۱۴۰۴-۱۰-۲۶
مسعود کوچک

اعتراضات ایران: خشم مردم در برابر بحران اقتصادی و سرکوب

این مقاله برگرفته از سایت لا ایزکیردا دیاریو است. مقاله توسط دیگو دالای نوشته شده و روز شنبه ۱۰ ژانویه منتشر شده است.

اعتراضات ایران: خشم مردم در برابر بحران اقتصادی و سرکوب

خاورمیانه : تظاهرات گسترده با وجود سرکوب مرگبار، ایران را فراگرفته است

اعتراض‌ها دو هفته پیش در واکنش به تورم و سیاست‌های ریاضت اقتصادی آغاز شد. دولت ترامپ از مطالبات به ‌حق توده‌ها سوءاستفاده می‌کند تا سیاست‌های امپریالیستی خود را در منطقه تقویت کند.

از اواخر سال گذشته، سازماندهی اعتراض‌ها و تظاهرات گسترده‌ای در تهران و دیگر شهرهای کشور شکل گرفته که پس از خیزش اجتماعی سال ۲۰۲۲، به بزرگ‌ترین چالش برای رژیم تئوکراتیک تبدیل شده است. جرقه این اعتراض‌ها کاهش ارزش تازه‌ای به میزان ۱۶ درصد در پول ملی، ریال، در ماه دسامبر بود؛ کاهشی که بطور مستقیم بر قیمت کالاهای اساسی مانند مواد غذایی تأثیر گذاشت، کالاهایی که در سال ۲۰۲۵ بطور میانگین با افزایش ۷۵ درصدی قیمت مواجه شدند.

علاوه بر این، دولت مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، که با وعده انجام اصلاحات در ساختار حکومت به قدرت رسید، بودجه سال ۲۰۲۶ را با اقدامات شدید ریاضت مالی به مجلس ارائه کرد؛ از جمله افزایش مالیات بر مصرف (مشابه مالیات بر ارزش افزوده در آرژانتین) به ۱۲ درصد و افزایش ناچیز دستمزد کارکنان دولتی، معادل نیمی از نرخ تورم سالانه (محاسبه‌شده برابر با ۴۶ درصد).

موجی از اعتراض‌ها که رو به گسترش است

بازاریان بازار بزرگ تهران، مجموعه تجاری عظیمی واقع در مرکز پایتخت، در اعتراض به حذف نرخ‌های متعدد ارز و در برابر فساد حاکم بر رژیم، دست به اعتصاب زدند. اما آنچه در ابتدا به‌عنوان اعتراضی اقتصادی از سوی یک بخش مشخص آغاز شد، به‌ سرعت فراگیر گردید و به چالشی علیه کلیت سیاست‌های ریاضتی و ساختار سیاسی حاکم تبدیل شد. خیابان‌های تهران، مشهد، تبریز، قم و بسیاری از شهرهای دیگر مملو از جوانان، زنان و کارگرانی شد که خواستار سرنگونی رژیم و آیت‌الله علی خامنه‌ای، عالی‌ترین نماد رژیم تئوکراتیک، بودند.

در میانهٔ اعتراض‌ها و از بیم گسترش و تعمیق آن‌ها، مجلس افزایش مالیات بر مصرف (IVA) را به ۱۰ درصد کاهش داد و میزان افزایش دستمزدهای آینده را دو برابر کرد. همچنین یارانه‌هایی ناچیز، در حدود معادل ۷ دلار برای هر کارگر، اختصاص داده شد. با این حال، همهٔ این اقدامات بدون تغییر در جوهرهٔ سیاست‌های دولت و رژیم صورت گرفت؛ سیاستی که هدف اصلی آن انداختن بار بحران اقتصادی بر دوش طبقهٔ کارگر است.

در نتیجه، ده‌ها هزار نفر که از گرانی سرسام‌آور زندگی، سرکوب و فساد یک ساختار حاکم سیاسی ـ مذهبی که در درون اقتصاد سرمایه‌داری ایران عمل می‌کند به ستوه آمده‌اند، این پنجشنبه بار دیگر با شعارهایی چون "مرگ بر دیکتاتور" ـ در اشاره به خامنه‌ای ـ به خیابان‌ها آمدند.

همانند روزهای گذشته، معترضان در برابر سرکوب پلیس مقاومت کردند؛ سرکوبی که تاکنون جان دست‌کم ۵۰ نفر را گرفته است (برخی منابع این رقم را به‌مراتب بالاتر اعلام می‌کنند)، ده‌ها زخمی و صدها بازداشتی بر جای گذاشته است. حتی گزارش‌هایی از چندین ناپدیدشده نیز وجود دارد.

علاوه بر این، در آخرین روز اعتراض‌ها، رژیم با هدف قطع جریان اطلاعات و جلوگیری از هماهنگی‌های احتمالی معترضان از طریق شبکه‌های اجتماعی، اینترنت را در سراسر کشور و بخش عمده‌ای از ارتباطات را قطع کرد. شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، هشدار داد که این خاموشی می‌تواند زمینه‌ساز یک کشتار شود[^1]. سازمان‌های حقوق بشری و سازمان ملل خواستار انجام تحقیقی مستقل و احترام به حق اعتراض مسالمت‌آمیز شدند. با این حال، برخی ویدئوها به‌طور گسترده در شبکه‌ها منتشر شده‌اند که در آنها می‌توان خشونت شدید پلیس را مشاهده کرد؛ از جمله حمله به یک بیمارستان که شماری از افراد تلاش کرده بودند در آن پناه بگیرند.

سرکوب پدیده‌ای تازه نیست: در چارچوب رژیم تئوکراتیک و دیکتاتوری، در سال ۲۰۲۲ و هم‌زمان با آخرین موج بزرگ اعتراض‌ها که پس از قتل مهسا امینی به دست "پلیس اخلاق" به‌دلیل "بدحجابی" آغاز شد، رژیم موجی از خشونت مشابه را به راه انداخت.

این جمعه، خود خامنه‌ای با ایراد سخنرانی‌ای بار دیگر سیاست سرکوبگرانه را تأیید کرد و معترضان را "خرابکاران در خدمت ایالات متحده" خواند. در همین راستا، دولت ایران حتی تا آنجا پیش رفته که شرکت‌کنندگان در "اقدامات خشونت‌آمیز" را به مجازات اعدام تهدید کرده است. با این همه، خشم عمومی به حدی است که سرکوب نتوانسته مانع ادامهٔ سازماندهی اعتراض‌ها شود. رانندگان در حمایت از معترضان بوق می‌زنند، صدای قابلمه‌ها به گوش می‌رسد، راهپیمایی‌ها ادامه دارد و به نظر می‌رسد اعتراض‌ها در مسیری رو به گسترش و تشدید قرار گرفته‌اند.

ریاکاری امپریالیستی ایالات متحده و منافع واقعی آن

از سوی دیگر، رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ و هم‌پیمان نزدیکش مارکو روبیو، بطور سیاسی و ابزارگرایانه "حمایت خود از مردم شجاع ایران" را اعلام کردند. ترامپ حتی هفته گذشته تهدید کرد که اگر حتی یک نفر در جریان اعتراض‌ها کشته شود، دست به اقدام تلافی‌جویانه خواهد زد.

تجربه نشان می‌دهد که امپریالیسم همواره از رنج‌ها و مشقات توده‌های مردم در کشورهای وابسته برای تحمیل یا تقویت سلطه اقتصادی و سیاسی خود بهره‌برداری می‌کند.

شایان ذکر است که ایالات متحده از سال ۲۰۱۱ تحریم‌های اقتصادی علیه ایران اعمال کرده که باعث سقوط صادرات نفت و بحران مالی در کشور شده است و بطور اصلی مسئول بحران اقتصادی جاری است[^2].

در اساس، ایالات متحده قصد دارد رژیم ایران را تحت فشار نگه دارد و احتمالاً با فشار بیشتر برای تغییر رژیم و ایجاد دولتی تابع، سلطه خود را بر منطقه و منابع طبیعی آن تثبیت کند[^3].

بنابراین، امپریالیسم آمریکایی نه به‌دنبال "دفاع از دموکراسی" یا حقوق بشر در ایران، ونزوئلا یا هیچ کشور دیگری نیست، بلکه هدف اصلی‌اش دسترسی و کنترل بر نفت و سایر منابع طبیعی است . همان‌طور که خود ترامپ در سخنان و سیاست‌هایش آشکار کرده است.

از سوی دیگر، اپوزیسیون رضا پهلوی در تبعید، وارث سلطنتی که تا انقلاب ۱۹۷۹ با مشت آهنین حکومت می‌کرد، خواستار حمایت ایالات متحده است و مردم را به ادامهٔ سازماندهی اعتراض‌ها فرا می‌خواند؛ اما این فراخوان‌ها ماهیتی کاملاً واپس‌گرا دارند و هدف نهایی آن بازپس‌گیری کنترل بر کشور و تابع ساختن آن به منافع امپریالیسم است.

اعتراض‌های کنونی بیانگر خستگی و نارضایتی مردم ایران از یک بحران اقتصادی و اجتماعی عمیق است که هم ناشی از سرکوب رژیم تئوکراتیک و هم فشار و محاصرهٔ امپریالیسم است. دولت پزشکیان با اجرای سیاست‌های ریاضتی و سرکوب، منافع طبقه نخبه را حفظ می‌کند و بار آن را بر دوش اکثریت عظیم مردم می‌گذارد، در حالی که ایالات متحده و دیگر قدرت‌های امپریالیستی تنها به دنبال تحمیل تغییر رژیمی هستند که با منافع ژئوپولیتیکی و اقتصادی خودشان همسو باشد.

تنها راه پیشروی از طریق سازماندهی مستقل اعتراضات کارگران و مردم ایران است، راهی که بتواند رژیم سرکوبگر را پایان دهد و برنامه‌ای اقتصادی-کارگری و مردمی را بر کشور حاکم کند.

حواشی / زیرنویس‌ها

[^1]: هشدار شیرین عبادی درباره قطع اینترنت و احتمال وقوع کشتار، در واقع برداشت نویسنده مقاله از مواضع اوست. عبادی یک فعال بورژوایی و حقوق بشری است و با سیاست‌های امپریالیستی آمریکا همسو یا قابل تفسیر به نفع آن‌ها است. بنابراین نقل قول او در متن مقاله از منظر تحلیل طبقاتی قابل نقد است.

[^2]: تحریم‌های آمریکا و دیگر قدرت‌های امپریالیستی، سقوط قیمت نفت و فشار بر اقتصاد ایران را تشدید کرده است و همراه با فساد داخلی و سیاست‌های ریاضتی، علت اصلی بحران اقتصادی و اجتماعی کشور است.

[^3]: اشاره به ونزوئلا در متن مقاله به عنوان مثال امپریالیسم آمریکاست. عملیات نظامی آمریکا علیه نیکولاس مادورو و نصب دلسی رودریگز بعنوان رئیس موقت دولت با پشتیبانی نظامی آمریکا، نمونه‌ای از استفاده امپریالیسم از بحران داخلی کشورها برای نفوذ و کنترل منابع طبیعی و سیاسی است.

 

** :

ترجمه و ارائهٔ این مقاله به هیچ وجه به معنای تأیید دیدگاه‌های نویسنده نیست و صرفاً با هدف اطلاع‌رسانی و ارتقای آگاهی نیروهای چپ از نظرات و تحلیل‌های جریانات چپ جهانی دربارهٔ وضعیت ایران انجام شده است.

 

مسعود کوچک 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر