فرقهگرایی سیاسی در لباس اپوزیسیون
تحلیل فالانژیسم سلطنتی با مدل BITE استیون حسن: فرقهگرایی سیاسی در لباس اپوزیسیون
این مقاله دو بخش است: در بخش آخر توضیح مختصر درباره استیون حسن، و ملاقات من با او در کنگره های آکادمی بین المللی حقوق و سلامت روان. International Academy of Law and Mental Health (IALMH)
مقدمه
استیون حسن، روانشناس برجسته حوزه فرقهها، تاکید میکند که فرقه با ایدئولوژی تعریف نمیشود، بلکه با روشهای کنترل انسانها شناخته میشود. فرقه با "چه می گوید" تعریف نمی شود. فرقه میتواند مذهبی، سیاسی، سکولار یا مدرن باشد؛ آنچه تعیینکننده است، نحوه تسلط بر ذهن، احساس، رفتار، هویت و وجدان فرد است.
مدل معروف او به نام BITE، چهار لایه کنترل را شناسایی میکند:
1 کنترل رفتار (Behavior)، 2 اطلاعات (Information)، 3 فکر (Thought) 4 احساس (Emotion) اگر جریان سیاسی این چهار کنترل را اعمال کند، دیگر یک جنبش سیاسی نیست، بلکه یک فرقه اقتدارگرا است.
این تحلیل، فالانژیسم سلطنتی را با همین معیارهای علمی میسنجد.
۱. کنترل رفتار: (Behavior Control) از اطاعت ایدئولوژیک تا حذف فیزکی و عادیسازی خشونت
- فرقهها الگوهای رفتاری مشخصی را تحمیل و خشونت را شرطیسازی میکنند. رفتار جمعی را جایگزین قضاوت اخلاقی فردی میکنند
در فالانژیسم سلطنتی شاهدیم:
- حمله فیزیکی به تجمعات دیگر گروههای اپوزیسیون، سنگپرانی و چماقکشی سازمانیافته.
- تهدید به مرگ منتقدان (حتی از میان "خودیها") و تعیین "قیمت" برای جان دگراندیشان.
- تبدیل اطاعت به فضیلت: شعارهایی مانند "تابع شاه بودن شرف است" یا "پادشاهیخواه یعنی اطاعت، نه سؤال"، طرد فوری هر کس که بپرسد “چرا؟”
عاملیت اخلاقی فرد را حذف میکند.
این رفتارها دقیقاً همان شرطیسازی از طریق پرخاشگری (conditioning through aggression) است که حسن اشاره میکند: خشونت به عنوان "کنش سیاسی مشروع" عادی میشود.
از نظر تحلیل روانشناختی: فرد عاملیت اخلاقی خود را واگذار میکند:
- تصمیمگیری شخصی = خیانت
- اطاعت کور = فضیلت
پیام پنهان اما روشن است: اگر رهبر یا روایت رسمی به خطر افتاد، حمله کن!
۲. کنترل اطلاعات (Information Control): حبس ذهن در اتاق پژواک
فرقهها منابع اطلاعاتی را فیلتر و هر صدای مخالفی را بیاعتبار میکنند. در این جریان:
1 منابع خبری را فیلتر میکنند، 2 منتقدان را “دشمن”، “نفوذی” یا “خائن” معرفی میکنند 3 روایتهای جایگزین را حذف یا بیاعتبار میکنند.
- هر منقدی به "جاسوس جمهوری اسلامی"، هر پرسشی به "چپ، ملا، مجاهد"، و هر تحلیل مستقل به "تفرقهافکنی" تبدیل میشود.
- حتی شخصیتهای قدیمی و روزنامهنگاران همسو نیز با کوچکترین نقد، بلافاصله "نفوذی" خوانده میشوند.
- اطلاعات تنها از کانالهای خاص مجاز منتشر میشود. (رسانههای همسو، چهرههای تأییدشده)
این ایجاد حبس اطلاعاتی (information silo) است. فرقه نمیگوید "این نظر غلط است"، بلکه میگوید "این نظر اصلاً نباید شنیده شود". در اینجا حقیقت جای خود را به وفاداری میدهد.
۳. کنترل فکر (Thought Control): توقف تفکر انتقادی با شعارهای قطعی
خطرناکترین مرحله، کنترل فکر است. نشانههای آن تفکر دوقطبی، تقدیس رهبر و ممنوعیت شک است. در این جریان:
- شعارهای کلیدی و دوقطبی مانند: "یا با ما، یا علیه ایران"، "یا شاه، یا آشوب"، "یا این رهبر، یا جنگ داخلی" حاکم است!
- جملات قطعی مانند "بدون اما و اگر"، فرآیند فکر کردن را متوقف میکنند. (Thought-Stopping Clichés)
- سؤال = گناه، تردید = ضعف و تفکر مستقل = خیانت، تلقی میشود.
نتیجه این میشود که فرد دیگر فکر نمیکند، بلکه فقط تکرار میکند. رهبر نه پاسخگو، که "فراتر از نقد" میشود.
۴. کنترل احساسات: باجگیری عاطفی با ترس، شرم، گناه، نفرت و برتری کاذب
فرقهها اعضا را نه با منطق، بلکه با احساسات، باجگیری عاطفی نگه میدارند! ابزارهای آنها در اینجا عبارتند از:
- ترس: “اگر نقد کنی، دشمن میشوی”
- شرم: “پادشاهیخواه واقعی نیستی”
- خشم: علیه منتقدان
- احساس برتری اخلاقی: “ما نجاتدهندگان ایرانیم”
مصادیق:
- احساس گناه، القا میشود که هر نقدی به سلطنتطلبان، کمک به جمهوری اسلامی است.
- نفرتپراکنی علیه تمام گروهای اپوزیسیون چپ، فمینیسم و برابریطلبی.
- ترس دائمی از اینکه رشد نیروهای رقیب به معنی "فروپاشی ایران" است.
- احساس برتری اخلاقی که اعضای فرقه را "نجاتدهندگان ایران" میپندارد.
هنگامی که احساسات گروگان گرفته میشوند، عقل از کار میافتد. عادیسازی شعار "مرگ بر…" نیز نشانه ورود به قلمرو روانشناسی فرقهای است.
هسته مشترک: حذف "خود" و جایگزینی با رهبر
در این فرقهگرایی سیاسی، "من" وجود ندارد. وجدان فردی حذف و "رهبر" جایگزین عقل، اخلاق و مسئولیت میشود. فرد به نقطهای میرسد که اگر رهبر فردا دستور سرکوب بدهد، احساس گناه نمیکند، چون "او تصمیم نگرفته" – فقط اطاعت کرده است. بزبان هانا آرنت حاکمیت ابتذال شر، در جامعه طبیعی می شود!
چرا این فرقه بویژه برای ایرانیان خودباخته و غرب زده، خطرناکتر از بنیادگرایی مذهبی است؟
چون: 1 لباس و ظاهر مدرن دارد، 2 زبان غربی و اروپایی دارد، نه خاورمیانه ای و عربی 3 ادعای ضدخرافه بودن دارد، 4 اما در عمل همان سازوکار روانی را بازتولید میکند!
محتوا فاسدتر است، ولی خود را عقلانی و پیشرو میپندارد!
چرا این فرقه به نفع جمهوری اسلامی است؟
استیون حسن تأکید میکند که فرقهها ناخواسته به بقای سیستمهای سرکوبگر کمک میکنند، زیرا:
- جامعه را دوپاره میکنند.
- اپوزیسیون را بیاعتبار میکنند.
- خشونت را عادی میکنند.
فالانژیسم سلطنتی دقیقاً همین کار را میکند. وقتی "اپوزیسیون" تهدید به مرگ میکند، رژیم با خیال راحت سرکوب میکند. این یک همسویی کارکردی است، نه لزوماً یک توطئه.
نتیجهگیری: هشدار علمی، نه دعوای سیاسی
بر اساس مدل BITE استیون حسن، فالانژیسم سلطنتی واجد تمام شاخصهای یک فرقه سیاسی اقتدارگرا است. این هشدار، اخلاقی یا سلیقهای نیست، یک تشخیص علمی است.
جامعهای که فرقه را با اپوزیسیون اشتباه بگیرد، از یک استبداد به استبدادی دیگر سقوط میکند. آزادی با اطاعت و فرقهگرایی جمع نمیشود، دموکراسی با تهدید به مرگ ساخته نمیشود و آینده ایران نه با پرستش رهبر، که با آزادی فکر انسانها ممکن است.
هر جنبشی که “سؤال” را جرم بداند، آزادی نمیآورد. هر رهبری که از سنجش بگریزد، خطرناک است. این دقیقاً همان نقطهای است که نیچه هشدار داد: جنگ با هیولا، اگر با خودآگاهی نباشد، کارخانهی تولید هیولاست. اسپرم پرستان فرقه پهلوی مانند جمهوری اسلامی به کارخانه تولید هیولا تبدیل شده اند تنها تفاوتشان نه در محتوا بلکه در شکل ظاهری است!
با احترام،
ا.پوری(هلند) 23-12-2025
**************************
استیون حسن را چندین بار در کنگره های آکادمی بین المللی حقوق و سلامت روان ملاقات کردم.
چهار سال پیش در کنگره ای در شهر لیون فرانسه و دو سال پیش در شهر بارسلونای اسپانیا... چند جلد از کتابهایش را به من هدیه داد. در کنگره بارسلونا پرسیدم نظر تو درباره جنگهای جاری، بحران جهانی و غروب نظم غربی و امریکایی و احتمال جنگ جهانی سوم چیست؟ با ظنز گزنده گفت: شروع شده! تو هنوز خبرنداری!...
در باره مشکلاتی که بعد از نوشتن کتاب فرقه ترامپ برایش پیش آمده بود مفصل صحبت می کرد و می گفت بفکر این استکه از امریکا به یکی از کشورهای امریکای لاتین مهاجرت کند... در ضمن می گفت دولت امریکا با رئیس دانشگاه لیون که کنگره در آنجا برگزار می شد، تماس گرفته و از آنها خواسته اند که به او اجازه سخنرانی ندهند!... سرانجام او سخنرانی و پرسش و پاسخ خود را انجام داد و من بطور کامل ویدئوی آنرا ضبط کردم... اتفاقا تعداد حضار در کلاس او بسیار بیشتر از سایر کلاسها بودند!... ... شاید ویدئوی بخش هایی از سخنرانی او را منتشر کنم...
اکنون کتابهای او منابع اصلی برای شناخت ساختار فرقهها هستند:
- گسستن بندها (Combating Cult Mind Control): این کتاب مشهورترین اثر اوست که در آن مدل معروف BITE را معرفی میکند.
- آزادی ذهن (Freedom of Mind): بر روشهای کمک به افراد برای خروج از گروههای کنترلکننده تمرکز دارد.
- فرقه ترامپ (The Cult of Trump): کتابی که جنجالهای زیادی آفرید. حسن در این کتاب استدلال میکند که روشهای ترامپ برای جذب هواداران، شباهتهای ساختاری غیرقابلانکاری با تکنیکهای رهبران فرقهها (مانند انزوا، ایجاد دشمن خیالی و وفاداری مطلق به شخص) دارد.
او بخاطر نوشتن کتاب فرقه ترامپ در امریکا دچار مشکلات زیادی شده بود... حتی به من گفت می خواست از امریکا به یکی از کشورهای امریکای لاتین مهاجرت کند...
. طوفانِ “فرقه ترامپ” و فشارهای سنگین
انتشار کتاب “فرقه ترامپ” (The Cult of Trump) در سال ۲۰۱۹، استیون حسن را از یک “متخصص آکادمیک” به یک “چهره سیاسی جنجالی” تبدیل کرد. مشکلاتی که او تجربه کرد فراتر از نقد کتاب بود:
- تهدیدهای امنیتی و جانی: پس از انتشار کتاب، او هدف حملات شدید فضای مجازی و تهدیدهای فیزیکی از سوی طرفداران رادیکال ترامپ (بهویژه گروههایی مثل QAnon) قرار گرفت. او در چندین مصاحبه اشاره کرد که امنیت شخصی و خانوادهاش به خطر افتاده است.
- اتهام “سیاسیکاری”: بسیاری از روانشناسان و جامعهشناسان محافظهکار به او حمله کردند و مدعی شدند که او از اعتبار علمی خود برای تخریب یک رقیب سیاسی استفاده کرده است. آنها میگفتند برچسب “فرقه” زدن به نیمی از رایدهندگان آمریکا، غیرعلمی و خطرناک است.
- بایکوت رسانهای در برخی محافل: او که پیشتر به عنوان کارشناس در همه شبکهها حضور مییافت، ناگهان در رسانههای راستگرا به عنوان “دشمن شماره یک” معرفی شد.
استدلال اصلی او که باعث خشم مخالفان شد
آنچه بیش از همه باعث آزار مخالفان حسن شد، مقایسه مستقیم ترامپ با رهبران مخوفی مثل جیم جونز یا سان میونگ مونی بود. حسن معتقد بود:
- ترامپ از “واقعیت جایگزین" استفاده میکند (هر خبری که مخالف اوست، "فیک نیوز" است).
- او هوادارانش را متقاعد کرده که فقط او حقیقت را میگوید (جدا کردن پیروان از منابع اطلاعاتی دیگر).
- او از ترس به عنوان ابزار کنترل استفاده میکند (اگر من نباشم، کشور نابود میشود).
خوشبختانه کتاب گسستن بندها اثر استیون حسن به بفارسی ترجمه شده...
********
تحقیقات استیون حسن در باره سازمان مجاهدین خلق:
استیون حسن یکی از جدیترین منتقدان سازمان مجاهدین خلق (MEK) است و بارها در مقالات، مصاحبهها و کتابهای خود، این سازمان را به عنوان یک نمونه کلاسیک از یک «فرقه مخرب» (Destructive Cult) معرفی کرده است.
همانطور که او به خاطر کتاب «فرقه ترامپ» با طرفداران ترامپ دچار مشکل شد، به دلیل نقد مجاهدین خلق نیز بارها هدف حملات رسانهای این سازمان قرار گرفته است... ...
استیون حسن سالها با بسیاری از اعضای جداشده از مجاهدین خلق مصاحبه کرده و به آنها برای بازگشت به زندگی عادی مشاوره داده است...
او معتقد است سازمان مجاهدین خلق به شکلی سیستماتیک از مدل BITE برای کنترل اعضای خود استفاده میکند. ... ...
تحلیلهای استیون حسن از منظر روانشناسی اجتماعی بسیار معتبر شناخته میشوند. او به جای ورود به دعواهای سیاسی، به «سلامت روان» و «حقوق بنیادین فردی» درون گروهها توجه میکند... ...
شاید یکبار بطور کامل مدل BITE او را در مورد مجاهدین خلق، مناسبات درونی اعضاء و رهبری و شعارها بطور مفصل آنالیز کنم... ...
**************