اخباروگزارش های کارگری 7 بهمن ماه 1404
- صد و پنجمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با اعتصاب غذا در 56 زندان
- اعدام دکتر علیرضا گلچینی را متوقف کنید
- پزشکی جرم نیست
بیانیه گروه پزشکان و قانون
- بیانیهی کانون نویسندگان ایران
قتلعام معترضان راه آزادیخواهی را سد نخواهد کرد
- بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در محکومیت قتلعام مردم معترض
- شعارهای تجمع دیروز دانشجویان دانشگاه تهران
- دانشگاه بهشتی پشت کتابخونه مرکزی
برای سوگواری و شاید کمی آروم کردن خودمون فقط چند تا شمع روشن کردیم کمتر از یک ساعت بعد از اینکه از اونجا رفتیم برگشتم و دیدیم که شمع ها رو جمع کردن و اونجا رو پاک کردن که اثری ازش نمونه
- همراهی دانشجویان دانشگاه خوارزمی (واحد کرج) برای تحریم امتحانات
- #نیمکتهای_خالی
کودکان از دست رفته؛ خاطرهای که خاموش نمیشود
- قتل کارگراداره برق قائمشهر حین کاربراثرشلیک مستقیم نیروهای سرکوب دستگاه جنایتکاررهبری
- قتل یک کارگرپاکبان شهرداری رشت حین کاربراثرشلیک مستقیم نیروهای سرکوب دستگاه جنایتکاررهبری
- جان اویی را گرفتند که میخواست جانها نجات دهد
- روبینا امینیان؛ لبخندی به نفس زندگی که با شلیک گلولهها محو نخواهد شد
- دانشجویان متحد:
1- پریا قلاوند، به قتل رسید
2- افشین اسفندیاری به قتل رسید
3- با شما هیچ حرفی نداریم الا نه!
4- خطر صدور حکم اعدام برای امین پورفرهنگ
5- بازداشت دبیر مجمع دانشجویان پلیتکنیک تهران
- استفاده سرکوبگران از مدارس
- اعتراض زنان فروشنده آنلاین نسبت به نابودشان کسب و کارشان
- سایه شوم اخراج و بیکاری روی سر 10 میلیون شاغل کسبوکارهای اینترنتی
- سایه شوم اخراج وبیکاری بالای سر کارگران پاساژهای چارسو، علاالدین و..
- اعتراض کارگران کارخانه کیش چوب نسبت به عدم پرداخت 4 ماه حقوق
- تورم مواد خوراکی 90 درصد
نرخ تورم نقطه به نقطه دی ماه 60 درصد
- گزارش شورای صنفی کل دانشگاه تهران درخصوص وضعیت امتحانات و خوابگاههای دانشجویان
- مخالفت مجدد اطلاعات سپاه با صدور قرار وثیقه برای عبدالله رضایی
- احضار و ضبط وسایل ارتباطی رضا بیات، فعال صنفی معلمان کرمانشاه
- بازداشت محمدحسن داودی برای اجرای حکم حبس در میاندوآب
- آخرین خبر از رضا مسلمی، فعال صنفی معلمان همدان
- مرگ ومصدومیت 11 کارگر کارخانه آرین فولاد بوئین زهرا براثرنقص فنی سرویس رفت و آمد
- جان باختن یک کارگرجوان حین کار درقزوین براثرغرق شدن در استخر ذخیره آب کشاورزی
- جان باختن 2معلم در آذربایجان غربی بر اثر گازگرفتگی
- جان باختن یک کارگر جوشکار و یک راننده در در شاهین دژبراثر انفجار لاستیک کامیون
- جان باختن یک کارگرجوان در زنجان بر اثر سقوط به چاهک آسانسور
*******
*صد و پنجمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با اعتصاب غذا در 56 زندان
روزسه شنبه 7 بهمن،صدوپنجمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»با اعتصاب غذا در 56 زندان ادامه پیدا کرد.
تداوم کارزار «سهشنبه های نه به اعدام» در هفته صدوپنجم در ۵۶ زندان مختلف با پیوستن زندان گرگان
در آستانه ورود به سومین سال کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن صمیمانهترین همدردیها با خانواده جانباختگان راه آزادی و مردم دلیر ایران، هزاران درود میفرستیم به جانباختگان قیام دی ۱۴۰۴ که بنیاد حاکمیت فاشیست را به لرزه درآوردند و با درود به مردم قهرمان ایران که در این خیزش سراسری، برگ زرین دیگری از تاریخ مبارزات مردم ایران برای آزادی را رقم زدند و چنان حکومت را به وحشت انداختند که دست به یک کشتار وحشیانه زد و ماهیت فاشیستی خود را به عیان ترین وجه در ایران و جهان نمایان کرد و اکنون به یمن آن خونهای به ناحق ریخته شده، نه تنها مردم ایران بلکه دنیا به جوش و خروش آمده و انزجار جهانی از این رژیم به اوج رسیده است، تا آنجا که خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل، کشتار انجام گرفته توسط حکومت را «جنایت علیه بشریت» خوانده و خواستار محاکمه سران حکومت ولایت فقیه شده و پارلمان اروپا و شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز به گونهای بی.سابقه علیه این جنایت موضع گرفتند.
در این ایام، حکومت سرکوب و اعدام تنها در دی ماه بیش از ۳۵۵ تن را اعدام کرد. در روزهای آغازین بهمن ماه نیز بیش از ۵۰ زندانی از جمله دو زندانی عقیدتی آمانج کاروانچی و ارسلان شیخی اعدام شدهاند. بنابراین نهتنها از اعدامها دست برنداشته بلکه موج کشتار و اعدام را به خیابانها، بیمارستانها، بازداشتگاهها و حتی خانههای مردم نیز کشانده است.
اخبار زندانهای مختلف از انتقال دستگیرشدگان خیابانی و حتی زخمیها به زندانهای مختلف حکایت دارند:
۱. ساختمان و بندهای تازه ساخته شده در زندان شیبان اهواز که برای کاهش تراکم زندان بود، به قرنطینه صدها بازداشتی جدید اختصاص یافته است.
۲. در زندان مرکزی کرج سالنهای مختلف را تخلیه و به دستگیریهای جدید اختصاص دادهاند.
۳.در زندان قزلحصار سالنهایی را تخلیه و زندانیهای جدید و تعدادی زندانی دیگر از زندان تهران بزرگ را به آنجا انتقال دادهاند تا جا برای بازداشتیهای جدید باز شود.
۴.بازداشتگاههایی مثل مقداد مملو از جوانان دستگیر شده است.
بنابراین ما اعضای کارزرار «سهشنبههای نه به اعدام» نسبت به هرگونه احکام سنگین علیه بازداشت شدگان اعتراضات اخیر و اذیت و آزار و کشتار آنان هشدار میدهیم.
هشدار و هشدار!
با توجه به عدم اعلام رسمی اسامی کشتهشدگان، دستگیرشدگان و مجروحین، گفته میشود که حکومت قصد دارد بسیاری از بازداشتیها و زخمیها را کشته و به سردخانههایی مثل کهریزک و ... منتقل نموده و جزو کشتهشدگان خیابانی اعلام کنند.
بر همین اساس ما زندانیان اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوپنجم در ۵۶ زندان زیر، روز سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ علیه احکام اعدام و در همراهی با قیام مردم ایران، در اعتصاب خواهیم بود:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان گرگان
سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴
هفته صدوپنجم
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
*اعدام دکتر علیرضا گلچینی را متوقف کنید
Stop the Execution of Dr. Alireza Golchini
از همه مردم ایران و خصوصا کادر درمان برای امضای این پتیشن دعوت میشود!
از طریق لینک زیرامضا کنید
*پزشکی جرم نیست
بیانیه گروه پزشکان و قانون
پزشکی نهتنها جرم نیست، بلکه بهموجب قوانین موضوعه، اصول اخلاق حرفهای و تعهدات بینالمللی، یک وظیفه قانونی و انسانی محسوب میشود.
پزشکان در بدو ورود به حرفه خود، بر اساس سوگندنامه پزشکی و آییننامههای مصوب نظام سلامت، متعهد میشوند که در شرایط اورژانس و تهدیدکننده حیات، بدون هرگونه تبعیض و با حداکثر توان علمی و عملی به یاری بیماران بشتابند. این تعهد، مستقل از هویت، شغل، عقیده، گرایش، مذهب یا دین بیماران است و تخطی از آن میتواند موجب مسئولیت انتظامی و حتی حقوقی برای پزشک شود.
در جریان وقایع و اعتراضات اخیر، کادر درمان و بهویژه پزشکان، دقیقاً در چارچوب همین تکالیف قانونی و اخلاقی اقدام به درمان مجروحان کردهاند. این اقدامات، مصداق بارز ایفای وظیفه حرفهای بوده و هیچگونه وصف مجرمانهای بر آن مترتب نیست.
بر اساس اصول مسلم حقوقی، از جمله اصل «قانونی بودن جرم و مجازات» و نیز اصل «تفسیر مضیق قوانین کیفری»، نمیتوان انجام وظیفهای را که قانون، اخلاق حرفهای و مصلحت عمومی بر آن تأکید دارد، جرمانگاری کرد یا مستوجب مجازات دانست.
صدور احکام مشدد و تغلیظشده علیه پزشکانی که صرفاً به انجام وظایف ذاتی شغل خود پرداختهاند، نهتنها با اصول عدالت قضایی و تناسب جرم و مجازات در تعارض است، بلکه آثار زیانبار اجتماعی و صنفی گستردهای به دنبال خواهد داشت. چنین رویکردی میتواند موجب ایجاد هراس قضایی در میان کادر درمان شده و آنان را در شرایط بحرانی و اورژانسی از ایفای وظایف قانونی خود بازدارد؛ امری که در نهایت، حق بنیادین شهروندان بر سلامت و دسترسی به خدمات درمانی را با مخاطره جدی مواجه میسازد.
گروه پزشکان و قانون اعتقاد دارد که حمایت حقوقی از پزشکان در حین انجام وظیفه، نه یک امتیاز صنفی، بلکه لازمه تضمین نظم عمومی، سلامت جامعه و کارآمدی نظام درمانی کشور است. جرمانگاری درمان، مرزی خطرناک میان وظیفه حرفهای و مسئولیت کیفری ترسیم میکند که با اصول حقوق عمومی، سیاستهای کلان سلامت و تعهدات حاکمیتی در قبال جان شهروندان سازگار نیست.
گروه پزشکان و قانون همچنین بر این باور است که دستگاههای قضایی و امنیتی، با لحاظ جایگاه ویژه حرفه پزشکی و با توجه به آثار بلندمدت تصمیمات قضایی در حافظه صنفی جامعه پزشکی، میتوانند با تجدیدنظر در احکام صادرشده و پرهیز از تشدید مجازاتها علیه این همکاران، رویکردی منطبق با عقلانیت حقوقی، عدالت قضایی و مصلحت عمومی اتخاذ کنند؛ رویکردی که بیتردید ردی روشن، مثبت و ماندگار در حافظه صنفی پزشکان و نظام سلامت کشور بر جای خواهد گذاشت.
*بیانیهی کانون نویسندگان ایران
قتلعام معترضان راه آزادیخواهی را سد نخواهد کرد
جمهوری اسلامی تمام جنایاتی را که در چهل و هفت سال استیلای خونیناش مرتکب شده بود، در قریب به دو هفته در ابعادی وسیع و هولناک تکرار کرد. همانگونه که بیم آن میرفت «حکومت زندانها و گورستانها را از معترضان پر کرد».
حاکمیت با قطع هرگونه امکان ارتباط، از اینترنت گرفته تا پیامک و خطوط تلفن، مردم بهجانآمده را در خاموشی مطلق قتلعام کرد، قتلعامشدگان را «اغتشاشگر و دشمن» نامید و راه را بر تداوم جنگی تمامعیار علیه مردم گشود؛ مجروحان را از بیمارستانها ربود، کشتگان را مخفیانه دفن کرد، پشته پشته جنازه را در سولهها انداخت و در تریلیها انبار کرد و بازماندگان سرگردان را میان تل جسدها به جستجوی عزیزانشان فرستاد؛ هزاران نفر از کودک و پیر و جوان را بازداشت کرد، بر شمار ناپدیدشدگان قهری این چهل و هفت سال افزود و با تداوم سیاست ارعاب، کوشید صدای شاهدان جنایت، از جمله کادر درمان را خفه کند. حکومت در سایهی خفقان و تکصدایی حاکم، این همه را چون نمایشی فاتحانه در رسانههای خود ثبت کرد.
این مرگامرگ، جامعهی سوگوار و زخمخورده را چنان در بهت فرو برده که گویی تغییر بنیادین وضع موجود با ارادهی مردم ناممکن است. ابعاد هولناک جنایات حکومت، راه را بر حضور قدرتهای استثمارگر گشوده تا تاریخ استعماری خونبار خود را پشت نقاب «منجی» پنهان کنند و نصیبی از هنگامهی خون و خیزش مردم بردارند. بیتردید آنان که رویای آزادی را به مداخلهی نظامی گره زدهاند، بنیاد عمارت خود را بر ویرانههای این سرزمین میخواهند. سرنوشت محتوم مردم آن نیست که میان ارتجاع حاکم و قدرتهای استثمارگر و کارگزارانشان یکی را برگزینند. تاریخ برخاستنها و سرکوب شدنها و دوباره برخاستنها نشان داده است که نیرو و ارادهی مردم بهجانآمده از فساد و تبعیض و نابرابری از میان نخواهد رفت، آگاهانه سازمان خواهد یافت و خود را بر صاحبان قدرت و سرمایه تحمیل خواهد کرد. این مردماند که سرنوشت خود را تعیین میکنند.
کانون نویسندگان ایران که سالها تحت سرکوب حاکمیت بر حق آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا پای فشرده و همواره در کنار مردم آزادیخواه ایستاده است، تا محاکمهی مردمی و عادلانهی تمامی آمران و عاملان جنایات حکومت، با تمام توان صدای سرکوبشدگان و آزادیخواهان خواهد بود. کانون نویسندگان ایران از نویسندگان آزادیخواه و نهادهای همسو در سراسر جهان میخواهد لحظهای از ایران چشم برندارند و صدای معترضان و بازماندگان و بازداشتشدگان باشند.
کانون نویسندگان ایران
۷ بهمن ۱۴۰۴
*بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در محکومیت قتلعام مردم معترض
مردم ستمدیدهی کشور ما بار دیگر در سوگ فرزندان خود نشستهاند. اینبار، کشتار معترضان به سیاستهای اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی، از کشتارهای خیابانی دههی ۶۰ و نیز از جنایات دی ۹۶، آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ نیز گستردهتر و هولناکتر است. شوک عظیمی که جامعه را فرا گرفته، نه از سر شگفتی، چرا که همواره میدانستیم نیروهای سرکوبگر حاکمیت از چه میزان خباثت و توحش برخوردارند؛ بلکه از آنروست که حاکمان بیهیچ ملاحظهای تصمیم گرفتند دست به قتلعام هزاران تن از فرزندان این سرزمین بزنند. این خود گواه دیگری است بر پایان قطعی هرگونه امید به تغییر نظام، حتی برای خوشبینترین و متوهمترین افراد.
حاکمیت بار دیگر نشان داد که هیچ ارزشی برای جان مردم و فرزندان ما قائل نیست. چگونه میتوان چنین کشتار جمعیای را مرتکب شد و سپس با رفتاری بیرحمانه و ضدانسانی، پیکر جانباختگان را در برابر دیدگان عموم به نمایش گذاشت؟ آیا چنین حکومتی میتواند کوچکترین مشروعیتی در ذهن مردم داشته باشد؟
در پی انتشار بیانیهی سندیکا با عنوان «حمایت از جنبش حقطلبانهی مردم؛ پیشروی بهسوی آزادی و برابری واقعی، نه بازگشت به گذشته»، ما نیز همچون بیش از ۹۳ میلیون نفر از مردم کشور از دسترسی به اینترنت و دیگر ابزارهای ارتباطی محروم شدیم؛ محرومیتی سازمانیافته که تا روزهای اخیر ادامه داشت و حتی اکنون نیز ارتباطات بهطور کامل قابل اتکا نیست. با اینحال، سندیکا همچنان بر این اصل اساسی و خدشهناپذیر تأکید میکند که رهایی واقعی مردم ایران تنها از مسیر رهبری جمعی و مشارکت آگاهانه، سازمانیافته و مستقلِ کلیت طبقهی کارگر و دیگر اقشار ستمدیده در داخل کشور امکانپذیر است، و نه از طریق دخالت نظامی آمریکا و اسراییل و یا دیگر دولتهای قدرتطلب خارجی و نیروهای وابسته و حامی آنها.
سندیکا ضمن محکومیت قاطع کشتار جمعی مردم محروم کشور، صمیمانه به خانوادهها و عزیزان جانباختگان خیزش دیماه تسلیت میگوید و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی بازداشتشدگان است.
هر روز اخبار اجرای اعدامها به گوش میرسد. حاکمیت بداند که حتی اعدام هزاران زندانی سیاسی در دههی ۶۰ نیز نتوانست مانع تداوم حقخواهی و مطالبات آزادی خواهانه و برابری طلبانه مردم شود. کشتار جمعی و اعدامهای امروز نیز، در جامعهای بهمراتب گستردهتر، آگاهتر و متکثرتر، نهتنها قادر به مهار اعتراضات و نارضایتیهای عمیق اجتماعی نخواهد بود، بلکه بر دامنهی خشم عمومی خواهد افزود. کمهزینهترین راه برای مردم و کشور، کنار رفتن فوری همه شما و توقف بیدرنگ ماشین کشتار، سرکوب و ویرانی کشور است.
زنده باد آزادی، برابری و همبستگی مردمی
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۷ بهمن ۱۴۰۴
*شعارهای تجمع دیروز دانشجویان دانشگاه تهران
بر اساس این تصاویر، صدها دانشجوی دادخواه #دانشگاه_تهران و علومپزشکی تهران، دیروز ۶ ام بهمن، در سوگ از دست رفتن دوست و همدانشگاهیشان، #آیدا_حیدری و هزاران انسان کشتهشده به دست جمهوری اسلامی، تجمع کرده و شعار سر دادند.
از شعارهای این تجمع:
«یا مرگ یا آزادی»
«آزادی آزادی آزاد»!
«مرگ بر دیکتاتور»
«این گل پرپرشده، هدیه به میهن شده»
منبع:کانال دانشگاه تهران – دانشجو
*دانشگاه بهشتی پشت کتابخونه مرکزی
برای سوگواری و شاید کمی آروم کردن خودمون فقط چند تا شمع روشن کردیم کمتر از یک ساعت بعد از اینکه از اونجا رفتیم برگشتم و دیدیم که شمع ها رو جمع کردن و اونجا رو پاک کردن که اثری ازش نمونه
اینو میگم به اونایی که حتی تحمل دیدن چند تا شمع رو نداشتن و اومدن جمعشون کردن
ما یادمون نمیره تا زندهایم تا نفس میکشیم دادخواه عزیزانمون هستیم. بدجور توی باتلاق افتادین حالا هی دست و پا بزنین.
یا مرگ یا آزادی
*همراهی دانشجویان دانشگاه خوارزمی (واحد کرج) برای تحریم امتحانات
ما، جمعی از دانشجویان #دانشگاه_خوارزمی (واحد کرج)، در پاسخ به کشتار هموطنان و همدانشگاهیهایمان و در اعتراض به سیاست عادیسازی خشونت، برگزاری امتحانات به صورت مجازی را تحریم میکنیم.
این تصمیم، تنها یک اعتراض تحصیلی نیست؛ پاسخی است به جوی از خونی که حکومت در خیابانها جاری ساخته است. ما شاهد بودیم که چگونه خیزش مردم برای رهایی از استبداد و نابرابری، با سرکوبی خونین روبرو شد. اما این سرکوب، به جای ترساندن، ارادهای آهنین و امیدی تاریخی برای تغییر آفرید. ما دانشجویان، در قلب این تحولات ایستادهایم. دانشگاه را به سنگری برای اندیشه و خیابان را به عرصهای برای پاسداری از آرمانهای انسانی تبدیل کردیم.
حکومت، از خروش ما هراسیده است. برای خاموش کردن صدایمان، ما را کشت، بازداشت کرد، از خوابگاهها راند و با مجازیکردن آموزش و تعطیلی فضای فیزیکی دانشگاه، تلاش کرد دانشجویان را منفعل، منزوی و از هستهی تحولات اجتماعی جدا سازد. این اقدامات، نه نشانهی قدرت، که نمود ترس از کنش جمعی و همبستگی ماست.
ما تحریم امتحانات را سوگندی بر خون یاران از دست رفته میدانیم. قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان. شرکت نکردن ما در امتحانات مجازی، ابزاری برای اعتراض به محرومیت از حق اساسی تحصیل حضوری و زندگی دانشجویی است. تا زمانی که فضای دانشگاه و خوابگاه به روی دانشجویان گشوده نشود و کشتار معترضان بدون پاسخ و دادخواهی باقی مانده باشد، در این نمایش مجازیِ عادیسازی شرکت نخواهیم کرد. ما بر حق خود برای بازگشت به محیط حضوری دانشگاه تأکید میکنیم و این خواسته را بخشی جداییناپذیر از اعتراض خود میدانیم. ما فرامیخوانیم:
همدانشگاهیهایمان در تمامی واحدهای دانشگاه خوارزمی، و دانشجویان سراسر کشور، به این اعتراض متحدانه بپیوندند. اجازه ندهیم مجازیسازی، صدای دادخواهی ما را خاموش و مبارزاتمان را منزوی کند. تحریم امتحانات، یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت برای حفظ کرامت و همبستگی است. این، قدمی است در مسیر پیروزی بر ترس و ایستادگی برای حیثیت انسانی.
سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴
*#نیمکتهای_خالی
کودکان از دست رفته؛ خاطرهای که خاموش نمیشود
خون کودکان بیگناه، محصول مستقیم سرکوب بیرحمانه است. هر نیمکت خالی، فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آیندهاش ربوده شد.
66- نام کودک: ابوالفضل شیخویسی
محل کشته شدن: مشهد
تاریخ: ۱۹ دیماه
67- نام کودک: ابوالفضل جاهدی
محل کشته شدن: رباطکریم، تهران
تاریخ: ۱۹ دیماه
68- نام کودک: سینا ملکی
محل کشته شدن: کرمانشاه
تاریخ: ۱۸ دیماه
69- نام کودک: سام صحبتزاده
محل کشته شدن: شهرکقدس، تهران
تاریخ: ۱۸ دیماه
70- نام کودک: امیرحسین حضرتی
محل کشته شدن: تهران
تاریخ: __دیماه
71- نام کودک: امیرحسین دونلو
محل کشته شدن: آزادشهر، گلستان
تاریخ: ۱۸ دیماه
72- نام کودک: امیرعلی قنبرزاده
• محل کشته شدن: تهران
• تاریخ: __دیماه
73- نام کودک: آروین سالمیراد
محل کشته شدن: بوشهر
تاریخ: ۱۸ دیماه
74- نام کودک: مهدی ضیایی
محل کشته شدن: بندرعباس
تاریخ: __دیماه
75- نام کودک: نیما عباسییزدی
محل کشته شدن: قزوین
تاریخ: __دیماه
76- نام کودک: بنیامین علیزاده
محل کشته شدن: رشت
تاریخ: ۱۸ دیماه
77- نام کودک: رضا غیاثی
محل کشته شدن: مشهد
تاریخ: ۱۸ دیماه
78- نام کودک: متین عباسی
محل کشته شدن: صباشهر، شهریار
تاریخ: ۱۹ دیماه
79- نام کودک: کامران علیزاده
محل کشته شدن: مشهد
تاریخ: ۱۹ دیماه ۱۴۰۴
80- نام کودک: علی آرمند
محل کشته شدن: شاهینشهر
تاریخ: ۱۹ دیماه ۱۴۰۴
81- نام کودک: سهند ناصری کتکی
محل کشته شدن: کرج
تاریخ: ۱۸ دیماه ۱۴۰۴
82- نام کودک: مسیح شاهوردی
محل کشته شدن: اصفهان
تاریخ: __دیماه ۱۴۰۴
83- نام کودک: امیرحسین مرادی
محل کشته شدن: مشهد
تاریخ: ۱۹ دیماه ۱۴۰۴
84- نام کودک: نازنین اسمیخانی
محل کشته شدن: حصار خروان، البرز
تاریخ: ۱۸ دیماه ۱۴۰۴
85- نام کودک: ابوالفضل نوروزی
محل کشته شدن: مشهد
تاریخ: ۱۸ دیماه ۱۴۰۴
86- نام کودک: معیار کاکازاده
محل کشته شدن: پرند، تهران
تاریخ: ۱۸ دیماه ۱۴۰۴
87- نام کودک: سودا اکرمیفر
محل کشته شدن: تهران
تاریخ: __ دیماه ۱۴۰۴
88- نام کودک: هێمن محمدی
محل کشته شدن: تهران
تاریخ: __ دیماه ۱۴۰۴
89- نام کودک: محمدحسین ساریخانی
محل کشته شدن: قزوین
تاریخ: __ دیماه ۱۴۰۴
90- نام کودک: ایمان فرعی
محل کشته شدن: اراک
تاریخ: ۱۸ دیماه ۱۴۰۴
91- نام کودک: مسیح بیگدلی
محل کشته شدن: اصفهان
تاریخ: __ دیماه ۱۴۰۴
92- نام کودک: غزل جانقربان
محل کشته شدن: اصفهان
تاریخ: ۱۹ دیماه ۱۴۰۴
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ضمن ابراز تأسف عمیق و همدردی با خانوادههای داغدار، خواستار پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی تمامی بازداشتشدگان است.
توجه: شورا اسامی این کودکان را بر اساس اخبار منتشرشده در شبکههای قابل اعتماد و منابع معتبر منتشر میکند. اگر اطلاعاتی موثقی دارید، لطفاً با ما به اشتراک بگذارید تا گزارشها دقیقتر و مستندتر شوند.
(برای مشاهده تصاویربه کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران مراجعه شود)
*قتل کارگراداره برق قائمشهر حین کاربراثرشلیک مستقیم نیروهای سرکوب دستگاه جنایتکاررهبری
یک کارگر شرکت توزیع برق شهرستان قائم شهر،استان مازندران بنام بهرام محمدی حین کار محافظت از تاسیسات برق این شهربراثرشلیک مستقیم نیروهای سرکوب دستگاه جنایتکاررهبری به قتل رسید.
*قتل یک کارگرپاکبان شهرداری رشت حین کاربراثرشلیک مستقیم نیروهای سرکوب دستگاه جنایتکاررهبری
جمعه شب (19 ی)،یک کارگرپاکبان شهرداری رشت حسین یوسف پوربا 16 سال سابقه کاری حین کارنظافت شهری براثرشلیک مستقیم نیروهای سرکوب دستگاه جنایتکاررهبری به قتل رسید.
*جان اویی را گرفتند که میخواست جانها نجات دهد
#پارسا_صفار، دانشجوی ترم ۵ پزشکی #دانشگاه_علومپزشکی_مشهد بود که در تاریخ ۲۰ دی ماه ۱۴۰۴ به دست جمهوری اسلامی کشته شد. او در مشهد هدف شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان باخت. درخصوص قتل او و مراسم خاکسپاریاش، تاکنون اطلاعات بیشتری مخابره نشده است.
پارسا همزمان با تحصیل در دانشگاه، به عنوان معلم مدرسه کار میکرد و دانشجو-معلم بود. از دانشجویان فعال کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود. کمیته کشوری تحقیقات و فناوری دانشجویی وزارت بهداشت، چندی پیش در بیانیه (https://t.me/sram_mums/2373)ای، کشتهشدن پارسا صفار و هزاران شهروند دیگر را محکوم کرده بود.
او عاشق بازیکردن شطرنج بود و در تورنمنتهای این ورزش شرکت میکرد. به ایرانگردی و طبیعتگردی علاقه زیادی داشت و عکسهای مربوط به سفرهای او در حساب ایکس (https://x.com/parsa_saffar?s=21) او قابل مشاهدهاند. او فردی پرانرژی و شاداب بود و خاطرهی خندههایش را نخواهند توانست با شلیک گلولههایشان، از یادمان بکاهند.
برگرفته ازکانال دانشگاه تهران – دانشجو
*روبینا امینیان؛ لبخندی به نفس زندگی که با شلیک گلولهها محو نخواهد شد
#روبینا_امینیان دانشجوی کورد ۲۳ ساله طراحی و لباس #دانشگاه_فنی_شریعتی تهران بود. روبینا اهل نودشه در نزدیکی شهر پاوه، روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در منطقه خانیآباد نوشهر تهران با شلیک مستقیم و از فاصله نزدیک به پشت سر توسط ماموران به قتل رسید.
روبینا آرزو داشت در میلان ایتالیا طراحی مد و لباس را ادامه دهد. صفحه اینستاگرام (https://www.instagram.com/romenolita?igsh=eWZyZHRnd3JjY21z) او پر است از ویدیوهای شادی و سرور با لباس کوردی. به گفته هلاله نوری، خاله روبینا، او سرشار از شور زندگی و امید «به آینده» بود.
خانواده روبینا از کرمانشاه به تهران میآیند و تن بیجانش را در سردخانه پزشکی قانونی میان تلی از اجساد مییابند و از ترس باجخواهی ماموران، پیکرش را از تهران خارج میکنند. درنهایت اما پیکر این عزیز وطن در جایی میان کرمانشاه و کامیاران در استان کردستان بدون حضور مردم داغدار به خاک بسپرند، و تاکنون اجازه برگزاری هیچ مراسم ترحیمی به خانواده داده نشده است.
برگرفته ازکانال دانشگاه تهران – دانشجو
*دانشجویان متحد:
1- پریا قلاوند، به قتل رسید
بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، جاویدنام پریا قلاوند، دانشجوی ۲۳ ساله اهل اندیمشک، جمعه ۱۹ دی در پرند با شلیک تکتیراندازهای سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته شد.
2- افشین اسفندیاری به قتل رسید
بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، جاویدنام افشین اسفندیاری، دانشجوی سال آخر رشته معماری دانشگاه فردیس کرج، روز ۱۸ دیماه با اصابت گلوله به ناحیه گردن جان خود را از دست داد. او متولد یکم بهمن و ۲۴ ساله بود.
افشین از علاقهمندان به کوهنوردی بود و در کنار تحصیل، بهطور فعال این ورزش را دنبال میکرد.
3- با شما هیچ حرفی نداریم الا نه!
بنا بر گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، در تجمع و دادخواهی دانشجویان دانشگاه تهران در روز گذشته نسبت به سنگاندازی مسئولین دانشگاه در عدم برگزاری مراسم سوگواری آیدا حیدری، دانشجوی علومپزشکی، دانشجویان سوگوار بعد حضور دکتر پورغریب، معاون دانشجویی دانشگاه علومپزشکی تهران، با ترک محل تحصن از ادامه سخنرانی وی ممانعت کردند.
4- خطر صدور حکم اعدام برای امین پورفرهنگ
امین پورفرهنگ، دانشجوی داروسازی دانشگاه علومپزشکی مشهد، که در جریان اعتراضات در شهرستان شیروان بازداشت شده بود، با اتهام «محاربه» و خطر صدور حکم اعدام مواجه شده است.
گفته میشود امین پورفرهنگ دانشجوی کارشناسی ورودی ۱۳۹۰ رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف بوده و اکنون دانشجوی دانشگاه علومپزشکی مشهد است.
5- بازداشت دبیر مجمع دانشجویان پلیتکنیک تهران
بنا بر گزارش کانال مجمع دانشجویان پلیتکنیک، امیررضا دستورانی، دانشجوی کارشناسی رشتهٔ فیزیک و انرژی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، امروز ۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت شد.
در حال حاضر از نهاد بازداشت کننده و محل نگهداری وی اطلاعاتی موجود نمیباشد. همچنین تمامی لوازم الکترونیکی وی از جمله موبایل و لپتاپ توسط مأمورین ضبط شده است.
*استفاده سرکوبگران از مدارس
عکسی از مدرسه امامعلی اراک در دوران اعتراضات منتشر شده که نشان می دهد که مقامات از مدارس به عنوان پایگاه سرکوب معترضان استفاده می کنند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
*اعتراض زنان فروشنده آنلاین نسبت به نابودشان کسب و کارشان
روزچهارشنبه 24 دی، زنان فروشنده آنلاین اعتراضشان را نسبت به نابودشان کسب و کارشان ابرازکردند.
یکی از این زنان معترض به خبرنگاررسانه ای گفت: کار من فروش البسه زنان از طریق کانالهای فضای مجازیست؛ اکنون روزهاست که ارتباطم با مشتریانم قطع شده و ریالی درآمد نداشتهام.
او ادامه داد: کار ما کارمزدیست؛ نه بیمه داریم و نه حمایت اجتماعی؛ من با فروش در فضای مجازی زندگیام را میگردانم؛ حالا با شرایط موجود، چه باید بکنم؟
این زن کارگر اضافه کرد:چندین روز است که یک ریال درآمد نداشتهام آنهم در حالیکه هزینههای زندگی به شدت افزایش یافته؛ جیبمان خالیست و نمیدانیم چه کنیم....
این زنان که نگران گذران امور ساده زندگی خود هستند؛ میگویند: کسب و کارهای آنلاین، بسیار شکننده است و با قطعی اینترنت، خانوادههای بسیاری منبع درآمد خود را از دست میدهند؛ بسیاری از سرپرستان این خانوادهها، زن هستند و راه دیگری برای امرار معاش پیش پای خود نمیبینند.
*سایه شوم اخراج و بیکاری روی سر 10 میلیون شاغل کسبوکارهای اینترنتی
بسیاری از کارکنان شاغل در شرکتهای اینترنتی و شاغلان کسب و کارهای مجازی در معرض خطر اخراج، تعطیلی و بیکاری قرار دارند.
پس از قطع سراسری اینترنت در جریان اعتراضات، بسیاری از کسب و کارهای اینترنتی کشور که موجبات اشتغال میلیونها نفر را در بخش خدماتی اقتصاد ایران فراهم کردهاند، با مشکل مواجه شدند. در هفتههای گذشته برخی نمایندگان صنفی کسب و کارهای اینترنتی اعلام کردند که زیان و عدم النفع بسته بودن فضای بینالمللی اینترنت برای مجموعههای فعال در این حوزه روزانه 400 تا 600 میلیارد تومان ارزیابی میشود.
*سایه شوم اخراج وبیکاری بالای سر کارگران پاساژهای چارسو، علاالدین و..
نیروی کاری که در دوران رونق، سهمی از سود فراوان بازار مکاره نداشتند، امروز در شرایط بحران نیز تحت انواع فشارها قرار دارند. گویا ضرب المثل «خوردن همزمان چوب و پیاز» درباره این بخش از نیروی کار جوان جامعه ایران، امروز به درستی صدق میکند!
برپایه گزارش رسانه ای شده، اعتراضات دی ماه سال 1404 قبل از رسیدن به بازار بزرگ تهران، با اعتصاب و تجمع در بازارهای موبایل پایتخت آغاز شد. ناتوانی اداره کسبوکارها و افت شدید فروش به دلیل افزایش ناگهانی نرخ ارز، از اصلیترین دلایل شروع اعتراضات کاسبان و کارگرانِ پاساژهای بزرگ فروش موبایل در مرکز تهران بود.
بعد از چند روز، تجمع و اعتصاب در بازارهای موبایل تهران اندکاندک فرونشست اما نارضایتیها به آخر نرسید....
آن زمان یک هفتهی کامل کار تعطیل بود اما بعد از گذشت چند هفته، رکود و بحران در بازار موبایل و واحدهای تجاری این محدوده، کماکان برقرار است.
به همین بهانه، در یکی از روزهای سرد ابتدای بهمنماه و پس از گذشت چند هفته از اعتراضات، به این مراکز تجاری مانند پاساژ چارسو، علاالدین و.. در منطقه زیر پل حافظ رفتیم تا وضعیت کسب و کار را از زبانِ کارکنان و شاگردان این واحدهای تجاری جویا شویم.
مردم آن منطقه میگویند: اعتراضات از سوی کارگران، شاگردان و کارمندان واحدهای تجاری و نمایندگیهای فروش شرکتهای توزیعکننده تلفن همراه آغاز شده و صاحبان و مالکان واحدها نقش کمتری در شروع اعتراضات داشتند؛ اما اکنون سایه ترس از اخراج در شرایط بحران اقتصادی و فشار کارفرمایان، دقیقاً بر سر همان معترضان، سنگینی میکند.
صحبت نمیکنیم!
زمانی که وارد پاساژهای فروش تلفن همراه و تجهیزات موبایل شدیم، با صحنههای عجیب و متفاوتی مواجه شدیم. پاساژهایی که همواره در بدترین شرایط اقتصادی، مملو از جمعیت خریدار بود، اکنون به قدری خلوت و خالی از جمعیت است که تعداد مغازهداران، شاگردان و کارمندان شرکتهای فروش، از مشتریان بیشتر است!
بسیاری از کاسبها، ساکت و بیصدا در گوشهای نشستهاند. برخی درب واحدهای خود را تا نیمه بستهاند و در مقابل مغازهها با همکاران خود، در مورد افق اقتصادی پیش رو و وضعیت کسبوکار صحبت میکنند؛ اما اغلب همین افراد وقتی با تقاضای مصاحبه و گفتگو از طرف یک رسانه مواجه میشوند، چند ثانیه نگاهمان میکنند و در نهایت یک پاسخ منفی و گاه تند و کوتاه میدهند: «صحبت نمیکنیم!»
بهنظر میرسید علت عمده این سکوت، بیاعتمادی به رسانهها در شرایط قطعی اینترنت و فضای حاکم پس از اعتراضات است.
«علی» کارمند فروشنده یک نمایندگی شرکت واردکننده تلفن همراه خارجی که با زحمت حاضر به صحبت با ما میشود، پس از اندکی سکوت میگوید: فضای بدی حاکم شده! من یک کارمندم و از بسیاری از مشکلات بازار موبایل خبر ندارم. از وضعیت بقیه واحدها هم چندان اطلاعی ندارم، اما پس از اعتراضات و بازگشایی بازار، بسیاری از همکاران از اخراج و تعدیل نیرو میترسند.
این شاغل طبقه دوم پاساژ موبایل چارسو میافزاید: البته الان هم از برخی واحدهای همسایه شنیدهام که نیرو اخراج کردهاند؛ ولی در کل هنوز تعدیل نیروی وسیع رخ نداده… با این روند بازار، احتمالاً عذر بسیاری از همکاران ما در ماه آینده یا قبل از عید خواسته میشود.
«میلاد» همکار او در همان واحد میگوید: بعد اعتراضات فروش کم شده و شاید کمتر از نصف روزهای قبل از دی ماه مشتری داریم. این رکود اثرش را بعداً میگذارد. الان ظاهراً شرایط آرام است ولی گرانی دلار ادامه دارد. وضع کارمندهای واحدهای نمایندگی اندکی بهتر است و بیشتر نیروها بیمه هستند. اما واحدها و مغازههای مستقل اغلب از شاگردانی استفاده میکنند که بیمه نیستند و امنیت شغلی هم ندارند.
او ادامه میدهد: بسیاری از شاگردان واحدهای تجاری بعد چندماه کارآموزی، اخراج میشوند و آنهایی که میمانند حقوق 15 میلیون تومانی دریافت میکنند. اما در برخی واحدهای بزرگ که کارمند دارند، برخی حقوقها تا بیش از 30 میلیون هم میرسد. میانگین سنی اغلب جوانانی که اینجا کار میکنند بین 18 تا 25 سال است. افراد بالای 30 سال معمولا وقتی کار را یاد میگیرند و سرمایهای از خود و خانواده و یا با وام جور میکنند، خودشان مغازه اجاره میکنند تا استثمار نشوند!
«حمید» شاگرد مغازه کوچکی در طبقه اول پاساژ چارسو میگوید: مغازهها عمدتاً تعدیل نیرو نداشتند، ولی فروش حدود یک سوم شده…درباره وضعیت حقوقی و اخراج در مغازههای دیگر خبری ندارم. فعلاً برخی صاحبان واحدها در برابر اخراج کردن شاگردان مغازهها و نیروهای خودشان مقاومت میکنند تا کسی را از نان خوردن نیندازند. اما معلوم نیست این وضعیت چقدر ادامه داشته باشد.
شواهد نشان میداد، خطر اخراج در این شرایط جدی است. یک خانم جوان کارمند نمایندگی یک شرکت موبایل بزرگ چینی که به معرفی گوشیهای میانرده مشغول بود، در پاسخ به سوالات اقتصادی ما که حساسیت خاصی نداشت، گفت: بعد از این شرایط (که احتمالاً منظورش اعتراضات بازار بود) نمیتوانم صحبت کنم، چون کارفرما احتمالاً عصبانی میشود. فقط میگویم که وضعیت خیلی خراب است…
یک مرد مسن شاغل در بخش خدمات چارسو نیز که به سرعت در حال کار است، گفت: نیروهای خدماتی چارسو در این شرایط حدود 40 نفر هستند. بیشتر به صورت 24-12خدمت میکنند. یعنی یک روز کامل کار میکنند و فردای آن روز از شب کار آنها شروع میشود. نصف بیشتر نیروهای خدماتی افراد سن بالایی هستند که سابقه بیمه کامل ندارند و میخواهند سابقه خود را کامل کنند. عمده نیروهای ما حدود 20 میلیون تومان حقوق میگیرند و باوجود کارهای سختی که دارند، امکان استراحت ندارند.
پاساژها البته از کودک کار نیز خالی نیست. برخی کودکان کار برای واحدهای تجاری بهعنوان پیک غذا میآوردند. در هنگام خروج از چارسو با صحنه دیگری مواجه شدیم. نوجوانی که مدعی بود 13سال دارد و به نظر نمیرسید به این سن هم رسیده باشد، نزدیک درب ورودی اصلی پاساژ، با ما صحبت کرد.
او روزانه 4 ساعت نزدیک پاساژها تبلیغات رستوران پخش میکند و میگوید: پس از پایان کار پخش تبلیغات، از ساعت 11 ظهر تا 11شب در سالن یک رستوران کار میکند و سر جمع با پخش تبلیغات، 15 میلیون تومان حقوق میگیرد.
این کودک کار تاکید داشت که مدتی است ترک تحصیل کرده است.....
چراغ «علاءالدین»؛ همچنان کمسو!
در ادامه وارد پاساژ معروف علاءالدین میشویم، جایی که اعتراضات از آنجا شروع شده است. وضعیت با قبل دیماه کاملاً متفاوت است و رکود در بازار کاملاً مشهود است. طبقات دوم و سوم تا ششم این پاساژ که همواره مملو از جمعیت بود و افراد برای خرید میآمدند، این روزها به راهروهایی بسیار خلوت بدل شده است.
در ابتدای ورود، تغییر حس و حال افراد مشهود است. وقتی از یک نگهبان و دو شاگرد مغازه در گپی دوستانه و بدون معرفی خود به عنوان خبرنگار، از اوضاع پرسیدیم و سوال کردیم «چرا بازار هنوز راکد است؟» پاسخ دادند که «نمیدانیم!» این درحالی است که هم ما و هم آنها دلایل رکود را میدانستیم!
شاگردانِ واحدهای تجاری در نبود صاحبان مغازه که معمولاً واحد را اجاره داده و به نیروهای خود میسپارند، اغلب بیرون مغازه ایستاده و منتظر مشتری بودند. بیکاری تعداد زیادی از کارمندان و شاگردان نمایندگیها و واحدهای تجاری، گرد نگرانی را در فضا پراکنده است؛ برخی از عدم وجود هرگونه امنیت شغلی در این شرایط میگویند.
موضوع قابل توجهی که سه طبقه بالایی علاءالدین را متفاوت از گذشته نشان میدهد، نبود پلاکاردها و کاغذهای بزرگی است که پیش از این همیشه روی ویترین یا دیوار اغلب واحدها، به چشم میخورد: «تک فروشی نداریم»، «فقط عمده فروشی» و…
حالا اغلب واحدهایی که سابقاً تجهیزات تلفن همراه، قطعات، اکسسوری و شارژر و قاب و گلس را به صورت عمده میفروختند، این کاغذها و پلاکاردها را برداشتهاند؛ اتفاقی که به نظر میرسد ناشی از التهاب در بازار موبایل باشد!
یک شاگرد مغازه به نام «حسین» در طبقه دوم علاءالدین میگوید: قطعی اینترنت خیلی به ما فشار میآورد. خودمان هم در مغازه به دلیل نبود اینترنت مشکل داریم. این قطعی روی فروش تاثیر میگذارد. در شرایط رکود بازار، خرده سرگرمی ما کار با اینترنت بود که آن را هم گرفتند!
«پدرام» شاگرد یک مغازه در علاءالدین بعد از اینکه در ابتدا به دلیل دستگیر شدن دوستش در یکی از مغازههای این مجتمع، نسبت به مصاحبه بیعلاقگی نشان میدهد، با اصرار بیشتر ما سر حرف را باز کرد و گفت: من این ماه حقوق نگرفتم و صاحب مغازه گفته که احتمالا تا نیمه بهمن خبری از حقوق نیست چون واحد فروش ما یک هفته کار نکرده و الان هم کسب و کار خوابیده!
او که میگوید چندسال است که بیمه نشده و اضافه میکند: همکار من که پسری 19ساله و کارآموز بود و از طریق آشنای صاحب مغازه معرفی شده بود، یعنی پارتی داشت، عذرش را خواستند.
سرنوشت نامشخص هزاران شغل…
به نظر میرسد باتوجه به تعداد زیاد پاساژهای تجاری فروش موبایل در منطقه تقاطع حافظ و جمهوری، هزاران نفر در این منطقه اشتغال داشته باشند که باتوجه به شرایط حقوقی نیروی کار، امنیت شغلی آنها در هالهای از ابهام است؛ وضعیت بازار پس از اعتراضات و پس از حذف ارز ترجیحی، البته بهانهها را برای اخراجها تقویت کرده است.
آنچه روشن است، این واقعیت تلخ است که شاگردان، کارمندان و نیروهای کار فعال واحدهای تجاری این محدوده که با دغدغه اقتصادی وارد اعتراضات هفته اول دیماه امسال شدند، امروز وضعیت حقوقی و امنیت شغلی خود را در معرض خطر میبینند و چاقوی اخراج بالای سر آنها جولان میدهد. نیروی کاری که در دوران رونق، سهمی از سود فراوان بازار مکاره نداشتند، امروز در شرایط بحران نیز تحت انواع فشارها قرار دارند. گویا ضرب المثل «خوردن همزمان چوب و پیاز» درباره این بخش از نیروی کار جوان جامعه ایران، امروز به درستی صدق میکند!
*اعتراض کارگران کارخانه کیش چوب نسبت به عدم پرداخت 4 ماه حقوق
کارگران کارخانه کیش چوب واقع در استان هرمزگان اعتراضشان را نسبت به عدم پرداخت 4 ماه حقوق،ابرازکردند.
آنها به خبرنگاررسانه ای گفتند: حدود 120 کارگر در مجموعه کیش چوب که در دو بخش مجزا صنایع چوبی ساختمان و مبلمانسازی مشغول به کار هستند که از مهرماه سال جاری حقوقی دریافت نکردهاند.
این کارگران که هر ماه مطالبات خود را با تاخیر 3 تا 4 ماهه دریافت میکنند،ادامه دادند: در تامین هزینههای اولیه زندگی درماندهایم.
آنهاافزودند: درحالیکه هر چند ماه یکبار بخشی از مطالباتمان پرداخت میشود، نمیتوانیم معاش خانوادههایمان را تامین کنیم و گرانی امانمان را بریده است.
*تورم مواد خوراکی 90 درصد
نرخ تورم نقطه به نقطه دی ماه 60 درصد
بنابه گزارش رسانه ای شده،طبق اطلاعات مرکز آمار ایران، در دی ماه 1404 نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به 6/44 درصد رسیده که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل، 4/2 واحد درصد افزایش یافته است.
در دی ماه شاخص قیمت مصرف کننده خانوارهای کشور به عدد 4/469 رسیده است که نسبت به ماه قبل، 9/7 درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل، 60 درصد افزایش و در دوازده ماهه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل، 6/44 درصد افزایش داشته است.
تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور
منظور از تورم نقطه به نقطه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت نسبت به ماه مشابه سال قبل است. در دی ماه تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، 60 درصد بوده است؛ یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین، 60 درصد بیشتر از دی ماه 1403 برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کردهاند. تورم نقطه به نقطه دی ماه 1404 در مقایسه با ماه قبل، 4/7 واحد درصد افزایش داشته است.
تورم ماهانه خانوارهای کشور
منظور از تورم ماهانه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت، نسبت به ماه قبل است. در دی ماه تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر 9/7 درصد بوده است. تورم ماهانه برای گروههای عمده «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات»، 7/13 درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، 4/4 درصد بوده است.
نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور
منظور از نرخ تورم سالانه، درصد تغییر میانگین اعداد شاخص قیمت در یک سال منتهی به ماه جاری، نسبت به دوره مشابه قبل از آن است. در دی ماه نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به 6/44 درصد رسیده که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل، 4/2 واحد درصد افزایش یافته است.
درصد تغییرات شاخص قیمت در دهکهای هزینهای کل کشور در دی ماه 1404
نرخ تورم سالانه کشور در دی ماه برابر 6/44 درصد است که دامنه تغییرات آن برای دهکهای مختلف هزینهای از 5/43 درصد برای دهک دهم، تا 8/46 درصد برای دهک دوم است. بر این اساس فاصله تورمی دهکها در این ماه به 3/3 واحد درصد رسید که نسبت به ماه قبل (5/2واحد درصد) 8/0واحد درصد افزایش داشته است.
دادههای تورمی به تفکیک اقلام و کالاها به شرح زیر است:
*گزارش شورای صنفی کل دانشگاه تهران درخصوص وضعیت امتحانات و خوابگاههای دانشجویان
بدینوسیله اعلام میشود که شورای صنفی کل دانشگاه تهران، از همان ابتدای اعلام تصمیمات دانشگاه، طی تماسها، مکاتبات و پیگیریهای مکرر، صراحتا هشدار داده است که خوابگاه دانشجویی از حقوق اولیه و غیرقابلچشمپوشی دانشجویان است و همچنین زیرساختهای موجود دانشگاه، بههیچوجه پاسخگوی برگزاری امتحانات آنلاین نیست.
حتی با چشمپوشی از وضعیت روحی روانی دانشجویان داغدار و عدم دسترسی به منابع آموزشی، که خود بهتنهایی برای توقف برگزاری امتحانات کافی است؛ اکنون و در حالیکه دومین روز از امتحانات کارشناسی سپری میشود، شورای صنفی همچنان در حال دریافت گزارشهای مکرر از قطعی سامانه ایلِرن، اختلالهای فنی گسترده، و رفتارهای ناعادلانه برخی اساتید در برگزاری امتحانات فاقد حداقل استانداردهای آموزشی است.
لیک آنکه دانشجویان تحصیلات تکمیلی هم در دردسترسی به منابع درسی و علمی شرایط متفاوتی از کارشناسی ندارند و امتحانات این مقطعهم بدون تعویق، به صورت حضوری درحال برگزاری است.
اینها در حالی است که در پاسخ، دانشگاه بهجای پذیرش مسئولیت با بهانه آوردن از شرایط موجود در تمامی سطوح مدیریتی از مسئولیت شانه خالی کرده و گویی فقط به نظاره نشستهاند.
شورای صنفی کل دانشگاه تهران هشدار میدهد که ادامه امتحانات با این روند، جز به مردودی گسترده دانشجویان، افزایش سنوات درخواستی و پایین آمدن کیفیت و رتبه علمی دانشگاه، عاید دیگری نخواهد داشت.
همچنین، تاکید میشود که با توجه به وضعیت موجود و فقدان زیرساختهای لازم، مجازیسازی ترم آتی، علاوه بر تبعات آموزشی غیرقابلانکار، ناقض حقوق آموزشی و رفاهی دانشجویان بوده و مسئولیت پیامدهای آن متوجه دانشگاه خواهد بود.
روابط عمومی شورای صنفی کل دانشگاه تهران
*مخالفت مجدد اطلاعات سپاه با صدور قرار وثیقه برای عبدالله رضایی
در حالی که در روزهای شنبه ۴ بهمن و سهشنبه ۷ بهمنماه، دادستانی با صدور قرار وثیقه برای آزادی عبدالله رضایی، فعال صنفی معلمان کرمانشاه، موافقت کرده بود و خانواده او برای تودیع وثیقه به دادگاه مراجعه کرده بودند، در پی مخالفت ضابط قضاییِ اطلاعات سپاه کرمانشاه، قرار وثیقه لغو و قرار بازداشت وی مجدداً تمدید شد.
اگرچه استقلال تصمیمات قضایی در سالهای اخیر همواره با ابهام و تردید همراه بوده است، اما در پروندههای سیاسی و امنیتی، میزان این مداخلات بهگونهای است که عملاً نهادهای امنیتی نقش تعیینکننده در تصمیمگیریها ایفا میکنند، نه قوه قضاییه؛ روندی که با اصول دادرسی عادلانه و الزامات قانونی در تعارض آشکار قرار دارد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن اعلام حمایت از عبدالله رضایی، بر ضرورت آزادی فوری و بیقید و شرط او و سایر فعالان صنفی بازداشتشده تأکید کرده و خواستار پایان دادن به برخوردهای امنیتی با مطالبات صنفی و فعالیتهای مدنی معلمان شده است.
*احضار و ضبط وسایل ارتباطی رضا بیات، فعال صنفی معلمان کرمانشاه
در روزهای گذشته، نیروهای امنیتی با یورش به منزل رضا بیات، فعال صنفی معلمان در کرمانشاه، تلفن همراه و سایر وسایل ارتباطی او را ضبط کرده و با ابلاغ احضاریهای، وی را به یکی از نهادهای امنیتی احضار کردهاند.
این اقدام در ادامه سیاست سرکوب سازمانیافته و همزمان با قطعی گسترده اینترنت صورت گرفته است؛ شرایطی که نیروهای امنیتی با یورش به منازل هزاران شهروند، موجی از بازداشتها و پروندهسازیهای امنیتی را به راه انداختهاند تا با ایجاد رعب و وحشت، اراده حاکمیت را بهصورت اجباری بر جامعه تحمیل کنند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
*بازداشت محمدحسن داودی برای اجرای حکم حبس در میاندوآب
#محمد_حسن_داودی، معلم بازنشسته و فعال سیاسی، صبح امروز سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ با یورش نیروهای امنیتی به منزلش در میاندوآب بازداشت و برای اجرای حکم حبس به زندان منتقل شد.
بر اساس گزارشها، این بازداشت در چارچوب اجرای محکومیتی صورت گرفته که پیشتر از سوی دادگاههای کیفری ۲ و انقلاب شهرستان میاندوآب، استان آذربایجان غربی، علیه او صادر شده بود. داودی به اتهامهایی از جمله «عضویت در گروهک منحله نهضت آزادی» و «تبلیغ علیه نظام» مجموعاً به سه سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران پیشتر نیز با اعلام حمایت از معلم بازنشسته آقای محمدحسن داودی خواهان آزادی فوری ایشان و مختومه شدن پروندههای فعالان صنفی و مدنی، و آزادی بی قید و شرط همهی معلمان زندانی است.
*آخرین خبر از رضا مسلمی، فعال صنفی معلمان همدان
در ادامهی موج سرکوب سازمانیافته و دستگیریهای گستردهی فعالان صنفی و مدنی در سراسر کشور، غروب روز ۱۹ دیماه مأموران امنیتی با یورش به منزل رضا مسلمی، اقدام به توقیف تلفنهای همراه تمامی اعضای خانواده کرده و این فعال صنفی را بهصورت غیرقانونی بازداشت کردند.
رضا مسلمی پس از بازداشت، به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شد و پس از ۱۲ روز بازجویی و نگهداری در شرایط نامعلوم، به زندان الوند همدان انتقال یافته است.
برای این معلم و فعال صنفی، قرار بازداشت یکماهه صادر شده است؛ اقدامی که بار دیگر نشان میدهد فعالیت صنفی و مطالبهگری معلمان، از نگاه نهادهای امنیتی جرم تلقی میشود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
*مرگ ومصدومیت 11 کارگر کارخانه آرین فولاد بوئین زهرا براثرنقص فنی سرویس رفت و آمد
روز جمعه 19 دی،براثر سیستم گرمایشی غیر استاندارد سرویس رفت و آمد کارگران کارخانه آرین فولاد واقع در شهرستان بوئین زهرا دچار حادثه شد ویک کارگر جان خودرا ازدست داد و10 کارگردیگرمصدوم شدند.
*جان باختن یک کارگرجوان حین کار درقزوین براثرغرق شدن در استخر ذخیره آب کشاورزی
روزدوشنبه 29 دی، یک کارگر30 ساله حین کار در محدوده روستای بیدستان قزوین براثرغرق شدن در استخر ذخیره آب کشاورزی جان باخت.
*جان باختن 2معلم در آذربایجان غربی بر اثر گازگرفتگی
شنبه شب(4 بهمن)،2 معلم شهرستان چایپاره استان آذربایجان غربی بنام های فردین شیر بیگاهل شهرستان بوکان و امیر رضا حاتمی اهل شهرستان نقده با یک سال سابقه کار، در زمان استراحت در یک اتاق دربسته بر اثر تنفس گاز منواکسید کربن دچار گاز گرفتگی شدند وجان خودرا ازدست دادند.
*جان باختن یک کارگر جوشکار و یک راننده در در شاهین دژبراثر انفجار لاستیک کامیون
روز یکشنبه 5 بهمن، براثر انفجارلاستیک یک دستگاه کامیون حین جوشکاری رینگ در یک کارگاه جوشکاری در شاهین دژ،استان آذربایجان غربی یک کارگرجوشکار 34 ساله و یک راننده کامیون 50 ساله جان باختند.
*جان باختن یک کارگرجوان در زنجان بر اثر سقوط به چاهک آسانسور
یک کارگر 25 ساله حین کاردریک مجتمع ساختمانی واقع در شهرک کارمندان زنجان بر اثر سقوط از ارتفاع طبقه سوم و برخورد با کف چاهک آسانسور جان خود را از دست داد.