۱۴۰۴-۱۱-۰۶
عبدالستار دوشوکی

آسیب‌شناسی یک قتل‌عام تاریخیِ بی‌سابقه در پنج قرن اخیر

 

رضا پهلوی تا چندی پیش اصرار داشت که نه‌تنها مداخله نظامی خط قرمز اوست، بلکه هرگونه تعرض به سپاه، بسیج و نیروی انتظامی نیز خط قرمز وی بوده و محکوم است. با این حال، او نه‌تنها از جنگ ۱۲ روزه حمایت کرد، بلکه اکنون در مصاحبه با CNN خواهان حمله آمریکا شده است. بسیاری از مواضع او ۱۸۰ درجه تغییر پیدا کرده اند. از منظر کالبدشکافی قتل‌عام گسترده و بی‌رحمانه دی ۱۴۰۴ ـ که از زمان حمله و کشتار صفویان به ایران، بیش از ۵۰۰ سال پیش، سابقه نداشته است ـ می‌توان به نقش رضا پهلوی نیز پرداخت. متأسفانه ایرانیان حافظه تاریخی بسیار ضعیفی دارند و مکرراً تاریخ را تکرار می‌کنند.

پیش از کشتارها و آدم‌خواری‌های صفویه، ایرانیان سُنی‌مذهب بودند. ژان شاردن، معروف‌ترین صفویه‌شناس غربی که مدتی نیز در خدمت شاه عباس دوم بود، در خاطرات خود با عنوان Le Couronnement de Soleiman Troisième, Paris, 1671 می‌نویسد: "روزی چند نفر را در حضور شاه صفویه با شمشیر می‌زدند. محمدتقی، از اهالی گناباد، که منجم دربار بود، حضور داشت و برای آن‌که این وحشیگری‌ها را نبیند، چشمانش را بسته بود. پادشاه صفویه متوجه این موضوع شد و بلافاصله دستور داد چشمان محمدتقی را از حدقه درآورند."

 

مسلماً پژوهشگران و تاریخ‌دانان در آینده ابعاد هولناک قتل‌عام وحشیانه دی ۱۴۰۴، و عوامل دخیل در آن و علل این وحشیگری تاریخی را مورد بررسی قرار خواهند داد. رضا پهلوی در مصاحبه با CNN گفت که علاوه بر ۵۰ هزار نیروی مسلحِ ریزشیِ رژیم که در ابتدا از طریق «کیوآرکُد» ایران اینترنشنال به او پیوسته‌اند، تا پیش از قطع اینترنت در دی‌ماه، بیش از ۱۰۰ هزار نیروی دیگر نیز به او پیوسته بودند؛ یعنی مجموعاً ۱۵۰ هزار نیروی مسلحِ طرفدار سلطنت. اما این نیروی عظیم در دفاع از مردم غایب بود. چرا؟

 

رضا پهلوی وعده داده است که پیش از سرنگونی به ایران خواهد رفت، اما نمی‌گوید چگونه و از چه مسیری. البته شخصاً، بر اساس تجربه تلخ بیش از ۲۱ سال پیش در ماجرای فتح‌الله خالقی یزدی (ملقب به هخا)، با نومیدی به این نتیجه رسیده بودم که "هزار وعده خوبان، یکی وفا نکند". نمی دانم آخر و عاقبت هخا چی شد؟

 

در این‌که جمهوری اسلامی، همانند اسلاف خود (صفویه)، بی‌نهایت بی‌رحم و خون‌ریز است، ما بلوچ‌ها و نیز کردها، ترک‌ها، عرب‌ها و ترکمن‌ها به‌خوبی آگاهیم. اما مورخان و تحلیلگران باید به این پرسش پاسخ دهند که چرا اعتراضاتی که از ۷ دی از بازار تهران آغاز شد و به‌صورت افزاینده به ۳۱ استان کشور سرایت کرد، به مدت ۱۱ روز و تا پیش از فراخوان مصادره به مطلوب "موج‌سوارگونه"ء رضا پهلوی ـ با این شعار که «خیابان‌ها را تسخیر کنید؛ کمک در راه است» ـ از منظر خشونت و کشتار قابل مقایسه با آن‌چه بعداً رخ داد نبود. چگونه شد که همان نیروهای انتظامی، بسیج و سپاه ـ که خط قرمز رضا پهلوی بودند و بنا به ادعای او بیش از ۱۵۰ هزار نفر از آن‌ها به وی پیوسته بودند ـ ناگهان یکی از بزرگ‌ترین کشتارهای تاریخ معاصر جهان را رقم زدند؟

رضا پهلوی با بی‌درایتی، این قتل‌عام یک‌طرفه را «جنگ» نامید و بدون هیچ‌گونه برنامه‌ریزی، تمهیدات، تدارکات، تدابیر و گفتمان با دیگر نحله‌های اپوزیسیون، در تعطیلات خانوادگی, پس از ۱۱ روز، خود را به‌صورت خودمحورانه «رهبر تظاهرات» معرفی کرد و فراخوان پشت فراخوان داد تا میوه چینی کند؛ که متأسفانه شد آن‌چه که نباید می‌شد.

 

بی‌تردید، رژیم صفویِ جمهوری اسلامی مجرم و مقصرِ تمام‌وکمال این قتل‌عام هولناک است. اما تاریخ، از منظر رفتارشناسی، عملکرد بازیگران دخیل و نقش آن‌ها را نیز موشکافانه بررسی خواهد کرد. صدای تاریخ را نمی‌توان با «تبلیغات وزن‌کشی»، تهدید، فحاشی، هیاهو، صداگذاری و پروپاگاندای کاذب رسانه‌های به‌غایت بدنامِ «یک کلاغ چهل کلاغ» خاموش کرد. نمی توان انسانهای بیدفاع و مستاصل را بدون برنامه به مصاف گرگهای درنده فرستاد, و اگر کسی اعتراض کرد, سلطنت طلبان فحاش بگویند: "مگر کوری؟ ندیدی؟ که گرگ وحشی و درنده او را کشت, و گرگ مقصر است؛ و هیچ پاسخگویی و مسئولیتی برای کسی که فراخوان جدال با گرگ درنده که ماهیتا و ذاتا خونخوار است, نباید قائل شد. این استدلال عقلایی نیست بلکه "خون شویی" است و بس!

 

پیام نگارنده به آقای رضا پهلوی این است که گفت‌وگویی عاجل با سایر گروه‌های اپوزیسیون آغاز کنند تا اجماع ملی شکل گیرد. ارزیابی ساده و عقلانی از موقعیت «پسافراخوان» خود داشته باشید تا ببینید حاصل کار چه بوده است. متأسفانه، از یک سو اتحاد و انسجام درونی همه جناح‌های رژیم را شاهدیم و از سوی دیگر، تشتت، پراکندگی، دشمنی و خصومت میان جناح‌های مخالف رژیم. آیا خواسته شما این است که به قیمت جان ده‌ها هزار ایرانی و تعمیق دشمنی و پراکندگی میان مخالفان و انسجام و استمرار رژیم، همگی فدای یک شعار نفاق‌افکن، تفرقه‌برانگیز، انحصاری و استبدادی ـ آن هم توسط یک اقلیت ـ با نام «جاوید شاه» شوند؟

 

عبدالستار دوشوکی

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر