۱۴۰۲-۱۰-۱۹

سیامک بهاری

شکست ‌آنها و لبخند ما!

 

https://journalfarsi.com/2024/01/08/16749/

 

محمود علوی، وزیر پیشین اطلاعات: "همیشه سعی می‌کردم مثل صادق‌بوقی، لبخند روی لب مردم بنشیند".

 

نخندید؛ جمله بالا افاضات رقت‌بار و مضحک یک مقام مخوف امنیتی سابق جمهوری اسلامی است. واماندگی و ورشکستگی جمهوری اسلامی را باید از زبان سران درمانده‌اش شنید. از کسی که همه عمر کارش خشکاندن لبخند بر لب مردم بوده است. تا توانسته بعنوان فرمانده سربازان غیبی امام زمان، به پای رهبرش، جوان کشته، به جامعه خون پاشیده و مادر داغدار کرده است، قلم شکسته، آدم ‌ربوده، سر به نیست کرده، با نیش شلاق بر بدن‌های مثله قهقهه زده است و حالا در سراشیبی سقوط و بالا گرفتن دعواهای بی پایان مافیای حکومتی سرش بی کلاه مانده است.

 

تظاهر می‌‌کند که می‌خواسته مردم را بخنداند. حسرت به دل، به صادق بوقی و محبوبیتش نگاه می‌کند. به مردمی که، پشت به دشمن دست در دست هم، هر فرصتی را برای شادی‌های کوچکی که از ‌آنها ربوده شده به صحنه‌ای دلپذیر علیه حکومت بدل می‌کنند. هنجار می‌شکنند و شکست ناپذیرند.

 

وزیر اطلاعات سابق می‌داند که صادق‌بوقی به فرمان وزارت متبوع خودش دستگیر شد تا همین شادی و لبخند‌های کوچک را از مردم بگیرند، اما زورشان نرسید و با سرافکندگی به ناچار رهایش کردند.

 

اما حقیقت حسرت او برگذشته‌اش و "فعالیت هنری‌اش" بسیار بزرگتر از ظاهر عبارات خود شیرین کن مشمئز کننده‌ای است که بیان می‌کند. سابقه ذوب شدن در ولایت بمدت ۸ سال در وزارت اطلاعات، چهار دوره نمایندگی مجلس، دو دوره عضویت در مجلس خبرگان و ده سال ریاست عقیدتی سیاسی ارتش، در کارنامه‌اش سنگینی می‌کند. جنایت حکومتی نیست که او در ‌آن نقش اول نداشته باشد. او دارد پایان رقت‌بار جمهوری اسلامی را در سراشیبی سقوط بیان می‌کند. می‌داند که این صندلی از زیر هم کشیدن‌ باندهای حکومتی صحنه‌های ‌آخر است و ‌آنقدر از اطلاعات و امنیت می‌داند که بفهمد مردم از این لاشه متعفن عبور کرده‌اند.

دعوا آنقدر حاد شده که خود او که برای رد صلاحیت شدگانِ سابق، استعلام‌ها را تأیید و یا رد می‌کرد. پایش روی پوست موز رفته است. می‌داند وقتی نوبت به امثال او برسد، دیگر پایان کار است. جمهوری اسلامی علیرغم عربده کشی و شمشیر چرخانی و رجز خوانی، شکننده‌تر از هر وقت در نبرد برای بقا به حضیض ذلت افتاده است.

فرصت برای علوی و جنایت‌کاران نظیر او آنقدر نیست که بی مکافاتِ خشکاندنِ لبخند بر لبان مردم صحنه را ترک کنند. بی تردید لبخند پیروزی مردم را در شکست محتوم خود خواهند دید!

سیامک بهاری

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر