زیر چرخه تکرار
«ما رکورد زدیم!!!؟؟؟»
تمام نشد ٬
نه تمام نمیشود
هربار همینطور است
و هر بار شدیدتر از بار قبلی
*
زندگی در دور و نزدیک
زندگی واقعی در دنیایی مجازی
گذشتن از تونل زمان و رسیدن به دوران غارنشینی
بازگشت به سوی هوش مصنوعی
رفت و برگشت مانند پاندول ساعت
تنیس و پینگ پنگ مدام با تاریخ
عبور از زمان و سکون در زمان
با هدف ایستا نگه داشتن زمان
مهاجرت به سیارهای دیگر
بالا رفتن نرخ دلار و آمار اعدام در یک لحظه
هر ماه برابر با یک سال، هر روز برابر با یک ماه
تورم بالا و بالاتر، زیستن مدام بین بد و بدتر
در دو سوی ترازو هیچ توازنی نیست
«ما رکورد زدیم!!!؟؟؟»
*
مگر میشود؟
راست بوده که اهریمن در خواب بود آنزمان که دنیای نیاکانمان ساخته شد؟
چند هزاره دیگر چشم به راه بمانیم تا اهریمن دوباره به قعر تاریکی بازگردد؟
آخر مگر ممکن است؟
مردمانی داغدیده و سیاهپوش و چشم به راه
گنبد سیاه «هفت پیکر» نظامی را کم زیستهایم؟
در هر سپیدهدم مغز چند جوان برومند
صبحانهای برای مارهای گرسنه آژیدهاک
*
کله گندهها همه چیز را میدانند
آنها به راز دهر پی بردهاند :
انباشتن و انباشتن و انباشت بیشتر
هر که بیشتر داشته باشد بزرگتر است
همیشه آن بالاها تصمیم میگیرند
غالباً از کوچکترها نمیپرسند چه میخواهند؟
* *
نرسیده به بهار، «زود، تند، سریع!» به پاییز رسیدیم
برگها از درختان فرو میریزند
و من به صف زندانیان محکوم به اعدام میاندیشم
به چشمان جوانان برومند و استوار اما تنها
و معرکه سیرک حقوق بشر دولتهای سرمست از پیروزی
* *
همیشه همان ماجراست
داستان همان است که بود
همیشه همان نمایشنامه
فقط اسامی شخصیتها و بازیگرها به روز میشود
ستارهها میدرخشند همیشه در نقشآفرینیشان
گروگانگیری و معامله
اجرایی تازه از همان سناریوی همیشگی
در این میان کشتار سیاهی لشکرها امری رایج است
در پایان نمایش سفید شویی
نتیجه: خونشویی جنایات از تاریخ
صفر کیلومتر شدن جانیان پیشین
* *
دروغگو کمحافظه هم هست
قوانین حقوق بشر را خودشان نوشتند و به رسمیت شناختند
ابتدا کشوری را هدف میگیرند
با داعش و طالبان نفسشان را میبرند
سپس از بالا با بمباران شخم میزنند
بعد حکومتش را تغییر میدهند
دست آخر داعش کت و شلوار به تن و کراوات زده به رهبری میرسد
این است حقوق بشر!
*
جنگ همان تجاوز است به جان و مال دیگری
هر بار به بهانهای
این روزها دیگر بهانه لازم نیست
بهانه تولید میشود
بهانه را اختراع میکنند
و ماجرا تکرار میشود
تاریخ تکرار میشود
و در این میان عمر ما به باد فنا میرود
ناامید یا امیدوار
زیر چرخ تکرار فرسوده و له میشویم
*
طالبان یا داعش
حشدالشعبی یا کتائب
زینبیون و فاطمیون
سپاه سرکوب یا بسیج لباس شخصی
خودی یا نیابتی، همه شان یکی هستند
گلولههای جنگی به سر و چشم مردم بی سلاح
اوین یا کهریزک
*
هر روز جنجال
تکرار تکرارها
هیاهوی بسیار برای هیچ
گاه قوه گریز از مرکز مغزمان فعال میشود
در چنبر تکرار چرخه روزمرگی بدون خروج
رفت و برگشت مانند پاندول ساعت
مدام چرخیدن به دور دایرهای بسته
*
گفتمان فرا پست مدرن با نعلین و عبا
گفتوگوی تمدنها با کروکودیل و دایناسور
سیرک انتخابات در داخل کشور
نمایش نمادین دادخواهی در قطب شمال
اضطراب و التهاب
هر روز در انتظار
انهدام یا انقلاب
انتخاب یا انتحار
*
انیشتین گفت «همه چیز نیرو است»
باور میکنی اگر بگویم
بر اثر دریافت امواج منفی مهاجم
از آن نگاههای معنیدار پلید و آن ریشخندهای موذیانه
دو روز تمام دل و روده و جگرم را بالا میآوردم؟
*
با پهپاد از آسمان بلا میبارد
یک روز سارس، یک روز کرونا، یک روز سم
یک روز در جایی ابرها عقیم میشوند
و در جایی دیگر بی وقفه میبارند و سیل -
*
کودکیمان با فیلم فیک «فرود انسان به کره ماه» گذشت
دوران جوانی و سرسبزی، آمدند رودخانهها و دریاها را خشکاندند
ما ماندهایم و یک برهوت!
اکنون در جستجوی آب به ماه و مریخ روان شدهاند
هزاره عوض شد
قرن عوض شد
اما چیزی دگرگون نشد
هر بار همان داستان است
با کمی پس و پیش
نومید یا امیدوار
ماییم زیر چرخ تکرار
بدون رهایی
*
آیا برگریزان خزان نومیدی
به رویش جوانههای بهاری خواهد انجامید؟
آیا سرانجام سرما و یخبندان زمستان به جشن نور و روشنایی
و به برفروختن بوتههای آتش چهارشنبه سوری منجر خواهد شد؟
*
دست آخر، همیشه این ماییم،
ما و فقط ما !
*
آخر پاییز ۱۴۰۴/ ۲۰۲۵