۱۴۰۴-۱۰-۲۳
علی ناظر

گذار از نافرمانی مدنی به تشکل و تسلیح

 

آنچه این روزها در ایران رخ می دهد، از ایستادگی ملت شریف ایران در برابر کشتار ج.ا. در اقصی نقاط ایران، تا وعده رضا پهلوی که در «تدارک سفر به ایران» است، چند پیام ساده و آموزنده دارد.

هدف خیزش، سرنگونی تمامیت نظام اسلامی، و جایگزین کردن آن با نظامی متکی بر مفاد بیانیه حقوق بشر، حافظ تمامیت ارضی ایران، و مستقل از نفوذ اجانب که برای تاراج منابع ایران دندان تیز کرده اند، است.

ماهیت خیزش، می بایست همسنگ و همجنس با ماهیت نظام حاکم باشد. درمقابل نظام سرکوبگر، و تا به دندان مسلح، نمی توان از راهکارهایی همچون نافرمانی مدنی، بهره جست، چرا که دشمن، هر خیزشی را در تناقض با موجودیت خود ارزیابی کرده، و طبیعتا برای بقای خود به هر وسیله، از جمله کشتار همگانی، متوسل می شود. این واقعیت در دوران محمدرضا پهلوی، و سپس در خیزش های مختلف، طی عمر طولانی این نظام، بارها به نمایش گذاشته شده است.

در عین حال، نمی توان داعش وار، با برداشتن اسلحه، بی هدف و بدون انتخاب تاکتیک های لازم، در راستای رسیدن به استراتژی مورد نظر، و تنها با اتکاء به اسلحه و توان آتش، بر دشمن پیروز شد. تسلیح توده ها، بخشی از راهکار است، به همان شکل که سازمانیافتگی و تشکل بخش دیگر (روی دیگر سکه) است. حزب توده، و دنبالچه های آن تحت نام فدایی/ و جمهوری خواه، هرچند از تشکیلات برخوردارند، اما با پشت کردن به اهرم تعیین کننده، سلاح، ناتوانی خود را از دوران محمد مصدق، بارها به نمایش گذاشته اند.

شناخت درست از شرایط کنونی بریک واقعیت دیگری هم تأکید دارد. امر سرنگونی بمثابه یک فعل، تنها زمانی بارور خواهد بود که بتواند خواست عموم خیزشگران را برآورده کند. پیش از و در طول خیزش، می بایست جایگزین نظام اسلامی مشخص شده باشد. شعارهایی از جنس بازگرداندن نظام سلطنتی، نه تنها نقض غرض است، بلکه بازی در زمین دشمن است.

همسویی رضا پهلوی با خواست های اسرائیل، درخواست وی از ترامپ برای مداخله در امر سرنگونی، ساده لوحانه و غیرسیاسی است، چرا که اصل اصیل استقلال عمل را از خیزشگران گرفته و به دست اجنبی می سپارد. چنانکه پدر تاجدار وی با تکیه بر کودتای 28 مرداد توانست دولت ملی مصدق را به زیر بکشد. این واقعیت را امروز در سوریه می توانیم مشاهده کنیم. دولت موقت کنونی در سوریه، با کمک اسرائیل و ناتو و آمریکا، و هماهنگی با ج.ا. و روسیه توانست قدرت را به دست بگیرد، اما از روز نخست نه تنها دنباله رو دستورات صادر شده در تل آویو و واشنگتن است، بلکه بخش هایی از سوریه را از دست داده است.

سرنگونی تنها زمانی آزادی می آورد که هماهنگ با استقلال عمل خیزشگر و رهبران آن باشد. جنبش سبز در 1388 نمونه دیگریست که ناتوانی رهبری جنبش در درک مشخص از شزایط روز را به نمایش گذاشت.

بخاطر داشته باشیم که دشمن، با مرگ خامنه ای و یا حذف اصل ولایت فقیه، حذف نمی شود. اگر دشمن نتواند با کشتاری که هماکنون به آن مشغول است، خیزشگران را وادار به عقب نشنی کند، بدون شک وارد فاز فریب شده و با تعویض ولی فقیه به شورای رهبری، و یا کودتای خزنده سپاه و یا تغییر محدود و هدفمند قانون اساسی تلاش خواهد کرد که برای خود زمان خریده، و با تغییر رنگ، به حیات ظالمانه ادامه دهد. هرتغییر صوری در این نظام نتیجه منفی برای خیزشگران خواهد داشت. تمامیت نظام باید سرنگون شود. جنگ ملت شریف ایران علیه نظامِ مبتنی بر تفکر خمینی، پایان دادن به نظام مذهبی از هر جنس است. این جنگ طولانی، جنگی آزادیبخش در راستای محقق کردن منافع نسل های بعدی ملت شریف ایران است.

قرار است دشمن نیروهای مردمی خود را فردا به خیابان ها گسیل کند، می بایست با گزینش تاکتیک های لازم از درگیری با مردم غیر مسلح دوری جست و تاکتیک دشمن را باطل کرد. دشمن می خواهد مردم غیر مسلح را در مقابل خیزشگران قرار داده، و با کشته گیری از هواداران خود، جنگ بین ملت شریف ایران با نظام اسلامی را به جنگ بین مردم با مردم تغییر شکل دهد.

نگذاریم سال نو، سال تغییرات زیرساختاری غیردموکراتیک شود.

با احترام به تمام سلحشوران آزادیخواه از 1357 تاکنون.

علی ناظر

20 دیماه 1404

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر