۱۴۰۴-۱۰-۲۷
مرجان افتخاری

خیزش گرسنگان و مثلث فاشبستی

 

دی ماه ۱۴۰۴


طبقه کارگر، زحمتکشان، تهیدستان، حاشیه نشینان، معلمان، زنان، دانشجویان و ملت‌های تحت ستم در طول تاریخ ۴۷ ساله خون بار حکومت جمهوری اسلامی بار دیگر در ۷ دی ماه برای نان، کار، آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی بپا خاستند و هزینه بسیار سنگینی دادند
جا دارد در برابر شجاعت و دلیری بی نظیر همه آنها سر تعظیم فرود آوریم.‌ در تاریخ مبارزات همه ملت ها، کمتر شاهد چنین شهامت و شجاعتی بودیم. دلیری باور‌نکردنی در برابر رژیمی که در سرکوبگری، جنایت، کشت و کشتار سابقه ۴۷ ساله دارد. در عرض سه روز با بستن اینترنت و تمام شبکه‌های اطلاع رسانی دست به قتل عام مردم بی سلاح زد.‌ مردمی که تنها سلاح آنها شعارهای ضد حکومتی بود.‌ شعارهایی که فریاد نفرت و انزجار آنها بود.‌ هنوز اطلاعاتی از ابعاد این فاجعه هولناک و جنایتکارانه در دست نیست .اما خبرها ازکشتاری بی سابقه در تاریخ معاصر حکایت می کند.

خصلت خیزش دی ماه ۱۴۰۴

از ماه ها پیش شرایط زندگی ۷۰ میلیون نفر زیر خط فقر آبستن انفجار عظیمی بود.
تورم افسار گسیخته و گرانی سرسام آور مایحتاج عمومی، فقر و تهیدستی روزافزون، بی آبی، بی برقی و سرکوب‌های سیستماتیک انتظار شورش گرسنگان را میداد. همه منتظر جرقه ای بودند. این جرقه را بازار تهران بدلیل بالا رفتن نرخ دلار « ۱۳۵ هزارتومانی » و پایین آمدن ارزش پول ملی زد. و دانشجویان با آگاهی و ابتکار و با شعار «فقر، فساد، گرونی میرم تا سرنگونی» به میدان آمدند. اعتراضات بسرعت به شهرهای بزرگ، اصفهان، مشهد، شیراز، کرمانشاه، کرمان، اهواز و بویژه مناطق محروم چون ایلام، ملکشاهی، آبدانان، چهاره محال بختیاری، لردگان، خرم آباد، بروجرد، ایذه، شوش، ماهشهر و رامهرمز، سیستان و بلوچستان و بسیاری دیگر از شهرها و شهرستانهای گسترده شد.‌ استانهای کوردستان و آذربایجان با چند روز تامل یکی پس از دیگر آنها هم به شکلی به این خیزش بزرگ پیوستند.‌

دو خصلت طبقاتی و دمکراتیک در خیزش دی ماه امسال بر جسته بود 

اکثر مردمی که به میدان مبارزه آمدند از طبقات، لایه ها و اقشاز پایینی جامعه، کارگران کم در آمد، کارگران بیکار، بازنشستگان، کسبه و تهیدستانی بودند که زیر فشار فقر و‌ فلاکت چیزی برای از دست دادن نداشتند. همه آنها، زن، مرد، جوان وپیر به میدان آمدند برای تغییر شرایط زندگی شأن.‌ خصلت طبقاتی بویژه در بسیاری از این شهرها و استانهای برجسته و انکار ناپذیر بود. 


خصلت دموکراتیک خیزش

در تمامی شهرها، حضور پر رنگ جوانان زن و مرد با شعار « آزادی، آزادی» بیان سرکوب‌های سیاسی ایدئولوژیک ۴۷ ساله نسلی است که همه امکانات زندگی نرمال در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از آنها گرفته شده.‌ نسلی که خود را «نسل سوخته» نامید. در این میان حضور فعال و شجاعانه زنان در تمامی صحنه ها و اعتراضات حتی در درگیری با سرکوبگران بر جسته بود. زنانی که سالها بر علیه نظم پدر-مرد سالار و تبعیضهای جنسیتی سرمایه داری-اسلامی مبارزه کردند، در خیزش بزرگ دی ماه هم نقش آفرین بودند.‌ دو خصلت طبقاتی و دمکراتیک در خیزش های دی ماه ۹۶ و‌ آبان ۹۸ بر جسته بود، اما این بار حضور گسترده مردم محروم ترین شهرها متفاوت به نظر می رسید.‌ 


خیزش ۱۴۰۱ که خصلتی کاملا دمکراتیک داشت بیشتر یک لایه از طبقه متوسط شهری را نمایندگی می کرد. بدون هیچ تردیدی خیزش ۱۴۰۱دستاوردهای مهمی داشت. فضای اجتماعی و فرهنگی خفقان آور را شکست و نسیمی بود برای پرشهای دیگر.‌


به آتش کشیدن یا تخریب مراکز مذهبی، حوزه های علمیه و مساجد بویژه در گناباد علاوه بر خشم و نفرت مردم از این نهادها، بیان دیگری از اسلام زدایی حکومتی است. آگاهی مردم از دستگاه مخرب، فاسد و سرکوبگر مذهب نشان دیگری از خصلت دمکراتیک آن است 

موج سواری سلطنت طلبان و شخص رضا پهلوی. 

رضا پهلوی که رهبری سلطنت طلبان را بعهده دارد، نه فردی مدیر، مدبر، و‌ نه از دیپلماسی بهره ای برده است. ایشان در طول ۴۷ سال زندگی در آمریکا با وجود ثروت بیکران نه تحصیلاتی کرده و نه شغل داشته. اساسا رضا پهلوی کمترین آگاهی و شناختی نسبت به ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ملت های ایران ندارد. چند سالی است که سعی می‌کند بعنوان یک چهره سیاسی و ملی از خود یک رهبر خود ساخته برای ۹۰ میلیون نفر ایرانی بسازند.‌ رهبر خود ساخته‌ای که فضا و ساختار اقتصادی و سیاسی ایران، منطقه خاورمیانه و جهان را اساسا نمی‌شناسد. مهمتراینکه ملاقات های پی در پی بانتانیاهو و دیگر 

رهبران رژیم فاشیستی اسراِییل است، با این هدف که به کمک جریانات فاشیسیتی نسل کش در ایران بقدرت برسد. در همین راستا است که در جریان جنگ ۱۲ روزه و حمایت از بمباران کشورمان که بیش از ۱۵۰۰ نفر از مردم بی‌گناه کشته شدند با شعار غیر انسانی، غیر اخلاقی و فاشیستی «بزن بزن» از مردم خواست در حمایت از او به خیابان بیایند. اما مردم آگاه تر و هوشیارتر از آن بودند که به نفع او و یا رژیم جمهوری اسلامی قدمی بر دارند. 

به همین بسنده می‌شود که سلطنت طلبان با شعار « یک پرچم، یک ملت، یک رهبر» و رفتاری وحشیانه به هر کس که مانند آن‌ها فکر نکند حمله می کنند. از همین حالا که در قدرت نیستند استبداد خشن را برای آینده ایران پایه ریزی کرده اند.‌ علاوه بر این برنامه ای که رضا پهلوی در «دفترچه اضطرار دوران گذار» برای آینده‌ ایران منتشر کرده فراتر از دیکتاتوری و سرکوب پدرش محمد رضا است.
در جریان خیزش دی ماه در حالی که مردم چند روزی بود که در شهرهای مختلف مبارزه می کردند، فرصت طلبانه و مانند دون کیشوت وارد میدان شد. با عدم درک از موقعیت و شرایط با پیام واهی و بی‌اساس سعی کرد بر مبارزات مردم موج سواری کند. در جواب سوال و انتقادات خبرنگاران پس از قتل عام و کشتار هزاران هزار نفر از مردم گفت :مردم از من خواسته بودند !!! چه کسانی یا کدام گروه از او خواسته بودند مبهم است. 


در این دوران پر فراز و نشیب رضا پهلوی و اطرافیان او مانع اساسی پیش روی انقلاب آینده و مبارزات اقشار و طبقات زحمتکش و تهیدست برای آزادی و رهایی از استثمار و ستم سرمایه، فقر و درماندگی هستند. که باید مانند هر ضد انقلابی اهداف و سیاست‌های استبدادی و باز گشت به عقب به شیوه پدرش را افشاء کرد. باید گفت که برنامه او ادامه غارت و چپاول ثروت ملی مردم مانند پدرش، اولیگارها، آقا زاده ها و رهبران جمهوری اسلامی است. در این میان مردم هم باید آگاه باشند که افرادی مانند رضا پهلوی، بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ منجی رهایی بخشی برای مردم ما و هیچ ملت دیگری نیستند


سیاست جمهوری اسلامی و کشورهای منطقه 


کارگران، همه مزدبگیران و تهیدستان در عرض این ۴۷ سال تجربه‌های عینی و دردناکی از رژیم جمهوری اسلامی دارند. رژیمی که غیر از فقر و بدبختی، تهیدستی، غارت، دزدی، فساد، فریبکاری، جنگ، ویرانی محیط زیست، زندان، شکنجه و اعدام هیچ چیزی برای همه اقشار و طبقات اجتماعی نداشته. مردم بطور عینی این رژیم را شناخته اند و بر علیه آن چندین بار بر خاسته اند. اما بدون سازماندهی و تشکل هر بار به سختی شکست خوردند، تا خیزشی دیگر. 


واقعیتی است که بدون سازماندهی نمی توان تنها با اعتراضات خیابانی و شعار به جنگ مزدوران و

نیروهای سرکوب این رژیم رفت. از سوی دیگر طبقه کارگر بعنوان طبقه هنوز توان و ابزار لازم برای به میدان آمدن و تعین تکلیف نهایی «اعتصابات سراسری» را ندارد. چگونه و چه زمانی چنین ابزار نیرومندی برای سرنگونی این رژیم جنایتکار آماده می‌شود مشخص نیست. 

منطقه و سیاست‌های امپریالیسم آمریکا 


جهان با بربریت قدرتهای بزرگ نظامی سرمایه داری حهانی روبرو است. این بربریت هیچ حد و مرزی نمی شناسد.‌ نیروی نظامی امپریالیسم آمریکا با مجهزترین سیستم ها به فرمان دونالد ترامپ می تواند شبانه رییس‌جمهور وینوزیلا را بدزد. سیاستهای امپریالیسم آمریکا دیگر « ویتنامیزه کردن» نیست. تکنولوژی مدرن نظامی این امکان را به او داده است که با تهدید، قلدری و جنگهای کوتاه مدت حاکمیت و استقلال کشورها را زیر پا بگذارد. مکزیک ، پاناما ، کانادا ، گرینلند. بمباران سایتهای هسته ای فردو و و نطنز دقیقا اهداف و سیاست‌های امپریالیسم آمریکا در این دوران را مشخص می کند.

اگر چه رژیم جمهوری اسلامی بیش از دو سال است که در منطقه ضعیف و ایزوله شده، اما هنوز تهدیدی برای کشورهای حوزه خلیج فارس و بطور کلی منطقه است.کشورهای عربستان، عمان، قطر که نگران اقتصاد و تجارت خود در آبهای خلیج فارس هستند بدنبال منابع خود رایزنی های دیپلماتیک را برای حفظ جمهوری اسلامی ضعیف در پیش گرفته اند. دولت ترکیه که نگران خیزش کوردها در ترکیه و سوریه است به جمع سه کشور عربی پیوسته. 


واقعیتی است که جنگ و اشغال نظامی کشورهای امپریالیستی و در راس همه آمریکا هرگز برای مردم صلح و آرامش، رفاه و‌ آزادی و کرامت انسانی نداشته و نخواهد داشت. نمونه عینی دخالت نظامی امپریالیسها در عراق، افغانستان و لیبی در برابر ما و تمام مردم جهان است.‌


هیچ نیروی خارجی و هیچ رهبر خود ساخته ای نمی تواند ناجی مردم ما و ملت های تحت ستم باشد.‌ تنها نیروی متشکل و سازمان‌یافته زنان و مردان، کارگران، معلمان، پرستاران دانشجویان و باز نشستگان است که با خواسته های ایجابی « نان، کار، آزادی، برابری و عدالت اجتماع» نبرد نهایی را با جمهوری اسلامی را به سر انجام می رسانند.

 

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر