۱۴۰۴-۰۹-۰۸
حسن جداری

ایران بهشت جنایت کاران و دزدان سر گردنه

 

ایران کشور پهناوری با نود میلیون جمعیت که در آن ملتهای مختلف زندگی می کنند، در حال حاضر کانون انواع ستمگری ها و تضاد های فاحش طبقاتی ، قومی و جنسیتی است. در زمان حکومت شاه، ما هم استبداد و خود رائی حاکمان را داشتیم و هم از وابستگی رژیم به امپریالیسم و فقر و بی خانمانی و اختلاف چشمگیر بین اغنیا و تهی دستان، رنج می بردیم. در فاصله نسبته طولانی بین کودتای امپریالیستی 28 مرداد سال 1332 و انقلاب 22 بهمن سال 1357 ، در نتیجه تسلط رژیمی خودکامه، ایران به کشوراستبداد زده ای مبدل شده بود که در آن به کوچک ترین فریاد آزادیخواهی، با حبس و شکنجه و اعدام پاسخ داده می شد. به مدت بیست و پنج سال تمام، از آزادی و دموکراسی در کشور نشانه ای وجود نداشت. مبارزات بی امان توده های زحمتکش علیه ظلم و استثمار و تداوم جنبش های اعتراضی روشنفکران و نیروهای سیاسی آزادیخواه، بالاخره در بهمن ماه سال 57، منجر به سرنگونی رژیم حودکامه ای گردید که در 28 مرداد سال 1332، در نتیجه کودتای امپریالیستی ، بر اریکه قدرت سوار شده بود . 

+++++

در فردای سرنگونی رژیم شاه، در شرایطی که حزب و تشکیلات انقلابی نیرومندی در صحنه سیاست کشور وجود نداشت، قدرت سیاسی افتاد به چنگ جناح هائی از بورژوازی و آخوندهای مرتجع به سرکردگی خمینی. با استقرارحکومتی دینی که از همان ابتدا سرکوب مبارزات کارگران و توده های زحمتکش را در راس فعالیت های ارتجاعی خود قرار داده بود، انقلاب سهمگینی که توده های زحمتکش آن همه در راهش جانفشانی کرده بودند، با شکست کامل روبرو شده ،استبدادی مرگبار در سرتاسرکشور حاکم گردید. توده های زحمتکش که تازه از چنگ رژیم خودکامه شاه جان به در برده بودند، این بار به چنگ رژیمی افتادند که درستمگری و بربریت از رژیم شاه هم گامی فراتر نهاده بود. انقلابی به خاک ایران شد خانه ظلم شاه، ویران شد چهره مردم از چنین اوضاع چند روزی چو غنچه، خندان شد ای دریغا که سلطه ملا حاصل آن تلاش و عصیان شد شاه رفت و خمینی مکار حکم فرمای ملک ایران شد با استقرار رژیمی قرون وسطائی که از اعماق اعصار گذشته سر بیرون آورده بود، نه تنها وابستگی به قدرت های امپریالیستی ازبین نرفت ، نه تنها آزادی و دموکراسی وعدالت اجتماعی به دست نیامد، بلکه بر دامنه خودکامگی، فقرو فلاکت و نابرابری های طبقاتی به مراتب افزوده گردیده، وابستگی به امپریالیسم نیزهمچنان باقی ماند. در سال های بین شهریور سال 1320 تا کودتای 28 مرداد سال 1332 که آزادی نسبی در عالم مطبوعات در کشوروجود داشت، نویسندگان و روزنامه نگارانی افشاگر نظیر محمد مسعود مدیر نشریه معروف مرد امروز، در کتاب ها و جراید، ایران را جامعه ای تحت ستم معرفی میکردند که در آن؛ اکثریت اهالی محکوم به ادامه حیات دردوزخ فقر و فلاکت و محرومیت بودند و تنها بخش کوچکی ازمیلیون ها ساکنین آن، غرقه در ناز و نعمت، در بهشت موعود زندگی میکردند. در واقع امر، هم درزمان خودکامگی شاه و هم در دوران سیاه حکومت جمهوری اسلامی، بهشت و جهنم هردو در ایران وجود داشته اند و بیچاره مومنین همواره این دوپدیده افسانه ای را در آخرت جستجو کرده اند! بهشت و دوزخ موهوم ادیان دراین کشور بود هرجا نمایان بهشت از آن اهل مال و جاه است سرای جاودان شیخ و شاه است فقیه شهر از اهل بهشت است اگرچه زشت خوی و بد سرشت است جهنم مسکن بیچارگان است برای مردم بی خانمان است هر آن فردی که بی پول است و محروم به ماندن در جهنم گشته محکوم که این حکمی ز احکام خدائی است اساس و پایه زهد ریائی است که این دستور تورات است و قران بود انجیل هم بر آن، گواهان درون دوزخ پر دود و آتش نه بینی کس، بجز خلق ستمکش میان شعله های داغ و سوزان نشانی نیست از اشراف و اعیان نشانی نیست از شاه جفاکار ویا از شیخ شیاد و ریاکار 
 

+++++

در فردای سرنگونی رژیم شاه، آخوندهای متحجر مفتخوار در اتحاد با بخش هائی از بورژوازی ، با زور و قلدری و با توسل به نیرنگ و خدعه، قدرت سیاسی را به تصرف خود در آورده، انقلاب سهمگین توده ها را به ضد انقلاب، مبدل ساختند. رژیم ارتجاعی سرکوبگری از اریکه قدرت بزیر کشیده شد و رژیم قرون وسطائی تاریک اندیشی، جای خالی آن را پر کرد . اگر در زمان تسلط رژیم شاه، شخص شاه ، درباریان و سرمایه داران خون آشام نزدیک به دربار، همچون زالو خون کارگران و زحمتکشان را می مکیدند ، این بار آخوند های فریبکار، آقا زاده ها و تجارغارتگر بازار به جان توده محروم و زحمتکش افتادند . درهر دو رژیم شاه و جمهوری اسلامی ، مفت خورها وغارتگران هستی توده ها، بر جان و مال مردم حاکم بوده، بجز طلم و تعدی بر توده های زحمتکش و تاراج هستی آن ها، کار دیگری آنجام نداده اند. درهردو رژیم استثمارگر ضد مردمی، ایران بهشت جنایتکاران و دزدان سرگردنه بوده واکثریت عظیم اهالی در جهنم سوزانی که حاکمان ستمگر برایشان ساخته اند، سوحته و کباب شده اند. اگر در فردای سرنگونی حتمی رژیم جمهوری اسلامی، رژیم سرمایه داری دیگری قدرت سیاسی را دردست بگیرد، تردیدی نداشته باشیم که بار دیگر در تقسیم غنایم، بهشت از آن دزدان اجتماعی و استثمارگران خواهد بود و کارگران و توده های محروم و زحمتکش، همچنان در لهیب آتش جهنم خواهند سوخت. 

+++++

کارگران و توده های زحمتکش که با جانفشانی ها و مبارزات سهمگین خود، نقش اصلی درسرنگونی رژیم شاه بازی کرده بودند، در نتیجه دسایس قدرت های امپریالیستی و تسلط رژیمی که بدترین دشمن رهائی زحمتکشان از زنجیر ظلم و اسارت بود ، نتوانستند به اهداف حق طلبانه خود نایل آمده و نفس راحتی بکشند. شاه به مدت 25 سال در نهایت استبداد و خودکامگی، حکومت کرد و تا توانست حاصل کار و زحمت توده های محروم و زحمتکش را ، وسیله خوشگذرانی ها و مال اندوزی های خود و نزدیکانش ساخت. خمینی و دیگر مخالفین مذهبی رژیم شاه، قبل از این که قدرت سیاسی را قبضه کنند، به توده های مردم ستمدیده که از جور واستبداد رژیم شاه به ستوه آمده بودند، شب و روز در بیانیه ها و گفتارهای عوام فریبانه خود وعده میدادند که به محض رسیدن به حکومت، آب و برق را مجانی کرده، ایران را بهشت برین خواهند ساخت. پس از رسیذن به قدرت، این دشمنان مکار توده های زحمتکش، جهنمی در ایران به وجود آوردند که 47 سال تمام است میلیون ها ایرانی اسیر و در بند، در لهیب آن میسوزند . رژیم شاه برای جلوگیری از خیزش و انقلاب توده ها ، بدون وقفه بر قدرت نظامی خود افزوده و از طریق اعمال قهر ضد انقلابی و توسل به زندان و شکنجه و اعدام، سلطه جابرانه خود را حفظ میکرد. پس از انقلاب بهمن 57، ماشین دولتی دست به دست شد. رژیم وابسته به امپریالیسم شاه رفت و رژیم وابسته دیگری، سرکار آمد. فرمانروایان مذهبی که جای رژیم شاه را گرفته بودند، برای حفظ نظام غیر عادلانه سرمایه داری، مجبور بودند پایه های دولت استبدادی و نیروهای سرکوبگر نظامی راهرچه بیشترتحکیم بخشند تا از طریق اعمال قهر ضد انقلابی و توسل به زور و قلدری، سلطه خود را از گزند خشم وطغیان کارگران و توده های زحمتکش و مردم عصیان طلب، مصون نگه دارند. 

+++++

در کشورهائی مثل ایران که از لحاظ اقتصادی عقب مانده نگه داشته شده اند ، بورژوازی تنها از طریق سرسپردگی به امپریالیست ها ، اعمال قهر ضد انقلابی و تقویت دائم نیروهای نظامی سرکوبگر، میتواند به سیادت ستمگرانه حود، ادامه دهد. هر رژیم سرمایه داری که درچنین کشور ها قدرت سیاسی را قبضه میکند، مجبور است برای جلوگیری از رشد و شکوفائی حنبش های آزادیخواهانه توده های زحمتکش، ماشین دولتی را که از رژیم قبلی تحویل گرفته است ، همچنان تقویت کند. هررژیم سرمایه داری دیگری هم که به دنبال سرنگونی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی، قدرت سیاسی را در دست بگیرد، همچنان در تقویت ماشین دولتی و نیروهای سرکوبگر، خواهد کوشید. طبفه کارگر اما تنها با ایجاد نیروهای مسلح خود و در پروسه جنگ توده ای انقلابی علیه رژیم جمهوری اسلامی، خرد ومتلاشی ساختن ماشین دولتی بورژوازی و تشکیل دولت انقلابی، میتواند، جان خود را از چنگ ظلم و استثمار و انواغ ستمدیدگی ها، رها سازد. این روزها ، الترناتیو های مدافع سرمایه داری در غین حال که برای جلب توجه توده های زحمتکش، خود را عاشقان سینه چاک آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی قلمداد می کنند، در مطبوعات و رسانه های خود، در زمینه جدائی دین از دولت و سکولاریسم، داد سخن می دهند. نمونه رژیم شاه به روشنی نشان میدهد که بورژوازی در ایران برای حفظ سلطه طبقاتی خود ، همواره از حریه مذهب نیز استفاده میکند. شاه برای جلوگیری از انقلاب توده ها و در مقابله با خطر کمونیسم ، از آیت اله ها و دین و مذهب، یاری می جست و با این اقدام ارتجاعی خود، زمینه را برای به قدرت رسیدن حکومتی مذهبی، آماده می ساخت. رژیم جمهوری اسلامی که با یاری قدرت های امپریالیستی سرکار آمد، در عین حال محصول استبداد و خودکامگی رژیم سرمایه داری وابسته ای بود که برای دوام حکومت پوشالی خود ، همواره در ترویج شعائیر مذهبی در زمینه های مختلف زندگی اجتماعی، کوشش به عمل می آورد. در زمان تسلط رژیم شاه، به ندرت فیلمی در ایران ساخته میشد که در آن، به دستور ساواک، صحنه هائی در تبلیغ مذهب، گنجانده نشده باشد. 

+++++

قراین نشان میدهد که عمر ننگین رژیم جمهوری اسلامی در حال به پایان رسیدن است . نارضایتی و انزجار توده های زحمتکش از این رژیم قرون وسطائی آدمکش، به حد اکثر خود رسیده است . در عین حال، مبارزات ضد رژیمی توده های به پا خاسته در سرتاسر کشور، سبب تشدید هرچه بیشتر تضاد و کشمکش در بین جناح های مختلف هیات حاکمه شده است. در جامعه ای اسیردرچنگال رژیمی غارتگر ، انواع محرومیت ها و ستمدیدگی ها، روی هم انباشته شده است. ظلم و بیدادگری رژیم کشتار و جنایت، وضع ناهنجار اقتصادی اکثریت اهالی کشورو تورم عنان گسیخته ، کارگران و توده های زحمتکش را که قربانیان اصلی چپاولگری ها و تعدیات رژیم ضد مردمی می باشند، به میدان مبارزه در جهت کسب حقوق پایمال شده، کشانده است. هر روزکه میگذرد بر ابعاد مبارزات کارگران و توده های زحمتکش ، زنان به پا خاسته و ملتهای تحت ستم، افزوده میشود. دهه گذشته، ناظر خونین ترین قیام ها و عصیان های توده های محروم و زحمتکش، علیه رژیم خون اشام جمهوری اسلامی، بوده است. رژیم ازادیکش حتی با اعمال بدترین فشار ها و جنایت کاری ها و اعدام های بیشمار، نتوانسته است آتش مبارزه و مقاومت توده ها را خاموش سازد. در شرایطی که رژیم آدمکش جمهوری اسلامی در چنگال تضادهای آشتی ناپذیر دست و پا میزند، احتمال زیاد وجود دارد که رژیم قرون وسطائی جمهوری اسلامی یا از طریق قهر انقلابی توده های زحمتکش و در نتیجه قیام ها و جنبش های اعتراضی در سرتاسر کشور یا به طریق دیگر، از اریکه قدرت به زیر کشیده شده و سرنگون گردد. در فردای سرنگونی این رژیم آزادیکش، در فقدان حزب انقلابی طبقه کارگر، رژیم سرمایه داری سرکوبگری، قدرت سیاسی را دردست گرفته و بار دیگر استبداد و زور و قلدری در کشور حاکم خواهد شد. واقعیت این است که الترناتیوهای موجود در صخنه سیاسی کشور، از سلطنت طلبان گرفته تا اصلاح طلبان مختلف الشکل، همه و همه دشمنان بی امان رهائی طبقه کارگر و توده های زحمتکش بوده و مقصود شان از دست یابی به قدرت سیاسی، همانا ثروت اندوزی و پر کردن جیب های گشاد خود، میباشد .اگر دیروز رژیم شاه غارتگر هستی توده های زحمتکش بود و در حال حاضر، رژیم انگلی جمهوری اسلامی این وظیفه نا مقدس را انجام میدهد، فردا نوبت رژیم سرمایه داری دیگری خواهد بود که توده ها را در بند اسارت سرمایه داری نگه داشته و به مکیدن خون زحمتکشان ، مشغول گردد. وعده های دروغین این اپوزیسیون های هفت رنگ مختلف الشکل، نباید کسی را گول بزند. 

+++++

در ایران کنونی اینک انواع ستمگری ها و حق کشی ها وجود دارد ستم طبقاتی بر کارگران و توده های زحمتکش، ستم بی حد وحصر بر زنان اسیر و دربند، ستم ملی بر ملت های غیر فارس، ستم مذهبی بر اقلیت های دینی . این ستمدیدگی ها،این اعدام های وحشیانه، این فقدان کامل آزادی و دموکراسی، این وضع ناهنجار اقتصادی، ایران را به انبار باروتی مبدل کرده است که کمترین جرقه ای میتواند آنرا مشتعل سازد . در این جامعه آکنده از ظلم و استبداد ، تنها یک الترناتیو سیاسی وجود دارد که کلید حل تمام مشکلات و گرفتاری های جامعه بحران زده کنونی است . این الترناتیو همانا الترناتیو کارگری و سوسیالیستی است . این بدان معناست که در کشور تحت ستم ایران، کلیه الترناتیوهای بورژوائی که خواهان ابقای نظام سرمایه داری هستند، اعم از سکولار، جمهوری خواه ، اصلاح طلب ، مذهبی و سلطنتی، همه به نحوی از انحا، سر و سری با قدرت های امپریالیستی داشته، مخالف رهائی کارگران و توده های زحمتکش و استقرار آزادی و دموکراسی واقعی در کشور می باشند. در فردای سرنگونی رژیم آزادیکش جمهوری اسلامی، هر کدام از الترناتیو های مدافع نظام سرمایه داری سر کار بیاید، تغییرو تبدلات ماهوی در کشور به وجود نمی آید. نه استبداد و خودکامگی از بین میرود و نه وابستگی به قدرت های امپریالیستی آزمند. کارگران و توده های زحمتکش همچنان در چنگال فقر و فلاکت و بی خانمانی دست و پا خواهند زد و عدالت اجتماعی تنها درسطح شعارهای عوام فریبانه، باقی خواهد ماند. طبقه کارگر اگر حزب انقلابی خود را داشته باشد، تنها نیروی اجتماعی در ایران است که می تواند دراتحاد با خرده بورژوازی شهر و ده، با توسل به قهر انقلابی، نخست انقلاب دموکراتیک را به ثمر رسانده و در نوبت بعد ی، در اتحاد با تهی دستان شهر و ده، در جهت انقلاب سوسیالیستی گام بردارد. دیوار چینی انقلاب دموکراتیک را از انقلاب سوسیالیستی جدا نمی سازد. طبقه کارگر ایران برای رهائی کامل از چنگال ظلم و استثمار، قبل از هرچیز، به رهبری حزبی انقلابی و پیگیر- حزب کمونیست راستین-، نیاز دارد. این حزب انقلابی که رهائی کامل کارگران و زحمتکشان را وظیفه خود قرار داده است، با سرنگون ساختن سلطه سرمایه داری و تشکیل حکومت سوسیالیستی، در جهت ایجاد جامعه ای آزاد و آباد و دموکراتیک ، کوشش به عمل می آورد. سرنوشت انقلاب آینده ایران را این امراساسی رقم خواهد زد که کدام طبقه اجتماعی، رهبری این انقلاب را در دست خواهد داشت. پرولتاریا یا بورژوازی . تنها طبقه کارگر به شرطی که حزب انقلابی خود را داشته باشد، قادر خواهد بود از طریق مبارزه قهر آمیز ، ماشین دولتی بورژوازی را خرد کرده و دولت انقلابی خود را جانشین آن ، سازد . بورژوازی در ترس و هراس از مبارزات طبقه کارگر و توده های زحمتکش، این ماشین پوسیده سرکوب و کشتار را نه تنها حفظ مبکند ، بلکه آن را محکم تر نیز می سازد. اما منافغ کارگران و توده های زحمتکش ایجاب می کند که این ماشین ظلم و استثمار، خرد و متلاشی گردد. حسن جداری آذر ماه سال 1404 

تذکر : اشعار مندرج در این نوشته، سروده نویسنده مقاله است 



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر