۱۴۰۲-۱۲-۰۶

مهرداد لطفی

نام هر کدام شان خوشبختی بود

 

کودکیت را برمی داری

از مرز زمان می گذری

 و شب های پرستاره تابستان را بر پشت با م های کاهگلی رها می کنی

 تا آفتاب را بر لهجه روز بیابی

و خوشبختی را در جیب های کوچکت بگذاری

 تا برای مادرت بیاوری

به ذهنت نمی رسد

 سیزده پرنده ای که در ماه اسفند

 در میدان چیتگر به تیرک بسته شدند

 نام هر کدامشان خوشبختی بود

 و خوشبختی تیرباران شده

دیگر نامش خوشبختی نیست

 

شتاب کن

 کودکیت را بردار

خاطراتت را وصله بزن

و جیب های سوراخت را پر از خوشبختی کن

پیش از آ نکه گاری های شکسته بیایند

 و مادرت را به ناکجای جهان ببرند

 

نگاه کن!

دیگر دست هایم نمی لرزد

پارکینسون رهایم کرده است

از وقتی فهمیده است دست هایم وقف کسی شده است

من برای گرسنگان می نویسم

 برای پابرهنگان

 برای بیصدایان که دریا هر روز از سینه های شان بالا می آید

 و شب ها با گریه های بی صدا می خوابند

 

درکنار این پنجره بنشین

 خستگی روز را با قهوه ای تلخ بشوی

 نگاه کن به کف خیابان

 آن پیر مردی که با عصای شکسته اش از سایه سار کوچه می گذرد

نامش زندگی ست

باور کن

با جزر و مد روز

 قایق های شکسته به هیچ بندرگاهی نمی رسند

از وسوسه های بی پایانت بگذر

 چیزی بگوی

به زودی بارانی می بارد

 و باد بادبادک های کودکیت را به آن سوی آب ها می برد

 تمامی درها را ببند

 و نام برادران گم شده ات را به یاد آر : 

علی‌اکبر صفایی فراهانی

 احمد فرهودی

 محمدعلی محدث قندچی

 ناصر سیف دلیل صفایی

 هادی بنده‌خدا لنگرودی

 شعاع‌الدین مشیدی

 اسکندر رحیمی

 غفور حسن‌پور اصیل

 محمدهادی فاضلی

 عباس دانش بهزادی

  هوشنگ نیری

 جلیل انفرادی

و اسماعیل معینی عراقی

 

*********************

رفیق حمید اشرف در مقاله یک سال مبارزه چریکی در شهر و کوه، مجموع اعضای «گروه جنگل» را ۲۲ نفر اعلام کرده بود.

مهدی اسحاقی و محمدرحیم سمائی، دو چریکی بودند که در اول اسفند در درگیری کشته شدند.

۱۳ نفر هم در ۲۷ اسفند ۱۳۴۹ تیرباران شدند.بقول رفیق مصطفی مدنی ،عیدی شاه به مردم در عید سال ۱۳۵۰ نقره داغ بود.  

مهرداد لطفی

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر