مردم چه می گویند و چه می خواهند ؟
کم کمک در اوج آید پچ پچ خفته
مردم چه می گویند و چه می خواهند ؟
زندانی سیاسی و فعال سیاسی
شروع مجدد اعتراضات که قابل پیش بینی بود و بسیاری آنرا بعداز پایان حمله اسرائیل محتمل می دانستند بازار کمانه زنی ها و رهبر پنداری های متوهم را گسترش داده است .
عده ای خارج نشین بی غم انرا به فراخوان خود منتسب می دانند در حالی که زن و بجه انان درخانه از انها اطاعت یا پیروی نمی کنند چه رسد به مردمی که سالیانی است خود بدون رهبر و راهبر به اشکال مختلف با رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی درافتاده و هزینه های گزافی هم پرداخته اند.
عده دیگری که تا خیزش (زن – زندگی -آزادی) سر به زیر لحاف های کناردریا و کنارکرسی های شومینه لم داده بودند یک باره یاد وطنی افتادند که حدود نیم قرن است توسط ملایان و مکلاهای مدهبی تسخیرشده و منابع طبیعی کشور و منابع انسانی را توامان به نابودی کشانیده اند.
علاوه براین بخشی بریده و نابریده از خودی های حاکمیتی که در طی همین قرن رفیق قافله و شریک دزد بود از وحشت حساب دهی به جنبش انقلابی آتی با رنگ کردن پرچم سیاه تاریخی خود منقش به نقش و نگارهای اسطوره ای تاریخی مردم همچون آؤش و کاوه درصدد هستند باردیگر همچون قیام بهمن 1357 ثمره جنبش انقلابی را به نفع اسلام راستین خمینی مصادره کنند که تشکیل احزاب دونفره و چندنفره جدید چون حزب تمدن اسلامی ، حزب عهد ایران ، حزب عدالت وآزادی ایران اسلامی ، حزب ندای ایرانیان ، حزب اتحاد ملت ایران اسلامی ، حزب اراده ملت ایران ، حزب تمدن اسلامی ، حزب نواندیشان ایران اسلامی ، حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی ، حزب پیشزفت و عدالت ایران اسلامی که عموما با پسوند اسلامی همراه هستند تا حاکمیت اطمینان کند ان هادرصدد حذف ولایت فقیه نیستند با نسخه جدید حزب توده و اگتریت در گروه ده بیست نفری (دهم مهر) که اونیز هوادارولی فقیه ضد امپریالیستی است و از محور مبارزه مردم وحشت زده به دامان محورمقاومت پناه برده است ، همگی همچون کفتاری مترصد فرصت هستند تا انقلاب مردمی لاشه شده و آنان برای غارت لاشه هجوم ببرند . بایک بررسی منصفانه می توان فهمید تظاهرات خودجوش اخیر ایران همان پیامد اعتصاب سراسری کامیون داران بود که با حمله اسرائیل به ایران به تعویق رفته بود و ما مبارزان داخل کشور یقین داشتیم بعداز فروکش جنجال حمله 12 روزه مجددا در جای دیگری سرباز خواهد کرد زیرا
آنچه امروز در خیابانها، بازارها، مراکز تولیدی و محیط های کاری ایران جریان دارد، برآمد یک بحران عمیق و انباشته شدهای است که بهتدریج رویهم انباشته شده و زندگی مردم را مختل کرده است. اگر جنگ ۱۲ روزه رخ نمیداد زودتر فوران می کرد. تورم لجام گسیخته، جهش بیسابقه قیمت ارز و دلار، و سقوط مداوم ارزش پول ملی، اقتصاد را از کارکرد اجتماعی خود تهی کرده و زندگی روزمره میلیونها انسان را به مرز نابودی کشاندهاست. افزایش بیسابقه نرخ ارز نشانه فروپاشی اعتماد عمومی در ساختاری است که تولید را فلج، کار و دستمزد را بی ارزش کردهاست. برای مزدبگیران، بازنشستگان و اقشار تهی دست، تورم به معنای حذف تدریجی امکان زیستن است. و برای بازار و کسبه خرد، بیثباتی مداوم به معنای ناممکن شدن ادامه فعالیت اقتصادی. تعطیلی بازارها، بهویژه در مقیاسی که امروز شاهد آن هستیم، اعلام ورشکستگی یک نظم اقتصادی است.
در روزهای اخیر، با فراگیرتر شدن اعتراضات و شکلگیری مقاومتهای مردمی، نشانههایی از تغییر توازن در خیابان نیز دیده میشود. عقب رانده شدن نیروهای سرکوب در برخی نقاط، هرچند محدود، نشان میدهد که ترس اجتماعی اگر نگوئیم محو شده، حداقل ترک عمیقی برداشته و اعتراضات میتوانند اشکال تازهتری به خود بگیرند و شمار بیشتری بدان بپیوندند. اعتصابها در بازار تهران، هر چند بیسابقه نیست اما در ابعاد و شرایط کنونی حاکی از گسترش دامنه بحران به قلب بازار کشور و پایگاه سنتی حکومت است. تظاهرات های اخیر ، نشان میدهد که وضعیت به مرحلهای حساس رسیده و تشدید خشونت دولتی، در بسیاری از موارد به جای خاموش کردن اعتراض، اغلب خشم عمومی را دامن زده است. ازطرف دیگر اختلافات داخلی جناح ها و رقابتهای درون حاکمیتی و تلاش بخشهایی از حاکمیت برای عقب راندن جناح رقیب است اما هر دوجناح غافل از آن هستند که تظاهرات برآمده از خشم مردم که در خیابانها به راه افتاده، حکایت از بی زاری و تنفر مردم از کل حاکمیت اعم از ملا و مکلا ، اصلاح طب و اصولگرا و حزب سازان اخیراست .از طرف دیگر با شکستن هیمنه و قداست کامل ولایت فقیه و دستگاه نظامی – امنیتی در پی حملات 12 روزه ، دستگاه سرکوب که از انسجام نیروهای سرکوب نگران و گسترش تظاهرات وحشت دارد حداقل در این مرحله تلاش دارد تا شاید بتواند این تظاهرات را مدیریت و مهار نماید که این بستگی به تداوم تظاهرات وورود اقوام مختلف و سایر شهرهای بزرگ نظیر مشهد- تبریز- اصفهان – اهواز وبویژه مناطق نفتی-پتروشیمی به عنوان خزانه اصلی دست یابی رژیم به منابع ارزی است . حضور بازاریان تهران در این میدان با توچه به غیبت سنواتی آنان در دهه اخیر نشانه فروپاشی اقتصاد و گسترش دامنه فلاکت وورشکستگی است .
آن چه در این میان حائز اهمیت است که مبارزان باید توجه نمایند خطر مصادره اعتراضات هم از طرف بخش هائی از حاکمیت و هم از طرف جریانات سلطنت طلب افراطی وابسته به بیگانگان است که به طرق مختلف کوشش دارند غیبت حضوری خودرا در تظاهرات ها با ورود جندنفر و استفاده از ابزارهای تکنولوژی و دست یابی به شبکه رسانه ای فعال جبران کنند . جنبش (زن – زندگی - آزادی ) و حضور زندانیان سیاسی فعال که عموما از جریانات غیرسلطنت هستند با حضور فعال جنبش دانشجوئی که ریشه در مساوات طلبی و عدالت اجتماعی دارد میدان فعالیت را برای خارج نشنیان بی هویت و هویت داری که تا همین جندسال پیش ازفعالان سیاسی نظام جهوری اسلامی بوده اند، بسیار محدود کرده است.البته در این میان برخی هواداران جریانات خاص سعی دارند با حضور در پاره ای از اجتماعات مردم مبارز و زخم خورده از دو ارتجاع اسلامی و سلطنتی و سر دادن شعارهای متفرقه و اتحاد شکنانه کوشیدند تا اعتراضات کنونی مردم ایران را همانند سال ۱۴۰۱ به انشقاق و دودستگی به کشانند. آنان فراموش کرده اند که جوانان مبارز نسل (زن- زندگی -آزادی) مدتهاست شعار می دهند ( ایرانی بیداراست ، از شاه و شیخ بی زار است ) از این رو جا دارد زنان، جوانان و نیروهای پیشرو با طرد و انزوای سیاست های نئوفاشیستی کسانی که در صدد همراهی با بیگانگانی که اساسا با ما ایرانیان هیچ وجه تشابهی ندارند ، روند مبارزات رو به رشد کنونی را تسریع کرده و توده های وسیع مردم ایران نیز با هر چه بیشتر پیوستن به صفوف مبارزات خیابانی، اعتراضات مردمی را وسعت بخشند، اتحاد مبارزاتی خود را بیش از پیش مستحکم سازند و کسانی را که سعی دارند با نفوذ در صفوف مبارزاتی شان تفرقه ایجاد کنند، از خود دور سازند. جالب ان که در این میان هم حاکمیت م هم طرفداران نظام سرنگون شده سلطنتی کل تبلیغات خودرا بر دوگانهی «استبداد غالب» و «استبداد مغلوب» متمرکز کرده اند. جمهوری اسلامی به عنوان استبداد مذهبی غالب روی استبداد مغلوب یعنی نظام شاهنشاهی محمدرضاشاهی را سفید کرده و چنان فضائی ساخته که مردم خسته و فرسوده از سرکوب، بیدادگری، تبعیض و فسادِ حکومت کنونی، افقی جز پناه بردن به «کفندزدِ اوّل» پیشِ روی خود نمیبینند. در شکلگیری این وضعیت، صدالبته جنبش چپ در اشکال مختلف نیز بی تاثیرنبوده که نتوانست از همان سال 1357 صف مبارزاتی خودرا از ارتجاع مذهبی جداسازد و ناچارشد دردهه شصت با اعدام وتیراباران حدود سی هزارنفر و مهاجرت عموم فعالان سیاسی باقیمانده مواجه شود .لذا وظیفه خطیر آگاهی دادن به مردم و جوانان بیش از پیش متوجه آنان است .
باید توجه کنیم که برای تبدیل این اعتراضات به قیام همگانی نیازمند سازمانیافتگی و چشمانداز مشخص هستیم زیرا خیزشهای خودجوش، هر چند ضروری، بدون پیوند با نیروی سازمانیافته، در معرض فرسایش قرار میگیرند.لذا ناچاریم تلاش کنیم که تظاهرات های مقطعی و پراکنده را به تدریج به سمت و سوی تظاهرات های همگانی سراسری سوق دهیم تا بتوانیم بر نیروهای سرکوب فائق شویم ودر مرحله نهائی با یک خیزش همگانی همچون بهمن ماه 1357 رژیم را در هم شکنیم. به همین علت باید در این مرحله شعارهای خودرا بر روی ( مرگ بر دیکتاتور- مرگ بر ولایت فقیه- زنده باد آزادی – زندانی سیاسی آزاد باید گردد – نان ، مسکن ، آزادی - مرگ بر جمهوری اسلامی - تنها ره رهائی ، نابودی حکومت ولائی - اتحاد ، مبارزه ، پیروزی - نترسیم ، نترسید ، ما همه باهم هستیم ) متمرکز کنیم.
شعارهای (مرگ بر دیکتاتور-مرگ بر جمهوری اسلامی -زنده باد آزادی ) به خیابان کشانده و خیابان ها را به میدان نبرد آنان با ارتجاع حاکم تبدیل کرده است. مهمتر اینکه با شکل گیری موج نوین اعتراضات، دانشجویان مبارز دانشگاه های تهران نیز از همان ساعات اولیۀ برخاستن اعتراضات خیابانی با سر دادن شعارهایی نظیر(نه پهلوی نه رهبری، دموکراسی و برابری - زن، زندگی، آزادی -دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد) صحن دانشگاه ها را نیز به مبارزات خیابانی مردم پیوند زده اند.
دراین میان نقش چنبش و تشکل های کارگری ، دانشجوئی و همچنین کانون های صنفی معلمان و بازنشسته گان و اصناف زحمتکش بازاردر شکل گیری و گسترش تظاهرات ومبارزات خیابانی بسیارمهم است. سفره معیشت مردم طی دوران حاکمیت سیاه مذهبی جمهوری اسلامی با همراهی سرمایه داران نئولیبرال به غارت رفته و مردم در شرایط کنونی دیگر ته مانده های پس انداز خودرا نیز ازدست داده اند. بدون شک هرچقدر رژیم خصومت و خشونت بکارببرد این جنبش دیگر از مرحله شکست فراتر رفته و هرروز به شکلی دیگر در اقصی نقاط کشور تداوم خواهد یافت که در این میان مردم نیازمند هستند هسته های مقاومت متشکل از مبارزان با تجربه در درون تظاهرات ها حضورداشته ودر برخی موارد با اعمال سیاست های مبارزاتی دفاع از مردم بی سلاح وکه طی تظاهرات و اعتصاب خواستار برچیدن بساط ظلم و ارتجاع هستند برعهده گیرند. این چنبش بسی عمیق تراز جنبش های قبلی خواهدبود زیرا با معیشت مردم و نان زندگی و هستی وسلامت مردم پیوند خورده است . دراین میان تشکل های کارگری وظیفه مهم و انقلابی مبارزه متشکل و سراسری در کارخانجات ، کارگاه ها باید با ساماندهی و برنامه ریزی درصدد برپائی اعتصابات سراسری متحدانه در سراسر کشور بویژه مناطق نفت خیز برآیند و به هرزیق با جلوگیری از صادرات نفت ضربه سنگینی به صندوقچه ارزی دویت وارد اورند تا رژیم در تنگنای بی پولی در منجلاب خودساخته فروافتد که در این صورت همچون اعتصابات سال 1357 این بار شاهد برپائی جشن پیروزی کارگران و زنان و توده های وسیع مردم بر ویرانه های جمهوری اسلامی خواهیم شد زیرا عمل وواقعیت امروز و فردا نشان داده که جمهوری اسلامی، در کلیت خود، توان و اراده اصلاح ساختاری را ندارد. هر عقب نشینی محدود، تاکتیکی برای خرید زمان است. این نظام اصلاحناپذیر است. تداوم آن، به معنای تعمیق فلاکت اقتصادی و افزایش هزینههای اجتماعی و انسانی است. از اینرو، راه برون رفت از وضعیت کنونی، نه در اصلاح جمهوری اسلامی، بلکه در پایان دادن به آن نهفته است. نجات جامعه از سرکوب و بیعدالتی، فساد ساختاری و فقر فراگیر، مستلزم گذار از نظمی است که خود، مانع اصلی تداوم زندگی است. این گذار، تنها زمانی میتواند به آزادی، برابری و عدالت اجتماعی بینجامد که مردم به دست خود و برای خود بتوانند آگاهانه نظم نوینی را پی ریزند. مبارزان دانشجوئی – مارگری و فعالان سیاسی گروه ها باید توجه کنند که پیوند اعتراضات خیابانی با اعتصابهای گسترده، تقویت تشکل های مستقل کارگری و صنفی، و ایجاد شبکههای همبستگی محلی و سراسری، شرط تغییر توازن قواست. وظیفه نیروهای چپ و مترقی در این مقطع، دفاع از استقلال جنبش، مقابله با هرگونه مصادرهگری سیاسی، و تبدیل خشم و رنج معیشتی مردم به نیرو برای گذار از استبداد و ساختن آیندهای انسانی و عادلانه است. جنبش انقلابی مردم ایران با استفاده از تجاب انقلاب 1357 و تداوم ان در دهه شصت که با اعدام و تیرباران حدود سی هزارنفر همراه بوده به خوبی می داند که یافتن راهکارهای مبارزاتی که بتواند توده های وسیعی را درگیر تظاهرات و اعتصاب نماید نیازمند آن است که بتوانیم با کمترین هزینه انسانی بیشترین مشارکت اجتماعی را فراهم اوریم تا ضربه نهائی را در بزنگاه لازم بر پیکرفرتوت جمهوری جهالت و ارتجاع وارد سازیم و یک جمهوری نوین با نظمی نو بر پایه آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی برپاداریم.
آن چه در این میان هنوز چشم اسفندیار جنبش است فقدان رهبری و راهبری و نبود سازماندهی مناسب این دوران است که قاعدتا بدون حضور نیروهای چپ واقعی که رسما و علنی با حضور هر بیگانه ای اعم از انگلوفیل ها یا روسوفیل ها مرزبندی داشته باشد، کاری بس دشواراست لذا نیروهای چپ و جمهوری خواه وظیفه تاریخی دارند از شکل ناظر و منتقد ، بیرون امده و در قالب یک اتحاد وسیع سراسری متصل به جنبش سراسری ایران درصد بازیابی نقش خودبرآیند که در غیراین صورت کنهسالان فرتوت حتی با استفاده از داروهای تقویت کننده خارجی عروس انقلاب ایران را تصاحب خواهندکرد.
