۱۴۰۴-۰۹-۰۸

اخباروگزارش های کارگری 6 آذر ماه 1404

 

ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید

جنگ  برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت  لاشخوران جنگی ارمغان آور

ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی

گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران

- اعتراض کارگران فضای سبز شهرداری شوش نسبت به کارکردن در هوای آلوده بدون رعایت اصول ایمنی وبهداشت کاروبی خیالی مسئولان نسبت به جان خود وفرزندانشان

- ادامه اعتراضات کارگران اخراجی پالایش گاز هویزه خلیج فارس نسبت به بلاتکلیفی شغلی و ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان مبنی بر بازگشت بکار با برپایی تجمع مقابل استانداری خوزستان

- کانون نویسندگان ایران:

اگر چه خشونت بر زنان پدیده‌ای جهانی است، اما آنچه در ایران رخ می‌دهد به دلیل پیوند خشونت با قانون، ساختار قدرت و سازوکارهای رسمی سرکوب، ابعادی استثنایی پیدا کرده است.

‏‎ از همین روست که مبارزه‌ی زنان در ایران نیز به مبارزه‌ای تمام‌عیار علیه حکومت بدل شده است.

- چهارمین روزاعتصاب غذا و داروی پریسا کمالی در اعتراض به ادعای گم شدن پرونده‌ و نبود رسیدگی به وضعیت جسمی خود؛قطع تماس و انتقال این زندانی سیاسی به قرنطینه زندان یزد

- انتقال کارگر گچ کار محسن پریش به سلول انفرادی

- احضار یونس آزادبر، فعال کارگری در گیلان به زندان

- بلبل گیلان خاموش شد؛ وداع با یکی از ماندگارترین صداها

- جان باختن 2 کارگر در تهران در حادثه فروکش‌کردن سطح زمین وغرق شدن در گودال مملواز آب و مایعات ناشی از نشت گازوئیل ماشین

- جان باختن یک کارگر در بیرجند زیرتلی از آوار

*******

*اعتراض کارگران فضای سبز شهرداری شوش نسبت به کارکردن در هوای آلوده بدون رعایت اصول ایمنی وبهداشت کاروبی خیالی مسئولان نسبت به جان خود وفرزندانشان

رورپنج شنبه 6 آذر، کارگران فضای سبز شهرداری شوش اعتراضشان را نسبت به کارکردن در هوای آلوده بدون رعایت اصول ایمنی وبهداشت کاروبی خیالی مسئولان،ابرازکردند.

یکی از کارگران خدماتی شهرداری شوش به خبرنگاررسانه ای گفت: کارگران خدماتی و فضای سبز شهرداری‌ها به دلیل ماهیت خدماتی شغل‌شان باید همیشه در محل کار خود حضور داشته باشند و به همین دلیل ما کارگران خدماتی و فضای سبز شهرداری شوش حتی در روزهای هشدار و بحرانی آلودگی هوا که عموم مردم تعطیل هستند، مشغول به کار هستیم.

وی افزود: در شرایطی که آلودگی هوا در شهر شوش از کنترل خارج شده است، حداقل وظیفه شهرداری به عنوان کارفرما، تجهیز کارگران با ماسک‌های فیلتردار است که به طور خاص برای شاغلان فضای باز طراحی شده است.

این کارگر خدماتی شهرداری شوش با بیان اینکه حتی اقدامات بازدارنده‌ای همچون استفاده از ماسک‌های تنفسی نمی‌تواند در درازمدت عوارض ناشی از تنفس هوای آلوده را جبران کند، گفت: چنانچه مسئولان فکری به حال بهبود هوای کشور نکنند، در آینده بخش قابل توجهی از این کارگران یا دچار مرگ زودرس شده یا باید دوران بازنشستگی‌شان را در مراکز درمانی سپری کنند.

او با اشاره به اینکه درحال حاضر هیچ قانونی برای تغییر شرایط کار کارگران در روزهای آلوده وجود ندارد، افزود: در این شرایطی که آثار آلاینده‌های محیطی بر سلامت جسم و روان کارگران فضاهای سبز و خدماتی شهری، انکار ناشدنی‌ست، ما کارگران شهرداری شوش، نگران فرزندان دانشجو و دانش آموز خود هستیم که دراین روزهایی که شاخص آلودگی هوا به بالاترین حد رسیده همچنان باید در مدارس محل تحصیل خود حاضر  شوند.

*ادامه اعتراضات کارگران اخراجی پالایش گاز هویزه خلیج فارس نسبت به بلاتکلیفی شغلی و ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان مبنی بر بازگشت بکار با برپایی تجمع مقابل استانداری خوزستان

روز پنج شنبه 6 آذر، کارگران اخراجی پالایش گاز هویزه خلیج فارس درادامه اعتراضاتشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی و ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان مبنی بر بازگشت بکار+دست به تجمع مقابل استانداری خوزستان در کلانشهراهواز زدند وخواهان بازگشت بکارشدند.

 

براساس گزارش منتشره درشبکه های اجتماعی،بدنبال تجمعات اعتراضی خردادماه سال جاری این کارگران، استانداری خزستان دستور بازگشت به کار این 26 کارگر را صادر کرده است اما مدیریت شرکت همچنان مانع ورود آنان به محل کار می‌شود.

+ادامه تجمع اعتراضی کارگران اخراجی پالایش گاز هویزه خلیج فارس نسبت به وعده های توخالی مسئولان مبنی بر بازگشت بکارمقابل ورودی شرکت

براساس گزارش های منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 16 و17 خرداد،اعتراض کارگران اخراجی پالایش گاز هویزه خلیج فارس نسبت به وعده های توخالی مسئولان مبنی بر بازگشت بکارکه از روزدوشنبه 5 خرداد+ مقابل ورودی شرکت شروع شده است،کماکان ادامه دارد.

 

+تجمع اعتراضی کارگران اخراجی پالایش گاز هویزه خلیج فارس نسبت به وعده های توخالی مسئولان مبنی بر بازگشت بکارمقابل ورودی شرکت

روزدوشنبه 5 خرداد، کارگران اخراجی پالایش گاز هویزه خلیج فارس برای انعکاس هرچه بیشترصدای اعتراضشان  نسبت به وعده های توخالی مسئولان منجمله استاندارخوزستان مبنی بر بازگشت بکاردست به تجمع مقابل ورودی شرکت،زدند.

 

کانون نویسندگان ایران:

اگر چه خشونت بر زنان پدیده‌ای جهانی است، اما آنچه در ایران رخ می‌دهد به دلیل پیوند خشونت با قانون، ساختار قدرت و سازوکارهای رسمی سرکوب، ابعادی استثنایی پیدا کرده است.

‏‎ از همین روست که مبارزه‌ی زنان در ایران نیز به مبارزه‌ای تمام‌عیار علیه حکومت بدل شده است.

 

نظر بر خبر

‎اخبار قتل زنان به دست مردان خانواده، همواره به مضامینی چون سنت و غیرت گره خورده است. اما الگوهای مشابه در فضای عمومی و خیابان از ریشه‌ی ساختاری این خشونت و پیوند آن با روابط قدرت در جامعه خبر می‌دهند. روایاتی که از غیرت، سنت یا تعصب سخن می‌گویند همچون لایه‌ای سطحی، خشونتی عمیق‌تر را پنهان می‌کنند؛ خشونتی نظام‌مند و بی‌صدا که عرف، قوانین و رفتارهای فردی از آن تغذیه می‌کنند.‌

‏‎در چنین بستری تیترهایی مانند «زنی به دست مردان خانواده به قتل رسید» به ندرت به اخبار راه می‌یابند. تنها هنگامی که آمارهای پنهان‌شده در سکوت یا فضای مجازی در کنار خبرهای رسمی قرار می‌گیرند، تصویری هولناک از خشونت شکل می‌گیرد و آشکار می‌شود که ابعاد خشونت بسیار گسترده‌تر از آن است که در ظاهر دیده می‌شود. هزاران دختری که آشکار و پنهان گرفتار پدیده‌ی شوم کودک همسری می‌شوند، در کنار بنرهای نصب شده در سطح شهرها که زنان را در شمایل کارخانه‌ی فرزندآوری تصویر می‌کنند، نشانه‌هایی آشکار و روزمره از بنیان‌های زن‌ستیزانه و تبعیض‌آمیز حکومتی است. بسیاری از خشونت‌های نظام‌مند که در سطوح مختلف و در قالب‌های جنسی، جنسیتی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بروز می‌کنند، به مدد عادی‌سازی شرایط تحمیل شده به زنان مسکوت می‌مانند. ساعت‌های کار طولانی و نابرابری دستمزد، تحمیل چارچوب‌های جنسیتی، کلیشه‌های حاکم بر رسانه‌ها و نظام آموزشی، تنها نمونه‌هایی از این عادی‌سازی‌اند. این عادی‌سازی متکی به قانونی است که ابتدایی‌ترین حقوق انسانی زنان را سلب می‌کند و آنان را از حق طلاق، ارث برابر، حضانت فرزند، حق تحصیل، اشتغال و بسیاری حقوق دیگر محروم می‌کند و بدین ترتیب خشونتی که در بطن حکومت پرورده شده است، زندگی و سرنوشت زنان را احاطه می‌کند.

‏‎گرچه خشونت در همه‌ی لایه‌های پنهان در جریان است، اما قالب‌های آشکار آن، چون پلیس و گشت ارشاد و سایر ابزارهای رسمی سرکوب، نیز تجربه‌ی روزمره‌ی مردم ایران‌اند. قتل مهسا (ژینا) امینی که جنبش آزادی‌خواهانه‌ی مردم را در پی داشت، هنوز در حافظه‌ی جمعی زنده است. قتل او، زخمی بر پیکر جامعه‌ای محتضر بود و سال‌ها خشم و رنج ناشی از ستم و تبعیض را به موجی از همبستگی و اعتراض بدل کرد. بسیاری از زنان بازداشت شده در این جنبش، همچون سایر زنان زندانی سیاسی در دهه‌های پیشین، با شکنجه و تجاوز و آزار جنسی و تهدیدهایی مواجه شدند که ادامه‌ی کنترل و سرکوب سازمان‌یافته‌ی زنان در بیرون از زندان‌ها بود.

‏‎اگر چه خشونت بر زنان پدیده‌ای جهانی است، اما آنچه در ایران رخ می‌دهد به دلیل پیوند خشونت با قانون، ساختار قدرت و سازوکارهای رسمی سرکوب، ابعادی استثنایی پیدا کرده است.

‏‎ از همین روست که مبارزه‌ی زنان در ایران نیز به مبارزه‌ای تمام‌عیار علیه حکومت بدل شده است.

‏‎در مقیاس جهانی، سرمایه‌داری نابرابری جنسیتی را به عنوان بخشی از سازوکار بقای خود بازتولید و سازمان‌دهی می‌کند. کنترل بدن، نیروی کار و نقش‌های اجتماعی زنان ابزاری برای انباشت سرمایه است. از همین رو است که «روز جهانی منع خشونت بر زنان» نه یک «یادبود» که یادآور وجود خشونتی ساختاریافته علیه زنان است که یکی از نمونه‌های هولناک آن سرنوشت خواهران میرابال‌ است؛ سه زنی که در ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰ در برابر دیکتاتوری دومینیکن ایستادند و به شکلی فجیع‌ شکنجه و کشته شدند. اکنون سالمرگ این زنان مبارز به عنوان روز جهانی منع خشونت بر زنان تثبیت شده است. مسیری که خواهران میرابال به آن پیوستند، در شعار «زن، زندگی، آزادی» تجلی یافت و تا امروز در سراسر جهان در مبارزه‌ی زنان به ویژه زنان ایران ادامه یافته است. ایستادگی زنان علیه خشونت، تنها دفاع از حقوق خود نیست، بلکه شرط رهایی جامعه و تحقق انسانی‌ترین آرمان‌های بشریت است.

*چهارمین روزاعتصاب غذا و داروی پریسا کمالی در اعتراض به ادعای گم شدن پرونده‌ و نبود رسیدگی به وضعیت جسمی خود؛قطع تماس و انتقال این زندانی سیاسی به قرنطینه زندان یزد

به گزارش کانال ندای زنان ایران،پریسا کمالی، زندانی سیاسی محبوس در زندان یزد، از سوم آذرماه  در اعتراض به ادعای گم شدن پرونده‌ و نبود رسیدگی به وضعیت جسمی خود، دست به اعتصاب غذا و دارو زده است. به دنبال این اعتراض، تماس او با خانواده قطع و به قرنطینه منتقل شده است. منابع مطلع از وخامت وضعیت جسمی او به دلیل ابتلا به تیروئید سمی و عدم تحویل دارو خبر می‌دهند.

*انتقال کارگر گچ کار محسن پریش به سلول انفرادی

بنابه گزارش رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران؛ از صبح روز پنج شنبه 6 آذر؛  ارتباط تلفنی محسن پریش کارگر گچ کار نیز که در زندان مرکزی کرج محبوس است با خانواده اش قطع شده و برخی منابع به خانواده او اعلام کرده اند محسن پریش را امروز به سلول انفرادی منتقل کرده اند.

*احضار یونس آزادبر، فعال کارگری در گیلان به زندان

شعبه پنجم اجرای احکام دادگاه انقلاب رشت با صدور ابلاغیه‌ای به تاریخ ۴ آذر، یونس آزادبر، فعال کارگری گیلان و از گردانندگان تجمعات اعتراضی یکشنبه‌ها را ملزم کرده است ظرف ده روز خود را برای اجرای حکم حبس معرفی کند.

آزادبر پیش‌تر در شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت به ریاست محمدعلی درویش بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به ۷ ماه و ۱۶ روز و بابت «توهین به رهبری» به ۱۵ ماه و یک روز زندان محکوم شده بود؛ حکمی که در دادگاه تجدیدنظر عیناً تأیید شد. او همچنین با چند پرونده مفتوح دیگر نیز مواجه است.

یونس آزادبر از زندانیان سیاسی دهه شصت محسوب می‌شود و طی چهار دهه گذشته دوره‌های مختلف بازداشت و زندان را تجربه کرده و در مجموع نزدیک به ده سال را در زندان سپری کرده است.

برگرفته از کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

*بلبل گیلان خاموش شد؛ وداع با یکی از ماندگارترین صداها

ناصرمسعودی، از برجسته‌ترین صداهای موسیقی شمال و چهره‌ای اثرگذار در فرهنگ گیلان، درگذشت. این هنرمند پیشکسوت که برای چند نسل یادآور موسیقی ناب گیلکی و اجرای ظریف آوای گیلکی بود، جایگاهی یگانه و ماندگار در حافظه جمعی مردم شمال داشت.

مسعودی متولد فروردین ۱۳۱۴ در محله صیقلان رشت بود. هرچند در نوجوانی مدتی را در تهران گذراند و نزد استادان برجسته موسیقی ردیف و نغمه‌پردازی را آموخت، اما پیوند عاطفی و هنری‌اش با گیلان هیچ‌گاه گسسته نشد. بازگشت او به زادگاهش و آغاز همکاری با رادیو گیلان در دهه ۳۰، آغاز مسیر حرفه‌ای‌ای بود که بعدها به یکی از چهره‌های شاخص موسیقی شمال بدلش کرد.

با وجود موفقیت‌های گسترده‌اش در عرصه موسیقی دستگاهی، بیشترین تأثیرگذاری مسعودی در گیلکی‌خوانی بود؛ جایی که با اجرای بیش از ۲۵۰ ترانه، بسیاری از قطعات گیلان را به آثاری ماندگار تبدیل کرد. ترانه‌هایی چون بنفشه‌گول، الله‌تی‌تی، گل پامچال و دیگر قطعات اجراشده توسط او، امروز در زمره نمادهای موسیقی گیلان شناخته می‌شوند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، با اندوهی عمیق، درگذشت این هنرمند برجسته را به جامعه هنری، مردم گیلان و خانواده ایشان تسلیت می‌گوید. صدای ناصر مسعودی، که از دل زیست‌جهان شمال برخاسته و با روح جمعی گیلان درهم‌تنیده بود، همچنان طنین خواهد داشت. میراث او در ترانه‌ها و نغمه‌هایی که نسل‌های مختلف با آن زیسته‌اند تداوم می‌یابد و پابرجا می‌ماند؛ چرا که «نمی‌میرند آنان که در دل مردم‌شان زنده‌اند.»

*جان باختن 2 کارگر در تهران در حادثه فروکش‌کردن سطح زمین وغرق شدن در گودال مملواز آب و مایعات ناشی از نشت گازوئیل ماشین

روزپنج شنبه 6 آذر،2 کارگر35 تا 40 ساله حین کار تخریب یا جابه‌جایی نخاله در یک قطعه زمین خصوصی واقع دربزرگراه لشکری (جاده مخصوص) همراه با یک دستگاه کامیون کمپرسی بر اثر فروکش‌شدن زمین دچاردر گودال آب‌انبار یا انبار قدیمی سقوط کردند ودرگودال مملواز آب و مایعات ناشی از نشت گازوئیل ماشین غرق شدند وجان باختند.

*جان باختن یک کارگر در بیرجند زیرتلی از آوار

روزپنج شنبه 6 آذر،یک کارگر 40 ساله حین کار گودبرداری دریک ساختمان نیمه‌کاره واقع در خیابان منتظری بیرجند ،استان خراسان جنوبی براثرریزش ساختمان زیر تلی از آوار گرفتارشد وجان خودرا ازدست داد.

akhbarkargari2468@gmail.com

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر