جمعی از کمونیست های انقلابی: قتل عام جوانان بپا خاسته در ابعادی هولناک، رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی را نجات نخواهد داد!
مرتجعین بدانند که مردم ما پس از هر سرکوب وحشیانه مصمم تر و رادیکال تر به مبارزه باز گشته اند.
قدرت انفجار خشم و نفرت توده های ستمدیده و سرعت و گسترش جنبش عظیم دیماه ۱۴۰۴، که نتیجه نزدیک به نیم قرن استثمار، ستم، فقر و گرسنگی، زن ستیزی، کشتار و اعدام و... بود، رژیم جمهوری اسلامی را مورد هدف مستقیم خود قرار داد و نفس تازه ای را به روحیه مبارزاتی خلقهای ایران و جهان دمید! رژیم جمهوری اسلامی برای خروج از محاصره توده های میلیونی، همچون گذشته ، هیچ راه دیگری جز توسل به زور و کشتار در مقابل خود نیافت و در چند روز گذشته دست به جنایات عظیمی زده و علیرغم تلاشش برای مخفی نگاه داشتن این جنایت در انظار مردم و جهانیان، خبرهای رسیده و برخی گزارشات اولیه حاکی از در جریان بودن قتل عامی در ابعاد هولناک است که تا بحال منجر به کشته و زخمی شدن هزاران نفر گشته است. علاوه بر آن چند هزار نفر دیگر از جوانانی که در جریان اعتراضات بوده اند دستگیر و یا از خانه هایشان ربوده شده اند. رژیم جمهوری اسلامی، حکومت نظامی اعلام کرده و تمامی نیروهای خود را برای سرکوب جنبش بسیج نموده است. اگر چه مردم شجاع و جسور به این حکومت نظامی وقعی نگذارده و همچنان به اعتراضات خود ادامه می دهند. هدف جمهوری اسلامی که با بزرگترین و جدی ترین چالش عمر ننگین 48 ساله خود روبرو شده است تلاش دارد با ایجاد رعب و حشت و جنگ روانی و تهدید و کشتار هرچه وسیعتر ، جنبش عادلانه مردم ایران را به عقب رانده و سرکوبی بسیار خونین تر از گذشته را به اجرا درآورد. اما مگر کشتارهای وحشیانه گذشته و سیاست های مرعوب کننده رژیم قادر بوده که مردم ما را از مبارزات شجاعانه خود بازدارد . تجربه دو دهه گذشته نشان داده که علیرغم سرکوب های وحشیانه هر یک از خیزش ها، پس از آن توده های مردم هر بار مصمم تر و رادیکال تر از گذشته برای سرنگونی نظام به مبارزه و شورش باز گشته اند. اما نابینایی و ناتوانی جمهوری اسلامی باعث شده که نه قدرت توده ها را و نه راهی دیگر بجز سرکوب و به نوعی آویزان شدن به قدرت های امپریالیستی برای بیرون آمدن از این بحران را در مقابل خود ببیند. مگر رژیم جمهوری اسلامی بیش از 1500 نفر از مردم را در سرکوب آبان 98 در عرض دو روز به قتل نرساند و پیکر بی جان بسیاری از آنانرا ناپدید نکرد؟ آیا در فاصله کوتاهی پس از آن خیزش بزرگ زن زندگی آزادی با پیشگامی زنان جسور که تحولی در عرصه مبازات زنان بود، رقم نخورد. آیا سرکوب و سیل ترور و اعدام برای مرعوب کردن مردم باعث شد مردم سرجای خود بنشینند که حالا رهبر مرتجع جمهوری اسلامی تلاش دارد مردم بپاخاسته را « بر سر جای خود بنشاند.»!
چند نسل از مردم ما در 48 سال گذشته سیاست های ضد مردمی رژیم جمهوری اسلامی را با زندان، شکنجه و اعدام از طریق سیاست های ارتجاعی از طریق فقر و گرسنگی هر چه تمامتر با گوشت و پوست خود لمس کرده اند و در مقابل آن شجاعانه مبارزه کرده و هر بار پرقدرت تر از گذشته بپاخاسته اند. در نتیجه، سرکوب ها هرچقدر هم که وحشیانه باشد نه تنها مردم را برسر جای خود نخواهد نشاند بلکه حتی اگر هم موقتا به عقب بنشینند، بازهم پرقدرت تر به پا خواهند خواست تا تاروپود این رژیم منفور و مرتجع را به آتش کشیده و بر خاکستر بنشانند. چرا که نظام جمهوری اسلامی، نظامی مبتنی بر ستم و استثمار است. سرمایه و ثروت انباشت شده در دست بخش قلیلی از جامعه که طبقه حاکمه را تشکیل می دهد تنها بر اساس ستم و سرکوب اقشار وسیع و استثمار گسترده طبقات زحمتکش جامعه ممکن است وبس! جنبه دیگری که این انباشت سرمایه را ممکن می سازد وابستگی به قدرت های بزرگ سرمایه داری جهانی و حاکم ساختن آنان در استثمار این مردم تحت ستم است. رژیم جمهوری اسلامی برای ادامه این زندگی ننگین و پرفساد و آلوده خود، بغیر از ادامه ستم و استثمار و در نتیجه سرکوب وحشیانه مردم راهی دیگر در مقابل خود ندارد. به همین دلیل این رژیم نمی تواند تغییری حتی نیم بند در سیاست های خود دهد، نمی تواند هیچ یک از خواسته مردم را برآورده کند و تنها یک راه در مقابل مردم باقی مانده است سرنگونی انقلابی این رژیم مرتجع مبتنی بر استثمار طبقاتی است.
اما سرکوب مبارزات و خیزش های مردم ایران تنها سیل ترور، کشتار و خفقان جمهوری اسلامی نیست. آنانیکه دستی در استثمار طبقاتی در جامعه ایران دارند و یا در تلاش اند تا سهم خود از این استثمار را بیشتر و به حداکثر برسانند در این سرکوب با روش های مختلف و مربوط به خود نیز نقش دارند. امپریالیسم جهانی و دیگر نیروهای وابسته به آنها با فریبکاری و حمایت های دروغین از مبارزات مردم ایران، مزورانه تلاش می کنند تا خود را حامی مبارزات مردم نشان دهند. آنها در تلاشند تا جهت این بپاخیزی قهرمانانه مردم ایران را در کنترل خود در آورده و وابستگان مستقیم خود را به قدرت برسانند و آنرا به انحراف کشانند و به این طریق در سرکوب آن نقش ایفا نمایند. جریانات سلطنت طلب و دیگر جریانات ارتجاعی وابسته که با دست به دامان شدن به اسرائیل جنایتکار و ترامپ فاشیست تلاش دارند آنها را به دخالت نظامی در ایران قانع کنند، و از این طریق راه را برای به قدرت رساندن خود هموار سازند، نیز در سرکوب خیزش مردم نقش دارند چرا که حتی اگر جمهوری اسلامی با دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل سرنگون شود و یکی از جریانات ارتجاعی همچون پسر شاه به قدرت برسد، فلاکت و فقر مردم ایران نه تنها پایان نخواهد یافت، بلکه با تضادهای بیشتری روبرو خواهد شد. گذشته از بخشی از ایرانیان لس انجلس نشین و اروپا نشین که در فکر راحت طلبی های خود می باشند، حداقل بخش بزرگی از مردم ایران و کسانی که در خیابان های ایران در حال اعتراضند، به آن سویی که ایران با دخالت نظامی خارجی کشیده خواهد شد می نگرند. آنان نتایج فلاکت بار دخالت های نظامی در عراق، افغانستان در همسایگی ایران و همچنین لیبی و سوریه و ... را دیده اند. آنها هدف دخالت نظامی آمریکا در ونزوئلا را که غارت منابع و ثروت ونزوئلا در خدمت به اهداف جهانی امپریالیسم آمریکا است را می بینند. آنها بیش از دوسال شاهد جنایت های جنگی و کشتار و قتل عام بیش از هفتاد هزار فلسطینی توسط اسرائیل و همکاری امپریالیسم آمریکا بوده اند، و سوال می کنند کشوری که یکی از بزرگترین جنایت های جنگی دوقرن اخیر را انجام داده است چگونه می تواند مردم ایران را رها کند. هر چقدر تبلیغات رسانه های وابسته و جعل واقعیت ها و و صداگذاری ها به روی فیلم های مبارزاتی، برای گمراه کردن مردم توسط راحت طلبانی که در فکر منافع خود می باشند بیشتر می شود تاثیرات منفی آن بر مبارزات نیز بیشتر می گردد.
جریانات سلطنت طلب و هم فکرانشان چون حزب عبدالله مهتدی، مسیح علینژاد، شیرین عبادی و یا مجاهدین و امثالهم و... دیگر مرتجعین، ضربات مهمی را بر خیزش زن زندگی آزادی در سال 1401 وارد کردند و حالا آستین ها را بالا زده اند تا باردیگر اینگونه در همکاری با رژیم جمهوری اسلامی اما از جهتی دیگر در سرکوب این جنبش مبارزاتی مردم ایران نقش ایفا نمایند.
بگذارید این مسئله را روشن کنیم، حتی اگر یکی از جریانات وابسته به امپریالیسم همچون پسر شاه ، توسط امپریالیسم و صهیونیست های جنایتکار به قدرت برسند، تاثیری در موقعیت و فقر و فلاکتی که مردم ایران در آن غرق شده اند نخواهد گذارد. فقر و فلاکت مردم ایران و فساد لجام گسیخته آن در دوران جمهوری اسلامی در واقع محصول نظامی است که مبتنی بر ستم و استثمار طبقاتی است و نتیجه روابط تولیدی استثماری سرمایه داری وابسته است. در صورت بقدرت رسیدن یکی از عناصر مرتجع و وابسته که در بالا نامبرده شد، آنها نیز همان نظام استثماری را با مدیران جدیدی برپا خواهند کرد. طبقه استثمارگر در قدرت باقی خواهد ماند اگر چه مدیران کراواتی و خارجه رفته را در صدر قرار دهند و زمینه رابرای چاپیدن و فساد حاکمین نوینی فراهم کنند. اما همان روابط تولیدی با همان نتایج فلاکت بار یعنی ستم و استثمار و فقر و فلاکت برای توده ها باقی می ماند و بازتولید خواهد شد. آنها آنچه در چنته دارند در نهایت اقتصاد نئولیبرالیستی است که هر زمان رژیم جمهوری اسلامی در اجرای آن بیشتر فرو رفت بخش عظیم تری از مردم به دره فقر سقوط کردند.
رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی نیز بعد از این کشتار و «اثبات » توانائی در سرکوب، چراغ سبز «گفتگوهای جدی» را به ترامپ داده است. ترامپ دو مسیر را در پیش روی خود دارد. اول اینکه با توجه به اینکه در شرایط کنونی توجه وی بر نیمکره غربی متمرکز شده و به طور موقت به ثبات در این منطقه خاورمیانه بیشتر فکر می کند تا بی ثباتی آن، اگر جمهوری اسلامی با کشتار و سرکوب بتواند این ثبات را حداقل به صورت موقتی برقرار سازد، به مذاکره با جمهوری اسلامی جواب مثبت خواهد داد. اما اگر مبارزات مردم ایران ادامه یابد و جمهوری اسلامی قادر به سرکوب کامل آن نشود، احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران نیز منتفی نمی گردد و حمله نظامی آمریکا و یا اسرائیل به چند نقطه مشخص نظامی و یا سیاسی ممکن است در دستور کار آمریکا قرار گیرد. این حملات در درجه اول به مثابه آزمایشی برای تغییر رژیم ( رژیم چنج) و برگماردن رژیم ارتجاعی دیگری که وابسته به آمریکا باشد بکار می رود و در صورت غیرعملی شدن رژیم چنج حداقل می تواند به مثابه امتیازگیری بیشتری از جمهوری اسلامی نیز بکار برده شود. بنابراین در راه سرکوب مردم و مبارزات آنها مرتجعین داخلی و بین المللی همدست اند اگر چه هریک با روش و شیوه خود اقدام می کنند.
تنها یک راه برای نجات مردم ایران و رهایی از شر جمهوری اسلامی و رهایی از مصیبت هایی که به بار آورده باقی مانده است و آن سرنگونی انقلابی این رژیم مرتجع و با اتکاء به بخود و طرد مرتجعین داخلی و بین المللی است. مردم ایران در عین اینکه به حمایت توده های مردم جهان نیاز دارند اما به هیچ کمکی از امپریالیست های فاشیست و جهانخوار و صهیونیست های کودک کش و جنایتکار و وابستگان وطنی آنها احتیاج ندارند.
ما کمونیست های انقلابی، کشتار و جنایات جمهوری اسلامی را شديداً محکوم میکنیم و تهدیدات و مداخلات امپریالیستها و صهیونیستها در امور داخلی مردم ایران را بسیار جدی و خطرناک ارزیابی نموده و محکوم می کنیم. ما می دانیم که سر چشمه نسل کشی در فلسطین، مهاجر ستیزی در آمریکا و اروپا، کشتار در اوکراین و جنایات در ایران و…اساسآ ریشه در حاکمیت سرمایه داری امپریالیستی داشته و تنها وحدت نیروهای مردمی برای مبارزه ای مشترک جهت خلاصی از نظام ستم و استثمار سرمایه داری امپریالیستی در جهت رهایی انسانها است. درچنین شرایطی تاکید می کنیم که مردم ایران برای پیروزی واقعی نیاز مبرم و حیاتی به یک رهبری کمونیستی دارند چرا که تنها چنین نیرویی است که برنامه ای همه جانبه در عرصه سیاست، اقتصاد و فرهنگ دارد تا نظام مبتنی بر استثمار سرمایه داری را سرنگون ساخته و آنرا با نظامی که در جهت از بین بردن ستم و استثمار است جایگزین کند. تنها یک نیروی کمونیستی است که می تواند با اتکاء به نیروی لایزال توده ها و بدون اتکاء به قدرت های امپریالیستی در مقابل نظام استثماری سرمایه داری و حامیان بین المللی آن مبارزات توده ها را در مسیر رهایی واقعی رهنمون سازد. ما با تکیه به دستاوردها و تجارب عظیم جنبش کمونیستی بین المللی و جمعبندی از تجارب مثبت و اشتباهات جدی، در این مسیر مبارزه می کنیم و آمادگی خود را برای همکاری با انقلابیون و کمونیست ها اعلام کرده تا در وحدت و مبارزه ای مشترک بتوانیم در مسیر خدمت به انقلاب و رهایی واقعی مردم ایران و رهایی بشریت به پیش رویم.
جمعی از کمونیست های انقلابی – ایران
23 دیماه 1404
وبسایت ما:jaka2020.com
ای میل: jaka.ir2020@gmail.com