جنبش، همگانیشدن و مسئله جانشین
تأملی بر آزادی، استقلال و مسئولیت تاریخی ملت ایران
پرسش از چرایی همگانی نشدن جنبشهای اعتراضی اخیر در ایران، پرسشی صرفاً سیاسی یا تاکتیکی نیست. این پرسش، در عمق خود، تاریخی و فلسفی است؛ پرسشی درباره نسبت ملت با قدرت، درباره تفاوت میان مقاومت صرف در برابر ستم و توانایی ساختن نظمی عادلانه پس از فروپاشی استبداد، و همچنین دربارهی این که چه کسی میتواند و حق دارد امروز آینده ایران را نمایندگی کند.
برای فهم این مسئله، بازگشت به حافظه تاریخی و فرهنگی ایران ضروری است، نه از سر نوستالژی، بلکه از سر نیاز به درک و تحلیل.
فردوسی در داستان ضحاک، سازوکار فروپاشی سیاسی را با دقتی شگفتآور ترسیم میکند: زمانی که جمشید در شیفتگی قدرت، خویشتن را فراموش میکند، مشروعیت اخلاقی خود را از دست میدهد. اما فاجعه تنها محصول خطای او نیست؛ بخشی از جامعه نیز در خطا شریک است، کسانی که گمان میکردند رهایی از ستم از مسیر تکیه به بیگانه میگذرد. در چنین وضعی، آزادی به نفی صرف ظلم تقلیل مییابد و استقلال — یعنی حق انحصاری ملت در تعیین سرنوشت خود و میهن — از افق اندیشه محو میشود. نتیجه، نه رهایی، بلکه استقرار استبدادی سنگینتر است، تا آنکه کاوه، نه بهمثابه منجی، بلکه بهمثابه صدای وجدان جمعی، برمیخیزد.
این الگو، بهطرزی نگرانکننده، در تاریخ معاصر ایران نیز تکرار شده است. سالها پیش از سرکوبهای امروز، گروههایی از حامیان استبداد پهلوی، خواستار مداخلهی نظامی خارجی برای «تغییر نظام» بودند. آنان تحریمهای اقتصادی را، با علم به اینکه قربانی اصلی آن مردم ایران هستند نه حاکمان، تشویق کردند و گمان میبردند که فقر به تنهایی مردم را به شورش واداشته و قدرت را تغییر میدهد. این همان خطایی است که هانا آرنت آن را جایگزینی سیاست با ضرورت مینامد: جایی که رنج، بهجای آگاهی سیاسی مینشیند. در عمل، تحریمها جامعه را فرسوده و استبداد را کارآمدتر کردند؛ و حاکمان، به نام دور زدن تحریمها، شبکههای غارت را گسترش دادند.
در این بستر است که تمایز میان آزادی و استقلال اهمیت مییابد. آزادی، صرفاً رهایی از قیود نیست؛ بلکه حق مشارکت آگاهانه در تصمیمگیری جمعی است. استقلال، تنها نفی سلطهی خارجی نیست؛ بلکه حق انحصاری ملت برای تصمیمگیری مستقیم و بدون واسطه است. تجربهی تاریخی ایران نشان داده که آزادی بدون استقلال به وابستگی میانجامد و استقلال بدون آزادی به استبداد. این دو اصل، نه رقیب، که شرط امکان یکدیگرند.
یکی از دلایل اصلی همگانی نشدن جنبش امروز، گسست از همین فهم تاریخی است. جنبشی که خواستههای ایجابی خود را روشن نمیکند و تنها بر نفی وضع موجود تمرکز دارد، فاقد «تصویر آینده» است و بدون آن تصویر، امید شکننده و ناپایدار میشود. افزون بر این، وقتی سایهی ولایت فردی دیگر، با پیوندی آشکار به قدرتهای خارجی، بر سر جنبش سنگینی میکند، خاطره تاریخی ملت بیدار شده و بیاعتمادی گسترش مییابد. این بیاعتمادی زمانی عمیقتر میشود که برخی مدعیان رهایی، از همین حالا، به حذف نمادین یا آشکار دگراندیشان، باورها و سبک زندگی متفاوت میپردازند. تجربه نشان داده است که استبداد، غالباً پیش از تصاحب قدرت، در زبان و تخیل شکل میگیرد.
مسئلهی «نیروی جانشین» نیز دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند. حاکمان مستبد میخواهند القا کنند که فروپاشی آنها، ناگزیر، به بازگشت استبدادی پهلوی خواهد انجامید. همزمان، حمایت برخی دولتهای خارجی از چهرهها و جریانهای خاص، این نگرانی را تقویت میکند. با این همه، نیروی جانشین را نه حاکم مستبد تعیین میکند، نه قدرتهای خارجی، نه رهبران آنها؛ تنها مرجع مشروع، ملت ایران است. اما ملتی که هنوز باید به روشنی، مسئولانه و آگاهانه، خواستههای خود برای ایران پس از استبداد را بیان کند.
آلترناتیوی که پیشاپیش در کارگاه مهندسی قدرتهای داخلی و خارجی ساخته شود، استقلال را قربانی کرده و آزادی را به وعدهای معلق فرو میکاهد. چنین آلترناتیوی، نه راه حل بحران، که یکی از موانع اصلی همگانی شدن جنبش است.
تجربه انقلاب ایران نشان داده که مطالبه همزمان آزادی و استقلال، تلاش آگاهانهای بود برای بازپسگیری حق تصمیمگیری از هر دو شکل سلطه، داخلی و خارجی. اگر امروز استقلال از متن مطالبات کنار گذاشته شود، نه تنها جنبش همگانی نخواهد شد، بلکه استبداد دست بالا را حفظ خواهد کرد و نیروهای وابسته مجال کنشگری خواهند یافت.
در نهایت، مسئولیت تاریخی بر دوش جامعه است:
بازگرداندن استقلال به متن مطالبات سیاسی،
تبدیل آزادی از شعار به برنامه عملی،
و پرهیز آگاهانه از خشونت، چرا که خشونت، حتی اگر قدرت را فرسوده کند، هرگز آزادی نمیآفریند.
مبارزه با استبداد، اگر به بازتولید منطق حذف، قیم مآبی و انتقام بینجامد، تنها شکل مسئله را تغییر میدهد، نه ساختار آن را. آیندهی ایران در مسئولیت جمعی، احترام به کرامت انسانی و وفاداری همزمان به آزادی و استقلال ساخته خواهد شد. شاد باشید