کمونیستهای انقلابی سنتز نوین: سپهر بابا کجایی؟
این تصویر پدری را نشان میدهد که در کهریزک، در میان صدها کیسه حاوی بدنهای تار و مار شده جانباختگان جنبش دی ۱۴۰۴ ، به دنبال پسرش سپهر(۱) میگردد و با ضجهای جانکاه فریاد میزند:
سپهر بابا کجایی؟
این تصویر سند عریان یک جنایت دولتی در چارچوب یک نظم طبقاتی ضد انسانی است.
نه فراموش میکنیم و نه می بخشیم!
از منظر سنتز نوین کمونیسم، این صحنه را نمیتوان به یک تراژدی فردی یا انفجار احساسی فروکاست. آنچه در این تصویر میبینیم، بیان فشرده رابطه میان دولت، خشونت سازمانیافته و منافع یک طبقه حاکم است. فریاد این پدر، پژواک برخورد مستقیم تودههای مردم با دستگاه سرکوب دولتی است که بقای خود را بر کشتار، ارعاب و حذف فیزیکی بنا کرده است.
باب آواکیان بهروشنی نشان میدهد که دولت نهادی بیطرف یا فراطبقاتی نیست، بلکه ابزار اعمال دیکتاتوری یک طبقه مشخص است. جمهوری اسلامی در کهریزک دقیقاً همین حقیقت را عریان میکند. اینجا مرگ تصادفی نیست، خطای فردی یا افراط مأموران نیست، بلکه محصول منطقی و ضروری سیستمی است که برای حفظ نظم استثماری و ضد انسانی خود، نابودی معترضان را مشروع میداند.
از منظر علمی و روان اجتماعی، این تصویر نشان میدهد که چگونه خشونت دولتی از مرگ انبوه برای تولید بیحسی و فلج اجتماعی استفاده میکند. اما وقتی مرگ نام پیدا میکند، وقتی سپهر میشود، این مکانیسم فرومیریزد. این همان شکافی است که سنتز نوین از آن بهعنوان لحظه برهم خوردن روایت مسلط یاد میکند. حقیقت مادی، ایدئولوژی حاکم را میشکند و امکان آگاهی جهشی را فراهم میآورد.
اما سنتز نوین کمونیسم همزمان هشدار میدهد که هیچ رنجی، هیچ فریادی و هیچ جنبش برحقی، خودبهخود به رهایی منجر نمیشود. بدون رهبری آگاهانه، علمی و متمرکز، حتی عمیقترین خشمها میتوانند به ناامیدی، پراکندگی یا شکست ختم شوند. بدون رهبری مرکزی متشکل از پیشروترین اندیشمندان که با اتکا به روش و رویکرد علمی و با یک استراتژی انقلابی روشن، مبارزه را جمعبندی و هدایت کنند، هیچ جنبش برحقی قادر نخواهد بود انقلاب واقعی را برای رهایی بهپیش ببرد و بر دشمن سازمانیافته پیروز شود.
نقش سپاه پاسداران، بسیج، نیروهای ضد شورش، پلیس و در کل فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا) خدمت به و حفاظت از مردم ستمکش و حفظ امنیت آنها نیست. نقش آنها خدمت به و حفاظت از سیستمی است که بر مردم حکمرانی میکند. نقش آنها حفظ امنیت طبقات حاکم است تا روابط استثمار و ستم، شرایط فقر، فلاکت و لهولورده و تحقیر کردن انسانها را که این سیستم به مردم تحمیل میکند و مصمم است مردم را در چنان وضعیتی نگه دارد، اعمال کند. قانون و نظمی که سپاه پاسداران، بسیج، نیروهای ضد شورش، پلیس و در کل فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (بهاختصار فراجا) باآنهمه وحشیگری و قتل آنها مجریاش هست، قانون و نظمی است که همه این ستم و جنون وحشیانه هیولای خونآشام جمهوری اسلامی تحمیل میکند.
راهی برای بیرون رفتن از این وضعیت جنونآمیز وجود دارد!
چه باید کرد و چه نباید کرد؟
باید این جنایت را در چارچوب کل سیستم حاکم تحلیل کنیم، نه بهعنوان یک استثنا!
اندوه و خشم را به آگاهی انقلابی و سازمانیافته تبدیل کنیم!
نام جانباختگان را زنده نگهداریم، چون نام داشتن یعنی نفی منطق عدد و حذف!
افشاگری را به افق دگرگونی انقلابی کل نظم گره بزنیم!
بر ضرورت رهبری علمی، متمرکز و آگاهانه برای سرنگونی این نظام تأکید کنیم.
نباید این فاجعه را به روایت اخلاقی صرف یا مظلومیت انتزاعی تقلیل داد!
نباید خشونت دولتی را به خطای افراد یا انحراف مقطعی فروکاست!
نباید خشم را به واکنشهای کور، قهر فردی یا توهم خودجوشی جنبش سپرد!
نباید به توهم اصلاحپذیری این نظام ضد بشری دامن زد!
این تصویر برای اشک ریختن نیست، برای دیدن حقیقت و پذیرفتن مسئولیت انقلابی است.
تا زمانی که پدری در میان کیسههای جنازه نام فرزندش را فریاد میزند، این نظام نه مشروع است، نه قابل اصلاح، و نه شایسته بقا. درعینحال تا زمانی که نظام جمهوری اسلامی در قدرت است سرکوب خونین جنبشهای اجتماعی، دستگیری و زندان و شکنجه و اعترافات اجباری وجود خواهد داشت.
جنبش برحق دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که دوستان و دشمنان ما کیاناند، و چرا برخی از طرفداران «حقوق بشر» که به قدرت لایزال تودههای میلیونی ستمبر اعتقادی ندارند برای مهار آن خواهان دخالت قدرتهای خارجی میشوند، و چرا یک جنبش اجتماعی اصیل که خواهان سرنگونی نظام ضد بشری جمهوری اسلامی است تنها با اتکا به خود و نه با چشمداشت از قدرتهای بزرگ جهان که وعدههای توخالی بهشتشان چیزی مگر غارت و چپاول، انقیاد از طریق به قدرت رساندن یک طبقه نوکیسه نوین ستمگر دستنشانده خویش است، میتواند به رهایی واقعی برسد!
پیش بهسوی ساختن یک جنبش برای انقلاب واقعی!
هرگز نباید فراموش کرد که بدون رهبری مرکز غیبی متشکل از پیشروترین اندیشمندان مبارز که با اتکا به شیوه و رویکرد علمی انقلاب را جمعاً با استراتژی انقلابی برای سرنگونی نظام ضد بشری جمهوری اسلامی رهبری میکنند، هیچ جنبش برحقی نمیتواند انقلاب واقعی را برای رهایی به پیش ببرد و بر دشمن پیروز شود!
تنها با سرنگونی سرمایهداری جمهوری اسلامی میتوان به ستم و استثمار کارگران ایران، ستم بر زنان، نسلکشی اقلیتهای ملی، نادیده انگاشتنِ حق تعیین سرنوشت آنها از سوی ستمگران، به سرکوب اقلیتهای مذهبی و جنسیتی، به سرکوب و تحقیر مهاجرین زحمتکش افغانی، خاتمه داد و چوبه دار معترضین، زنجیر زندانیان سیاسی و حجاب این نهاد ستم، اسارت و بندگی زنان را در یک انقلاب واقعی برای رهایی همه بشریت تحت ستم و استثمار، بر اساس منافع کوتاهمدت ولی مهمتر منافع اساسی درازمدت طبقه تحتانی جامعه(پرولتاریا) برچید.
سرنگونی انقلابی نظام سرمایهداری حاکم بر ایران و تارومار کردن ماشین دولتی جمهوری اسلامی هم مطلوب، هم ضروری و هم ممکن است!
انقلاب و نه چیزی کمتر!
پیش بهسوی ایجاد جامعه جمهوری سوسیالیستی نوین در ایران
گروه کمونیستهای انقلابی سنتز نوین کمونیسم در ایران
۴ بهمن ۱۴۰۴
پانویسها:
۱- سپهر ابراهیمی بوکسور آماتور ۱۹ ساله، در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در ۱۹ یا ۱٨ دی به دست نیروهای سرکوب رژیم جمهوری اسلامی در شهرک اندیشه تهران جان باخت.
به گفته پدر سپهر، فرزندش آن روز به بهانه حضور در باشگاه از خانه خارج شده بود، اما در مسیر، به صف معترضان که به طریق مسالمتآمیز برای رهایی، برابری و عدالتخواهی مبارزه میکردند پیوست و هدف خشونت نیروهای سرکوب قرار گرفت. سپهر هرگز به خانه بازنگشت. به گفته یکی خویشاوندان نزدیک او «خانواده هفت روز از او خبری نداشتند تا آنکه جسدش را پیدا میکنند.»
تصویری که از پدر سپهر در پزشکی قانونی کهریزک ثبتشده، به نمادی دردناک از این فاجعه بدل شده است؛ پدری که میان پیکرهای بیجان، نام پسر نوجوانش را فریاد میزند. فریادی که نهتنها روایت یک خانواده داغدار، بلکه سندی تکاندهنده از خشونت سیستماتیک نظام ضد بشری جمهوری اسلامی علیه معترضان و شهروندان بیدفاع است.
۲- برای دیدن ویدیوی پدر سپهر ابراهیمی که به دنبال بدن پسرش در پزشک قانونی کهریزک میگردد به لینک زیر در شبکه اجتماعی تلگرام مراجعه کنید:
https://t.me/New_Communism/3412
*منتشر شده در لینک شبکه اجتماعی تلگرام:
https://t.me/New_Communism/3413
عکسی از زندهیاد سپهر ابراهیمی