزاد خواهد شد.

در اين ميان رژيم فاشيستى مذهبى تا توان دارد اعدام مى كند عاشق را اعدام مى كند ،نويسنده و شاعر را اعدام مى كند. سياسيون را زندان و اعدام مى كند و مردم غير سياسى  را  بعنوان جاسوس موساد و…دستگير كرده و كيلويى حكم اعدام مى دهند. فاجعه آميزتر اينكه عاشقى را در  زندان اعدام كردن  كه تلفنى نامزدش مهشاد كشانى را عقد كرده بود.توضيح مى دهم:
علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی دو جوان زندانی بودند که در مهر ماه ۱۴۰۵، تنها یک روز پیش از اجرای حکم اعدام علیرضا، با یکدیگر در زندان عقد کردند. علیرضا اعدام شد و مهشاد نیز به ۵ سال حبس محکوم شد! اين نهايت شقاوت است كه در قرن ٢١ در زندانهاى ايران اتفاق مى افتد!ما در سالهاى گذشته  هم شاهدحمله به عروسى ها و جشنهاى زادروز و… بوده ايم و اين بار قساوت ديگر  و تراژديكى در زندانهاى ايران! 

خواهر يكى از اعدام شدگان مى گويد : برادرم ساعت داشته است ، او مى دانست،  زمان را چگونه بفهمد كه چقدر ديگر زنده است؟مادران اين لحظه را فراموش نمى كنند. حرف من شايد كسى را آرام نكند ،ولى  قضيه اعدام برادرم هيچگاه كهنه نخواهد شد . در ديوان عدالت ( باصطلاح) روزانه پنج بار در آنجا رفت و آمد داشتيم. مسئولين آنجا بيماران روانى هستند كه در آنجا براى اعدام و  زندگى جوانان تصميم مى گيرند!خواهر شجاع در پايان گفت : امروز كمى از برادرم گفتم ؛ ولى درد ما اينطورى آرام نمى شود.  زمانى آرام مى شودكه بتوانيم اين جانيان رامحاكمه كنيم. برادرم در مقابل آنها كوتاه نيامد و خودش طناب دار را بر گردن خود انداخت! او مردانه جاودانه شد و من به او افتخارى مى كنم!

نسل شيك پاسارگادى زندگى سختى را گذراند و نسل Z(زد) همپاى دوستان و رزمندگان خود جان خود را هديه آزادى كردند ! 

٢٠ زندگى با آرامش!

ما جوانان دهه چهل حداقل بيست سال در ايران زندگى كرديم معنى زندگى را بخوبى درك كرديم . از همان  روزهاى اول خبر اعدام شنيديم و اين وضعيت  ترادژيك پس از ٤٧ سال هنوز ادامه دارد.سال اول يعنى سال ١٣٥٨ اعدام ارتشيان و ژنرال هاى زبده ى ايران زمين را شنيديم . از همان روزهاى نخست، خبر ، دستگيرى و اعدام بود. خبر دستگيرى و زندان و شكنجه بود از همان روزهاى نخست شورش٥٧ در بام مدرسه رفاه در خيابانهاى ايران اعدام ها شروع شد. بيت عنكبوتى خمينى دستور اعدام صادر مى كرد. و فاسدان زيادى  اين حكم ها را اجرا مى كردند .  و تاكنون  از اين ماجرا جان سالم بدر بردند . 

حاكم إعدام صادر مى شد افرادى مانند امير عباس هويدا ، جهانگيرجهانبانى، تيمسار رحيمى و هزاران تن ديگر، در جريان بگير و ببندها دستگير و حتا إعدام شدند. تا چندى پيش يعنى در دى ماه ١٤٠٤كه نسل به خون خفته ما ،  شجاعت بزرگى از خود نشان دادند ، تا امروز كه جوانان مى گويند ،" به مادرم بگوييد ديگر پسر ندارد!" در دى ماه ١٤٠٤ اوج جنايات رژيم مشخص تر شد ، رژيم فاشيستى مذهبى براى بقاى خود ،تا توانست خون جوانان ايران زمين  را بر زمين ريخت و مزخرفات بسيار گفتند!

پس از انقلاب و يا همان شورش ١٣٥٧ هرچه بود خبر اعدام بود و هر چه زمان مى گذشت  خبر هاى  دستگيرى بيشتر مى شد از همان روزهاى نخست شورش ٥٧ بر روى بام دبستان رفاه در خيابان ايران ( عين الدوله سابق ) اعدام ها شكل گرفت . روند  اعدام ها روزبروز بيشتر مى شد و اين تفكر اعدامى روز بروز  بيشتر مى شد،اعدام ها بشكلهاى مختلف صورت مى گرفت .ابتدا تير باران مى كردند ولى بعدها با طناب دار و سنگسار  و ترور انجام مى شد. امير عباس هويدا يكى از بهتربن نخست وزيران پهلوى دوم   بود كه توسط خلخالى قاتل اعدام شد. دهها تن ديگر را كسى محاكمه كرد  كه سواد سيكل ( نهم)هم نداشت . تو خود بخوان حديث اين مجمل را !  اعدام و تيربارانهاى معتادان  چه بگويم كه خلخالى آدمكش  اكثر آنها را اعدام كرد.از كشتن مقامات پيشين در دوران پهلوى دوم به مرحله بعد يعنى  سال ١٣٦٠ مى رسيم  كه در پشت ديوار هاى بلند زندانها صورت مى گرفت. مى گويند؛در ١٣٦٧ بيش از سى هزار تن اعدام شده اند كه در گورستانى بنام خاوران   جمعى خاك شده اند.  آنقدر كشتن كه حسابش از دست  در رفته است. از سه هزار تن  تا سدو بيست هزار تا ( مجاهدين ) آمار داده شده است . اگرچه  در اين مورد بسيار نوشته شده است ولى اين فاز از كشتار  را بازهم بايد جداگانه نوشت ! در جنبش  ٩٦ و ٩٨ بخاطر گرانى و گرانى بنزين بازهم  كشتند. در جنبش سبز باز كشتند، تا رسيديم به جنبش زن زندگى آزادى! باز  هم كشتن و  گروه گروه نابينا كردند. تعداد زيادى را دستگير كردند كه هنوز خبرى  از آنها در دست نيست. 

انتقام راه حل درستى نيست!

جاويدنامان اين فاز كشتار ،احتمالن به سدهزار تن هم مى رسد. تا كنون «دونالد ترامپ» رييس جمهورى آمريكا،  ٧٢  هزار تن را آمار داده است.

خيلى ها آمدن و از جناياتى كه ديده اند گفتن و نوشتند. «شادى »در "برنامه" ، خط انتقام را پيش كشيد. وى اعلام كرد انتقام از آدمكشان و سركوبگران بايد صورت گيرد! كسانى كه در دستگيرى ها و اعدامها شركت داشتن از «خلخالى » هم بدترند شادى مى گفت :"چنان بلايى بر سرتان مى آوريم كه مرغان آسمان به حالتان زار زار بگريند!"

به بانو شادى از رشت بايدگفت؛ آيا با كشتن كسى يا كسانى كار درست مى شود ؟ آيا رژيم جمهورى اسلامى فكر مى كرد كه با كشتار گسترده مى تواند از اعتراضات مردم جلوگيرى كند؟ آيا در طول ٤٧ كشتار توانسته است به خشونت ها پايان دهد؟ آيا اين كشتار و خشونتها، آرامش را به كشور باز گردانده است؟ هرگز!

بانو شادى ، اگر با كشتار مى شد، دموكراسى آورد اشتباه مى كنيد.تنها راه، بايد از كشتار و اعدام و ترور و انتقام جلوگيرى كنيم بايد قوانين درستى تدوين شود تا مردم با قانون گرايى عادت كنند و قوه قضائيه به اعمال گذشته قاتلان و شكنجه گران رسيدگى كنند. درست مانند كشورهايى كه به دموكراسى رسيدند.

دموكراسى با آدم كشى ساخته نمى شود اگر چنين بود ديكتاتورها هم به آن دست يافته بودند.بايد،دانست، در فرداى پسا سرنگونى با اولين إعدام و يا انتقام گيرى خشت اول را كج نهاده و تا ثريا ،ديوار كج خواهد رفت. 

ادامه دارد



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر