۱۴۰۴-۰۹-۳۰
خدامراد فولادی

اهانت به کارگران موقوف!

 

( به: چپی که خود را قییم ِ کارگران ِ ایران می پندارد)

نخست تعریف ِ قیمومت و قییم: قیمومت واژه ای است مشخصن اسلامی به معنای سرپرستی و نگه داری ازمحجوران یا رشد نیافته گان ِعقلی که توان ِ تشخیص ِ مصلحت و محافظت از خود و متعلقات ِ خود را ندارند. قییم نیز در چارچوب ِ همین تعریف ، کسی است که قانونن یا داوطبانه سرپرستی ِ فرد یا افراد ِناتوان ازاداره ی زنده گی و مصلحت ِفردی – خانواده گی ِخود را بر عهده می گیرد و وکالتن و نیابتن کارها و وظایف ِاو را انجام می دهد. به بیان ِ دیگر و در همین چارچوب ِ مفهومی معنایی، قییم، شخص یا سازمان و تشکیلات ِ دارای صلاحییتی است که اختیار ِ رهبری و سرپرستی ِ افراد ِ ناقص عقل ِ فاقد ِ توانایی ِ انجام وظیفه ی اجتماعی و سیاسی را بر عهده می گیرد. قییم دو نوع است: قییم ِ قهری( قانونی از سوی دولت و حکومت) و قییم ِ اختیاری از سوی افراد و سازمان های نیکو کار ِ صاحب ِ صلاحییت.

با این مقدمه و شناخت ازموضوع ومضمون ِ بحث، برویم برسر ِاصل ِمطلب یعنی خود قییم پنداری ِ چپ در رابطه اش با کارگران ِ ایران آن هم از راه ِ دور!

چپ ِپناه برده و اردو زده در دموکراسی ِغربی و بر خوردار ازامکانات و نعمات ِگسترده و بی تبعیض و غیرقابل ِانکار ِآن،ازاین بهره مندی ِفردی تشکیلاتی ، یعنی ازآنچه او دارد و ایرانی های ساکن در ایران وبه ویژه کارگران ندارند،دو گونه سوء استفاده می کند.نخست سوء استفاده ی سیاسی ازآنچه اودارد و ایرانی هاندارند یعنی دموکراسی برای تبلیغ وترویج ِعقاید ونظرات اش، و دوم،تلاش از راه ِ دور برای ِ یارگیری ویا درواقع سرباز گیری برای کسب ِقدرت ِ سیاسی، که مخاطب ِ هردو تلاش هم کارگران ِ فاقد ِ همبسته گی و یکپارچه گی تشکیلاتی – طبقاتی به دلیل ِ سرکوب های مداوم ِ رژیم هستند. این گرایش ِ فرقه سالار،نام وعنوان ِ چپ را از آن جهت بر خود نهاده است که محمل وبهانه ای برای توجیه ِ ادعای قییم مآبانه اش برکارگران ِ فاقد ِآزادی ِایجاد ِ تشکل و دفاع از منافع ِ طبقاتی ِ منحصر به خویش، داشته باشد.

چپ، شاید معنا و مفهوم و کارکرد ِ قیمومت و قییم را نداند وآن را انکار کند، اما در عمل ِ سربازگیری ازدرون ِجامعه ای که سال هاست باآن ارتباط ِدرون ساختاری و عضوانی- تشکیلاتی و به ویژه شناخت ازمحظورات ونیازهای سیاسی واقتصادی اش ندارد ،معنایی غیرازخودقییم پنداری ندارد. این چپ ِقدرت طلب،صرفن با سوء استفاده از آزادی های سیاسی ِ بی قید و شرطی که درغرب وجود دارد و شامل ِ او هم به عنوان ِشهروند شده است دریک سو،و نبود ِ این آزادی ها در ایران ِ تحت ِ حاکمییت ِ استبداد در سوی دیگر، اینهمه ادعا دارد و مدام در سایت ها و تلویزیون ها ورسانه های متنوع اش هزینه می کند و نقشه می کشد و راهبرد و راهکار ردیف می کند و استدلال پشت ِاستدلال می آورد که ثابت نماید تنها قییم و تنها صاحب صلاحییت ِ کارگران ِ ایران است وفقط اوست که آنچنان استحقاق ِسیاسی-تشکیلاتی ِ مدیرانه ومدبرانه ای دارد که خود ِکارگران ِبه زعم ِ او ناآگاه ندارند، و به همین دلیل ناچاراند که تن به « رهبری وفرمانفرمایی ِخردمندانه» ی حتا از راه ِ دور ِ او بدهند.( آخوندها هم وقتی می گویند فقط ما هستیم که صلاحییت ِ رهبری و ارشاد ِ افراد ِ غیر ِ متخصص در امور ِ دینی و اسلامی را بهتر از خود ِ آنها داریم ومی توانیم راه ِخیر وصلاح ِشان را بهتر از خودشان به آنان نشان دهیم، دقیقن همین درک و برداشت ِ قییم مآبانه را با زبان و ادبیات ِ دیگری به جامعه ی فاقد ِآزادی ِعقیده واندیشه و بیان تفهیم و دیکته می کنند.هدف یکی است: کسب ِقدرت ِسیاسی به نیروی دیگران، اگر چه عاملییت ِ تحقق ِهدف و بیان ِ توجیه گرانه و تعلیلی تحمیلی ِ شان با یکدیگر متفاوت است ).

اما، حقیقتن و به دور از ادعاها و تحلیل ها و تعلیل های رد گم کننده به کارگران و جامعه ی به زعم ِاو ناآگاه،ببینیم ازدیدگاه مارکسیستی که چپ در توجیه ِ هدف اش ادعای آن را دارد،برتری ِادعایی ِنظری و عملی اش برکارگران وجامعه ی ایرانی درچه زمینه ای است که این قیمومت ِخود برتر و رهبر پندارانه را ضرورت بخشیده است. آیا در دانش ِتئوریک اش است؟ یعنی، آیا دانش ِنظرورانه ی قائم به شناخت ِ علمی- عقلانی ِ چپ است که این اعتماد به نفس را به اوداده است که می تواند ازراه ِ دور ایرانی ها و خصوصن کارگران ِ فاقد ِ تشکل ِ طبقاتی را از راه ِ دور وادار به خیزشی نماید که مطالبه اش دقیقن در جهت ِ خلاف ِمطالبه ی تاریخی ِتا کنون تحقق نیافته ی خود ِ شان باشد؟ کیست که نداند یا بداند و خود رابه ندانستن بزندکه مهم ترین واصلی ترین راهبرد ِ نظری ِ چپ ِ قییم مآب ِ ایرانی « راه غیر ِ سرمایه داری» ِتوصیه شده ی لنین است. یعنی،راه و روش و شیوه ای در راهبرد ِ معطوف به کسب ِ قدرت ِ او ،که نیازی هم به نیروهای مولده و مناسبات ِتولیدی ِ پیشرفته و ازجمله پرولتاریای آگاه و شناخت مند و تشکل مند و آموزش دیده و پرورش یافته ی نظام ِ سرمایه داری ندارد.راه وراهبردی که فقط متکی بر اراده ی راهگشا به قدرت ِ فرقه سالارانه و انحصار طلبانه وتمامییت خواهانه ی خود ِچپ است، ونه به نیروی پرولتاریایی که دراین فرمولاسیون ِ«بخوری پاته نخوری پاته »ی لنینیستی هیچ جایگاه و نقش ِ تعیین کننده ای ندارد.

در واقع، برخلاف ِ تبلیغات و تصورات ِ خود محور بینانه واقتدار طلبانه ی چپ،مشکل ِ کارگران ِ ایران در مقطع ِ تاریخی ِ کنونی، همچون دیگر شهروندان ، مستقیمن در ارتباط با حاکمییت استبدادی سرکوب گری ست که تمام ِروزنه های آگاهی رسانی وتشکل یابی را به روی جامعه بسته است، و همین استبداد است که موجب ِ سوء استفاده ی ِ فرقه گرایان ِچپ از موقعییت ِ دلخواه اش شده است. در حالی که اگر این جامعه به نیروی آگاهی و همه با همی ِ خود آن آزادی هایی را که چپ درغرب دارد درایران برقرار نماید، به چپ تفهیم خواهد کرد که: نیازی به هیچ قییم ِخودخوانده ی چپ وراست ومیانه ای نه داشته و نه هرگز خواهد داشت



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر