۱۴۰۲-۱۰-۲۰

ووکاشین پاکروان

اعلام موجودیت جبهه خلق ایران: اتحاد جوانان سوسیالیست درون کشور برای آزادی، برابری و عدالت اجتماعی

 

شامگاه جمعه جوانان سوسیالیست درون کشور که در رسانه‌های کلوپ چپ‌گرایان و ستاره سرخ فعال بودند همراه با جوانان مستقل سوسیالیست یک اطلاعیه مشترک منتشر کردند و اعلام کردند که در جهت حمایت از مبارزات کارگری و ایجاد حزب کارگری همسو با جریانات مارکسیستی در جهت انقلاب سوسیالیستی با یکدیگر متحد شده ‌و جبهه خلق ایران در جهت عدالت اجتماعی برای تمام بخش‌های مختلف جامعه ایران را تأسیس می‌کنند!

خبری که در محافل سوسیالیستی و کمونیستی در شبکه‌های اجتماعی با استقبال و مخالفت روبرو شد! برخی گفتند که این اتحاد مجازی است و به سخره کشیدن مبارزات عملی و میدانی خواهد بود! برخی دیگر گفتند که این اتحاد به معنی این است که کشور را از سرمایه‌داری اسلامی به سمت سرمایه‌داری برژوایی هدایت کنید! برخی دیگر گفتند که بدون برنامه عمل هستید و هیچگونه افقی برای آینده ندارید! بدون شک در حمایت و موافقت از جبهه خلق ایران هم مطالب گوناگون زیادی گفته‌شده است اما اینجا به عنوان یکی از اعضای کلوپ چپ‌گرایان که بخشی از جبهه خلق ایران است تنها به منتقدان پاسخ می‌دهم چرا که موافقان به مسیری که آغاز شده باور دارند و آگاه هستند که برای چه هدفی مبارزه اغاز شده و چه افقی را دنبال می‌کنیم و این پاسخ به مخالفان موجب روشنگری در میان موافقان خواهد شد و پاسخ سوالات ذهنی آن‌ها را نیز خواهد داد.

در پاسخ به این که این اتحاد تنها در شبکه‌های اجتماعی است باید گفت شاید رسانه‌هایی که اعلام اتحاد کرده‌اند موجودیت‌شان در شبکه‌های اجتماعی خلاصه شود اما تمام گردانندگان این رسانه‌ها موجودیت‌ حقیقی دارند و درون جامعه به اشکال مختلف اکت سوسیالیستی خود را پیش میبرند، اما این که اعلام کنید چون اطلاعیه در شبکه‌های اجتماعی است یک اتحاد مجازی خواهد بود نه یک نقد منصفانه بلکه تنها از این جهت است چون راهی که شما میروید با راه جبهه خلق ایران متفاوت است میخوایید آگاهانه آن را تخریب کنید! این دوستان به ظاهر دغدغه‌مند جنبش سوسیالیستی باید بدانند امروزه با رشد شبکه‌های اجتماعی بستری فراهم شده که تفکرات سوسیالیستی را بتوان به مقیاس وسیعی در جامعه گسترش داد! در دهه پنجاه خورشیدی فعالان سوسیالیست ایرانی برای نشر اطلاعیه شبانه به سطح شهر می‌رفتند و اعلامیه منتشر می‌کردند و در این راه جان خود را از دست میدانند! در دهه شصت با تأسیس رادیو در مناطق آزاد کوردستان تلاش می‌کردند جامعه را با سوسیالیسم آشنا کنند که همواره مورد حملات هوایی رژیم اسلامی خمینی و رژیم بعثی عراق قرار می‌گرفتند! از دهه ۷۰ تا ۸۰ با توجه به رویدادهای متفاوت منطقه خاورمیانه از جمله جنگ عراق و کویت و مهاجرت اجباری احزاب چپ سوسیالیست به اروپا، ارتباط رسانه‌ای احزاب با جامعه ایران قطع شد، اما از دهه هشتاد تا کنون با رشد بستر اینترنت فضایی به وجود آمد که چپ سوسیالیست بار دیگر توانست در جامعه اعلام موجودیت کند و بتواند با گسترش آگاهی سوسیالیستی همانند گذشته خود را یک قطب تاثیرگذار سیاسی در جامعه به اثبات برساند! تخریب و حملات روزانه رژیم سرمایه اسلامی و اپوزیسیون راست لیبرال/ناسیونالیست علیه سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها خود نشان دهنده رشد و تعمیق این قطب سوسیالیستی درون جامعه است! پس تشکیل و اعلام موجودیت جبهه خلق ایران نه در تعارض با اکت سوسیالیستی بلکه در پیوند با آن است!

برخی افراد ادعا داشتند که ما می‌خواهیم برژوازی هار اسلامی را سرنگون کرده تا برژوازی هار لیبرال را جایگزین کنیم! من به عنوان بخشی از جبهه خلق ایران این ادعا و اتهام را شدیداً رد میکنم! ما در جبهه خلق ایران نه تن به برژوازی هار اسلامی خواهیم داد و نه خواهیم گذاشت که برژوازی هار در اپوزیسیون بر ایران حاکم شود! اما راه حل ما برای استقرار سوسیالیسم در جامعه ایران چگونه است؟ ما باید بر اساس تحلیل مشخص از شرایط مشخص به این موضوع نگاه کنیم!

رفقای نقطه نظرات سوسیالیستی تنها پیش فرض خود را بر این قرار داده‌اند که جمهوری اسلامی ایران اگر سرنگون شود لیبرال دموکراسی الترناتیو آن خواهد شد! این دوستان این رفقا اما هیچگاه این تحلیل را پیشاروی خود قرار نمیدهند که همین مداخله چپ سوسیالیست/کمونیست سرنگونی‌‌طلب است که باعث خواهد شد تا جامعه آزاد و برابر مبتنی بر عدالت اجتماعی در ایران با جهت‌گیری سوسیالیستی و با مداخله گری اتحادیه‌های کارگری در اقتصاد پدید بیاید که در این بستر میتوان در جهت انقلاب سوسیالیستی پیش رفت‌.

این دوستان باید بدانند که لازمه انقلاب سوسیالیستی ابتدا آزادی دموکراتیک در جامعه، ارتباط ارگانیک با کارگران و بخش‌های مختلف جامعه است! نمیشود از دل دیکتاتوری که حتی شما نمیتوانید به صورت ارگانیک با جامعه داشته باشید به سمت انقلاب سوسیالیستی بروید! حتی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ هم در نتیجه اندک آزادی بود در انقلاب فوریه به وجود آمده بود! این رفقا نباید فراموش کنند که یکی از روش های مبارزات سوسیالیستی این است که شما بتوانید نگاه سوسیالیستی خود را به دل جامعه برده و آن را اجتماعی کنید! از همین رو بدون ایجاد یک دموکراتیزاسیون در جامعه ایران به هیچ وجه انقلاب سوسیالیستی در ایران رخ نخواهد داد!

دوستان ادعا دارند حتی همین دموکراتیزاسیون هم ایران را در مدار امپریالیسم قرار میدهد! باید به این دوستان گفت چپ سوسیالیست/کمونیست سرنگونی‌‌طلب ایران را در مدار امپریالیسم قرار نمیدهد! مگر ویتنام از زمان ۱۹۸۶ که اصلاحات Doi Moi انجام داده در مدار امپریالیسم قرار دارد! مگر جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی با خودگردانی دموکراتیک در مدار امپریالیسم بود! مگر جمهوری خلق مجارستان با اصلاحات موسوم به کمونیسم گولاش آن را در مدار امپریالیسم قرار داد! و ده‌ها نمونه دیگر است که می‌شود ثابت کرد این سیاست در جهت این نیست جامعه‌ای آن را اجرا کرد در مدار امپریالیسم قرار بگیرد! شما که ادعا میکنید که کمونیسم و سوسیالیسم باید نیروی سیاسی شود باید این را درک کنید که نیروی سیاسی یک بستر خاص برای فعالیت خود میخواهد! امروزه علی خامنه‌ای رهبر رژیم ایران رسما از چپ مارکسیست در دانشگاه مینالد و فرمان سرکوب آن را میدهد و روزی نیست دانشجویان سوسیالیست اخراج نشوند! فعالین کارگری تنها بخاطر پیگیری خواسته‌های صنفی خود سرکوب می‌شوند، پرونده‌سازی علیه آنان صورت می‌گیرد و با بازداشت طولانی مدت بدون دسترسی به خدمات پزشکی روبرو می‌شوند! به بیژن اشتری دفتر اختصاصی می‌دهند و کتاب‌فروشی‌های ایران را مملو از فضا برای تولیدات ضدسوسیالیستی می‌کنند! صدا و سیما حکومتی هرساله علیه جنبش سوسیالیستی/کمونیستی ایران مستند و برنامه سازی انجام می‌شود! شما در چنین بستری از سوسیالیسم و کمونیسم سخن هم بگویید به عنوان گسترش تفکر الحادی بازداشت شده و احتمال خطر حکم اعدام با اتهام محاربه با خدا وجود دارد! آیا در چنین بستری شما میتوانید سوسیالیسم و کمونیسم را در ایران گسترش دهید؟

این دوستان باید بدانند که انقلاب سوسیالیستی در یک کشور معنا ندارد بلکه جهانی هست و ایران نیز یک کشور پیرامونی سرمایه و وابسته به انحصارات جهانی سرمایه است! با فروپاشی بلوک شرق به همگان اثبات شد سوسیالیسم جزیره‌ای شکست خورده است، نمیشود یک اشتباه را هزاران بار تکرار کرد!

این دوستان باید توجه کنند که انقلاب سوسیالیستی باید در انحصارات جهانی شروع شود که لازمه آن این است که انقلابات دموکراتیک با جهت‌گیری سوسیالیستی در جوامع پیرامونی رخ داده که این امر باعث خواهد شد که جنبش سوسیالیستی و کارگری رشد کرده و مبارزات طبقاتی علیه شرکت‌های چندملیتی با اتحاد سوسیالیستی/کارگری باعث کوتاه شدن دست انحصارات جهانی سرمایه از جوامع پیرامونی خواهد شد! همزمان در جوامع دارای انحصارات جهانی سرمایه که سود شرکت‌های چندملیتی کمتر شده، قطعا کارگر مزد کمتری را دریافت می‌کند که شرکت‌ها پیشتر به آن‌ها پرداخت می‌کردند چرا که دیگر نیروی کار ارزان جوامع پیرامون نیست تا شرکت‌ها به وسیله آن طبقه کارگر کشورهای دارای انحصارات جهانی سرمایه را کنترل کنند! همین امر موجب گسترش جنبش‌های سوسیالیستی/کارگری می‌شود، جرقه‌های انقلاب سوسیالیستی زده میشود! در چنین بستری است که سوسیالیسم به صورت جهانی تنها الترناتیو جهان کاپیتالیستی‌ خواهد شد! از همین رو این ادعا که ما در پی استقرار جامعه‌ای هستیم که برژوازی هار اسلامی را با برژوازی لیبرال‌ جابجا کرده و در چارچوب نظم لیبرال بخواهیم پیش برویم و ایران را در مدار امپریالیسم قرار دهیم تنها یک سوءبرداشت اشتباه است که واقعیت ندارد!

این دوستان میگویند مگر لنین نیز در انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ ابتدا انقلاب دموکراتیک انجام داد که شما ما را به آن ارجاع میدهید! چنان‌چه بالا اشاره شد باید گفت که همان انقلاب اکتبر هم در نتیجه آزادی نسبی دموکراتیکی بود که در انقلاب فوریه به وجود آمده بود! همچنین جهان ۱۹۱۷ با جهان ۲۰۲۴ متفاوت است و آن زمان سوسیالیسم به عنوان یک آلترناتیو قدرتمند دموکراتیک در جهان ظهور پیدا کرده بود، بلوک شرقی تحت نام سوسیالیسم وجود نداشت که فروپاشی شود و به دنبال آن پروپاگاندا پایان سوسیالیسم به وجود بیاید که با دود و دم بخواهد فروپاشی یک بلوک سیاسی-اقتصادی را به سوسیالیسم نسبت دهند و ذهن جامعه علیه سوسیالیسم را مسموم کنند و سوسیالیسم‌ستیزی به یک رویه اجتماعی تبدیل کنند! از همین رو مقایسه انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ با انقلاب نوین دموکراتیک مردم ایران در سال ۲۰۲۴ خطایی ناشی از تحلیل نادرست سیاسی خواهد بود.

این دوستان همچنین مدعی هستند که هیچگونه برنامه و عملی و دیدگاهی برای ایران آینده که ما می‌خواهیم نداریم! بدون شک برنامه جبهه خلق ایران به زودی منتشر خواهد شد و در اختیار عموم قرار خواهید گرفت!

اما آلترناتیو جبهه خلق ایران در مقابل تمام الترناتیو‌های برژوایی استقرار یک جامعه آزاد، برابر، سکولار و مبتنی بر عدالت اجتماعی سوسیالیستی برای تمام افراد جامعه ایران فارغ از تفاوت‌های ملی، فرهنگی، مذهبی، غیرمذهبی، جنسی و جنسیتی در بستر یک اقتصاد مختلط سوسیالیستی خواهد بود که با ملی‌سازی منابع طبیعی و صنایع مادر، خدمات رفاه اجتماعی رایگان (مانند آموزش، بهداشت و مسکن سوسیالیستی برای افرادی که نیازمند به مسکن هستند)، مداخله‌گری اتحادیه‌های مستقل کارگری در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و چانه‌زنی طبقاتی، سیاست مالیاتی بر درآمد بر بازار برای کنترل برژوازی ملی و سرمایه‌گذار خارجی در جهت جلوگیری از گسترش نابرابری و استثمار با ایجاد و گسترش خدمات رفاه عمومی خواهد بود تا بتوان با این سیاست جهت‌گیری سوسیالیستی همراه با جنبش جهانی سوسیالیسم علیه سرمایه‌داری گام برداشت در انقلاب جهانی سوسیالیستی نقش خود را ایفا کرد! از همین رو اعلام موجودیت جبهه خلق ایران نه برخواسته از هیجانات بلکه برخواسته از یک افق سوسیالیستی روشن برای آینده است.

پس از اعلام منشور تشکل‌های صنفی و مدنی ایران در خلال خیزش انقلابی ژن، ژیان، ئازادی و سپس گردهمایی جنبش‌ها و احزاب سوسیالیستی و کمونیستی در کلن آلمان در بستر آن خیزش انقلابی، اکنون میتوان گفت جبهه خلق ایران و اتحاد جوانان سوسیالیست درون کشور در ادامه روند اتحاد سوسیالیستی است که در فضای سیاسی ایران در حال وقوع و رخ دادن است که خود نوید دهنده تشکیل یک جبهه قدرتمند سوسیالیستی مقابل رژیم سرمایه اسلامی و اپوزیسیون راست لیبرال/ناسیونالیست در سپهر سیاسی ایران خواهد بود!

از همین رو از تمام جوانان و فعالان سوسیالیست/کمونیست ایرانی تقاضا داریم فارغ از اختلافات در مواضع سیاسی خود به این جبهه بپیوندید تا صفوف خود را متحد‌تر از قبل کرده و بتوانیم با همبستگی سوسیالیستی خود به پیش برویم و این پیکار را برای نان، کار، آزادی و عدالت اجتماعی را به سرانجام برسانیم.

ووکاشین پاکروان، عضو جبهه خلق ایران

فعال اکو-سوسیالیست و حقوق ال‌جی‌بی‌تی+

 

ووکاشین پاکروان

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

۱۴۰۲-۱۰-۲۲

کامنت۳ الف.ب.

ووکاشین معنی و کارکرد ،، جبهه،، را نمی داند و به قول معروف بی گدار به آب سیاست و نظریه پردازی زده است. جبهه، متشکل از چند تشکل یا سازمان از قبل شناخته شده است که به طور موقت و برای یک هدف معین با یکدیگر وحدت عملی و نه لزومآ مرامی و سازمانی ایجاد می کنند. اعلام موجودیت این وحدت یا اتحاد موقت نیز نه از طریق فردی آنهم فرد ناشناخته ، بلکه با نام و عنوان واقعی و شناسنامه دار تشکیلات های ایجاد کننده ی جبهه صورت می گیرد. در واقع، این عنوان و شناسنامه است که به جبهه برای نفوذ در جامعه و عضو گیری اعتبار می دهد و نه فرد آنهم فرد ناشناخته با نام مستعار. از این رو، به خصوص ،، جبهه ی خلق،، جدا از عنوان اش ضرورتآ باید همه ی مواضع سیاسی اش برای همه ی مخاطبان از پیش معرفی شده و در عمل پیاده شده باشد و نه این که به یکباره و ابتدا به ساکن اعلام حضور کند. به عنوان مثال ،، جبهه ی ملی،، در سال های قبل متشکل از چند تشکیلات و یا افراد کاملآ آشنا برای ایرانی ها، دست کم برای تحصیلکرده ها و روشنفکران و فعالان سیاسی اسم و رسم دار ، بود. نه انکه یک شبه خواب نما شود و از طریق فرد ناشناس اعلام حضور در سیاست و فعالیت سیاسی نماید. غرض این که، جبهه فرد ناشناس و ناشناخته برای عموم نیست جناب ووکاشین! تشکیلات های از قبل فعال شناخته شده است که در فضای حداقل نیمه دموکراتیک- مانند دهه ی ۱۳۲۰ در ایران، برای دموکراتیزه کردن کامل فضای سیاسی ایران و علیه کیش شخصیت حاکم بلامنازع فعالیت کرده باشد. نه آنکه بی گدار به آب بزند و یکباره از استبداد به سوسیالیسم ،، جهش قهرمانانه،، کند! سوال این است، آیا شما چنین فضای نیمه دموکراتیکی در شرایط کنونی ایران سراغ دارید؟ یا می خواهید آن را به تنهایی و به معجزه ی اراده ی خواستن و توانستن شخص خودتان ایجاد نمایید؟ شاید هم به ...... دموکراتیسم رژیم خیلی اعتقاد و اعتماد دارید! بله. شاید!

۱۴۰۲-۱۰-۲۲

بازهم پرسش الف.ب.

نویسنده ی ،، رفیق گرامی ووکاشین پاکروان .....،، کیست؟ یک ناشناخته کم بود دوتاشد! جناب ناشناخته دوم! اجازه دهید ،، رفیق ووکاشین ،، شما پاسخ پرسش های من را بدهد و رفع شک از هویت خود کند بعد شما هرچه خواستید از او و مرام و ،،جبهه،، اش تعریف و تمجید کنید. در غیر این صورت هردوی شما یکنفر هستید که به مرور تبدیل به یک ،، جبهه،، ی تک نفره خواهید شد. روراست بگویم ،، ووکاشین،، اگر به پرسش های الف.ب. جواب ندهد- که پرسش های بعدی را هم در پی خواهد داشت، مظنون به عامل رژیم خواهد بود.

۱۴۰۲-۱۰-۲۱

رفیق گرامی ووکاشین پاکروان، عضو جبهه خلق ایران جوینده

نیاز عاجل کشور ما به سوسیالیسم دموکراتیک از نوع جبهه خلق ایران، در شرایط کنونی پاسخی در خور زمانه ماست. امثال من بسیارانند که از خبر تشکیل این جبهه بسیار خرسندند. خط و خطوط ترسیم شده جبهه خلق ایران توسط شما کاملا هماهنگ با خواسته قلبی اکثریت میلیونی شهروندان و کارگران ایران است.
استبداد سیاه حاکم دمان از روزگار مردم بدر آورده است و پاسخ در خور این رژیم جهل و جنایت همانا سرنگونی و حاکمیتی دموکراتیک به رهبری سوسیالیستهای دموکراتیک ایران همانند جبهه خلق ایران می باشد، که فضا را برای همه احزاب کارگری و دموکرات به یکسان باز نگه می دارد و کاملا پایبند به آزادی های دموکراتیک و عدالت اجتماعی می باشد که هدف خود را جامعه ایی کاملا سوسیالیستی برای رهایی انسان از قید و بند استثمار و سرمایه داری و امپریالیسم می داند.
شما بدرستی در نوشته تان یادآورر شدید:
" ... که همین مداخله چپ سوسیالیست/کمونیست سرنگونی‌‌طلب است که باعث خواهد شد تا جامعه آزاد و برابر مبتنی بر عدالت اجتماعی در ایران با جهت‌گیری سوسیالیستی و با مداخله گری اتحادیه‌های کارگری در اقتصاد پدید بیاید که در این بستر میتوان در جهت انقلاب سوسیالیستی پیش رفت‌."

و در لزوم جامعه ایی دموکراتیک برای ارتباط ارگانیک با کارگران هم بدرستی خاطر نشان نمودید:
" این دوستان باید بدانند که لازمه انقلاب سوسیالیستی ابتدا آزادی دموکراتیک در جامعه، ارتباط ارگانیک با کارگران و بخش‌های مختلف جامعه است! نمیشود از دل دیکتاتوری که حتی شما نمیتوانید به صورت ارگانیک با جامعه {ارتباط} داشته باشید به سمت انقلاب سوسیالیستی بروید! حتی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ هم در نتیجه اندک آزادی بود {که}در انقلاب فوریه به وجود آمده بود! این رفقا نباید فراموش کنند که یکی از روش های مبارزات سوسیالیستی این است که شما بتوانید نگاه سوسیالیستی خود را به دل جامعه برده و آن را اجتماعی کنید! از همین رو بدون ایجاد یک دموکراتیزاسیون در جامعه ایران به هیچ وجه انقلاب سوسیالیستی در ایران رخ نخواهد داد!"

در ارتباط با جامعه دموکراتیک بعد از حاکمیّت ددمنشانه سرمایه با روبنای استبدادی دینی حاکم بر کشور، پیام این جبهه موثر و مناسب به جمیع نیروهای دموکرات و آزادمنش هم می باشد، که دست در دست هم برای ور داشتن این مانع بزرگ پیشرفت و سعادت و آزادیهای دموکراتیک متحد یکدیگر شوند.
در انتها من هم بنوبه خود آرزوی وسعت صفوف سوسیالیستی جبهه خلق ایران را و همراهی هر چه گسترده تر مبارزین کارگری و سوسیالیستی را از صمیم قلب برای این جبهه خواهانم.
سرنگون باد رژیم ددمنش سرمایه اسلامی حاکم
برقرار باد جمهوری دموکراتیک
و پیروز باد سوسیالیسم در عرصه جهانی

۱۴۰۲-۱۰-۲۱

چند پرسش الف.ب

۱- آیا ووکاشین پاکروان نام اصلی شماست یا نام مستعار؟۲- اگر نام واقعی است آیا در ایران زندگی می کنید؟۳-اگر در ایران زندگی می کنید با این تشکیلات علنی و صراحت در بیان هدف از تعقیب و دستگیری نمی ترسید؟ آیا رژیم تحمل تشکیلات به قول خودتان برانداز شما را دارد ؟ اما اگر نام مستعار است بدانید که هرگز نمی توان و نباید به نام مستعار اعتماد کرد. چه تضمینی هست که چنین بیانیه ی صریح و در عین حال دعوت کننده به فعالیت علنی علیه رژیم کار خود رژیم نباشد برای شناسایی افراد؟ پاسختان چیست جناب ووکاشین پاکروان؟