سخن پایانی خطاب به جریانهای سیاسیِ چپ و دموکراسیخواه است. تمام تبلیغات بر دوگانهی «استبداد غالب» و «استبداد مغلوب» متمرکز شده است. استبداد غالب روی استبداد مغلوب را سفید کرده و چنان فضائی ساخته که مردم خسته و فرسوده از سرکوب، بیدادگری، تبعیض و فسادِ حکومت کنونی، افقی جز پناه بردن به «کفندزدِ اوّل» پیشِ روی خود نمیبینند. در شکلگیری این وضعیت، ما نیز بیسهم نبودهایم. درست است که نیروی ما در این لحظه چندان قدرتمند نیستند، اما بازتاب همبستگی و پیوند این جریانها میتواند در میان مردم امید بیافریند و حتی معادلات کنونی را بر هم بزند. بدون شک اگر اتحاد همه نیروهائی که خواهان گذاراز جمهوری اسلامی بر پایه استقرار مجلس موسسان برای تعیین رهیافت نوع حکومت بعدی هستند صورت نگیرد ، رژیم ارتجاعی فصت خواهدیافت با مهاریا سرکوب جنبش مجددا سیطره خودرا حتی برای چندگاهی دیگر اعمال کند و خوش خیالان خارج نشین که با فتوشاپ به جنگ ملایان می روند ناچارخواهند شد مجددا نظیر جنبش (زن- زندگی-آزادی) .بلیط امدن به ایران را باطل کنند و هزینه ابطال آنرا بپردازند زیرا شرکت های هواپیمائی خارجی نیزبه این بازی عادت کرده اند که بلیط یکسره خارچ به تهران را مرتبا کنسل و هزینه کنسلی را نیز بارمسافران خوش خیال کنند!
کارگران و زحمتکشان! مردم ستمدیده ایران!
دامنه اعتراضات را وسعت دهید! در سراسر ایران به صفوف مبارزان در خیابانها بپیوندید! اتحاد خود را حفظ کنید و کسانی را که میکوشند در صفوف مبارزات تفرقه ایجاد کنند، از خود دور کنید. رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی یک رژیم ورشکسته است که با بحرانهای متعدد کشور را ویران وزندگی مردم را تباه کرده است. ادامه حیات این رژیم جز فلاکت و بدبختی بیشتر نتیجهای نخواهد داشت. درحالیکه اعتراضات در خیابانها ادامه دارد، هماکنون در تعدادی از کارخانهها کارگران نیز در اعتصاباند. کارگران باید اعتصابات را با تظاهرات خیابانی پیوند دهند. برای اینکه این مبارزه بتواند به پیروزی قطعی بیانجامد، نیاز به اعتصاب کارگران سراسر ایران است.
کارگران ، زحمتکشان ، دانشجویان و هموظنان مبارز!
ما به عنوان بخشی از جنبش انقلابی مردم ایران هشدار می دهیم و تاکید داریم که چشم گریان مادر وطن و امید رنجبران و مردم فلاکت زده توسط جمهوری اسلامی به شما دوخته شده است .چرخ های تولید را که اینک در حدمت جمهوری اسلامی قرارگرفته متوقف کنید! در کارخانهها و مؤسسات خدماتی به اعتصاب رویآورید. به تظاهرات های خیابانی مردم به پیوندید و شعار ( مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر جمهوری اسلامی ، زنده باد آژادی ) سردهید . روزهای تعیین نبرد قطعی برای شکست سرنوشت قطعی مرتجعین با پیروزی توده های رنجدیده ، زنان به خشم آمده ، جوانان آرزومند زندگی شرافتمندانه و رونق اقتصاد کشور در پیش است .
دراین روزهای سرنوشت ساز نیروهای خودی رژیم جمهوری ااسلامی اعم از اصلاح طلب و اصولگرا که هردو جناح درغارت کشور تا بامروز شریک دزد و رفیق قافله بوده اند با حزب سازی و نقاب بر جهره ، درصدد فریب افکارعمومی و نفوذ در جنبش انقلابی دارند لذا لازم است به هوش باشیم تا مجددا کلاه گشاد سال 1357 سرمان نرود!
حداقل خواسته جنبش انقلابی دراین مرحله سرنگونی یا فروپاشی و براندازی رژیم جمهوری اسلامی و برقراری یک نوع حاکمیت جمهوری دمکراتیک متضمن حافظ حقوق همه شهروندان ایرانی ازطریق برپائی برپائی مجلس موسسان می باشد که در این چارچوب جایگاهی برای خودی های جمهوری اسلامی و غیرخودی های وابسته به بیگانگان نیست
اتحاد – مبارزه- پیروزی
زنده باد آزادی، زنده باد جمهوری مردمی
برقرار باد مجلس موسسان برای آینده ایرانی آزاد و مستقل