۱۴۰۵-۰۸-۱۳
بابک یزدی

داستان سه جزیره و ناسیونالیسم فارس و عرب

 

۴۰ سال پیش زمانی که بعداز سه سال مخفی بودن و آوارگی در بندرعباس، مجبور به فرار از مرز دریایی به طرف امارات شدم تازه با نام های تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی آشنا شدم. ما سه نفر بودیم. من همراه یک رفیق پیکاری، و یکی هم از اتحادیه کمونیست ها. اول به جزیره قشم و از جزیره قشم به روستای باسیدو یعنی از شرقی ترین نقطه جزیره به غربی ترین آن که حدود ۷۵ کیلومتر است رفتیم. دو هفته در باسیدو در منزل قاچاقچی اقامت داشتیم. و بعد به طرف تنب بزرگ، از آنجا به طرف ابوموسی و از ابوموسی هم عازم شارجه شدیم و از شارجه به دبی رسیدیم. بعد هم سه سال نیمه مخفی نیمه علنی در دبی زندگی کردم. پس از سه سال دوباره از دبی قاچاقی همراه سه رفیق ارمنی وارد هندوستان شدیم و زندان های هندوستان و... که جزئیات آن در کتاب اول من "از حجتیه تا کمونیسم کارگری" آمده است.

باسیدو که در دماغه غربی جزیره قشم واقع شده مانند اکثر مناطق توابع قشم هنوز هم پس از نزدیک ۵۰ سال حکومت اسلامی روستای عقب نگه داشته شده‌ای بیش نیست.

تنب کوچک از زمان شاه تا کنون پایگاه نظامی است و ساکنین غیر نظامی ندارد. تنب بزرگ حدود ۷۰۰ نفر و ابوموسی با شهر و روستاهای اطراف حدود ۷ هزار نفر جمعیت دارد.

جزیره بحرین تا سال ۱۳۴۹ استان چهاردهم ایران بود که با دخالت انگلیس  در ۲۳ مرداد ۱۳۴۹ در زمان حکومت محمد رضا پهلوی استقلال خود را اعلام و از ایران جدا شد. فعلا بحث درست و یا غلط بودن آن را کنار بگذاریم. بحرین حدود ۷۸۰ کیلومتر مربع وسعت و در حال حاضر ۱.۷ میلیون جمعیت دارد. اگر با جزیره قشم مقایسه کنیم (جزیره قشم ۱۵۰۰  کیلومتر مربع و ۱۵۰ هزار نفر جمعیت)  تقریبا دو برابر بحرین وسعت و حدودا یک دهم بحرین هم جمعیت دارد.

جزیره و یا کشور بحرین در حال حاضر از نظر اقتصادی یکی از ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین کشورهای حوزه خلیج می باشد.

مرزهای بیشتر کشورهای کنونی با تقسیم جهان در جنگ اول و باز تقسیم مجدد جهان در جنگ دوم به شکل کنونی درآمده و از آن پس برخی شهر و جزیره هم به آنها ملحق و یا جدا شده اند. ولی در خیلی موارد ناسیونالیسم  حاکم براین کشورها هم مردمان را برسر خاک و جزیره و رود و دریا و جنگل به جان هم انداخته است.

درست است که منافع دولت های بزرگ در وهله اول، و قوی و ضعیف شدن کشورها در وهله دوم، این تغییرات را به وجود آورده است، ولی از نظر بین المللی سه جزیره از ۱۳۵۰ که ارتش استعماری بریتانیا آنجا را ترک کرد متعلق و در اختیار ایران بوده است.

 

در شرایط فعلی که جمهوری اسلامی ضعیف شده و منافع دولت ها و قراردادهای میلیونی و میلیاردی آنها  حرف اول را می زند نخست وزیر کانادا مارک کارنی هم می خواهد دل امیر و ولیعهد امارات را به دست آورد تا سود بیشتری را نصیب خود کند.

در این موارد تنها چیزی که پرسیده نمی شود نظر مردم و ساکنین این خطه است که صاحبان واقعی این سرزمین ها هستند.

در صدسال گذشته ناسیونالیست‌های حاکم  مردم و احزاب کردستانی را تجزیه طلب و جدائی خواه خوانده‌اند ولی هیچ وقت حاضر نشده اند نظر این مردمان را جویا شوند! حالا موضوع این جزایر هم به دعوای ناسیونالیسم حاکم فارس و عرب تبدیل شده و متاسفانه با برانگیختن حس ناسیونالیستی برخی از مردم عادی را هم درگیر این موضوع کرده‌اند. جزیره ابوموسی از نظر جغرافیائی تا شارجه ۶۰ کیلومتر و تا بندر لنگه ۷۵ کیلومتر فاصله دارد و به امارات نزدیکتر است. مردم ابوموسی پیشرفت اقتصادی را در ۶۰ کیلومتری خود شاهدند و اگر در یک رفراندوم واقعی خواهان پیوستن به امارات باشند به هیچ وجه نباید مانند مردم کردستان در زمان شاه و خمینی پاسخ آنها را با اسلحه داد!

دوستان گرامی

لطفا این کفر گویی را تحمل و یک لحظه فکر کنید

نه به عنوان یک ایرانی، بلکه به عنوان یک انسان آزاد و بی طرف، آیا ترجیح می دادید کشور بحرین امروز هنوز بخشی از ایران بود و مانند جزیره قشم و یا ابوموسی عقب مانده و روستائی؟ و یا برعکس اگر قشم و ابوموسی هم الان کشور و یا جزیره ای مستقل بود و در حد بحرین رشد کرده بودند، ترجیح شما کدام است؟

بابک یزدی

دوم نوامبر ۲۰۲۶

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر