۱۴۰۳-۰۹-۲۸
مهرداد لطفی

فریدون فرخ

 

فریدونِ فرّخ، فرشته نبود

ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود

ز داد و دَهِش یافت او نیکویی

تو داد و دهش کن، فریدون تویی

مهم نیست در دوران های مختلف او را بچه نام می خوانند، فریدون،افریدون ،ثرئیتونه.

مهم هم نیست مادر یا پدرش که بود ،اثویه یا فرانک و آبتین.

مهم پیروزی او بر اژدهایی سه سرو شش چشم به نام دهاک بود. موجودی که اهریمن برای نابودی نیرو های راستی در جهان آفریده بود.

فریدون فرخ ریشه در زمانه بد سگال دارد. زمانه ای که نیروهای اهریمنی به میدان آمده اند تا زندگی را بر مردمانی که آبی و نانی و خانه ای و آرامشی می خواهند زهر هلاهل کنند.

این که این نیروهای شیطانی چرا و چگونه بر مردم تسلط می یابند در هر زمان و زمانه ای علتی دارد.اما فریدون فرزند زمانه تاریکی ست .زمان نیاز به یک منجی و رهبراست تا با رهبری قیامی مردمی نیروهای اهریمنی  وهرج و مرج را از جهان دور کند و آرامش و عدالت را حاکم کند.این پیروزی با اشه بمعنای حقیقت و نظم در آموزه های زرتشتی هم خوانی دارد.اما فریدون بر خاسته از این آموزه ها نیست . فریدون بر خاسته از نیاز مردم برای رسیدن به عدالت و بیرون راندن نیروهای اهریمنی در هر زمان و هر مکان است.

فریدون نجات دهنده بمعنای سوشیانت نیست.کسی که در پایان جهان می آید تا عدالت را بر پا دارد.

او در هر دورانی می تواند بیاید تا بشر را از تاریکی نجات دهد و راست گویی و عدالت از دست رفته را احیا کند و راه رستگاری  را به مردم نشان دهد.

این که ضحاک پدر فریدون را می کشد مادرش او را به مرغزاری می برد و نگهبان مرغزار از شیرگاوی بنام برمایه اورا بزرگ می کند  وضحاک که توسط ستاره شناسان از عاقبت کار خود و سر نگونیش توسط فریدون آگاه شده است  سایه به سایه او می رود تا با کشتنش از سرنوشت محتوم خود جلوگیری کند یک روایت از داستان ضحاک و فریدون است. کار زمانه با باز تولید مدام ضحاک جلو می رود و مدام نیروهای اهریمنی زاد و ولد می کنند تا جهان به سامان نباشد. پس این داستان و روایت های مکرر آن ادامه دارد و خواهد داشت . هر زمان وزمانه ای ضحاک و فریدون خودش را دارد وخواهد داشت . تا روزگاری که کار جهان به سامان برسد و روزگار بر مدار و چرخی بچرخد که امکان زاد و ولد و باز تولید ضحاک و ضحاک ها نباشد

اگرضحاک نماد اهریمن و پلیدی و تاریکی ست.فریدون هم تجسم فره ایزدی و پاکی و روشنایی ست.

وقیام او اقدامی ست انسانی. او قهرمان آرمانخواهی ست که می خواهد آزادی و نظمی اخلاقی  را مستقر کند.و در مقابل او حکومتی استبدادی ست که نمادی از شرارت و تاریکی ست.

فریدون در واقع  تجسم اشتیاق مردم برای رهایی از ظلم است . فریدون سمبل و نماد یک آرمان است آرمان ملتی که بیزار از حکومت های استبدادی ست و در پی آزادی و فضیلت های اخلاقی ست.

فریدون بر بستر مناسبی از تاریخ است که ویژه گی ها و استعداد هایش کار ساز می شود .برای فریدون شدن مردمی لازم است که به آن درجه از برنایی و شهامت و آگاهی و بصیرت رسیده باشند که نخواهند در زیر یوغ نیروهای اهریمنی زندگی کنند و برای این نخواستن باید به آن درجه از شجاعت رسیده باشند که حاضر باشند دست به فداکاری های شگفت بزنند.این گونه است که فریدون در راس قیامی مردمی برهبری کاوه آهنگر قرار می گیرد و ضحاک را از قلعه  آهن و پولادش با هزاران گارد مسلح بیرون می آورد  به بند می کشد ودرغاری در دل صخره ای در البرز کوه محبوس می کند.

به همین خاطر است که پیروزی او پیروز فردی و شخصی نیست بلکه نشانه پیروزی عدالت و صلح و نشانه پیروزی مردم است بهمین خاطر روز پیروزی او بر ضحاک را ایرانیان جشن می گیرند و مهرگانش می نامند.

فریدون در جنگ و پیروزی نماد صلح و عدالت است .وقتی که بر ضحاک پیروز می شود مثل تمامی فاتحین او را نمی کشدونیک می داند آن که با شمشیر می کشد با شمشیر کشته می شود و شرارت  با کشتن نابود نمی شود منتشر می شود و زاد و لد می کند او ضحاک را در بند می کشد تا رستخیز مردمان فرا برسد

فریدون در دوران آشوب نماد مقاومت در برابر ظلم و الگوی عدالت است و در دوران سختی نماد امید  است که آرمان های عدالت طلبانه و آ زادی خواهانه را نمایندگی می کند.

در اندیشه ایرانی شخصیت  رهائی بخش فریدون نمادی قدرت مند دارد، نمادی از ارزش های جاودانه عدالت و آزادی.

او از ورای زمان و مکان می گذرد تا نظمی را که توسط اهریمن بهم خورده است باز گرداند.

با این همه فریدون یک انسان بود وهست مثل تمامی انسان ها باید دید چه چیزی فریدون را فریدون فرخ می کند . حکیم طوس به ساده ترین وجهی آن را نشان می دهد:

فریدونِ فرّخ، فرشته نبود

ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود

ز داد و دَهِش یافت او نیکویی

تو داد و دهش کن، فریدون تویی

برای فریدون شدن راز سر به مهری در کار نیست.نیازی به هیچ نیروی ماورائ زمینی و فره ایزدی هم نیست. ربطی به نژاد و نسب و قبیله هم ندارد.کافی ست دادگر و بخشنده باشی . کافی ست با برادرانت

مهربان باشی وجهان و هستی را پاس بداری.

برای آشنایی بیشتر

تاریخ اساطیر ایران :ژاله آموزگار

پژوهشی در اساطیر ایران: مهرداد بهار

شاهنامه:حکیم ابوالقاسم فردوسی

یسنا و یشت ها: ابراهیم پور داود

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر